eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
1.1هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1هزار ویدیو
34 فایل
حمایت و ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 دوست گرامی، پیش از هر چیز، بابت صراحت و احساسات تند شما متشکرم. نشان می‌دهد هنوز دغدغه‌مند هستید، هنوز امید دارید و هنوز حرف دارید؛ و این خود، نعمتی است. اما اجازه بدهید با کمال ادب، چند نکته را تقدیم کنم : ■ بی‌ادبی و توهین، حجت نمی‌آورد. اگر هر که را نپسندیدیم، مفت‌خور بنامیم و به دریا ریختن را آرزو کنیم، نه جامعه اصلاح می‌شود و نه گفتگو معنا می‌یابد. برچسب زدن، به‌جای تحلیل کردن، راهزن عقل است. ▫️ اگر ما طلبه‌ایم، شما هم اهل قلم و اندیشه‌اید. پس بیایید از واژه‌ها چون تیغ استفاده نکنیم، بلکه چون نور. نقد کنید، حتی تند؛ اما بدون توهین. چون کسی که برای عدالت فریاد می‌زند، نمی‌تواند خودش بی‌عدالتی زبانی داشته باشد. 🔸 از آیت الله جوادی آملی مثال زدید. ایشان ، استاد بنده هستند. اما آن سخن ایشان، درد هشدارگونه‌ای بود، نه حکم عمومیت دادن به همه‌ی روحانیت. اتفاقاً آن جمله، تلنگری است به اصلاح، نه انقراض. پس باید از آن برداشت پزشکانه کرد، نه قصابانه. 🔹 اگر رسانه‌ها ما را نشان می‌دهند، پس مشکل عدم شناخت مردم چیست؟ و اگر نشان نمی‌دهند، که همان حرف من است. شما در تناقض گرفتارید؛ یا رسانه‌ها بیش‌ازحد ما را برجسته می‌کنند، یا اصلاً نمی‌کنند. این دو، با هم جمع نمی‌شود. ■ و اما دروغ‌گویی و سیاست‌گذاری که فرمودید. قبول دارم، بخشی از نارضایتی مردم، متوجه کسانی است که به‌نام دین، عمل غیردینی کردند. اما مگر در هر صنف، بد و خوب نیست؟ چرا چشم به بدها دوخته‌اید، و خدمات صدها روحانی بی‌ادعا را نادیده می‌گیرید؟ ✅ آری، ما ممکن است کم‌کاری کرده باشیم؛ ممکن است کم‌سواد یا کم‌حضور بوده باشیم. اما آن‌که تهمت می‌زند، همان‌قدر در ظلم شریک است که آن‌که عمل نمی‌کند. من با احترام، منتظر گفتگوی بعدی‌ام. اگر خواستید، قدمی به سمت منطق بردارید؛ من تمام قدم‌های بعدی را خواهم آمد. ✍ موسی آقایاری
طلوع فکر و اندیشه
🔴 علیکم‌السلام از اینکه با ادب و دغدغه‌مندی سخن گفتید، سپاسگزارم. فرمایش شما نکته مهمی را در بر دارد و اتفاقاً فرق نگاه منتقدانه منصفانه با تخریب کور، همین‌جاست. اما اجازه بدهید چند نکته را یادآور شوم : ■ فرق است بین خطای شخصی و ساختار فاسد. اگر مسئولی خطا کرد و ساختار قانونی و نظارتی، با آن مقابله نکرد یا حتی او را تشویق هم کرد، اینجا انتقاد به ساختار بجاست. اما اگر ساختار، توان برخورد را داشت، ولی گاهی کوتاهی شد، باید خطا را در سطح اجرا دانست، نه اصل نظام.رأفت مومنانه، اصل قرآنی است؛ حتی در مجازات هم، گاه جای تخفیف و عفو هست، چنانکه درباره‌ی خانواده شهدا هم بارها دیدیم. اما اگر این رأفت برای خودی باشد، و دیگری از آن محروم شود، این تبعیض قابل نقد است. اما راه اصلاح چیست؟ فحاشی؟ تهمت؟ تخریب؟ یا مطالبه‌گری دقیق و مسئولانه؟ ▫️ با یک خطای پزشک، علم پزشکی را نمی‌کوبیم؛ با خطای یک معلم، آموزش را زیر سؤال نمی‌بریم. پس با خطای یک مسئول، نباید اصل دین، اصل روحانیت، یا اصل نظام را متهم کرد. نقد باید متخصصانه و هدف‌مند باشد، نه احساسی و فراگیر.ما هم منکر خطا نیستیم؛ اما فرق می‌گذاریم بین دشمنی با اصل دین، و نقد عملکردها. دشمن می‌خواهد اعتماد مردم را به نهاد دین و روحانیت بزند، چون می‌داند ستون استقلال این ملت همین‌جاست. وظیفه ماست که هم خطا را بشناسیم و نقد کنیم، و هم ستون‌های ارزش را حفظ کنیم. پس بیایید دست در دست هم بگذاریم؛ نه برای تبرئه خطاکار، بلکه برای اصلاح امور، با عقل و انصاف. و یادمان نرود : انصاف، نیمی از دین است؛ و تهمت کور، جفاست، هم به حق، هم به عقل، هم به خود ما. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5513
🔴 سوریه؛ خرمشهرِ مقاومت در آستانه آزادی ■ خرمشهر را خدا آزاد کرد؛ نه با تانک‌های پیشرفته، نه با سلاح‌های غربی، بلکه با دل‌های لبریز از ایمان، با دستان خالی اما اراده‌هایی فولادین. همان‌گونه که سلاح ایمان بر ارتش تا دندان مسلح صدام چیره شد، ان‌شاءالله سوریه نیز به فضل الهی از چنگال داعش و اربابان پلید آن آزاد خواهد شد. ■ داعش یک جریان منحرف نیست، یک پروژه‌ی مهندسی‌شده‌ی صهیونی ـ آمریکایی است که هدفش، تجزیه‌ و تخریب جغرافیای مقاومت، شکستن روحیه‌ی ملت‌ها، و تغییر چهره‌ی اسلام رحمانی است. اما همان خدایی که خرمشهر را آزاد کرد، امروز اراده کرده است شام را از زنجیر استکبار برهاند. ■ آیا تصور می‌کردیم خون نوجوانی چون بهنام محمدی، فاو و والفجر و کربلای ۵، روزی تا دمشق امتداد یابد؟ آری، خون شهدا مرز نمی‌شناسد؛ آن‌ها به ما آموختند که کلُّ ارضِ کربلاء ، و امروز سوریه، کربلای بزرگ تاریخ معاصر است. به آنان که هنوز در خواب‌اند باید گفت: اگر سوریه سقوط می‌کرد، نجف و کربلا هم امروز در آتش تکفیر می‌سوختند. اگر فاطمیون و زینبیون نبودند، حرم حضرت زینب سلام‌الله‌علیها، مانند سامرا، در آتش جهل و خباثت دشمنان خاکستر شده بود. ■ خرمشهر آزاد شد چون ملت ایران، امام‌خمینی را باور کرد. سوریه آزاد خواهد شد چون جبهه مقاومت، امام خامنه‌ای را باور کرده است. سوریه آزاد خواهد شد چون هنوز در امت اسلامی، دل‌هایی می‌تپد که نه از تانک می‌ترسد، نه از تحریم، نه از تهدید. ■ سوریه آزاد خواهد شد چون وعده الهی است: إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ (محمد/۷) و ما قوم نصرت خدائیم؛ و این نصرت الهی، نه یک شعار، که یک سنت است. ■ به غرب‌گرایان منفعل، به آنانی که در دالان‌های رسانه‌ای دشمن، ایمانشان را با شبهه معاوضه کرده‌اند، می‌گوییم : اگر چشم دیدن فروپاشی پروژه داعش را ندارید، لااقل صداقت داشته باشید و به حق ملت سوریه احترام بگذارید. ✅ سوریه، خرمشهر مقاومت است؛ دیر یا زود، با دستان مردان خدا، با اشک مادران شهید، و با لبخند یتیمان آزاد خواهد شد. و آن روز، روز حیات دوباره امت اسلامی خواهد بود و فریاد خواهیم زد : سوریه را هم خدا آزاد کرد. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5513
🔴 پاسخ شما را خواندم. اما اجازه دهید دقیق‌تر و منصفانه‌تر نگاه کنیم. این‌که امروز رنج تورم، تبعیض، فساد یا اختلاس، سینه‌ی مردم ما را می‌فشارد، یک واقعیت تلخ است؛ و انکارش، خیانت به حقیقت است. اما آیا این دلیل می‌شود که جبهه مقاومت را تخطئه کنیم؟ آیا چون خانه‌مان بی‌نظم است، باید در را به روی دزد باز کنیم؟ چون مسئولان لیبرال ما برخی ناکارآمدند، پس مقاومت منطقه‌ای‌مان را نیز بی‌ارزش بدانیم؟ خرمشهر را همان نسلی آزاد کرد که نان جیره‌بندی می‌خورد و با کوپن زندگی می‌کرد. فقر بود، اما عزت هم بود. سوریه را همان نسلی نجات می‌دهد که در میدان‌های نبرد، نان خشک و ایمان را به سلاح زرهی ترجیح می‌دهد. سؤال شما جای دیگر است: چه کسی ما را از فقر و رانت نجات می‌دهد؟ پاسخ این است: اگر جبهه مقاومت نبود، شما امروز حتی جرأت نوشتن این سؤال را هم نداشتید. امنیت‌ات را چه کسی تضمین کرده است؟ همین‌هایی که در میدان شام، از نجف و مشهد و قم دفاع کرده‌اند اگر می‌خواهی فقر ریشه‌کن شود، بپرس چرا مسئولان لیبرال رفاه‌طلب، فرزندانشان را به غرب فرستادند و سهم شهدا را غارت کردند. اما لطفاً بین آرمان مقاومت و فساد مدیران داخلی مرز بگذار؛ جبهه مقاومت، دلیلی برای حذف فساد نیست؛ اما سکوت در برابر دشمن، توجیه فساد هم هست مقاومت، ماشین اصلاح درونی ماست، نه مانع آن ما وارثان بهنام محمدی‌ها هستیم؛ آن‌ها که در خط مقدم فقر و گلوله، هم برای خرمشهر جنگیدند، و هم برای اصلاح این کشور خون دادند. فریاد ما این است: نه به فساد، نه به اشغال؛ هم عدالت درون را می‌خواهیم، هم عزت برون را ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/5516
طلوع فکر و اندیشه
🔴 این بنده خدا تحلیلگر نیست و خیالبافی می کند که اگر رهبری هست، پس حزب چرا؟ درست است که ما در نظام اسلامی، رهبری آگاه، فقیه و جامع‌الشرایط داریم؛ اما مگر رهبری به معنای تعطیلی خرد جمعی است؟ حزب در نظام اسلامی، ابزار نظم در مشارکت سیاسی است، نه جایگزین رهبری. اگر ولی‌فقیه نداشتیم، کشور به هرج‌ومرج می‌رفت. اما اگر حزب نداشته باشیم، مشارکت‌ها شخصی و بی‌قاعده می‌شود، جناح‌ها بی‌نام‌ونشان و بی‌پاسخگو عمل می‌کنند و شفافیت در قدرت از بین می‌رود. خود مقام معظم رهبری فرمودند: من با تحزب مخالف نیستم، با حزب‌بازی مخالفم. تحزب، لازمه تمدن سیاسی است. (بیانات در دیدار دانشجویان، ۱۳۹۰/۵/۱۹) پس اشکال از حزب‌بازی است، نه از وجود حزب. حزب، مسیر مدیریت افکار است، نه ابزار زدوبند. ■ این شخص ملتفت نیست که برکات ولایت فقیه در تاریخ بی‌نظیر است . ما بعد از ۲۵۰۰ سال، برای اولین‌بار در تاریخ این سرزمین، به‌جای شاه و ارباب، یک فقیه عادل و آگاه در رأس حکومت داریم؛ مردی که نه سرمایه‌دار است، نه فامیل‌باز، نه وابسته به بیگانه. در اوج فشارهای جهانی، تحریم، تهدید، ترور، و جنگ ترکیبی، رهبری این انقلاب حتی یک وجب از خاک کشور را نباخته است. بزرگ‌ترین قدرت‌های جهان در برابر او صف کشیدند، اما او با عقل، توکل و تدبیر، کشتی کشور را به ساحل رساند. رهبر ما، حزب‌الهی‌ترین انسان قرن است، اما اجازه داده است مردم در قالب حزب‌های مختلف حرف بزنند، فکر کنند، انتخاب کنند. این یعنی بلوغ سیاسی در سایه دین. ■ این شخص نمی داند که اگر حزب نباشد، نفاق حاکم می‌شود ، یعنی تعطیلی حزب‌ها به معنای حاکم شدن زیرزمینی قدرت است. بدون حزب، افراد نفوذی راحت‌تر نقاب می‌زنند. حزب یعنی شفافیت سیاسی، یعنی مردم بدانند چه کسی پشت چه ایده‌ای ایستاده است. در تاریخ اسلام، نداشتن سازوکار حزبی باعث شد ناکثین، قاسطین و مارقین به نام صحابه شمشیر روی امیرالمؤمنین بکشند. اگر در زمان علی (ع) ساختار حزبی وجود داشت، آیا خوارج این‌گونه رشد می‌کردند؟ امروز در جمهوری اسلامی، وجود احزاب واقعی با چارچوب اسلامی، نه تنها تهدید نیست، بلکه حافظ جمهوریت و مکمل رهبری است. همان‌طور که رهبری، ضامن اسلامیت نظام است، احزاب سالم، ضامن جمهوریت آن‌اند. ■ این شخص نمی داند که رهبری و مردم‌سالاری مکمل هم‌اند، نه متضاد یعنی در نظام ولایی، مردم رعیت نیستند؛ شریک ساختار قدرت‌اند. این مردم‌سالاری در چارچوب ولایت فقیه معنا دارد. رهبری ستون خیمه است، اما بدنه‌ی این خیمه را باید با مردم و نخبگان سازمان‌یافته پر کرد. چه چیزی بهتر از اینکه حزب‌های وفادار به آرمان‌های امام و شهدا، در چارچوب قانون اساسی، به تربیت مدیر، فکر و برنامه بپردازند و بر اساس خطوط ولایت، کشور را اداره کنند؟ولایت مطلقه، با عقلانیت حزبی قابل جمع است ؛ همان‌طور که امام حسین (ع) قیامش را با یاران و مشورت و استدلال جلو برد، نه با احساس تنها. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5517
🔴 می‌ گویید : کم نیستند اندیشمندانی چون دکتر سروش که به‌واسطه نفهمی عده‌ای تهی‌مغز فراری شدند؛ اما آیا انصاف و اندیشه آزاد، با برچسب‌زنی به منتقدان و حذف مخالفان آغاز می‌شود؟ اگر فهم، فقط در دایره نظر یک نفر تعریف شود و باقی تهی‌ مغز خوانده شوند، آیا خود این نگاه، مصداق استبداد فکری نیست؟ در تاریخ اندیشه، هر متفکری باید در بوته نقد علمی و سنجش‌گرایانه قرار گیرد، نه در حصار تعصّب دوستداران یا کینه مخالفان. بله، دکتر سروش مانند هر متفکر دیگری، ایده‌هایی دارد که برخی قابل تأمل و برخی به‌شدت محل اشکال‌اند؛ چنان‌که خود ایشان نیز چند بار نظرات سابق خود را تغییر داده‌اند و اما آن بیت زیبا که آوردید : اسب تازی شده مجروح به زیر پالان طوق زرین همه بر گردن خر می‌بینم شکایت از روزگار آسان است؛ اما آیا معیار شناخت اسب و خر، فقط طوق و پالان است؟ یا باید با شاخص عقل، برهان، اخلاق و انصاف سنجید که کیست برحق، و کیست اسیر جنجال؟ ✅ منبر، جای حکمت و هدایت است، نه صرفاً سخن‌آوری. پاچه‌خواری و یاوه‌گویی را باید نقد کرد؛ اما با شلاق تحقیر و توهین، نه کسی هدایت می‌شود، نه حقیقت آشکار می‌گردد. گفت‌وگوی احسن، یعنی هم نقد کنیم و هم حرمت آدم‌ها را نگه داریم؛ حتی آنان که با ما هم‌فکر نیستند که متاسفانه در طول این چند روز حتی یک پیام شما نسبت به بنده محترمانه نبود و بلکه مدام هتاکی کردید!! اگر دکتر سروش مجاز به سخن گفتن است، منتقد او نیز باید حق پرسش داشته باشد؛ والا همه‌چیز می‌شود عوض شدن یک استبداد با استبدادی دیگر: یکی با عمامه، یکی با کراوات. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5519