طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست گرامی ؛ پاسخ به پرسش بودجههای فرهنگی و ربط آن به سؤال نخست، نیازمند دقت در چند نکته است :
■ مقایسه بودجههای فرهنگی با درآمد نفتی، قیاس معالفارق است. دوست گرامی ؛ اگر شما میپرسید آیا مردم سهمی از نفت بردهاند؟ و پاسخ داده میشود که بله، در قالب زیرساختها، خدمات عمومی و…، نمیتوان ناگهان لیست بودجههای فرهنگی را بهعنوان رد این پاسخ ارائه کرد.
این مثل آن است که کسی بپرسد : آیا مردم از سدها بهره میبرند؟ و شما پاسخ دهید: نه چون صداوسیما بودجه زیاد دارد.
■ بزرگوار ؛ بودجه نهادهای فرهنگی، بخشی از هزینه اداره کشور است؛ نه کل آن ، شما حدود ۶۷ هزار میلیارد تومان بودجه فرهنگی را فهرست کردهاید که معادل فقط حدود ۲.۵ درصد بودجه عمومی کشور است.
یعنی بیش از ۹۷ درصد بودجه صرف موارد دیگر میشود؛ از آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، بازنشستگان، یارانهها، پروژههای عمرانی، دفاعی و…
اگر نقدی به بودجه فرهنگی دارید (که قابل گفتوگوست)، نباید آن را جایگزین نقد عالمانه به ریشههای تاریخی وابستگی نفتی کنید.
■ اگر شما از بیمه طلاب، آموزش رایگان، رادیو و تلویزیون ملی، دانشگاه فرهنگیان، تبلیغات دینی، و… استفادهای نکردهاید، این دلیل نمیشود که بگوییم اینها به ملت نرسیدهاند. ملت فقط یک طبقه خاص یا طیف فکری خاص نیست.
بخش زیادی از همین بودجه، خرج آموزش در مناطق محروم، نهادهای فرهنگساز، ترویج هویت ملی، و جلوگیری از تهاجم فرهنگی میشود. دفاع از هویت، خودش شکلی از بازگشت ثروت به ملت است.
■ سؤال اول درباره دخالت آمریکا و انگلیس در سرنوشت ایران بود. حتی اگر شما قانون اساسی را قبول نداشته باشید، باز هم این تغییر نمیدهد که کودتای ۲۸ مرداد یک جنایت استعمارگرایانه و نقطهسیاه در تاریخ غرب است.
اگر کسی از دزدی محکومشدهای دفاع کند چون از نحوه مصرف پول دزدی ناراضی است، دچار آشفتگی فکری شده است.
■ نقد سیاستها حق شماست. اما اگر با بغض ایدئولوژیک نگاه کنیم، دیگر نه حقیقت را میبینیم و نه راهحل را. به جای واژگونسازی مفاهیم، بهتر است از ظرفیت عقل، وجدان و گفتوگوی عادلانه برای بهتر شدن استفاده کنیم.
✅ پس بله، نفت به ملت رسیده، اما نه به معنی توزیع پول نقد بین همه افراد، بلکه در قالب ساختارها، امنیت، آموزش، خدمات و فرهنگسازی.
✅ و بله، عدالت ناقص است، اما راه اصلاح آن، براندازی نیست؛ بلکه اصلاحگری درونزا و مشارکت مسئولانه است.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5572
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست گرامی، پاسخ شما حاوی چند گزاره توأم با عصبانیت، اتهام، و توهین بود. من اما همچنان بنا را بر گفتوگو میگذارم؛ چراکه اهل منطق، بهجای حمله به شخص، با فکر و برهان مواجه میشوند.
بیایید با هم چند نکته را مرور کنیم :
■ ناتوانی در پاسخ علمی، پوشیده نمیماند با ناسزاگویی : وقتی به جای استدلال، میگویید : شما بیدانش هستید.... این نشان ضعف در منطق شماست، نه قوت در پاسخ. اگر نقد علمی دارید، با دلیل بگویید کجای متن من نادرست یا متناقض بوده است.
■ قانون اساسی از کجا آمده؟ از همانجا که قانون اساسی آمریکا، فرانسه، هند یا عراق آمده: از رأی مردم. در سال ۱۳۵۸، مردم ایران با بیش از ۹۸٪ رأی آری، قانون اساسی جمهوری اسلامی را تصویب کردند. نه با زور تفنگ، بلکه با برگه رأی.
■ چرا علما در قانون اساسی نقش دارند؟ سؤال مهمی است. در یک نظامی که مردمش اکثراً مسلمان و شیعهاند، آیا باید قوانینشان با اسلام بیگانه باشد؟ یا دینشان بخشی از نظام حقوقیشان باشد؟ نقش علما در قانونگذاری، از جنس نظارت بر انطباق با شریعت است، نه حکومت کردن به جای مردم. این اتفاقاً همان کاری است که در قانون اساسی مشروطه هم با هیئت علمای طراز اول پیشبینی شده بود.
■ فقه و قانون چه نسبتی دارند؟ در کشور اسلامی، فقه نقش منبع حقوق دارد؛ همانگونه که در غرب، اندیشههای لیبرالی و دموکراتیک منبع قانوناند. البته قانون، فقه صرف نیست؛ بلکه بر اساس اصول فقهی، عدالت اجتماعی، و اقتضائات زمانه تنظیم میشود. در نظام ما هم مجلس، قانون مینویسد و شورای نگهبان فقط نظارت بر شرع و قانون اساسی دارد، نه دخالت در اداره کشور.
■ آیا در کشورهای دیگر ولایت فقیه نیست؟ بله. اما... هر نظامی، مدل خاص خود را دارد. فرانسه مدل سکولار دارد، واتیکان مدل پاپمحور دارد، انگلیس ملکه دارد، چین حزب کمونیست دارد، آمریکا دادگاه قانون اساسی با اختیارات گسترده دارد. در ایران، ولایت فقیه با نظارت خبرگان منتخب مردم و با محدودیتهای قانونی تعریف شده است. این یعنی مردمسالاری دینی. شما اگر مدلی بهتر دارید، ارائه کنید، نه فقط انکار و تحقیر.
■ آیا نوشته من دروغ بود؟ اگر هست، لطفاً دقیق بفرمایید کدام جمله؟ اتهام دروغگویی، نیاز به سند دارد. با فریاد زدن نمیتوان حقیقت را دفن کرد. اگر آیهای، حدیثی، بند قانونی یا واقعیتی مخالف حرف من دارید، بسمالله.
■ ادب در گفتوگو، پیشنیاز اندیشه ورزی است ؛ قرآن فرمود: ادعُ إلی سبیلِ ربِّک بالحکمةِ والموعظةِ الحسنةِ وجادلهم بالّتی هی أحسن. حتی در برابر دشمن، خداوند میفرماید قولاً لیّنا بگویید، شما چرا در برابر یک هموطن، اینچنین تند و عصبانی هستید؟
✅ بنده برای شما احترام قائلم، حتی اگر توهین کنید. چون نقد، اگر همراه با عقل و عدل باشد، سازنده است.
اما یادمان نرود: هیچ ملتی با انکار ریشههای خود، رشد نمیکند.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5576
طلوع فکر و اندیشه
🔵 دوست گرامی؛ پاسخ اخیر شما، نه تنها پرسشهای تازهای مطرح نکرد، بلکه تنها حاوی تکرارِ اتهام، برداشتهای نادرست، و بیاطلاعی از مفاهیم دینی و سیاسی بود. با این حال، چون جدال احسن وظیفه من است، نه عصبانیت، پاسخ شما را دقیق، تحلیلی و مستند میدهم:
■ توهم استدلال یا توهم انکار علم؟
شما بارها گفتید : استدلالهای من توهم است. بسیار خب، هر استدلالی باید با ضد استدلال نقد شود، نه با فریاد توهم.
بنده درباره قانون اساسی، نقش رأی مردم، نسبت فقه و حقوق، وظیفه علما در نظارت بر شرع، و حتی تفاوت مدلهای حکومتی، مستند نوشتم. اگر چیزی نادرست است، لطفاً بگویید کجایش اشتباه است و با چه منبعی؟
■ مردمسالاری دینی یعنی چه؟ مردمسالاری دینی، یعنی حاکمیت مردم در چارچوب ارزشهای الهی.
یعنی نه دیکتاتوری سکولار غربی، نه خلافت استبدادی. بلکه مشارکت مردم، با رعایت حدود شریعت.
مردم رهبر را بهصورت غیرمستقیم (از طریق خبرگان) انتخاب میکنند
مردم رئیسجمهور، نماینده مجلس، شوراها را انتخاب میکنند
اما حاکمیتْ تابع ارزشهای اسلام است، نه امیال اکثریت بیحد و مرز.
این مدل را امام خمینی با تأسی از فقه اسلامی احیاء کرد، و در جهان بینظیر است. اگر نقدی دارید، مدل بدیل بیاورید، نه انکار کلی.
■ درباره مشروطه در انگلیس و چین ،
شما فرمودید: چین هم مشروطه است. این نشان میدهد از معنای مشروطه بیاطلاعاید.
چین یک نظام اقتدارگرای تکحزبی است با حاکمیت مطلق حزب کمونیست؛
مشروطه یعنی حاکم مشروط به قانون اساسی باشد، نه آنکه حزب، بر قانون، ارجح باشد!
انگلیس هم اگرچه پادشاه دارد، ولی نقش او تشریفاتی است. نظام آنجا لیبرال دموکراسی سکولار است، نه حکومت ملکه.
پس خواهشاً مفاهیم را دقیق بخوانید، نه با برداشت سطحی قضاوت کنید.
■ آیا کافر و مسلمان حقوق برابر دارند؟
این سؤال، هم فقهی است، هم تاریخی، هم اخلاقی. پاسخ دقیق آن بستگی به نوع حق دارد:
■ حقوق انسانی اولیه (حیات، کرامت، امنیت) :
بله، قرآن میفرماید:
وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ (اسراء:70)
ما فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم؛ نه فقط مؤمنان را.
■ حقوق مدنی در دارالاسلام:
اسلام به ذمیها حق امنیت، مالکیت، شکایت، قضاوت و زندگی در جامعه اسلامی داده است.
قرآن میفرماید:
لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ... (ممتحنه:8)
و پیامبر اکرم فرمودند:
مَن ظَلَمَ ذِمِّیّاً فَأَنَا خَصمُهُ يَومَ القیامَة
هرکس به ذمی ظلم کند، من دشمن او هستم روز قیامت.
■ حقوق دینی (ولایت، قضاوت، حکومت):
در این بخش، طبیعتاً امتیاز با مؤمن است؛ چون حکومت دینی، باید با دین هماهنگ باشد.
مثل اینکه در غرب، کشیش یا اسقف فقط باید مسیحی باشد؛
در چین، عضو حزب باید کمونیست باشد؛
در ایران، حاکم شرع باید مجتهد باشد.
پس شما نباید میان حقوق انسانی و حقوق حکومتی دینی خلط کنید.
■ آیا دین خود را انکار کردهام؟
اگر دفاع از فقه شیعه، استناد به قرآن و سنت پیامبر، تبیین نقش علما در قانونگذاری، احترام به رأی ملت، و پاسداشت استقلال کشور، اسمش انکار دین است، پس شما تعریف جدیدی از دین دارید.
شما کدام آیه یا روایت را آوردید که بگویید گفتههای من ضد دین است؟ یک سند بیاورید، تا من بازنگری کنم.
■ بنده نه کتاب خودم را، بلکه کتاب خدا، سخن امامان، و اصول اندیشه سیاسی اسلام را بهکار بستم.
شما اگر پاسخی دارید، با متن بیاورید، نه با فریاد : شما توهم دارید.
من اهل گفتوگویم، نه جدالِ تهی. شما هم اگر اهل تفکر و منطقاید، بیایید بهجای انکار و تحقیر، به سمت تحلیل و تبیین حرکت کنیم.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5579
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دکتر عزیز ، پیش از آنکه به محتوای پاسختان بپردازم، باید از شما بابت دغدغه عدالت و فسادستیزیتان تشکر کنم. این نقطه مشترک ماست، و امیدوارم همین اشتراک، مبنای تفاهم باشد، نه تخریب و سوءتفاهم.
■ بله، هر کس در هر دولتی فاسد بوده، باید محاکمه شود. از مشایی و بقایی گرفته تا عیسی شریفی و میرسلیم و هر نام دیگر. من نه وکیل آنهایم، نه مداح گذشتهها. اما پرسش صادقانهام از شما این است: آیا چون دیروز عدهای اختلاس کردند، امروز هم هر ولنگاری مالی باید تحمل شود؟ یعنی اگر دیروز دزدی بوده، امروز هم میشود سکوت کرد؟ این منطق، اسمش عدالت نیست، بلکه تطهیر فساد به بهانه فساد است.
■ من نه حزب دارم، نه سهم از قدرت. صدای اعتراض من و امثال من، نه خط سیاسی دارد، نه نقشه جناحی؛ بلکه ریشه در غیرت دینی و تعهد انقلابی دارد. من همانطور که به تخلفات هر مدیری اعتراض داشتم، به سفرهای پرخرج مدیران امروز هم اعتراض دارم. اسم عدالت، دو لبه دارد؛ اگر یکطرفه شمشیر زدید، خود عدالت قربانی میشود.
■ اتفاقاً نقد شما بر کسانی که دیروز خطا کردند، درست است؛ اما راه اصلاح آن، لاپوشانی امروز نیست، بلکه فریاد بر سر همه خطاکاران است، بیتمایز. من امروز از وزیر راه انتقاد کردم، چون مسئولیت امروز با اوست. شما هم اگر از فلانی دیروز مستند دارید، رسوا کنید. با هم باشیم، نه علیه هم.
■ دکتر عزیز ؛ بنده اهل بیانیهام، چون بیتفاوت نیستم. اگر شما در روزگاری چیزی ندیدید از من، شاید خطای من است. اما بدانید: سکوت نکردن امروز، بهتر از همیشه سکوت کردن است.
دکتر جان ؛ بیایید بهجای مرگ برای همسایه ، حیات برای حق را فریاد بزنیم.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5582