طلوع فکر و اندیشه
🔴 سلام بر شما ؛ شما ظاهراً نه قیام امام حسین علیهالسلام را درست فهمیدهاید، نه سیاست امام حسن علیهالسلام را، و نه حتی مفهوم جهاد را.
امام حسین مدینه را ترک کرد نه از ترس خونریزی، بلکه برای جلوگیری از مشروعیت بخشی به حکومت باطل. فرار نکرد. تاریخ را درست بخوانیم ، آن حضرت به قلب خطر رفت، چون فرارِ عالِمِ عامل، گناهی نابخشودنیست.
و اما توصیه شما که : قداره بگیرید و شورش کنید!!!…
اتفاقاً فرق ما با امثال شما همین است. ما از سر غیرت و عقل، زیر پرچم یک امت حرکت میکنیم، نه با قدارهکشیِ فردی و بیهدف. ما قمه نمیکشیم، ما با قلم، اندیشه و مقاومت هوشمندانه با آمریکا و اسرائیل مبارزه میکنیم.
اگر امام خمینی(ره) در مقابل آمریکا ایستاد، با مشت نبود، با ملتی بیدار بود.
اگر سردار سلیمانی در میدان نبرد بود، با بصیرت بود نه با چاقو.
ما نه سادهدلانه به لبخند دشمن اعتماد میکنیم، نه احساساتی شمشیر میکشیم.
شما اگر واقعاً دلسوز اسلام هستید، اول منطق دشمنشناسی قرآن را بفهمید:
لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَکُم حَتّی یَرُدّوکُم عَن دینِکُم اِنِ استطاعوا
(تا وقتی بتوانند، با شما میجنگند تا از دینتان برگردانندتان)
و در برابر این دشمن، خاموشی به اسم صلح، همان تسلیم است.
✅ ما اهل جنگافروزی نیستیم، اما اهل سازش با ظالم هم نیستیم. و آنچه شما آسیب به اسلام مینامید، همان سازش با آمریکا و اسرائیل است؛ نه مقاومت در برابر آنها.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5541
طلوع فکر و اندیشه
🔴 نکتهای که فرمودید، از رنج مردم حکایت میکند؛ و ما منکر مشکلات اقتصادی، تبعیضها، اختلاسها و برخی ناکارآمدیها نیستیم. اما دو خطای تحلیلی بزرگ در نگاه شما نهفته است که باید واضح شود :
1. رنج مردم، نتیجه اسلام نیست؛ نتیجه ضعف در اجرای اسلام است.
همانطور که فقر در کشورهای غربی به معنای ناکارآمدی اصل دموکراسیشان نیست، فساد در یک کشور اسلامی هم دلیل ناکارآمدی اسلام نیست.
اسلام، نفت را لعنت نکرد؛ بلکه فرمود: کلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته. اگر حاکمی دزد بود، باید او را نقد کرد، نه کل دین را.
2. مشکلات اقتصادی ما نه از اسلام است، نه حتی از منابع؛ بلکه از سلطهی تفکری است که چشمش به بیرون است، نه به توان درون.
چه کسی اقتصاد ما را به نفت گره زد؟ چه کسانی نسخهی صندوق بینالمللی پول را بر تولید ترجیح دادند؟
همینهایی که امروز بهجای تمرکز بر عدالت درونزا، توسعه غربمحور را میپرستند.
اگر نفت نداشتیم و فقط بر مالیات و تولید و عدالت درونزا تکیه میکردیم، شاید مثل صدر اسلام، تمدنی میساختیم که حتی اروپاییها به آن غبطه میخوردند.
ولی امروز، عدهای از اسلام رحمانیِ بیعدالت و بیجهاد و بیولایت دم میزنند تا مبارزه با فساد و استکبار را به حاشیه ببرند.
پس بله، درد داریم؛ اما درمان، حذف اسلام نیست، بلکه بازگشت به اسلام واقعیست.
اسلامی که امیرالمؤمنین در آن میگوید:
اگر بیتالمال را مهریه زنانتان کرده باشید، آن را پس میگیرم.
و نه اسلامی که عدهای از آن، دکور شیک درست کردهاند برای توجیه اشرافیت خود.
✅ بله ، ما گرفتاریم؛ اما گرفتاری ما از اسلام نیست، از بیاسلامی پنهانشده در ظاهر دینداریست.
بنابراین ؛ مسئله ما اسلام یا توسعه نیست؛ اسلام یا دزدسالاریست. و ما ایستادهایم تا با عقلانیت انقلابی، ریشه ظلم را از هر جا که باشد بزنیم، نه اینکه آن را بهانهای برای زانو زدن کنیم.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5543
طلوع فکر و اندیشه
🔴 پاسخ شما پر بود از هجمههایی عصبی، آمیخته به توهین، تمسخر، تحقیر، و البته خالی از منطق علمی. اجازه دهید، نه با فریاد، بلکه با استدلال پاسخ دهم، چون اگر کسی با دهان کفآلود سخن گفت، دلیل حقانیتش نیست؛ گاهی فقط تشنگی است.
اولاً، اینکه : آخوند خیال میکند فلان... نه استدلال است و نه تحلیل؛ پیشفرضسازی برای کوبیدن چیزی که هرگز گفته نشده، اسمش نقد نیست، مغلطه است**.
نه روحانیت شهید حاج قاسم سلیمانی را معصوم دانسته، نه ترامپ کله زرد جنایتکار را ابلیس معروف. اما اتفاقاً اهل منطقاند که فرق میگذارند بین کسی که عمرش را صرف دفاع از مردم مظلوم کرده با کسی که با فرمانش، کودکان یمن و غزه و عراق و افغانستان را قطعهقطعه کرده.
این تشخیص، خیال نیست؛ انصاف است.
■ ثانیاً، اگر دین را فقط حال درونی بدانیم و بگوییم ربطی به عمل اجتماعی ندارد، پس یزید هم میتوانست بگوید: من حال خوشی دارم، پس دیندارم.
مولوی را با نیلبک نخوانید.
او که گفت مرده بودم زنده شدم ، قبلش از شریعت و طریقت و حقیقت حرف زد؛ نه از سِبْر جوهری بیتعهد به اجتماع و اخلاق.
ثالثاً، اگر شما آخوند را دیوانه مرکب میدانید، بد نیست بدانید همین دیوانگان، بودند که:
مدرسه ساختند وقتی اربابها مدرسهسوز بودند؛
در کنار مردم ایستادند وقتی روشنفکران از وطن گریختند؛
تبعید شدند، شلاق خوردند، کشته شدند، چون نمیخواستند استقلال این کشور فروخته شود.
و امروز هم، اگر آخوندی از ظلم دفاع کند، ما منتقدش هستیم. اما اگر از ولایت گفت، نه بهخاطر حکومت که بهخاطر عدم عبودیت نسبت به فرعون زمانه ، پیروی اش می کنیم.
توهم شما از دین، دقیقاً همان پروژه سکولاریسم صهیونیساخته است که میگوید دین، فقط حال درون است؛ نه مقاومت، نه عدالت، نه حجاب، نه اقتصاد، نه سیاست... فقط حال خوب.
این دین، نه از حسین چیزی میفهمد، نه از زینب، نه از فاطمه، نه از علی، نه از خدا.
✅ اگر دین را نادانی میدانید، بفرمایید که چه داناییای جز دین توانسته اینهمه انسانِ آماده فداکاری برای ارزشها تربیت کند؟
آیا با منطق مصرفگرایی و سود شخصی، کسی پای تانک میرود؟
آیا با حال درونی ، کسی پدرش را در جبهه جا میگذارد تا خاک کشورش را بدهکار بیگانه نکند؟
آری، دیوانهایم... اما دیوانهی عزت، نه بندهی ذلت.
و شما را هم دعوت میکنیم به عقلانیت عمیقتری که میان تمسخر دین و نقد اندیشمندانه فرق بگذارد.
وگرنه، هرکس با خنده بر مقدسات، به عقلانیت نمیرسد؛ گاهی فقط به بیریشگی میرسد.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5546
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب آقای صفوی گرامی ؛ با سلام و آرزوی توفیق برای شما که دغدغه دینداری و عدالت اجتماعی را در قلم خود میپرورید.
نوشتهتان درباره پروژه ساعت به وقت بهشت در فومن، هرچند سرشار از آرایههای کلامی، دغدغهمند و پرطنین بود، اما متأسفانه در آن، مرز میان نقد هنری، داوری عقلی و تخریب فرهنگی مخدوش شده است. پاسخ من از جنس جدال احسن است، نه مراء و لجاج، و از زاویه دفاع از یک پروژه فرهنگی که میکوشد مفاهیم عمیق توحیدی را در قالبی محسوس و عاطفی به نسل فراموشکار امروز یادآور شود:
تحقیر تشبیه برای دفاع از تنزیه؟ شما نوشتید: آتش جهنم با آتش دنیا تفاوت جوهری دارد، پس شبیهسازی بیفایده است. آیا بر همین مبنا باید تمام تعزیرات دنیوی را بیاثر دانست؟ آیا چون عدالت خداوند با عدالت انسانی معالفارق است، دیگر نباید عدالت را در جامعه اجرا کرد؟ مگر نه آنکه قرآن، از عذابهای اخروی با عناصر محسوس سخن گفته است: آتش، مار، زقوم، سلاسل و اغلال؟ مگر قرآن نفرمود فَذُوقُوا فَلَن نَّزِیدَكُمْ إِلَّا عَذَابًا؟ (نبأ:30)؛ پس هدف این پروژه، نشان دادن حقیقت نیست، بلکه تذکار به وجدان خفته و تخیل فراموشکار بشر است.
کار فرهنگی را با کدام معیار میسنجیم؟ گفتهاید: باید روانشناسان و جامعهشناسان نظر بدهند، نه فقیهان. اولاً این طرح، ادعای شبیهسازی فلسفی یا کلامی معاد ندارد؛ بلکه هدف آن تأثیر تربیتی و عاطفی است. آیا روانشناسی تربیتی نمیگوید کودک یا نوجوان با حس، بیشتر میآموزد تا با انتزاع؟ آیا ادبیات کودک و نمایشنامهنویسی دینی را بهخاطر عدم درک دقیق فلسفه توحید باید ممنوع کرد؟ ثانیاً، چه خوب است اگر شما که دغدغه دارید، مستقیماً از روانشناسان حوزه تربیت معنوی نوجوانان بپرسید: آیا تأثیر احساس بر باور، قابل انکار است؟ آن هم در عصری که فضای مجازی در حال تهیکردن دلها از حقیقت است.
شما از کدام عدالت دم میزنید؟ اشارات شما به فساد، رانت، بیتالمال، دروغگویی و طلاق، دغدغههای همه ماست؛ اما چه نسبتی با این پروژه دارد؟ اگر جایی ویژهخواری است، با آن برخورد شود. اگر مدیری ناصالح است، نقدش کنید. اما چرا یک نمایشگاه معنوی که هدفش بیدار کردن وجدان است را با فساد فلان نهاد یا گرانی گوشت پیوند میزنید؟ این چه روش نقدی است که به جای تمرکز بر موضوع، آن را در دریای اتهام و حاشیه غرق میکند؟ اگر معیار شما برای سنجش صداقت دینی، عدالت اجتماعی است، باید گفت در صدر اسلام نیز گرسنگی بود، اما پیامبر از جهنم و بهشت میگفت. آیا ایشان نیز جای اشتباهی را برای گفتن آخرت انتخاب کرده بود؟
دعوت به دین بدون تخیل دینی؟ شما میگویید مردم وقتی تبعیض میبینند، دیگر باورشان به آخرت سست میشود. این ممکن است، اما راه مقابله با آن حذف مفاهیم دینی نیست، بلکه همافزایی جهاد فرهنگی با جهاد عدالتخواهانه است. چرا میپندارید اگر آخوندی از بهشت گفت، باید لزوماً ساکت در برابر فساد باشد؟ چرا نمیگویید: هم با فساد بجنگید، هم از آخرت بگویید؟
شما که از ریاکاری مینالید، چرا خودتان مشغول انکار نیکیها شدهاید؟ مگر نه اینکه قرآن میفرماید: وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى أَلاَّ تَعْدِلُوا؟ (مائده:8)؛ پس حتی اگر از عدهای در حکومت دلچرکینید، نباید طرح فرهنگی تربیتی را با چماق این دلخوری بکوبید.
واقعبین باشیم شما خود بهتر میدانید: نسل جدید دیگر با خطابه، توبه نمیکند؛ با فیلم، با احساس، با تئاتر و با تجسم، تحت تأثیر قرار میگیرد. اگر روحانیون ما نیز همچون شما، فقط از ناکامیها بگویند و پروژههایی همچون ساعت به وقت بهشت را زیر ضرب ببرند، دینگریزی تسریع میشود نه دینپذیری.
■ در پایان خدمت شما عارضم که : تخیل دینی، مقدمه درک دینی است. اگر نمایشگاه آتشین فومن، شعلهای در دل فرزند نوجوانی برافروزد و او را به تفکر درباره عاقبت خویش وادارد، آیا این کمدستاوردی است؟ آیا کسی که اهل دلسوزی است، باید این تلاشها را با طنز و طعنه خاموش کند یا با نقد سازنده، اصلاحگر باشد؟
در این دوران غفلت و سیاهی، هر شعلهای که گرمی ایمان بدهد، مبارک است، حتی اگر به قول شما، آتشاش از جنس این دنیا باشد. مگر نه آنکه فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَىٰ؟
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5550