من هم پیش از آنکه با او آشنا شوم ، گمان میکردم هیچ چیز در دنیا ارزش جنگیدن ندارد .
توانايی اين را نداشت که بگويد چه می خواهد و خودش هم نمی دانست که غمگين و دل گرفته است .
قمارباز - فئودور داستایفسکی
آبـےعزیزمن ؛
عبور کردهای از جان !
و هیچ شعری نیست ؛
به ماندگاری ِ عطر ِ نجیب ِ لبخندت .
- فاطمه مشاعی
خودم را گم کردم در فاجعه ای
که سالهاست هزار تیکه می شود .
هر هزار تیکه از من گم می شود .
می ترسم اتفاقی در جایی دفن شوم !
- آصف سخایی
هدایت شده از تَه
تا جایی که می توانم زحمت می کشم ، هر کاری که بلدم انجام می دهم، بیش از این از عهده ام بر نمی آید،
چیزی را که نمی شود چاره کرد باید تحمل کرد..