طلوع فکر و اندیشه
🔴 از صراحت شما ممنونم. در دوران وارونگی معناها، شجاعت در بیان نظرات ستودنی است؛ اما به همان میزان، صداقت در تحلیل و دقت در تفکیک هم لازم است.
فرمودید در مصادیق دچار مشکل شدهام؛ اتفاقاً نقطه قوت هر تحلیل سیاسی، تشخیص درست مصداقهاست. اینکه شهید سلیمانی را فقط میداندار نظامی ، ببینیم و شهید رئیسی را صرفاً با ترازوی نارسِ اقتصادی بسنجیم، دقیقاً نوعی تقلیلگرایی است. شهید رئیسی وارث ویرانهای شد که حاصل سالها بیعملی و اعتماد به غرب بود. در همان زمان اندک، بیش از ۵۰۰ پروژه زیربنایی را به سرانجام رساند، جلوی برخی رانتهای بزرگ ایستاد، و در میدان دیپلماسی، صدای اقتدار ایران شد. ناکامی نسبی او، بیشتر به خاطر ساختاری بود که پیشتر از کار افتاده بود، نه نداشتن اراده و عقلانیت.
در مورد دولتهای نهم و دهم: اگر منظورتان احمدینژادِ دورهی اول است، بله، شجاعانه، مردمی و جهادی بود؛ اما در دور دوم، وقتی زاویهاش با ولایت عیان شد، مسیرش به انحراف رفت؛ چه آنگاه که خانهنشینی کرد، چه آنگاه که با حلقهی انحراف دم گرفت. دفاع مطلق از هر دولتی، خود نوعی محافظهکاری است.
اما دربارهی رهبری و اشاره به تنظیم جمعیت و شورای نگهبان؛ اینجا مسئلهای اصولی مطرح است: آیا ولی فقیه معصوم است؟ خیر. خود ایشان بارها گفتهاند که نقد من اشکال ندارد. اما فرق است میان نقد و سستکردن ستون خیمه. نقد منصفانه، اصلاح میآورد؛ ولی زیر سوال بردن تصمیماتی که با هزاران دادهی امنیتی، اطلاعاتی، و ملاحظات کلان گرفته شده، کار تحلیلگر منصف نیست، بلکه خوراک رسانهی دشمن است.
رهبری فرمودند: گاهی برخی سیاستها ممکن است در زمان خود درست باشد، ولی بعدها نتایج دیگری بدهد.
این یعنی واقعبینی، نه بیخطایی. اما همین رهبر بود که در فاجعه کرونا، با یک دستور، واکسیناسیون را سرعت داد. همین رهبر بود که با نگاه راهبردی، در اوج ناامیدی، صنایع نظامی، سلولهای بنیادی، و پیشرفتهای فضایی را از خاک بلند کرد. مگر ثبات جمهوری اسلامی که بدان اشاره کردید، با خوندل او و شهدا تأمین نشده است؟
جناب ؛
قانونگرایی و انقلابیگری دو سر یک حقیقتاند، نه دو جبهه مقابل هم. اگر انقلابیگری نبود، قانونی باقی نمیماند که به آن تکیه کنیم. و اگر قانون نباشد، انقلابیگری میشود بیهدف. ما به هر دو نیاز داریم؛ ولی اولی، چراغ راه دومیست.
اگر قرار باشد چون برخی تصمیماتِ گذشته مطلوبِ امروز ما نیستند، اصل ولایت را تخطئه کنیم، آنوقت فرق ما با لیبرالهایی که اسلام را فقط وقتی میخواهند که در خدمت منافعشان باشد، چیست؟
من اهل بتسازی نیستم، اما اهل تخریب هم نیستم. نه رهبری را معصوم میدانم، نه منصوبینش را بیخطا؛ ولی یقین دارم که امروز، پرچم عدالت و عزت و مقاومت، در دست کسی است که صدای شهدا را میشنود، نه صدای لابیها را.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5234
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب آقای خانی عزیز ؛ پرسشتان صریح است و اعتراضتان تلخ، و من از این صداقت رنجآلود، فرار نمیکنم؛ بلکه آن را نشانهای از دغدغهمندیتان میدانم.
اما بیایید مسئله را دقیقتر واکاوی کنیم : اگر امروز ظلمی هست (و هست)، و اگر فقر، تبعیض، فساد، و ناکارآمدی در برخی سطوح دیده میشود (و میشود)، آیا این دلیل بر پایان انقلاب است یا نشانهای از ترک انقلابیگری؟
آیا وقتی بدن دچار تب میشود، میگوییم بدن بیفایده است یا میگوییم باید درمان شود؟
انقلاب، طبیب این ملت بود و هست. آنچه ما را به اینجا رسانده، خیانت به آرمانهای انقلاب است، نه وفاداری به آن.
بله! جیب یک عده پر شده و خیلیها در فشارند. اما مگر این همان چیزی نیست که شهید بهشتی هشدارش را داد؟ که نگذارید انقلاب، به دست ناکسان بیفتد؟
انقلابی ماندن یعنی همین: اجازه ندهیم انقلاب مصادره شود؛ نگذاریم خون شهدا، بزکِ جاهطلبی و رانتخواری گردد.
دوست عزیز؛ اگر حنایی بیرنگ شده، نه از بیرنگی انقلاب است، بلکه از بیرنگی ماها در دفاع از حقیقت انقلاب است.
حنای آنها که به اسم انقلاب، به جیب خود فکر میکنند، بیرنگ شده؛ اما حنای امثال سلیمانی، هنوز بر قلبها رنگ دارد.
شما میگویید : جمع کنید آقا.
من میپرسم: چه چیزی را جمع کنیم؟ مطالبهگری را؟ عدالتخواهی را؟ روح مقاومت را؟ اگر اینها را جمع کنیم، چه چیزی باقی میماند جز یک ایرانِ تسلیمشده؟
نه برادر ؛ ما هنوز سرِ آن عهد اول هستیم: تا ظلم هست، مبارزه هست؛ و تا مبارزه هست، ما هستیم.
نه برای پر کردن جیب، بلکه برای پاسداری از کرامت یک ملت.
اگر موافق باشید، به جای جمعکردن، بیایید احیا کنیم:
احیای آن روح انقلابی که نهتنها به ظلم داخلی نه میگوید، بلکه در برابر ظلم جهانی نیز میایستد.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5236
4_5828209662201174577.ogg
زمان:
حجم:
10.3M
🔵 حوزه پیشرو و سرآمد
تحلیل ، پیام رهبر حکیم انقلاب به مناسبت صد سالگی باز تأسیس حوزه علمیه قم
#جلسه_برخط
🎤 موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5236
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست عزیز، سؤال خوبی پرسیدی؛ اما قبل از اینکه قضاوت کنیم، باید اول صورت مسأله را درست ببینیم. بزرگوار :
۱_ آیا طلبه بعد از اتمام حوزه به درآمد میرسد؟
بله، برخی میرسند؛ اما نه مثل کارمندان با حقوق ثابت و مزایا. طلبه اگر اهل کار علمی و تبلیغ نباشد، مثل مهندسی که بیکار بماند، درآمدی ندارد. روحانی باید برود مأموریت، مسجد، منبر، تدریس، پژوهش یا امامت جمعه. این یعنی: درآمد، وابسته به عرضهی واقعی است، نه فقط اسم طلبگی.
۲_ چرا طلبه شهریه میگیرد؟
همانطور که دانشجوی بورسیه از دولت پول میگیرد، طلبه هم در مسیر « خدمت دینی و فرهنگی » بورسیهی نهاد دین است. دانشجو خرج میکند تا شغلی دنیوی بگیرد؛ طلبه، خرج نمیکند تا دنیایش را وقف دین مردم کند. این دو راه متفاوتاند، نه قابل قیاس. هرکس میتواند انتخاب کند: مهندس شود، یا مفسّر قرآن. هر دو هم ارزش دارند، اما مقصدشان فرق دارد.
۳_ آیا همه طلاب با نیت خالص میآیند؟
نه مگر همه پزشکان برای نجات جان مردم میآیند؟ مگر همه وکلا برای احقاق حق وارد دادگستری میشوند؟ در هر صنفی انسانهای متعهد و نانبهنرخروزخور هست. اما اصل راه را با رفتار منحرفان نسنج. اگر کسی برای فرار از کار بدنی آمده حوزه، نه دنیا دارد، نه آخرت؛ چون در این راه اگر صداقت نباشد، نه ثروت میماند نه شرافت.
۴_ آیا روحانی باید فقط از مسجد نان بخورد؟
اصلاً چنین نیست. بزرگان دین همیشه کار میکردند. امام صادق (ع) کشاورز بود، امام باقر (ع) باغدار بود، پیامبر (ص) بازرگان. روحانیتی که بینیاز از مردم باشد، میتواند برای مردم مفید باشد. کسی که مسجد میرود و بعد سوپرمارکت دارد، نه تنها مذموم نیست، بلکه محترمتر است. مشکل آنجاست که کسی فقط با تکیه بر عمامه، بخواهد نان بخورد، بیآنکه علم و عمل داشته باشد. و البته می دانیم که طلبه علم لدنی ندارد و باید تلاش علمی هم بکند. فتأمل.
پس ؛ طلبگی راه سادهخوری نیست؛ راه مجاهدت بیسروصداست.
شهریه، نان برکتدار است نه حقوق مفت؛ چون در ازای سکوت و آسایش نیست، در ازای شبزندهداری و خدمت است.
اگر هدف، فقط نان باشد، بهتر است برود نانوایی ، این راه، اگر برای خدا نباشد، پُر زحمت است و بیثمر.
فرمودهاند: من طلب العلم لیجادل به العلماء، أو ليماری به السفهاء، أو ليصرف وجوه الناس إليه، فهو في النار.
(هر کس علم دین بیاموزد، فقط برای فخر، جدل، یا جلب توجه مردم، جایگاهش جهنم است.)
حوزه، دروازهی نجات است؛ نه نردبان دنیا.
اگر کسی اشتباه آمد، گناه حوزه نیست؛ گناه نیتِ خودش است.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5239
طلوع فکر و اندیشه
🔴 اول از همه یک نکته کلیدی را مشخص کنیم :
کشف فساد، نشانهی ضعف نظام نیست؛ نشانهی سلامت نسبی سیستم نظارتی است.
چون در جایی که فساد کشف نمیشود، حتماً یا نظارتی نیست، یا رسانهای نیست، یا اساساً ارادهای برای مبارزه نیست.
در نظام اسلامی ایران، هر بار فسادی کشف میشود، نشان میدهد که یک سیستم، هنوز دارد نفس میکشد؛ نه مثل حکومت پهلوی که فساد از خود شاه شروع میشد و هیچکس حق اعتراض نداشت.
سؤال مهم این است:
آیا نظام، فاسد است؟ یا درون نظام، افراد فاسد نفوذ کردهاند؟
جواب روشن است:
در نظامی که خود رهبرش، با صراحت و بارها گفته « با هرگونه فساد، بدون اغماض برخورد کنید »، اگر فسادی باقی بماند، نشانه آن نیست که رهبر نخواسته ، بلکه یعنی دشمن زرنگی کرده ، ما خوابمان برده ، یا عدهای نفوذی از قانون سوءِاستفاده کردند.
مثل این است که بگویی: چون پلیس، دزد را دستگیر میکند، پس شهر فاسد است نه عزیز ، وجود پلیس، یعنی نیت مبارزه هست. نبود دزد بهتر است، ولی کشف دزد هم افتخار است نه ننگ.
حالا درباره اون جمله شما که : از ترس گرگ، سگ را کول کنیم!!.
باید گفت: نه گرگ را باید رها کرد، نه به سگِ بیوفا تکیه کرد.
ما نه گرگ تحریم را میپذیریم، نه سگ غربزدهی غربپرست را کول میکنیم!
ما باید خودمان قدرت مقابله با گرگ را پیدا کنیم، نه دستبوسی سگ را انتخاب کنیم!
و درباره رتبه فساد ایران در دنیا :
آمارهای برخی سازمان های نسبتا جهانی برداشت ذهنی و سیاسی ، هستند تا واقعی؛ چون بیشتر، مبتنی بر نظرسنجی نخبگان و فضای رسانهای است، نه پروندههای واقعی فساد.
با این حال، اگر جمهوری اسلامی در جدول فساد رتبه خوبی ندارد، نشان از مشکلات اجرایی و ضعف برخی نهادها دارد، نه مشروعیت یا حقانیت اصل نظام.
مثل پزشکی که در اتاق عمل اشتباه میکند؛ مشکل از طبابت نیست، مشکل از دستِ لرزان است.
بنابراین :
کشف فساد یعنی سیستم هنوز زنده است.
فساد در برخی مسئولان، به معنای فاسد بودن نظام نیست.
رهبری، بیشترین هشدار را در مبارزه با فساد داده، و بارها قوه قضائیه را برای برخورد انقلابی فراخوانده.
شفافیت و عدالت، آرمان ماست، نه وضعیت فعلی؛ و همین مطالبهگریهاست که راه را روشن میکند.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5241
طلوع فکر و اندیشه
🔴 بزرگوار کنشگری شما نهتنها قابل احترام است، بلکه نشانهای از زنده بودن روح مطالبهگری در این مرز و بوم است. اما اگر بناست عدالتخواهی، پرچم ما باشد، نباید از خاطرهها، قلعه بسازیم و از شخصیتها، قُدس مطلق.
در مورد احمدینژاد، نمیتوان میان زاویه با رهبری و زاویه با منصوبین تفکیک خیالی کرد.
وقتی رهبری در برههای حساس، به صراحت گفتند که فلان وزیر باید بماند، و او ۱۱ روز خانهنشینی کرد؛
وقتی دستور مستقیم برای پذیرش حکم قضایی را نادیده گرفت؛
وقتی تریبونش تبدیل شد به محل هجمه غیرمستقیم به حاکمیت؛
آیا اینها زاویه با رهبری نبود؟ یا باید زاویه را فقط در حد مخالفت علنی با اصل ولایت فقیه فهم کنیم؟
اگر امروز در رکاب ولایت است، بهشرطی است که نیت خالص و عمل هماهنگ باشد، نه صرف شعار.
وگرنه خوارج هم تا وقتی لا حکم الا لله میگفتند، مدعی عدالت بودند.
جناب احمدینژاد در دوران خود خدمات بزرگی کرد. کسی منکر نیست.
اما اوجگرفتن یک شخصیت، نباید مجوز پاککردن اشتباهاتش باشد.
نقد شما درباره برخی نهادها بجاست، اما اگر عدالت، انگیزه نقد است، نباید تنها به سمت یک جریان یا نهاد نشانه برود.
عدالتخواه واقعی، شجاعت دارد از دوست خود نیز انتقاد کند، نه فقط از منتقدِ دوست!
و اینکه گفتید: « اگر اشتباهی دیدیم و نگوییم، خیانت است »؛ کاملاً درست است.
اما این را هم بیفزایید:
اگر اشتباهی را فریاد زدیم، اما مسیر اصلاح را به دشمنسازی، حاشیهسازی، و قهر با نظام گره زدیم، باز هم خیانت است؛ حتی با نیت عدالت.
امروز نه زمان ستایش بیچونوچراست، نه وقت قهرهای بچگانه.
بلکه وقت آن است که:
نقد کنیم، اما با انصاف؛
حمایت کنیم، اما بدون بتسازی؛
و بهجای آنکه رهبری را چتر اشتباهات خود کنیم، اشتباهات را در پرتو هدایت او اصلاح نماییم.
شجاعت در گفتن، زمانی ارزشمند است که با درک پیچیدگیها، انصاف در قضاوت، و عقلانیت در تحلیل همراه باشد.
وگرنه، فریادِ تنها، میتواند هم آژیر خطر باشد، هم صدای تفرقه.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5243
طلوع فکر و اندیشه
🔴 😂 آنگاه که حقیقت، خار چشم تاریکاندیشان میشود، و صداقت، تیر بر قلب اهل نفاق مینهد، عجیب نیست که تهمت لباس استدلال شود و افتراء نقش تحلیل گیرد.
اتهامی که در آن نه تحقیق است، نه انصاف، نه ادب، و نه ایمان.
به حضراتی که با ذهنیتی علیل و نگاهی زهرآگین، از وجنات و سکنات بنده، خیالبافیهای انتخاباتی میسازند، عرض میدارم :
ما را نه هوس مجلس است، نه طمع کرسی قدرت. آنکه نان قلم میخورد، از دنیای زر و زور و تزویر بینیاز است. ما اهل سنگر اندیشهایم، نه صحنه رقابتهای آلوده.
و اما آن تهدید خامدستانه که نامبرده را به حال خود رها کنید ، تلختر از آن است که از ذهنی نجیب تراوش کرده باشد. مگر قلم را زنجیر توان بست؟ مگر اندیشه را به بند توان کشید؟ به خدا قسم که اگر تمام صاحبان قدرت دست به دست هم دهند، باز نخواهند توانست قطرهای از دریای باور ما را از مسیر خدمت به خلق و روشنگری بازدارند.
اینان که از روشنگری ما رنجیدهاند، کاش لحظهای در آیینه اعمال خود بنگرند، شاید دریابند که دشمن ما نیستند، که خصم حقیقتاند.
بدانید و آگاه باشید :
ما باکی از طوفان نداریم، چرا که نه بر موج تکیه زدهایم و نه بر ناز باد. ما را ستونهایی از باور و رسالت نگاه داشتهاند؛ پس یا با ما باشید، یا باطل را همراهی کنید، اما حق را به حاشیه نتوان راند، هرچند با زخم زبان و تحلیلهای سطحی.
و السلام علی من اتّبع الهدی.
✍ موسی آقایاری
خادم اندیشه، نه بازیگر صحنه قدرت
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5245