طلوع فکر و اندیشه
🔴 پاسخ شما را با دقت خواندم؛ همانگونه که شما از من خواستید که به نیمهی دوم حقیقت نگاه کنم، من نیز از شما میخواهم که نگاهتان را از هیجان به تحلیل، و از پیشفرضها به گفتگو منتقل کنید.
■ اول اینکه طبیببودن نیاز به ادعا ندارد، بلکه بهدرد آمدن دل برای درد جامعه است که نقش طبیب را به انسان میبخشد. من نگفتم طبیب جامعهام؛ گفتم درد را دیدم و فریاد زدم. اگر صدای فریاد بلند است، از شدت درد است، نه از خودبینی.
■ فرمودید من فقط از حجاب گفتهام و از فقر و اختلاس نگفتهام. عجب! مگر نقد یکباره باید همهچیز را در خود جمع کند؟ وقتی کسی از یک بیماری میگوید، نگفته که بیماریهای دیگر وجود ندارد. اتفاقاً دهها بار از فقر، اختلاس، سوء مدیریت و زخمهای فراوان دیگر نوشتهام. کافیست بخواهید ببینید، نه صرفاً قضاوت کنید.
■ گفتید مردم از عاشورا گریزان نیستند، و من هم این را انکار نکردم. سخن من درباره دوگانگی نگاهها بود؛ نه حضور یا غیاب در خیابان. عاشورا را دوست دارند، اما گاه در عمل، منطقش را وانهادهاند. فریاد حسین(ع) علیه زر و زور و تزویر بود، نه فقط اشک و نوحه. اگر از عاشورا فقط گریه ماند و عمل نماند، چه تفاوتی با تحریف ندارد؟
■ در باب کنسرت و هیئت، نگفتم کنسرت را ببندید. گفتم چرا وقتی کسی به کنسرت میرود، مورد تحسین روشنفکران قرار میگیرد، اما هیئتیها در فضای رسانهای مضحکه میشوند؟ این تفاوت نگاه را نقد کردم، نه نفس کنسرت را. لطفاً فرق « نقد فضای فرهنگی » را با « ممنوعکردن ذوقها » درک کنید.
■ درباره روزه و رژیم، اصل بحث من تناقض تحسینگران بود نه تغذیه. وقتی علم جدید به چیزی برسد، آن را مدرن میدانند؛ اما وقتی همان را دین گفته باشد، آن را تحجر میخوانند. آیا این دوگانگی، شایستهی ذهن منصف است؟
■ و درباره اینکه فقط خودم را درست میدانم و دیگران را زامبی، بیانصافی بزرگی است. کاش من را میدیدید نه تصوراتتان را از من. من به گفتگو باور دارم، به نقد متقابل باور دارم، به شنیدن هم باور دارم. اما نه به سکوت در برابر تناقضها.
✅ پس اگر با هم گفتوگو کنیم، نه برای شکستدادن، که برای روشنشدن، شاید هم من اشتباه کنم، شاید هم شما. اما اگر فقط یکی از ما بخواهد پیروز باشد، هر دو بازندهایم.
✍ موسی آقایاری
🔴 جالب است ، بهجای تأمل در تناقضهای ذهنی و رفتاری خود جامعه، آنها را پای نظام میگذارید؛ مثل آن کسی که در آینه زشتی چهرهاش را دید، آینه را شکست.
شما اگر بهراستی منتقد جمهوری اسلامی هستید، پس پاسخ دهید :
■ آیا مهریه را جمهوری اسلامی گذاشت؟ یا این سنت هزارساله اسلام است که امروز با فشار رسانهها به ابزار معامله بدل شده؟
■ آیا کوروش را نظام علم کرد یا آنهمه مستند و مجسمهسازی برای او، محصول رسانههای ماهوارهای و جریانهای باستانگرا نیست که حتی با دین بیدیناند؟
■ آیا برج میلاد را حکومت نماد اشرافیت معرفی کرده یا ذائقه روشنفکرنمایانی که پیشرفت را هم تحقیر میکنند؟
■ آیا فستینگ غربی را حوزه علمیه تبلیغ کرده یا همین قشر مدعی روشنفکری که دین را کهنه و غرب را مدرن میبیند؟
■ آیا هیئت مذهبی را صداوسیما تخریب کرده یا همانهایی که عزاداری را مزاحم خیابانها میدانند اما صف کنسرت را تمدن مینامند؟
اگر همهی دردها را فقط از نظام میبینید، پس سهم من و تو و مردم و رسانه و فرهنگ عمومی کجاست؟ مگر نظام، جز برآیند خود همین مردم است؟ مگر همهی مدیران و نخبگان، از کرهی دیگری آمدهاند؟
تناقض، از دلهای گیج و ذهنهای تقلیدی برمیخیزد؛ نه فقط از کرسی قدرت.
شاید وقت آن است که بهجای انداختن همهچیز گردن جمهوری اسلامی، آینهی اندیشه خود را پاک کنیم؛ شاید در آن، رگهای از انصاف، جرقهای از بیداری، و نوری از حقیقت ببینیم.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5456
طلوع فکر و اندیشه
🔴 در منطق، دو چیز معتبر نیست: تهمت کلی و قضاوت از روی نفرت.
سؤال من از تو این است:
وقتی میگویی شما آخوندها ، منظورت کیست؟
آیا شهید صدوقی که جانش را در محراب نماز داد؟
یا شهید مدنی که دشمن از بین مردم جداش نکرد؟
یا مطهری که با قلمش دل روشنفکران را ربود؟
یا همان طلبهای که امروز در مناطق محروم، با کفش پاره و نان خشک، برای بچهها کلاس اخلاق میگذارد؟
یا آن آخوند جانبازی که در سوریه با داعش جنگید تا تو در سایه امنیت، موبایلت را بالا بگیری و فحش بدهی؟
■ اگر منطق نداری، حداقل انصاف داشته باش.
اگر نقد داری، بیا بگو: فلان مسئله، فلان عملکرد، فلان رفتار.
اما اگر حرفت، نفرت کور است و نه عقل، پس نه در جبهه منطق ایستادهای، نه در جبهه حقیقت.
در این پنجاه سال، همین آخوندها بودند که :
سد راه نفوذ آمریکا شدند؛
کشور را با کمترین بودجه، از چنگال جنگ تحمیلی نجات دادند؛
با محور مقاومت، ریشه اسرائیل را لرزاندند؛
در دل فقر، فریاد عدالت شدند؛
و هنوز هم در نقاط محروم، بیدوربین و بیریا، کنار مردماند.
■ نه همه خوباند، نه همه بد.
اما تو اگر یک خطای پزشکی دیدی، آیا میگویی شما دکترها همه دروغگویید؟
اگر یک پلیس خطا کرد، میگویی : شما پلیسها همتون جنایتکارید؟
پس چرا اینجا عقل تعطیل است و کینه فرمانده؟
✅ حنای تهمت، اگر رنگ نداشته باشد، حنای انصاف و حقیقت، همیشه روشنی میآورد.
و اگر قرار باشد همهچیز را با چوب توهین بسنجیم، سنگ روی سنگ بند نمیشود.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5457
طلوع فکر و اندیشه
🔴 شما مدعیاید که سخنان ما بیسر و ته است.
اما در کمال تعجب، هیچگونه اشارهای به نقاط ضعف یا تناقضات استدلالهای ما نمیکنید!
این رفتار، متأسفانه یادآور همان شیوههای آشنای کسانی است که به جای ورود به عرصه نقد منطقی، به حربههایی چون برچسبزنی، تمسخر، تحقیر و جنجالآفرینی متوسل میشوند؛ زیرا منطق را وانهاده و به هیاهو دلخوش کردهاند.
■ گفتهاید: مردم به ماهیت شما پی بردهاند!!!
در پاسخ باید پرسید:
آیا این همان مردم نیستند که :
در ایام محرم، با پای دل و اشک چشم به سوی کربلا میشتابند؟
در جنگ رسانهای و حملات سایبری دشمن، با حمایت از زیرساختهای بومی، وفاداری به ایران اسلامی را اثبات میکنند؟
در دفاع از حرم، مرز، امنیت و عزت این سرزمین، جان بر کف نهادند و بهجای نمایش، غیرت عملی نشان دادند؟
■ فرهنگ ساختگی؟!
آیا مقصود شما فرهنگی است که...
زن را از ابزار تبلیغاتی صنعت مُد، به مقام مادر شهید ارتقاء داد؟
جوان را از مصرفگرایی بیهویت، به الگوی عزت، مقاومت و پیشرفت علمی و معنوی بدل کرد؟
در دل تحریم و فشار، عزت ملی و کرامت انسانی را پاس داشت و نگذاشت عزت کشور را در پای خواست بیگانگان قربانی کنند؟
■ اگر این فرهنگ برای شما ساختگی است، پس لابد آنچه اصیل میپندارید، همان سبک زندگی تحمیلی غربی است که جز پوچی، فردگرایی، و استحاله فرهنگی چیزی برای ملتها نداشته است.
■ و اما گفتهاید: دست از ما بردارید!!!
حقیقت آن است که اگر از شما دست برداریم، باید نظارهگر آن باشیم که نسلهایی فریبخورده، غربزدگی را به جای تمدن، و بندگی رسانه را به جای آزادی باور کنند.
اگر سکوت کنیم، حقیقت قربانی خواهد شد و آنچه باقی میماند، نسلهایی خواهد بود که به جای پرسیدن چه چیزی درست است؟ ، صرفاً میپرسند چه چیزی مُد است؟
ما بر خود فرض میدانیم که بیدار باشیم، آگاهیبخش باشیم، و مسیر را روشن کنیم اگر تلخ باشد.
■ خلاصه ؛ گاهی بلندترین فریادها، از درون کسانی برمیخیزد که حقیقت را لمس کردهاند،
اما جرأت پذیرش آن را ندارند.
ما شما را دشمن نمیدانیم؛ بلکه گمشدهای در هیاهوی تبلیغات میدانیم.
و چه بسا، صداقت ما همان آینهای باشد که نگاه کردن در آن، دردناک اما نجاتبخش است.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5460