طلوع فکر و اندیشه
🔴 سپاس از پیگیری شما و پرسش مجددتان که نشان از دغدغهمندی دارد. اما نکاتی در کلام شما هست که نیازمند دقت بیشتر و نگاه عمیقتر است.
■ اول اینکه پرسیدهاید ؛
آیا روحانیون قرار نیست سلاح بهدست بگیرند و فقط دیگران را به جهاد تشویق کنند؟
عرض میکنم :
روحانی اگر در جایگاه سرباز باشد، سربازی میکند؛ اگر در جایگاه فرمانده باشد، فرماندهی میکند؛ اگر مربی میدان معنا و شعور جهادی باشد، اندیشهسازی میکند.
نقشها متفاوت است؛ اما همه در جهاد شریکاند.
■ از صدر اسلام تا دفاع مقدس و تا امروز، نمونههای فراوانی از روحانیونی داریم که سلاح بهدست گرفتند و به شهادت رسیدند. مگر شهید مطهری، صدوقی، باهنر، اشرفیاصفهانی، مدنی، و هزاران طلبه شهید ما، تنها تبیینگر بودند؟
نه برادر عزیز، تاریخ گواه است که هرجا پای جان دادن بوده، علما پیشقدم بودهاند.
■ اما امروز که میدان جهاد تبیین و مهندسی فکر جهادی مطرح است، سلاحِ عالم دین، همان منبر و قلم است؛ و این، ذرهای از ارزشش کم نمیکند؛ بلکه در برخی مقاطع، برترین نوع جهاد است؛ چنانکه در روایت آمده:
أَفْضَلُ الجِهَادِ كَلِمَةُ عَدْلٍ عِندَ سُلْطَانٍ جَائِر
بهترین جهاد، کلمهی حقی است نزد سلطان ظالم.
■ اگر شما تصور میکنید که عالم دین فقط مشوق جنگ است و خود کنار ایستاده، این تصور، هم ناصحیح است و هم با واقعیات میدانی امروز جبهه مقاومت همخوانی ندارد.
طلبههایی که این اواخر در سوریه، عراق، یمن، لبنان، و حتی ایران در میدانهای امنیتی، فکری، رسانهای، و حتی میدانی مشغول جهادند، چه کسانیاند؟
بسیاری از آنها عمامه بهسر دارند؛ با قرآن در دل و تفنگ در دست.
■ اما اجازه بدهید پرسشی هم من بپرسم: آیا شما از پزشک میخواهید بجای درمان، تفنگ بردارد؟
از مهندس دفاعی انتظار دارید پایگاه را ترک کند و به میدان مین برود؟
هرکس باید در جایگاه خود بایستد؛ و عالم دین اگر سرباز شد، میجنگد؛ و اگر مرشد شد، دلها را به سوی میدان میفرستد.
■ و سرانجام اینکه: بله ، ما در مکتب امام حسین(ع)، شهادت را سعادت میدانیم؛ اما نه با احساسات بیمنطق، بلکه با بصیرت و تکلیفشناسی.
گاهی جنگیدن در خط مقدم، جهاد است؛ گاهی نگه داشتن خط مقدم فکر و ارادهها، مقدستر.
✅ پس اگر روحانی، مجاهدت میکند با فکر و تبیین، این را نباید طفره رفتن دانست؛ بلکه باید آن را تعهدِ عاقلانه در مسیر الهی دانست.
با احترام و آرزوی درک حقیقی جهاد در همه ابعادش برای همهمان.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5446
🔴 تناقض، آغاز بیداری است؛ به شرط آنکه بفهمیم
در جهان پرهیاهوی امروز، بسیاری از باورها و گرایشها نه بر اساس تفکر و انصاف، بلکه بر پایهی احساسات زودگذر، تبلیغات جهتدار و فشارهای اجتماعی شکل میگیرد. اما تنها انسان آگاه است که با دیدن تناقضها، به عمق حقیقت میرسد؛ و البته، این آگاهی به شرط آن است که بخواهد بفهمد.
■ مهریه اسلامی را حقی مسلم برای زن میدانند، اما حجاب اسلامی را قید و بند میپندارند!
آیا این دو، نهالی از یک باغ نیستند؟ هر دو، ریشه در تکریم زن دارند: یکی برای صیانت از کرامت اقتصادیاش، و دیگری برای پاسداری از حرمت اجتماعیاش. چرا یکی را حق میخوانید و دیگری را حبس؟ این، تضاد نیست؛ جهالت است.
■ کوروشِ ۲۵۰۰ سال پیش را میستایند، اما پیامبر ۱۴۰۰ سال پیش را انکار میکنند!
چگونه است که فرمانروای باستانی با بقایای اندک از تاریخش، برایتان الهام بخش است، اما پیامآوری که مکتب، کتاب، تمدن و انسانسازیاش تا امروز جهان را دگرگون ساخته، شایستهی انکار؟
مگر اعتبار در کهنگی است یا در حقیقت؟ اگر کوروش خوب است بهخاطر آرمانهای انسانیاش، پس محمد (ص) چرا بد است با آنهمه انسانسازی و عدالتگستری؟
■ برج آزادی را نماد هویت ملی میدانند، اما برج میلاد را سمبل اشرافیت مینامند!
مگر هر دو، نماد سربرافراشتن یک ملت نیستند؟ یکی فریاد استقلال، و دیگری پژواک پیشرفت؛ اولی نشانه رهایی از سلطه، دومی نمود توسعه در سایه دانش. این دو را بهجای تقابل، باید مکمل دید، نه متناقض.
■ رژیم فستینگ غربی را علمی و مفید میدانند، اما روزهداری اسلامی را خرافه و افراط!
چه عجیب است که وقتی علم طب غربی، به نخوردن غذا در ساعاتی خاص توصیه میکند، آن را سبک زندگی سالم میدانند، اما هنگامی که اسلام از هزار و چهارصد سال پیش، همین آموزه را با ابعاد روحی و معنویاش عرضه کرده، آن را بیمنطق میپندارند. این نه نقد علمی است، بلکه تحقیر فرهنگی خودساخته است.
■ پول خرج کردن برای کنسرت را فرهنگدوستی میخوانند، اما شرکت در هیئتهای مذهبی رایگان را تحجر!
مگر شور، اشک، عزت، و هویت که در مجالس اهلبیت (ع) جاری است، از ساز و آواز و نورپردازی کمتر است؟ مگر نه اینکه هیئت، فرهنگ مقاومت و ایثار را در جامعه زنده نگه میدارد؟ پس چرا هرچه بلیت دارد، ارزشمند است و هرچه بیریا و بیقیمت است، بیارزش؟
✅ اینها فقط چند نمونهاند؛ زخمهایی که از دوگانگی فکری در جان جامعه نشستهاند.
آری ، اگر این تناقضها را ببینیم و در آنها بیندیشیم، شاید پرتوی از آگاهی در جان ما طلوع کند.
و اگر نه، در طوفان شبهات و القائات، هویت خویش را، بیآنکه بفهمیم، خواهیم باخت.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5446
طلوع فکر و اندیشه
🔴 سخنتان را خواندم، با دقت... اما انگار نه تنها صبحانه رنگین نوش جان نکردهاید، بلکه جرعهای از منطق نیز نچشیدهاید.
■ اول اینکه،
نقد تناقضهای فرهنگی، القای بیماری نیست؛ نشانه هوشیاری است.
اگر طبیب، تب را علامت میداند، نه از بدن متنفر است و نه بیمار را متهم میکند. اتفاقاً آنکه ناهنجاری را فریاد میزند، بیشتر از همه به سلامت جامعه دل بسته است. پس لطفاً نقد را با نفی اشتباه نگیرید.
■ گفتید : « دوگانگی فکری کجا بود؟»
پاسخ: دقیقاً در همینجا که فردی، مهریه را—هرچند اسلامی—حق زن میداند، اما در برابر حجاب، لب به تحقیر میگشاید. بله، مهریه در برخی کشورها نسخهای دیگر دارد؛ اما همان کشورها، حجاب را نیز برای زن ممنوع کردهاند. چرا از آن نیمه نمیگویید؟ چرا تناقض دیدگاهها را ندید میگیرید؟
■ گفتید: « کسی کوروش را به پیامبر ترجیح نمیدهد »
در ظاهر، شاید چنین باشد، اما عمل جامعه را ببین، نه صرف شعار را. از کوروش تندیس ساختهاند، اما از پیامبر، مرز گذاشتهاند: «دین باید از سیاست جدا باشد»، «اسلام مانع آزادی است»... این جملات را من نگفتهام؛ از زبان همان جامعهای آمده که برای کوروش سالگرد میگیرند ولی از عاشورا گریز دارند.
فرمودید: «برج میلاد سمبل اشرافیت نیست»
اتفاقاً دقیقاً آنجا که برج آزادی را مردمی خواندهاند، برج میلاد را تجملاتی لقب دادهاند. من شعر نگفتم، واقعیت گفتم؛ کافی است فضای رسانهای و نگاههای دوگانه روشنفکران و پیاده نظامان آنها به این دو سازه را مرور کنید.
■ در باب فستینگ و روزهداری،
اگر نیت شما تغذیه سالم است، بسیار نیکو. اما نقد من آنجا بود که وقتی علم غربی میگوید « هشت ساعت نخوردن مفید است » فریاد تحسین بلند میشود، اما وقتی اسلام همین را با بار معنویاش میگوید، میگویند تحجر!! تناقض دقیقاً همینجاست.
■ و در مورد کنسرت و هیئت...
بله، کنسرت قانونی است. نوش جان آنها که پولش را دارند. اما سؤال من این است: چرا شرکت در کنسرت را کلاس و روشنفکری میدانند، اما هیئت را نادیده یا عقبمانده؟ چرا بلیتدارها محترمند، اما بیادعایان هیئتی را مسخره میکنند؟ بحث من، تفاوت نگاه است، نه تفاوت ذوق.
خلاصه ؛ به جای اینکه کلمات مرا بازی بخوانید، بازیهای فکری جامعه را ببینید؛
بازیهایی که در آن، هویت ایرانی وقتی ارزش دارد که دینی نباشد، و دین وقتی قابل تحمل است که بیاثر باشد.
این یادداشت، فریادی بود برای دیدن این تناقضها؛
و شما اگر آنها را نمیبینید، نه اشکالی در عینک من است،
که شاید چشمانتان به روشنایی عادت ندارد.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5450
طلوع فکر و اندیشه
🔴 پاسخ شما را با دقت خواندم؛ همانگونه که شما از من خواستید که به نیمهی دوم حقیقت نگاه کنم، من نیز از شما میخواهم که نگاهتان را از هیجان به تحلیل، و از پیشفرضها به گفتگو منتقل کنید.
■ اول اینکه طبیببودن نیاز به ادعا ندارد، بلکه بهدرد آمدن دل برای درد جامعه است که نقش طبیب را به انسان میبخشد. من نگفتم طبیب جامعهام؛ گفتم درد را دیدم و فریاد زدم. اگر صدای فریاد بلند است، از شدت درد است، نه از خودبینی.
■ فرمودید من فقط از حجاب گفتهام و از فقر و اختلاس نگفتهام. عجب! مگر نقد یکباره باید همهچیز را در خود جمع کند؟ وقتی کسی از یک بیماری میگوید، نگفته که بیماریهای دیگر وجود ندارد. اتفاقاً دهها بار از فقر، اختلاس، سوء مدیریت و زخمهای فراوان دیگر نوشتهام. کافیست بخواهید ببینید، نه صرفاً قضاوت کنید.
■ گفتید مردم از عاشورا گریزان نیستند، و من هم این را انکار نکردم. سخن من درباره دوگانگی نگاهها بود؛ نه حضور یا غیاب در خیابان. عاشورا را دوست دارند، اما گاه در عمل، منطقش را وانهادهاند. فریاد حسین(ع) علیه زر و زور و تزویر بود، نه فقط اشک و نوحه. اگر از عاشورا فقط گریه ماند و عمل نماند، چه تفاوتی با تحریف ندارد؟
■ در باب کنسرت و هیئت، نگفتم کنسرت را ببندید. گفتم چرا وقتی کسی به کنسرت میرود، مورد تحسین روشنفکران قرار میگیرد، اما هیئتیها در فضای رسانهای مضحکه میشوند؟ این تفاوت نگاه را نقد کردم، نه نفس کنسرت را. لطفاً فرق « نقد فضای فرهنگی » را با « ممنوعکردن ذوقها » درک کنید.
■ درباره روزه و رژیم، اصل بحث من تناقض تحسینگران بود نه تغذیه. وقتی علم جدید به چیزی برسد، آن را مدرن میدانند؛ اما وقتی همان را دین گفته باشد، آن را تحجر میخوانند. آیا این دوگانگی، شایستهی ذهن منصف است؟
■ و درباره اینکه فقط خودم را درست میدانم و دیگران را زامبی، بیانصافی بزرگی است. کاش من را میدیدید نه تصوراتتان را از من. من به گفتگو باور دارم، به نقد متقابل باور دارم، به شنیدن هم باور دارم. اما نه به سکوت در برابر تناقضها.
✅ پس اگر با هم گفتوگو کنیم، نه برای شکستدادن، که برای روشنشدن، شاید هم من اشتباه کنم، شاید هم شما. اما اگر فقط یکی از ما بخواهد پیروز باشد، هر دو بازندهایم.
✍ موسی آقایاری
🔴 جالب است ، بهجای تأمل در تناقضهای ذهنی و رفتاری خود جامعه، آنها را پای نظام میگذارید؛ مثل آن کسی که در آینه زشتی چهرهاش را دید، آینه را شکست.
شما اگر بهراستی منتقد جمهوری اسلامی هستید، پس پاسخ دهید :
■ آیا مهریه را جمهوری اسلامی گذاشت؟ یا این سنت هزارساله اسلام است که امروز با فشار رسانهها به ابزار معامله بدل شده؟
■ آیا کوروش را نظام علم کرد یا آنهمه مستند و مجسمهسازی برای او، محصول رسانههای ماهوارهای و جریانهای باستانگرا نیست که حتی با دین بیدیناند؟
■ آیا برج میلاد را حکومت نماد اشرافیت معرفی کرده یا ذائقه روشنفکرنمایانی که پیشرفت را هم تحقیر میکنند؟
■ آیا فستینگ غربی را حوزه علمیه تبلیغ کرده یا همین قشر مدعی روشنفکری که دین را کهنه و غرب را مدرن میبیند؟
■ آیا هیئت مذهبی را صداوسیما تخریب کرده یا همانهایی که عزاداری را مزاحم خیابانها میدانند اما صف کنسرت را تمدن مینامند؟
اگر همهی دردها را فقط از نظام میبینید، پس سهم من و تو و مردم و رسانه و فرهنگ عمومی کجاست؟ مگر نظام، جز برآیند خود همین مردم است؟ مگر همهی مدیران و نخبگان، از کرهی دیگری آمدهاند؟
تناقض، از دلهای گیج و ذهنهای تقلیدی برمیخیزد؛ نه فقط از کرسی قدرت.
شاید وقت آن است که بهجای انداختن همهچیز گردن جمهوری اسلامی، آینهی اندیشه خود را پاک کنیم؛ شاید در آن، رگهای از انصاف، جرقهای از بیداری، و نوری از حقیقت ببینیم.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5456
طلوع فکر و اندیشه
🔴 در منطق، دو چیز معتبر نیست: تهمت کلی و قضاوت از روی نفرت.
سؤال من از تو این است:
وقتی میگویی شما آخوندها ، منظورت کیست؟
آیا شهید صدوقی که جانش را در محراب نماز داد؟
یا شهید مدنی که دشمن از بین مردم جداش نکرد؟
یا مطهری که با قلمش دل روشنفکران را ربود؟
یا همان طلبهای که امروز در مناطق محروم، با کفش پاره و نان خشک، برای بچهها کلاس اخلاق میگذارد؟
یا آن آخوند جانبازی که در سوریه با داعش جنگید تا تو در سایه امنیت، موبایلت را بالا بگیری و فحش بدهی؟
■ اگر منطق نداری، حداقل انصاف داشته باش.
اگر نقد داری، بیا بگو: فلان مسئله، فلان عملکرد، فلان رفتار.
اما اگر حرفت، نفرت کور است و نه عقل، پس نه در جبهه منطق ایستادهای، نه در جبهه حقیقت.
در این پنجاه سال، همین آخوندها بودند که :
سد راه نفوذ آمریکا شدند؛
کشور را با کمترین بودجه، از چنگال جنگ تحمیلی نجات دادند؛
با محور مقاومت، ریشه اسرائیل را لرزاندند؛
در دل فقر، فریاد عدالت شدند؛
و هنوز هم در نقاط محروم، بیدوربین و بیریا، کنار مردماند.
■ نه همه خوباند، نه همه بد.
اما تو اگر یک خطای پزشکی دیدی، آیا میگویی شما دکترها همه دروغگویید؟
اگر یک پلیس خطا کرد، میگویی : شما پلیسها همتون جنایتکارید؟
پس چرا اینجا عقل تعطیل است و کینه فرمانده؟
✅ حنای تهمت، اگر رنگ نداشته باشد، حنای انصاف و حقیقت، همیشه روشنی میآورد.
و اگر قرار باشد همهچیز را با چوب توهین بسنجیم، سنگ روی سنگ بند نمیشود.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5457