🔴 شما مدعیاید که سخنان ما بیسر و ته است.
اما در کمال تعجب، هیچگونه اشارهای به نقاط ضعف یا تناقضات استدلالهای ما نمیکنید!
این رفتار، متأسفانه یادآور همان شیوههای آشنای کسانی است که به جای ورود به عرصه نقد منطقی، به حربههایی چون برچسبزنی، تمسخر، تحقیر و جنجالآفرینی متوسل میشوند؛ زیرا منطق را وانهاده و به هیاهو دلخوش کردهاند.
■ گفتهاید: مردم به ماهیت شما پی بردهاند!!!
در پاسخ باید پرسید:
آیا این همان مردم نیستند که :
در ایام محرم، با پای دل و اشک چشم به سوی کربلا میشتابند؟
در جنگ رسانهای و حملات سایبری دشمن، با حمایت از زیرساختهای بومی، وفاداری به ایران اسلامی را اثبات میکنند؟
در دفاع از حرم، مرز، امنیت و عزت این سرزمین، جان بر کف نهادند و بهجای نمایش، غیرت عملی نشان دادند؟
■ فرهنگ ساختگی؟!
آیا مقصود شما فرهنگی است که...
زن را از ابزار تبلیغاتی صنعت مُد، به مقام مادر شهید ارتقاء داد؟
جوان را از مصرفگرایی بیهویت، به الگوی عزت، مقاومت و پیشرفت علمی و معنوی بدل کرد؟
در دل تحریم و فشار، عزت ملی و کرامت انسانی را پاس داشت و نگذاشت عزت کشور را در پای خواست بیگانگان قربانی کنند؟
■ اگر این فرهنگ برای شما ساختگی است، پس لابد آنچه اصیل میپندارید، همان سبک زندگی تحمیلی غربی است که جز پوچی، فردگرایی، و استحاله فرهنگی چیزی برای ملتها نداشته است.
■ و اما گفتهاید: دست از ما بردارید!!!
حقیقت آن است که اگر از شما دست برداریم، باید نظارهگر آن باشیم که نسلهایی فریبخورده، غربزدگی را به جای تمدن، و بندگی رسانه را به جای آزادی باور کنند.
اگر سکوت کنیم، حقیقت قربانی خواهد شد و آنچه باقی میماند، نسلهایی خواهد بود که به جای پرسیدن چه چیزی درست است؟ ، صرفاً میپرسند چه چیزی مُد است؟
ما بر خود فرض میدانیم که بیدار باشیم، آگاهیبخش باشیم، و مسیر را روشن کنیم اگر تلخ باشد.
■ خلاصه ؛ گاهی بلندترین فریادها، از درون کسانی برمیخیزد که حقیقت را لمس کردهاند،
اما جرأت پذیرش آن را ندارند.
ما شما را دشمن نمیدانیم؛ بلکه گمشدهای در هیاهوی تبلیغات میدانیم.
و چه بسا، صداقت ما همان آینهای باشد که نگاه کردن در آن، دردناک اما نجاتبخش است.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5460
طلوع فکر و اندیشه
🔴 پاسخ به بداخلاقی، خودش اخلاق نمیطلبد؛ اما چون ما از مدرسهی ادب و اندیشه برخاستهایم، سخن را نه از سر عصبانیت، که از سر حقیقت میگوییم :
■ اولاً، تهدید به قهر و قطع گفتگو، برای کسی که خود آغازگر نقد بوده، نوعی فرار از گفتوگوست، نه پاسخگویی. شما وارد میدان شدید؛ حال که منطق به زیان شما شده، چرا به جای استدلال، به قهر کودکانه متوسل میشوید؟
■ ثانیاً، اگر امید دارید خدا ما را قورت بدهد. دستکم اندکی تأمل کنید که خدایی که شما به او توسل میجویید، خود فرموده است:
ادْعُ إِلىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ (نحل: ۱۲۵)
نه با طعنه، نه با نفرین، و نه با خشونت کلامی.
■ ثالثاً، اگر ما بیکار یم، همین بیکاریِ ماست که باعث شده بیدار باشیم؛ و اگر شما مشغول ی، آن مشغلهات گویا برای اندیشیدن مجال نگذاشته.
■ رابعاً، دربارهی این جملهات که گفتی :
«من اگر نیکم و گر بد، تو برو خود را باش»
عرض ما هم همین است. ما هم نگفتیم تو را به جهنم، فقط گفتیم که اگر داعیهی روشنفکری دارید، لااقل مثل آدمهای دارای فکر، نقد کن، نه مثل کسانی که وقتی از منطق کم میآورند، به فحاشی و فرافکنی پناه میبرند.
■ شما اگر صد بار هم پشت پیامهای پر از حرص و طعنه و نفرت پنهان شوی،
ما یک بار با قلم و برهان، نقاب از چهرهی این سوء تفاهمها میکشیم.
اگر به دنبال حق باشی، دیر یا زود، خودت بازخواهی گشت...
و اگر فقط به دنبال تخلیهی خشم باشی، این مسیر جز تنهایی، ثمر دیگری ندارد.
ما به امید پیروزی منطق و اخلاق، ایستادهایم.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5465
طلوع فکر و اندیشه
🔴 وقتی عقل مغلوب خشم میشود، دهان بیمحابا باز میشود و قلم، نه در مسیر روشنگری، بلکه در خدمت نفرت مینشیند.
■ شما دم از تناقض زدید، اما گویا تفاوت نقد عملکرد با تخریب اصل حقیقت را نمیدانید. نقد یک فرد یا ساختار، هرگز به معنای فروپاشی حقیقتی به عظمت دین یا انقلاب نیست؛ درست مثل آنکه اگر طبیبی خطا کرد، علم طب را به آتش نمیکشند.
■ شما از غیبت، لواط، زنا، خیانت و تهمت حرف زدید؛ اما حتی یک سند ارائه نکردید.
اتهام بدون دلیل، خودش گناه کبیره است؛ و از قضا، آنکس که با این بیپروایی آبروی مردم را میریزد، نه عدالتخواه است، نه حقیقتجو؛ بلکه تشنهی تخریب و تشویش است.
■ شما به جای نقد اندیشه، به خردهگیری از اشخاص پناه بردید.
درد اینجاست که اگر از گناهان برخی مسئولان ناراحتید، چرا با همان شدت، از عریانی و ولنگاری فضای فرهنگی که عامل بسیاری از این انحرافهاست، نمینالید؟
چرا وقتی از بیتالمال گفتید، از حراج عزت ملی پای سلفی با غرب حرفی نزدید؟
چرا وقتی از حجاب گفتیم، رنجیدید، اما از تبدیل زن به کالا، شرم نکردید؟
■ شما که دم از حقیقت میزنید، آیا حاضرید همین حرفها را با نام و سند، در محکمهای رسمی ارائه دهید؟
یا صرفاً پشت نقاب فضای مجازی سنگر گرفتهاید و از توهیننامه به جای بیانیه استفاده میکنید؟
■ و بالاخره؛ اگر ما دروغگوییم، تهمتزنیم، ناپاکیم و متناقض،
پس شما که این همه مدعیاید، یک بار فقط یک بار، با منطق، با آیه، با حدیث، با تحلیل، با دادهی علمی و فکری پاسخ دهید؛ نه با فریاد و ناسزا.
ما عیب خود را اگر ببینیم، اصلاح میکنیم. اما شما عیب همه را می بینید، جز خودتان،
پس معلوم است که نه در پی اصلاح،
بلکه در پی انتقامید، نه از افراد، که از حقیقت.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5467
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب ایرج؛ اتهامزدن آسان است؛ فحاشی و تعمیم دادن، کمهزینهترین شکل اعتراض است، اما درد جامعه با شعار درمان نمیشود. حقیقت، قربانی هیاهو نمیشود، هرچند فریادها بلند باشد.
■ گفتید: « آخوندیسم یعنی خود را به نفهمیدن زدن »!! عجیب است ، من بارها صراحتاً به نقدها پاسخ دادم، پرسش مطرح کردم، دلیل خواستم، اما شما با طوفانی از اتهام و خشم، همه چیز را به مسخرهگرفتن و برچسبزدن فروکاستید.
■ بله ، از حجاب اجباری گفتید؛ اما نگفتید چرا در نگاه شما، دفاع از مرز عفت اجبار است، اما تحمیل برهنگی به زنان از تریبون رسانههای غربی، آزادی تلقی میشود؟
آیا آن زن جوانی که زیر دست و پای اغتشاشگرها به جرم چادریبودن جان داد، آزادی را تجربه کرد؟ یا آرمان علیوردی که در دفاع از امنیت همین مردم، با میله آهنی مغزش متلاشی شد، به زور کشته شد یا غیرت داشت؟ روحالله عجمیان ، پدر خانوادهای که فقط لباس نیروهای حافظ نظم به تن داشت؛ مگر نه اینکه در خیابان، تکهتکه شد؟ چرا از او نگفتید؟
■ گفتید: « مردم محل سگ به صدا و سیما نمیگذارند »!!!! این کلمات، نه تحلیل است و نه آمار! فقط عقدهگشایی است. اگر واقعاً رسانه بیاثر است، چرا اینقدر بر آن میتازید؟! ترس از رسانه بیاثر، عجیب نیست؟
■ گفتید: ستار بهشتی ؛ اما نگفتید چه شد که قوه قضائیه همان زمان، مسئول پلیس را محاکمه کرد و او را به زندان انداخت. اشتباه را پذیرفتند و برخورد کردند؛ اما آیا در رسانههای آن سوی مرز، با سربازانی که میلیونها انسان بیگناه را در عراق و افغانستان و فلسطین کشتند، نیز چنین کردند؟ یا فقط برای ما استاندارد هست و برای آنها هیچ؟
■ گفتید: « با فیلترشکن وارد تلگرام شدی » بله! محدودیت هست. همانطور که در بسیاری از کشورها هم هست. اما مگر غربیها با ممنوعیت روسیالیوم، پرستیوی و دهها رسانه دیگر، آزادی کامل دارند؟ آزادی اگر یکطرفه باشد، به سانسور شبیهتر است تا آگاهی.
■ گفتید: « آخوندی که روضه میخونه پست بهش ندید » اگر این استدلال باشد، باید بگوییم: پزشک را فقط در مطب راه دهید نه در وزارت بهداشت. یا: قاضی، فقط در دادگاه باشد نه در ریاست قوه! این یعنی حذف توانمندیها بهخاطر لباس و باورشان؛ یعنی همان تبعیضی که شما از آن شکایت دارید.
■ و سرانجام... من و امثال من، نه ترس داریم از سؤال، نه بغض داریم از مخالف. اما با دشنام و توهین و فحش نمیتوان جامعه ساخت.
ما بر همان عهدیم: آگاهی، با احترام به پرسش زنده میماند؛ نه با شعاردادن و تخریب.
بر شما هم باد، اگر حقیقت را نمیپسندید، لااقل شرافت گفتوگو را حفظ کنید.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5470
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب ایرج؛ من در مقابل فریاد، باز هم دلیل آوردم. شما در برابر منطق، دوباره فحش دادید.
■ گفتید: روحالله عجمیان، چون فرزند داشت، چند نفر اعدام شدند.
بله، و اگر کسی با میله آهنی، مغز شما یا عزیزتان را متلاشی میکرد، آیا باز هم میگفتید: اعدام نکنید؟!
عدالت، وقتی علیه ما باشد، نامش ظلم نیست! جرمِ قتل، آنقدر سنگین هست که در همه نظامهای قضایی دنیا مجازات سخت داشته باشد؛ حتی در اروپا. چرا برای هر جنایت، دنبال توجیه هستید؟
■ گفتید: هیچکس برای فرزندان معترض محاکمه نشد.
آیا معترض بودن، یعنی آتشزدن آمبولانس؟ کشتن طلبهای که برای آموزش قرآن آمده بود؟
آیا اعتراض، یعنی کشیدن چاقو به مأمور یا سوزاندن قرآن؟!
من هم منتقدم، اما فرق هست بین معترض و آشوبگر ؛ چرا شما این خط را پاک میکنید؟
■ گفتید: مادر ستار بهشتی فریاد میزند.
بله، و همانطور که پیشتر نوشتم، همان زمان مأمور خاطی محاکمه و زندانی شد.
اما در میانتان، آیا کسی را دیدهاید که بابت سوزاندن زندهی آرمان علیوردی یا پارهپاره کردن عجمیان، حتی یک معذرتخواهی کرده باشد؟
اشک شما اگر فقط برای قربانیهای یکطرف بریزد، اسمش عدالت نیست؛ تعصب است!
■ گفتید: شما مالهکش نظام هستید.
اگر دفاع از حقیقت، مالهکشی است؛ پس از امروز هر فکری که خلاف رسانههای شما باشد را همینطور بنامید.
ولی بدانید:
فکر را نمیشود با فحش خاموش کرد؛ اندیشه را نمیشود با ناسزا دفن کرد.
من قلم دارم، توهین ندارم. شما اگر چیزی جز دشنام ندارید، شاید باید در آینهی ادب بنگرید.
■ گفتید: کتک زدن زنان و تجاوز امر به معروف است.
این دروغ، شرمآور است. ما با ظلم مخالفیم؛ هرکه باشد، هرکجا باشد. اما شما با جعل و دروغ، کل یک جریان را محکوم میکنید.
آیا در همین سالها، ما از رفتارهای مأمور خاطی انتقاد نکردیم؟ گفتیم همه بیخطا هستند؟ خیر.
اما شما یک چوب به دست گرفتهاید و به همه میزنید. این اسمش اعتراض نیست؛ عقده است.
■ و سرانجام گفتید: جنایتکار، ضحاک، دیکتاتور... .
اگر من چنینم، چرا هنوز به من پیام میدهید؟
چرا از گفتوگو نمیگریزید؟
شاید چون میدانید آنکه بر صدا فریاد میکشد، هنوز در درونش صدایی هست که میلرزد...
و من همچنان میگویم :
دشنام، سلاح بیمنطقهاست؛ و توهین، پناهگاه بیبرهانان.
اگر نقد دارید، با عقل بیاورید؛ اگر فقط فحش دارید، همان بهتر که فریاد بزنید...
شاید روزی، از میان خشم شما هم، حقیقتی بیرون بجهد.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5472