eitaa logo
آبـےعزیزمن ؛
368 دنبال‌کننده
349 عکس
2 ویدیو
1 فایل
- برای زندگی . دستانت را می‌خواهم که قلبم را نگه دارم ! کسی به نام من : @hp_a8z - آبـے بود ؛ حضورش بوۍ دریا مۍداد .
مشاهده در ایتا
دانلود
از ته دل می‌خواستم و آرزو می کردم که خودم را تسلیم خواب فراموشی کنم . . - صادق هدایت
انسان ها بیشتر اماده تلافی زخم خوردن هایشان هستند تا لطف ، زیرا قدردانی سخت و انتقام ، لذت بخش است . ۴۸قانون قدرت - رابرت گرین
کدام بوسه ، کدام تن مرا از ذهن تو خط زد ؟ - حمید سلیمی
آبـےعزیزمن ؛
بیمار ِ اتاق ِ ۳۷ : داشتم چه میگفتم ؟ بله . من زیبا بودم . این کم عذابی نیست . از شما چه پنهان از
بیمار ِ اتاق ِ ۳۷ حرف هایش تمامی نداشت . انگار که در قفس پرنده ای را گشوده باشی : از همه اینها حالم به هم میخورد . مضحک اند ؛ مزخرف و حوصله سربر . از خودم هم که بارها به عرضتان رسانده ام چقدر بیزارم . احمقانه ترین چیزها دور هم جمع شده اند و تکرار میشوند . روزهای لعنتی . شب های تهوع آور . من در مقابل آنها چه میکنم ؟ بله من حتی مغزم را هم دور انداخته ام . مینگرم . داد میزنم . فحش میدهم . رد میشوم . خدای من چقدر از این کلمه متنفرم اما خسته ام یا شاید خالی . انگار که نیستی درونم ریشه دوانده . شاید هم ابلیس است . نمیدانم . نمیفهمم چه مرگم شده . اصلا نمیدانم چه میگویم . شما هم بروید . برای همه مان بهتر است .
چرا هرکس كه عاشق بوده از جانِ خودش سیر است ؟
این نامه فقط به رسم استقبال از تو است . برای اینکه به تو بگوید یک روز بدون تو روزی ست که تمام نمی شود ، شهری ست بدون باغ ، زمینی ست بی آسمان ! و برای اینکه به تو بگوید هرگز هیچ چیز ما را از هم جدا نخواهد کرد . در این دنیا ، به هم گره خورده ایم . شب خوش زندگی ! قلبت را می بوسم . -نامه آلبر کامو به ماریا کاسارس - ۲۰ دسامبر ۱۹۴۹
انرژی زیادی داشتم اما انگیزه ام تمام آن را برای غیاب خودش استفاده میکرد . بی انگیزه بودم ! - زندان ذهن
مُدام آزرده ات می کنند و می گویند : عمدی در کار نیست و تو می فهمی آنچه در کار نیست ، شعور است . - محمد همایون
- تَائِهٌ بَين ألفِ فِكرَةٍ و شعُور - [ در میان هزاران فکر و احساس گم شده ام . ]
آه ماریا ! ماریای فراموش کار ، هیچ‌کس هرگز تو را این‌طور که من دوست دارم دوست نخواهد داشت . شاید هر وقت توانستی مقایسه کنی ، بفهمی و بیندیشی ، تا پایان عمر به خودت بگویی : هیچ‌کس ، هیچ‌کس هرگز مرا این‌چنین دوست نداشته است . - آلبر کامو
شبیه مه شده بودی ! نه می‌شد در آغوشت گرفت و نه آن سوی تو را دید . تنها می شد در تو گم شد که شدم . - رویا شاه حسین زاده