🔴 تمسخر، همیشه پناهگاه ذهنهای تهی از استدلال است؛ و وقتی جوابی برای محتوای دقیق، تاریخی و تحلیلی ندارید، طبیعیست که به اسم گذاشتن و شوخیهای کودکانه پناه ببرید. اما بدانید:
در میدان اندیشه، فریاد و فحش و تمسخر، جای استدلال را نمیگیرد.
■ من حاجآقا موشی ، نیستم، اما اگر منظورتان موضع انقلابی و پایبندی به استقلال ملیست، بله! من و میلیونها نفر از همین مردم، پیرو همان خطی هستیم که حاضر نشد زیر پرچم آمریکا نماز بخواند.
■ و بله جنگ جنگ تا پیروزی شعار ماست؛ اما نه جنگ فیزیکی، بلکه جهاد فکری، بصیرتی، و مبارزه با بردگی مدرن فرهنگی، اقتصادی، رسانهای.
اگر شما هنوز در قرن بیستم گیر کردهاید و فکر میکنید سلطه فقط با تانک و کودتا میآید، تقصیر ما نیست.
■ ما از گذشته عبرت میگیریم، اما در گذشته دفن نمیشویم. امروز، سلطهطلبی لباس دموکراسی پوشیده، با توییت و هشتگ و سلبریتی میآید، نه با کودتاچیهای سنتی.
■ شما بخندید، ما میاندیشیم؛ شما طعنه بزنید، ما تاریخ میخوانیم؛ شما مسخره کنید، ما مبارزه میکنیم؛ و بدانید:
گاهی یک قلم، از هزار موشک خطرناکتر است؛ و ما به جای آنکه موشکوار بجنگیم، آگاهگرانه خواهیم نوشت، تا نقاب از چهره اربابان شما برداریم.
✍️ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5562
طلوع فکر و اندیشه
🔴 سوالتان دو بخش دارد : یکی آیندهپژوهی درباره مذاکره، و دیگری استناد به گذشته برای زیر سوال بردن اصالت تاریخی انقلاب. اجازه دهید به هر دو با دقت و صراحت پاسخ دهم.
■ پیشبینی از نتیجه مذاکره؟
پیشبینی ما بر پایه تجربه است، نه توهّم؛ و حافظه تاریخی که خود شما به آن استناد کردید، میگوید:
هرگاه ما مقتدر، مستقل و با پشتوانه مردمی وارد گفتگو شدهایم، دست برتر را داشتهایم (مثل قطعنامه ۵۹۸ پس از ایستادگی ۸ ساله).
و هر زمان با سادهلوحی، عجله یا غربباوری وارد مذاکره شدهایم، حاصلی جز تعلیق ، فریب، بازرسی بیپایان، و برجامی با امضای کری تضمین است نداشتهایم.
پس پیشبینی ما این است:
اگر مذاکره، بر پایهی قدرت درونزا، وحدت ملی، و بیاعتمادی صریح به آمریکا باشد، ابزاریست برای رسوا کردن دشمن؛ و اگر بر مبنای التماس، امتیاز یکطرفه و دل بستن به کدخدا باشد، جز خسران تاریخی نخواهد بود.
■ دوم : ماجرای ارتداد مصدق از سوی امام خمینی صحت ندارد و استناد شما مخدوش است. آنچه در ۲۵ خرداد ۱۳۶۰ و در پیام تاریخی امام خمینی علیه جبهه ملی گفته شد، نه به شخص مصدق، بلکه به اقدام آن روزِ جبهه ملی در حمایت از لایحه قصاص بازمیگردد، که امام فرمود: اگر این موضع ضدشرعی ادامه یابد، حکم آن ارتداد است.
هیچگاه در بیانات امام، دکتر مصدق بهتنهایی مرتد خطاب نشده است.
اتفاقاً امام در نجف، مصدق را انسانی مسلمان اما ناکام معرفی میکند، چون در اعتماد به آمریکا خطا کرد، نه بهخاطر اصل مبارزهاش.
■ اما اگر بنای شما قیاس است، بپرسید: چرا آمریکا که با کودتا مصدق را ساقط کرد، حالا از او قهرمان دموکراسی میسازد؟
پاسخ ساده است: چون از مصدق واقعی، چهرهای بزکشده برای نسل امروز ساخته، تا اصل مبارزه با استکبار را از حافظه مردم بزداید.
✅ بنابراین ما اهل گفتگو هستیم، اما نه اهل باور به دشمن.
ما حافظه تاریخی را ابزار تحلیل میدانیم، نه چماق تحریف.
امام، پرچمدار قیامیست که هم به مصدق احترام گذاشت، هم راه او را کامل کرد؛ نه با ملیگرایی ، بلکه با اسلام سیاسی و مردمی.
و لذا ما بهجای حمله به تاریخنگاری دقیق، بهتر است دشمن امروز را بشناسیم که با بزک کردن دیروز، به دنبال تسخیر فرداست.
✍️ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5564
طلوع فکر و اندیشه
🔴 سؤال شما، ظاهراً با این پیشفرض مطرح شده که :
اگر بعد از انقلاب، همه درآمد نفت به ملت نرسیده، پس کودتای ۲۸ مرداد هم چندان مهم نبوده.
این قیاس، هم از منظر تاریخی ناصحیح است و هم از حیث منطقی مخدوش. اجازه دهید چند نکته را به روشنی بیان کنم:
■ کودتای ۲۸ مرداد، نه قضاوت درباره آینده، بلکه سند خیانت گذشته است
کودتای ۲۸ مرداد، یک جنایت تاریخی ثبتشده و سند رسمی دخالت آمریکا و انگلیس در سرنوشت یک ملت مستقل است. این که آیا پس از انقلاب در بهرهبرداری از نفت عدالت کامل محقق شده یا نه، هیچگونه مشروعیتی برای کودتا ایجاد نمیکند.
خیانت را نمیتوان با ضعف بعدی توجیه کرد.
اگر دزدی خانهای را غارت کند، نمیتوان گفت چون صاحب خانه بعداً مدیریت مالی خوبی نداشته، پس دزدی توجیه میشود.
■ نفت، پس از انقلاب ملیتر از همیشه شد
انقلاب اسلامی، هرچند در عدالت توزیعی چالشهایی دارد، اما از حیث مالکیت، مدیریت و استقلال در صنعت نفت، یک نقطه عطف بیبدیل است:
شرکتهای نفتی خارجی بهکلی از مالکیت نفت ایران حذف شدند.
مدیریت صنعت نفت بهطور کامل در دست نیروهای ایرانی قرار گرفت.
درآمد نفت برای نخستین بار در تاریخ ایران، مستقیماً در اختیار دولت و نهادهای ملی قرار گرفت (نه خاندان سلطنت و اربابان نفتی غرب).
تا پیش از انقلاب، بیش از ۵۰ درصد سود حاصل از نفت ایران به شرکتهای غربی میرسید؛ امروز، ۱۰۰ درصد درآمد نفت در اختیار حاکمیت ملی ایران است.
■ آیا نفت پس از انقلاب به ملت رسیده؟ بله، اما
اگر منظورتان از رسیدن به ملت ، عدالت کامل و توزیع مستقیم و مساوی است، روشن است که هیچ کشوری در دنیا همچنین مدینه فاضلهای ندارد.
اما اگر منظورتان استفاده عمومی از ثروت ملی برای رشد زیرساختها، خدمات عمومی و حمایتهای اجتماعی است، پاسخ مثبت است:
سدها، جادهها، برقرسانی، گازرسانی به روستاها، آموزش رایگان، بیمه روستایی، یارانه سوخت، و...، همه از ثمرات مستقیم درآمد نفت است.
کافیست مقایسهای بین سطح زندگی روستاییان و محرومان در دهه ۵۰ با اکنون انجام شود.
■ نقد عدالت اجتماعی، نافی استقلال نیست
نقد شما درباره عدالت در توزیع ثروت، میتواند وارد باشد و جای بحث دارد.
اما نمیتوان با طرح این نقد، استقلال نفتی کشور و جلوگیری از چپاول بیگانگان را زیر سؤال برد.
استقلال نفتی، شرط لازم است؛ عدالت توزیعی، شرط کافی.
ما هنوز به عدالت کامل نرسیدهایم، ولی مسیر استقلال را طی کردهایم، نه بردگی نفتی را.
کودتای ۲۸ مرداد، سندی از تجاوز به حق حاکمیت ملی است، نه دعوایی بر سر قیمت بنزین.
انقلاب اسلامی، صنعت نفت را به ملت ایران بازگرداند.
✅ اگر امروز مشکل عدالت در توزیع داریم، باید با نقد داخلی آن را حل کنیم، نه با پاک کردن صورت مسئله و تبرئه آمریکا و انگلیس.
بیاییم ضعفها را نقد کنیم، اما با بصیرت و انصاف؛ نه با واژگونسازی تاریخ.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5566
طلوع فکر و اندیشه
🔴 پرسش جنابعالی، در ظاهر پرسشی ساده درباره رسیدن نفت به ملت است، اما در باطن، نافی اصل ملت، ساختار قانون اساسی، و حاکمیت ملی است. پس اجازه دهید با دقت به چند محور پاسخ بدهم :
■ ملت چیست؟ و آیا ما ملت هستیم؟
ملت مفهومی ریشهدار در فقه، فلسفه سیاسی و حقوق عمومی است. در فقه اسلامی، امت و ملت نهتنها ناسازگار نیستند، بلکه مکملاند.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل اول با صراحت میگوید:
نظام جمهوری اسلامی ایران بر پایه ایمان به: خدای یکتا، وحی الهی، معاد، عدل خدا، امامت و رهبری مستمر، و... و اتکاء به آرای عمومی است.
ما ملتایم، چون در انقلاب، در همهپرسی، در تصویب قانون اساسی، در انتخاب رئیسجمهور، مجلس و شوراها مشارکت میکنیم.
نه تنها ملت هستیم، بلکه صاحب حاکمیتیم؛ منتها با چارچوبی که اراده مردم و مبانی اسلام را توأمان تضمین میکند.
■ ولایت فقیه، مانع ملت نیست، ضامن مردمسالاری دینی است. ولایت فقیه، از قضا، مانع دیکتاتوری و استبداد جناحی است. ولی فقیه نه با زور اسلحه، بلکه با رأی خبرگان منتخب مردم مشروعیت میگیرد و نقش ضابط شرع و عدالت دارد، نه سلطان خودکامه.
اینکه بگوییم چون ولایت فقیه هست، پس مردم ملت نیستند، همانقدر عجیب است که بگوییم چون دادگاه قانون اساسی در آمریکا هست، پس مردم آمریکا ملت نیستند.
■ نفت به ملت رسید؛ اگر نگرفتهای، نقد توزیع کن، نه نفی استقلال
اینکه امروز بودجهریزی دچار ضعف یا بیعدالتی است، جای نقد دارد؛ اما سؤال این است:
آیا شرکت نفت انگلیس و ایران هنوز ۵۰٪ سود نفت ما را میبرد؟
آیا امروز کارگر ایرانی حق ندارد در پالایشگاه تصمیم بگیرد؟
آیا نفتمان را با اجازه شرکت شل صادر میکنیم؟
پاسخ: نه ،
این یعنی نفت به ملت بازگشت، ولو هنوز در توزیع عدالت ضعف داریم. نقد توزیع را بهانه نفی استقلال نکنیم.
■ آیا خرج نفت فقط برای شیعه است؟
این تحلیل هم خلاف واقع است، هم دور از انصاف. خدمات نظام به مناطق سنینشین کشور (از کردستان تا گلستان، از بلوچستان تا ترکمنصحرا) بیشمار است.
حتی در بودجه رسمی کشور، اقلیتهای دینی، مدارسشان، نمایندهشان، سهم دارند. از شورای نگهبان تا دیوان محاسبات، موظف به نظارت بر توزیع عادلانهاند.
اشکالات هست، بله؛ اما تصویرسازی غلط از تمام نظام، نوعی غبارافکنی است، نه نقد راهگشا.
■ مشروطه؟ قانون اساسی؟ کدام را میخواهید؟ اگر به مشروطه استناد میکنید، باید بدانید اصل دوم متمم قانون اساسی مشروطه، نظارت علما بر قوانین را لازم دانسته بود!
اگر به قانون اساسی امروز نقد دارید، راه تغییر آن انتخابات خبرگان است، نه تخریب کل ساختار.
سخن از شورش ۵۷ گفتن، تحقیر انقلابی است که میلیونها نفر پای آن ایستادند و هزاران شهید برایش تقدیم شد. این شورش نبود، شور و شعور و اقدام با بصیرت و آگاهی بود.
■ آری ؛ ما ملتایم؛
آری ؛ نفت به ملت بازگشت؛
آری ؛ عدالت کامل نیست، اما
راه آن، مشارکت نقادانه و متعهدانه است، نه نفی بنیادها و هویتها.
شما پرسش کردید، من هم با احترام و استدلال پاسخ دادم. اگر نقدی هست، لطفاً بر پایه منطق و مدرک ادامه دهید، نه طعنه و برچسبزنی.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5569