طلوع فکر و اندیشه
🔴 برادر عزیز، گفتید که انگار من در این جامعه زندگی نمیکنم. نه، من دقیقاً در همین کوچه و خیابانم؛ با همان نان و گرانی، با همان صف نوبت بیمارستان دولتی، با همان اضطراب تربیت فرزند در برابر هجمهها. اما فرق من و شما شاید در این باشد که من هنوز امید به اصلاح را زنده نگه داشتهام، و شما آن را به حساب سادهلوحی میگذارید.
■ شما از قتلهای زنجیرهای گفتید؛ من هم با بغض از آن یاد میکنم. شما از حبسها و فیلترینگ میگویید؛ من هم از ضرورت آزادیهای مشروع دفاع میکنم. اما آیا جز این است که در تمام دنیا —از فرانسه تا آمریکا—وقتی فردی امنیت ملی را تهدید کند، با او با دست گل برخورد نمیشود؟
■ شما گفتید فریاد بزن؛ ولی مگر هر فریادی، مشروع است؟ فریاد برای عدالت با آشوب و دعوت به براندازی یکی نیست. شما اگر طرفدار آمریکا باشید، بدانید که آنجا با کوچکترین تحریک امنیتی، قانون میخواباند ؛ به معترضان کاپیتول (۶ ژانویه) نگاه کنید که تا ۲۰ سال زندان گرفتند. پس نپرسید چرا در ایران با آشوب برخورد میشود. بپرسید: آیا راه مطالبهی قانونی بسته است یا ما مسیر عقلانی را رها کردهایم؟
■ امروز هزاران طلبه، استاد دانشگاه، دانشجو، معلم، کارگر، کارمند، با همین سختیها زندگی میکنند و مطالبهگری میکنند، اما نه با سوزاندن پرچم، نه با شایعه، نه با دعوت از شبکههایی که هدفشان فروپاشی است، نه اصلاح.
■ بله، شما میگویید نظام ایراد دارد؟ من هم میگویم. اما بفرمایید:
آیا کشورهای مدعی دموکراسی مثل آمریکا و فرانسه و بریتانیا، هیچ مسئلهای ندارند؟
آیا فقط در ایران فساد هست؟ یا فرقش این است که ما هنوز مردممان در مساجد و محرم و راهپیمایی و صندوق رأی حضور دارند، و این خار چشم دشمنان است؟
■ نه عزیزم، ما در مدینه فاضله نیستیم. اما اگر کسی گفت: نظام باید اصلاح شود نه سرنگون، این را خزعبل ندانید، این یعنی شعور سیاسی. هرچه هست، با تمام ضعفها، اینجا هنوز صندوق رأی هست، صدای امثال شما هست، و اگر ما مطالبهگری را به جای تخریب تمرین کنیم، جامعه پیش میرود.
■ ما اگر درد داریم، باید راه درمان هم نشان دهیم. شما هزار نقد دارید؟ بنویسید، بگویید، اما اگر ته آن به ، هیچچیز نمیشود اصلاح کرد ، ختم شود، ناخواسته در زمین همان شبکههایی بازی میکنید که اساساً از دین و ایران بیزارند، نه فقط از فساد.
✅ من و شما اگر بخواهیم انقلاب را نجات دهیم، باید از تندرویها عبور کنیم. نه حق را بپوشانیم، نه باطل را بزک کنیم. و نه اجازه دهیم صدای عدالتخواهی، زیر چکمهی تخریبطلبی له شود.
برادر خوبم؛ شما را اهل فکر میدانم. و به گفتوگو با شما دلگرمم. اما بیایید از رنج مشترک، تحلیل مشترک بسازیم، نه تحقیر متقابل.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5328
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب منتقد ارجمند؛ با دقت به نکات مطرحشده در بیانات شما توجه کردم؛ اگرچه لحنی گزنده و قضاوتگر داشت، اما آن را فرصتی برای وضوحبخشی بیشتر میدانم.
■ وفاداری به آرمان مساوی با تأیید تمام عملکردها نیست ؛ شما ادعا کردهاید که منظومهی فکری من منطبق بر حاکمان جمهوری اسلامی است. اگر مقصودتان دفاع از عقلانیت دینی، استقلال، مردمسالاری دینی، و عدالتخواهی است، پاسخ مثبت است. اما اگر گمان میبرید این وفاداری به معنای توجیه همهی تصمیمات است، سخت در اشتباهید. تعهد به آرمانها، نافی نقد نقاط ضعف نیست.
■ تسلط بر باورها مساوی با لکنتِ فکری نیست ؛ اتهامِ نداشتن لکنت را به من نسبت دادهاید! آیا استدلال محکم و بیتزلزل، جرم است؟ این استواری اندیشه است، نه تقلید کورکورانه. من سخنم را بر پایهی مستندات دینی، تاریخ، و واقعیتهای جامعه استوار میکنم. در مقابل، لکنت واقعی آنجاست که فرد در نقدهایش، میان کلیشههای تکراری و تناقضهای آشکار سرگردان باشد.
■ دشمنِ موهوم یا واقعیتِ عینی؟ شما اشاره به دشمن موهوم را نشانهی توهم دانستهاید. اما آیا تحریمها، جنگ اقتصادی، و تبلیغات رسانهای علیه ایران، خیالی است؟ تفاوت من با شما اینجاست: من همزمان به دشمن بیرونی و ضعفهای داخلی اشاره میکنم، اما شما تنها یک سو را میبینید. دشمنتراشی خطاست، اما انکار دشمنیِ موجود، سادهاندیشی است.
■ قیاس ؛ ابزار تحلیل یا توجیه؟ قیاس کشور با دیگران را نخنما خواندهاید. اما مقایسه، روشی علمی برای سنجش پیشرفت یا عقبماندگی است. اگر کسی بهجای سیاهنمایی، وضعیت ایران را در چهارچوب جهانی بررسی کند، نه تبلیغات که تحلیل ارائه داده است. شاید مخالفت شما با قیاس، از ترسِ بهچالشکشیدنِ برخی گزارههای افراطی ناشی شود.
■ تناقض در استناد به دکتر سروش ؛
از قول ایشان به انقلاب بیتئوری اشاره کردهاید. اما اگر امروز نظام، چارچوب نظری و آرمانی دارد، چرا آن را ناپذیرفتنی میدانید؟ آیا نظرات کنونی دکتر سروش برای شما حجت است، اما آرمانهای انقلاب برای من باید مایهی شرمساری باشد؟ انصاف در گفتوگو، پذیرش نقد دوسویه است.
✅ نوآوری؛ گسست از گذشته یا بازخوانی خلاقانه؟ پرسیدهاید: اگر حرف نویی دارید، بگویید. اما نوآوری به معنای انکار اصالتها نیست. نو بودن، یعنی بازاندیشیِ انتقادی در سنتها ، با تکیه بر عقل و شجاعت نقد. مسیر من همین است: نه تقلید کورکورانه، نه انقلاب بیپایه.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5333
طلوع فکر و اندیشه
🔴 ادبیات شما، نه نشانی از بیداری دارد و نه نشانی از انصاف. توهین، فریاد، تحقیر و تهدید، زبان کسی است که یا دلیل ندارد، یا از شنیدن منطق ناتوان است. اما من، حتی این سبک سخنگفتن شما را نشانهای از درد میدانم؛ و با منطق، پاسخ میدهم، نه با کینه.
■ مرا مفتخور خواندهاید؟ طلبهای که سالهاست بیهیچ پشتوانه مالی، در گرما و سرما پای تربیت و تبیین دین ایستاده، مفتخور نیست؛ مفتخور آن کسی است که از جیب این مردم ارتزاق میکند و جز نفرتپراکنی چیزی به آنها عرضه نمیدارد.
■ رهبری را ضحاک نامیدید؟ ضحاک کسی است که مغز مردم را میخورد؛ اما رهبری که سالهاست سادهزیستترین مقام کشور است، بار مشکلات را به دوش میکشد، و حتی دشمنانش او را باهوش و قوی توصیف میکنند، شایسته چنین لفاظیهای بیمارگونهای نیست.
شما آزادید نقد کنید، اما بیاحترامی به شخصیتی که میلیونها ایرانی مؤمن او را نقطه ثقل امنیت و عزت میدانند، نه نقد است و نه شجاعت؛ بیادبی است.
■ از درد مردم میگویید؟ ما نیز از درد این مردم خوندل خوردهایم. اما انصاف حکم میکند که میان بیماری و طبیب تفاوت بگذاریم. آیا چون پزشکی نتوانسته تمام دردها را دوا کند، باید مطبش را آتش زد؟
از غزه خشمگینید؟ چرا؟ چون ما از مظلوم دفاع میکنیم؟! مگر دفاع از مظلوم، نافی دفاع از مردم ایران است؟! وجدان دینی و انسانی ما، مرز نمیشناسد.
■ حوزه را فاسد خواندید؟ اگر حوزه نبود، امروز فرهنگ ما با ابتذال غرب یکسان شده بود. همین حوزه بود که فرزندانش جان دادند تا شما آزاد باشید حرف بزنید—حتی اگر این آزادی را به فحاشی آلوده کنید.
✅ و بالاخره،
من نه از توهین شما آزردهام، نه از تهدیدتان هراسان. زیرا میدان اندیشه، عرصه منطق است، نه عربده.
اگر مرد مناظرهاید، بیایید پای میز گفتوگو.
اما اگر تنها هنر شما بددهنی است، بدانید:
کسی با ناسزا به خورشید، جلوی تابش آن را نمیگیرد. صدای بلند، دلیل درستی نیست؛ و فحش، جای خالی منطق را پر نمیکند.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5335
طلوع فکر و اندیشه
🔴 آهای کسی که بیمحابا دهانت را به توهین و تهمت باز کردهای. از ولایت فقیه میگویی، اما نه برای نقد، که برای نفی تمام ستونهای دین. از کدام علم و مبنای فقهی سخن میگویی؟ از کدام بزرگان؟ از همانهایی که عمرشان را پای حوزه و تفقه گذاشتند و حتی آنان که نظر متفاوت دارند، هیچگاه بهسان تو، تیغ جسارت را به ریشه نزدهاند.
شما میگویی : ولایت فقیه بیمبناست ؛ در حالیکه اگر ناآگاه نباشی، میدانی که بحث ولایت فقیه، سابقهای دیرین در فقه دارد؛ از شیخ مفید و محقق و علامه حلی گرفته تا امام خمینی، شهید صدر، آیتالله جوادی آملی، و دهها فقیه بصیر که با دلیل و برهان، آن را تبیین کردهاند.
تو یک روایت را به سخره گرفتی، چون هرگز رسالههای فقهی را نخواندهای، فقط چند جمله از اینوآن شنیدهای و خیال کردهای علم داری.
ولایت فقیه برای آن است که احکام دین در عصر غیبت، زمین نماند و امت، بیسروصدا در دهان لیبرالیسم و سکولاریسم بلعیده نشود.
ولایت فقیه، دشمن دیکتاتوری است؛ نه ابزار آن. دیکتاتور آن است که با بیدینی، بیغیرتی، شهوترانی و فساد تاج میگذارد، نه کسی که با نان خشک و زیلوی ساده، خواب را بر چشم میرباید تا این ملت بیدار بماند.
شما گفتی بهخاطر مطامع، دین را قربانی کردید.
نه برادر ، مطامع را آنها قربانی کردند که با تمام قدرت تبلیغ کردند: دین افیون تودههاست ، و وقتی حوزه قیام کرد، خون بر دلش کردند.
اگر مطامع بود، همین طلبهها دنبال ریاست و ثروت میرفتند، نه رنج حجرههای بیامکانات. اگر منفعتطلبی بود، باید در صف امپراتوری رسانهای شما میرفتیم، نه در صف محرومان.
شما از زندان گفتی ، بله، زندان هست. اعتراض هست. ضعف هست.
اما فرق ما با شاه این است که در این کشور، یک روستازاده هم میتواند به مسئولان فریاد بزند و امثال تو میتوانند با همین لحن، آشکارا بنویسند و منتشر کنند. در کدام دیکتاتوری، اجازهی این همه ناسزا هست؟ در زمان شاه فقط یک انتقاد میکردی، ناپدید میشدی.
تو وجدان را صدا زدی؟ پس بیایید با وجدان سخن بگوییم:
در میان این همه هجمه و جنگ و تحریم و خیانت، کدام کشور را دیدهای که با اینهمه دشمن بیرونی و درونی، هنوز پابرجا باشد؟
این پایداری، به برکت ایمان است و رهبری فقیهی که اگر نبود، امروز ایران دومین لیبی، سوریه یا عراق شده بود.
حالا اگر گوش شنوا داری، بیایید بنشینیم، کتاب بگشاییم، استدلال کنیم؛
و اگر نه،
با فحش و دروغ و تمسخر، فقط شعلهی دشمنی را زیاد میکنی، بیآنکه چراغی به دست گرفته باشی.
حقیقت با غوغا خاموش نمیشود؛ و ولایت فقیه، ریشه در خون شهیدان و تفقه فقها دارد، نه در نان سیاست.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5338