- دیگران چون بروند از نظر ، از دل بروند . .
تو چنان در دل من رفته ، که جان در بدنی :)
.
در حیـرتم از مــرام ایــن مــردم پـست
ایــن طــایفـه زنــده کــش و مــرده پـرست
تا هســت بــه ذلــت بــکشندش بــه جـفا
گــر مُـرد بــه عــزت ببــرندش سـر دســت
عجـــبم آمـــده زیــن مــردم پســـت
مـــردم زنــده کــش و مــرده پــرست
مــردمــی چــون اجــل و عــزرائیــل
مــیدهــند بــاده ی خــون دســت به دســت
ســـر بــریــدن شــده قــانــون بقــا
خنـــجری نیــست، هـــمه پـــنــبه بــه دســت
گـــرز رســـتم شــده اســباب فـــریــب
تیـــر آرش بـــر ســـیه خــاک نشـــست
عشــق و ســودا ســخن مجــنون نیســت
گوئــیا بــر دل او خـــار شـــکست
مــی و ســاقی هـــمه در وهــم و خیــال
روح انســـان ز دم خــون شـــده مــست
عــاشـــقان مجــرم و محــکوم بــه دار
روی دل بــار غمــی ســخت نشـــست
نــالــه کــم کــن کــه بــه جــایــی نــرسد
آه کنــعان بــه گلـــو نــالــه شــکست
- سیــمیــن بهــبهــانی (:
.
عشق، این شعله که بر دار و ندارم افتاد
گرهای بود که بر رشتهی کارم افتاد
جانم از راه گلو داشت میامد بالا
آنچنان سخت که یکباره فشارم افتاد
آخرین نامهات از دست من آنجایی که
گفته بودی که تو را دوست ندارم افتاد
چه بگویم به چه طرزی دل و جانم میسوخت
عشق، این شعله که بر دار و ندارم افتاد
.
خندهات طرح لطیفی است که دیدن دارد
نازِ معشوق دلآزار خریدن دارد
فارغ از گلّه و گرگ است شبانی عاشق
چشم سبز تو چه دشتی است! دویدن دارد
شاخهای از سر دیوار به بیرون جسته
بوسهات میوهی سرخی است که چیدن دارد
عشق بودی وَ به اندیشه سرایت کردی
قلب با دیدن تو شور تپیدن دارد
وصل تو خواب و خیال است ولی باور کن
عاشقی بیسر و پا عزم رسیدن دارد
عمق تو درّهی ژرفی است، مرا میخواند
کسی از بین خودم قصد پریدن دارد
- کاظم بهمنی ؛
در کنار جاده بودم آن شبم باران بود
یار تنهایی من در هرکجا باران بود
غم مخوردم، صبر کردم، خنده بر لب داشتم
دیر کردی فکرکردی انتظار آسان بود؟
دیگر از بس که هوا هم سرد بود
ایستادم در دلم آشوب یک طوفان بود
رعد یکباره بغریدو دلم ریخت بهم
با خودم گفتم دلم آرام باش باران بود...
آن شبم دیر آمدی دیگر هوا روشن بود
فکر کردی گر نیایی دل به خود گوید که این پایان بود؟
آسِمآنمَن💙:)
مآ هیچ تر از هیچ پی هیچ دویدیم ؛ جز هیچ در این پیچ دگر هیچ ندیدیم 🧑🏻🦯؛
دانی که پس از عمر چه مانَد باقی؟
مِهر است و محبت است و باقی همه هیچ!
- مولانا :))