eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
1.1هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1هزار ویدیو
34 فایل
حمایت و ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
طلوع فکر و اندیشه
🔴 شما که حتی یک خط از سخنم را نخواندی، چه باکی اگر عمقش را نفهمیدی؟ قضاوت نادانسته، نشان از دردِ بی‌دردی‌ست، نه درک حقیقت. تهمتِ نفاق و تفرقه، تیری‌ست که سال‌هاست دشمنانِ روشنگری به سمت هر فریاد حقیقتی پرتاب می‌کنند. اما ما به‌جای عقب‌نشینی، سینه‌مان را سپر می‌کنیم، چون می‌دانیم سکوت در برابر فساد، خودش خیانت به وحدت است، نه سخن گفتن از دردها. مبادا غیرت را قربانی قاعده‌سازی‌های سیاسی کنیم. مبادا برهنگی فرهنگ را با رنگ‌های دروغین آزادی بزک کنیم. من نه برای بر هم زدن مردم که برای بیدار کردن قلم می‌زنم. و اگر فریادم آتش است، از حرارت غیرت است، نه حقد و کینه. اگر سخنم سهراب‌ گونه است، از زلالی حقیقت است، نه خنجر تفرقه. شما اگر واقعا از سیمرغ گفتی، باید بدانی سیمرغ از دل آتش برخاست، نه از لالاییِ سکوت. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5274
🔴 پاسخ شما محترم، اما ناقص و مغالطه‌آمیز است. درست است که فساد اقتصادی ریشه بسیاری از مشکلات است؛ اما تنزل دادن تمام بی‌حیایی‌ها و سقوط اخلاقی به مشکلات معیشتی، پاک کردن صورت‌مسئله تربیتی و فرهنگی است. آیا هر که فقیر شد، باید حیا را کنار بگذارد؟ آیا در دهه ۶۰ که مردم در فقر و جنگ بودند، چنین بی‌غیرتی‌ها و عریانی‌هایی دیده می‌شد؟ آیا حجاب، پوشش و غیرت، کالاهای لوکس‌اند که باید اول یارانه بگیرند تا سر از تن جدا نکنند؟ اینکه بگویی چون فقر هست، پس بی‌حیایی هم طبیعی‌ست، یعنی رسمیت دادن به حیوان‌وارگی در روزگار فشار. نه برادر! لقمه حرام تنها اختلاس‌گر پشت میز نیست؛ کسی که ارزش‌های الهی را برای چند فالور و چند لایک و اسکناس لگدمال می‌کند نیز از سفره پاک بی‌نصیب است. اخلاق، در نبود پول سقوط نمی‌کند؛ در نبود ایمان، حیا، و غیرت سقوط می‌کند. درد ما دو لایه دارد : اقتصاد فاسدی که عمدتا ثمره اصلاحات و لیبرالهاست و فرهنگ بی‌صاحب. و باید با تمام توان، همزمان هر دو جبهه را آتش زد؛ نه اینکه یکی را بهانه کنیم و آن یکی را رها. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5276
🔴 پاسخ شما را نیک خواندم و از غیرت شما بر دیار خویش، آگاه شدم. اما آیا خرد و انصاف حکم نمی‌کند که پیش از برآشفتن، به عمق سخن بنگریم نه به ظاهر آن؟ من از برخی مردان ، سخن گفتم، نه از مردم شریف شهری خاص. اگر دامان غیرت شما پاک است، پس این تازیانه سخن، بر شما فرود نیامده است؛ چرا خود را در مظان خطاب دیده‌اید؟ مگر نه آن است که مردان بزرگ، پیش از دفاع از شهر و دیار، از حقیقت دفاع می‌کنند؟ مگر نه آن است که دیار دلیران و شهیدان، باید نخستین سرزنش‌کننده بی‌حیایی و بی‌غیرتی باشد، نه مدافع یا توجیه‌گر آن؟ تمدن، بی‌اخلاق، شیشه‌ای‌ست در آفتاب؛ زود ترک می‌خورد. و مهمان، اگر نقدی گوید، زبانش را نباید برید. گاه صدای حق، از دهان غریبه‌ای شنیده می‌شود که فرزند خانه از گفتنش عاجز است. پس برنجیدن روا نیست؛ که سخن از فساد فرهنگی‌ست، نه توهین به قومی شریف. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5277
طلوع فکر و اندیشه
افسانه‌سازی های شما از یک دوران خاکستری، حقیقت را دفن نمی‌کند اعطای لقب و قهرمان‌سازی از کسی که در دورانش، ریشه‌های انحطاط فرهنگی، سیاسی و هویتی این ملت کاشته شد، نه تحلیل است، نه انصاف. خاتمی نه منجی ایران بود و نه نابغه مدیریت؛ بلکه آغازگر دوره‌ای بود که : مرزهای حیا و دین در رسانه‌های رسمی شکست. در همان دولت اصلاحات بود که روزنامه‌هایی مانند خرداد، نشاط، آفتاب امروز و... عملاً با زیر سوال بردن مسلمات دینی، توهین به پیامبر و اهل‌بیت و قبح‌زدایی از بی‌دینی، جاده‌صاف‌کن بی‌حیایی و بی‌دینی شدند. فتنه‌ی فرهنگی و شبیخون تمدنی، توسط نزدیک‌ترین چهره‌های دولت او تغذیه شد. تئوری‌پردازان سکولاریسم دینی و تفسیرهای اباحه‌گرانه از اسلام، تریبون و پشتوانه رسمی یافتند. رکود اقتصادی در لایه‌های پایین جامعه حاکم شد و به‌رغم درآمد نفتی مناسب، اشتغال پایدار ایجاد نشد. بیکاری تحصیل‌کردگان به اوج رسید و شعار توسعه سیاسی پوششی شد بر ناتوانی دولت در ایجاد تحول اقتصادی. افتخار او به گفت‌وگوی تمدن‌ها، صادرات فرهنگی غرب را به درون خانه‌های ایرانی آورد، بی‌آن‌که زیرساخت مقاومت فرهنگی فراهم شود. نتیجه‌اش شد نسل سردرگم پس از دهه ۷۰. دولت او با بی‌سابقه‌ترین هجمه‌ها به جایگاه روحانیت، ولایت فقیه و اصول انقلاب مواجه شد، اما با سکوت و مماشات، فضا را برای افراطیون شبه‌روشنفکر باز کرد. فتنه‌ی ۷۸ و کوی دانشگاه، زاییده همین فضای ولنگارانه سیاسی و فرهنگی بود که دولت خاتمی یا بی‌تدبیرانه با آن برخورد کرد یا خود خواسته، آن را نادیده گرفت. و از همه مهم‌تر، خاتمی خودش آغازگر دوقطبی‌سازی ملت بود؛ مردم را به اصلاح‌طلب و ضد اصلاح تقسیم کرد و روح وحدت انقلابی را تضعیف نمود. پس نه، نظم آن دوران، آرامش قبل از طوفان فتنه‌ها بود. و فساد پایین آن روز، محصول پنهان‌کاری و ضعف نهادهای نظارتی بود، نه پاکدستی عمومی. ملت ایران باید یاد بگیرد که حافظه تاریخی‌اش را با تیترهای رسانه‌ای معامله نکند. خاتمی، نه معصوم بود، نه معجزه‌گر؛ بلکه آزمونی بود برای این‌که بدانیم ؛ اگر ظاهر متدین، اما باطن بی‌برنامه و بی‌حیا باشد، نتیجه‌اش فروپاشی فرهنگی است. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5279
🔴 تحلیلی از عملکرد دولت پزشکیان؛ تکرار مسیر انحرافی اصلاح‌طلبان و خطر بدبین‌سازی عمومی به اصل نظام و مقدسات جریان اصلاح‌طلب، برخلاف ادعاهای اولیه‌اش مبنی بر عقل‌گرایی، مردم‌سالاری و توسعه‌خواهی، در تجربه‌های پیشین خود نشان داده است که نه در مقام نظر از انسجام فکری کافی برخوردار است و نه در مقام عمل، توانسته الگوی قابل دفاعی از اداره کشور ارائه دهد. اکنون که نزدیک یکسال از آغاز به‌کار دولت دکتر مسعود پزشکیان و انتصاب برخی از همان چهره‌ها یا وابستگان فکری دولت‌های اصلاح‌طلب گذشته، بیم آن می‌رود که تجربه‌ای تکراری و تلخ، بار دیگر با هزینه‌ای سنگین‌تر، به ملت ایران تحمیل شود. تجربه ثابت کرده است که مردم، اصلاح‌طلب یا اصولگرا را نمی‌فهمند؛ عملکرد را می‌فهمند. و وقتی عملکردها ضعیف، ناکارآمد، متناقض و آزاردهنده شود، نه فقط نسبت به دولت، بلکه نسبت به اصل نظام اسلامی، ساختارهای حاکمیت و حتی ارزش‌های دینی دچار تردید و بدبینی می‌شوند. اینجا خطر اصلی نه در تفاوت گرایش‌های سیاسی، بلکه در گره زدن ناکارآمدی به کلّ نظام و آرمان‌های انقلاب اسلامی است. ۱_ ساده‌انگاری در ساختار قدرت و تکرار چهره‌های ناکارآمد دولت پزشکیان، با علم کردن نهج البلاغه و شعارهایی نظیر شفافیت، عدالت و دوری از حاشیه، آغاز شد اما نخستین نشانه‌های اجرایی آن، انتصاب چهره‌هایی بود که در دوران اصلاحات، نه‌تنها توفیقی نداشتند بلکه بعضاً به‌عنوان پدیدآورندگان بحران‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شناخته می‌شوند. دولت پزشکیان شورای راهبری درست کرد ولی اصلا راه را بلد نیستند و یا عمدا راه را اشتباهی می روند. بسیاری از وزرا و مشاوران پیشنهادی، نه تنها پاسخ‌گوی کارنامه قبلی خود نبوده‌اند، بلکه امروز نیز نشانی از تحول‌خواهی و نوآوری در آن‌ها دیده نمی‌شود. ۲_ بحران مدیریت در سه سطح حیاتی کشوراقتصاد : با وجود شعارهای پرطمطراق، دولت هیچ برنامه‌ عملی و مدوّنی برای تثبیت قیمت‌ها، مهار تورم، کنترل بازار ارز و بهبود معیشت مردم ارائه نداده است. تورم افسارگسیخته، مسکنِ دست‌ نیافتنی، نرخ بالای بیکاری در میان جوانان تحصیل‌کرده، و ضعف در تولید داخلی، تنها گوشه‌ای از چشم‌انداز بحرانی است که در حال تعمیق است. مثلا جوان امروزی می پرسد که چرا خانم سخنگوی دولت باید شصت میلیون حقوق بگیرد؟!! ■ فرهنگ و آموزش‌ و پرورش: در حالی‌که آموزش‌وپرورش، قلب تپنده آینده‌سازی کشور است، این دولت با بی‌برنامگی و آزمون و خطا، آن را دچار سردرگمی کرده است. ابهام و تطویل در استخدام معلمان، عدم توازن در محتوای آموزشی، تعطیلی های مکرر مدارس و بی‌توجهی به تربیت دینی و هویتی نسل جدید، بزرگ‌ترین خیانت به نسل آینده است. ■ انرژی و برق: مدیریت انرژی نیز نشان می‌دهد دولت فاقد برنامه‌ریزی منسجم برای حال حاضر و تابستان پیش‌رو و آینده بلندمدت صنعت برق است. خاموشی‌ها، بی‌برنامگی در توسعه زیرساخت‌های برق، و نگاه سیاسی به انتصابات، زنگ خطر جدی برای بخش تولید و زندگی مردم است. ۳_ اصلاح‌طلبان و مأیوس‌سازی تدریجی مردم اشتباه راهبردی اصلاح‌طلبان این است که گمان می‌کنند با بزرگ‌نمایی نواقص نظام و تکرار شعارهای تغییر ساختار و دموکراسی غربی می‌توانند از مسئولیت عملکرد خود شانه خالی کنند. در حالی‌که عملاً این جریان، با ناکارآمدی مکرر، مردم را در برابر اصل نظام و آرمان‌های انقلاب دلسرد می‌کند. اگر در گذشته، دشمنان خارجی تلاش داشتند مردم را از بیرون دچار تزلزل کنند، امروز برخی جریان‌های داخلی با سوء‌مدیریت، همان هدف را از درون پی می‌گیرند. ۴_ مطالبه از مجلس و رسانه‌ها ؛ نگذارید اعتماد مردم قربانی سیاسی‌کاری شود ■ امروز مجلس شورای اسلامی باید نشان دهد که در رأس امور است. نظارت بر عملکرد دولت، فراخواندن وزرا برای پاسخ‌گویی، پیگیری طرح‌های معطل‌مانده، و جلوگیری از انحصار قدرت در حلقه‌های خاص اصلاح‌طلبی، وظیفه‌ای تاریخی و بی‌بدیل برای مجلس است. ■ از سوی دیگر، رسانه‌های انقلابی و نخبگان فکری نباید در مقابل این بی‌سامانی، به‌خاطر ملاحظات سیاسی، دچار رودربایستی شوند. منتقد بودن در برابر دولت، نشانه وفاداری به نظام است؛ نه براندازی. اگر امروز نقد مؤثر و صریح صورت نگیرد، فردا دیگر اعتماد عمومی به هیچ رسانه و تحلیل‌گری باقی نخواهد ماند. ✅ بنابراین ؛ آنچه امروز در دولت پزشکیان و جریان اصلاح‌طلب دیده می‌شود، تکرار چهره‌های ناکارآمد با شعارهای نو است؛ نه عقلانیت، نه امید. ساده‌دلیِ آقای پزشکیان بدون تدبیر، مردم را نه از دولت، بلکه از کلیت نظام دلزده می‌کند. تنها راه بازسازی اعتماد، صداقت و کارآمدی است؛ نه شعار و فرافکنی. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5279
طلوع فکر و اندیشه
🔴 سخنی پیرامون خانم سخنگوی دولت پزشکیان و اعلام حقوق شصت‌میلیونی آن‌گاه که مجری رسانه از سخنگوی دولت درباره میزان دریافتی ایشان پرسید و پاسخ شنیده شد : فکر می‌کنم نزدیک ۶۰ میلیون تومان حقوق می‌گیرم ، نه فقط یک عدد، بلکه عمق یک فاجعه‌ فرهنگی و مدیریتی عیان شد؛ فاجعه‌ای که ریشه در نوعی نگاه به جامعه و حتی جهان هستی دارد : نگاه لیبرال‌گرایانه‌ای که اصالت را به فرد می‌دهد نه جامعه؛ و محور تصمیم‌سازی را رفاه شخصی قرار می‌دهد نه عدالت اجتماعی. در منطق لیبرالی، انسان باید بخورد و بچاپد تا چاق و فربه شود؛ حال آنکه در این میان اگر میلیون‌ها انسان دیگر زیر بار گرانی، تورم، بیکاری، اجاره‌خانه و سفره‌های خالی له شوند، چندان مهم نیست. چنین تفکری، با بی‌رحمی تمام، ریشه در این اصل نانوشته دارد : من باید بمانم، حتی اگر همه بسوزند اما آقایان محترم ؛ مردم ما نه از کم‌بودن امکانات، بلکه از نابرابری فرصت‌ها، تبعیض‌های سازمان‌یافته، و رفاه بی‌درد مسئولان است که می‌نالند. چگونه می‌شود در کشوری که اکثریت کارگران و بازنشستگان حدود ده میلیون تومان درآمد دارند، یک مسئول ارشد به‌راحتی از دریافتی ۶۰ میلیونی سخن بگوید و حتی کوچک‌ترین عذرخواهی یا شرمساری در لحن او دیده نشود؟! این عادی‌سازی حقوق‌های نجومی، نه فقط زخم بر اعتماد عمومی است، بلکه دقیقاً همان چیزی‌ست که دشمن در جنگ رسانه‌ای خود بدان تکیه کرده است؛ تصویری که القا می‌کند: حاکمان شما بر سفره بیت‌المال نشسته‌اند و شما تنها نظاره‌گر باشید. چه زیبا فرمود رهبر انقلاب که : اشرافی‌گری آفت بزرگ جمهوری اسلامی است. امروز وقت آن است که آقایان مسئول با خود بیندیشند : آیا ما در مسیر انقلاب مستضعفان حرکت می‌کنیم، یا در مسیر سرمایه‌داری و تفکر لیبرال‌مآبانه‌ای که با اصالت فرد، عدالت اجتماعی را به مسلخ برده است؟ اگر قرار است این ملت بماند، باید درد مسئول با درد مردم یکی باشد، نه اینکه فاصله بین فیش حقوقی آقایان با سفره خالی مردم، به اندازه یک دره هولناک باشد. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5283
طلوع فکر و اندیشه
اعتراض شدید و رسمی به برگزاری مراسم پایکوبی در جلسه‌ای با ظاهر دولتی به: نهادهای نظارتی، امنیتی و قضایی کشور موضوع: اعتراض قاطع به برگزاری مراسم غیرمتعارف پایکوبی در محفلی با ظاهر رسمی دولتی بر اساس گزارش‌های مردمی ، در جلسه‌ای که به نظر می‌رسد تحت عنوان رسمی و با حضور مسئولان دولتی برگزار شده، اقدام به برگزاری مراسم پایکوبی و پخش ترانه‌های نامتناسب با شأن نظام اسلامی شده است. این عمل نه‌تنها با ارزش‌های انقلابی و دینی ما در تضاد است، بلکه توهینی آشکار به خون شهیدان و مادران داغدیده‌ای است که هنوز اشک‌هایشان بر مزار فرزندانشان خشک نشده است. سؤالات اساسی و مطالبات ملت انقلابی : 1. مجوز این مراسم از سوی کدام نهاد صادر شده و مسئولیت آن بر عهده چه شخص یا ارگانی است؟ 2. چرا در کشوری که با هزاران شهید و ایثارگری به این جایگاه رسیده، باید شاهد چنین برنامه‌های غیراخلاقی و غیرانقلابی در محافل رسمی باشیم؟ 3. آیا این اقدام، بخشی از یک برنامه حساب‌شده برای تضعیف روحیه انقلابی جامعه و ترویج فرهنگ مبتذل غربی نیست؟تقاضاهای فوری : - رسیدگی سریع و شفاف نهادهای امنیتی و قضایی به این موضوع و شناسایی عوامل برنامه‌ریزی و اجرای این مراسم. - برخورد قانونی با تمامی دست‌اندرکاران این اقدام خلاف ارزش‌های نظام و انقلاب. - تشکیل پرونده و پیگیری قضایی برای جلوگیری از تکرار چنین وقایع ناهنجاری در آینده. هشدار جدی : اگر در کوتاه‌ترین زمان ممکن پاسخ قانع‌کننده و اقدام عملی از سوی مراجع ذی‌صلاح مشاهده نشود، این اعتراض از طریق تمامی رسانه‌های داخلی و خارجی، شبکه‌های اجتماعی پیگیری خواهد شد تا افکار عمومی از عمق فاجعه و خیانت احتمالی برخی مسئولین غربگرا و لیبرال محور در پشت پرده آگاه شوند. والسلام ملت غیور و انقلابی ایران پاینده ایران اسلامی سرنگون باد آمریکا و عوامل نفوذی آن ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5285