eitaa logo
خاطرات‌ خورشید و ماه𖧧ˑ ִֶ
298 دنبال‌کننده
584 عکس
70 ویدیو
0 فایل
_دیشب با ماه حرف میزدم؛ اون راجب خورشید گفت، من راجب تو +فرق منو تو این بود که تو با خورشید درمورد من حرف میزدی و من با ماه درمورد تو؛ 💛 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1r2ofaj&btn=مآرا:> کپی؟به‌هیچ‌عنوان!
مشاهده در ایتا
دانلود
خاطرات‌ خورشید و ماه𖧧ˑ ִֶ
#حالِ_خوب ʚ ͡  🖤 ᭡
1:02 به ماهِ آسمون می‌گفت: شمع‌ِ شبستونِ منی یادِ عمو بخیر که تو مثل عمو جونِ منی:))
_عباسِ من! دست‌هایت کو!؟ _به شوق دیدار شما، دست و پا گم کرده‌ام. _سرت!؟، چه به روز سرت آمده عباس؟ _سر را چه منزلت، پیش پای عشق شما!؟ _بگذار این تیغ‌ها و تیرها را از تن و بدنت بیرون بکشم. _این‌ها نشان‌های عشق شماست بر پیکر من. عمری چشم انتظار دریافت این نشان‌ها بوده‌ام. _چشمانت! چه کرده‌اند با چشم‌های تو این بی‌چشم‌و‌ روترین خلق عالم!؟ _دست اگر می‌داشتم، این دو چشم را زیر پایتان فرش می‌کردم. _به‌جای این دو دست، دو بال در بهشت خواهی یافت. بهش زیر بال‌های تو خواهد بود. 🌱。˚سقای آب و اَدب ..
_با این همه زخم، هنوز ماه بنی‌هاشمی عباس! 🌱。˚سقای آب و اَدب ..
حسین، نگاه غم‌بارش را از سیاهی سپاه مقابل، می‌ستاند و به سمت آینه‌ی بی‌زنگار _عباس علمدار_ فرو می‌نشاند. و حسرت‌بار زمزمه می‌کند: آنها که دوست‌شان می‌داشتم، رفتند. و من مانده‌ام در میان آنان که دوست‌شان نمی‌دارم. 🌱。˚سقای آب و اَدب ..
کاش ی بادکنک هلیومی، توی بین‌الحرمین بودم، واسه خودم چرخ می‌زدم و همه‌جای حرم می‌رفتم..
تو متوجه نیستی، تو فقط ی رباتی!..
بالاخره بعد از یک ماه تاخیر، اولین امتحان نوبت‌دوم رو دادم🙌🏻
هدایت شده از شاخه نبات 𔗨 ֪֢ ׁ
سلام خانومیای ناز ،شما اینجا باشد این پیام و یک پست مورد علاقتون رو فور بزنید،منم دو پست ازتون فور میزنم🌟🎀