eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
1.1هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1هزار ویدیو
34 فایل
حمایت و ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست گرامی، پاسخ شما حاوی چند گزاره توأم با عصبانیت، اتهام، و توهین بود. من اما همچنان بنا را بر گفت‌وگو می‌گذارم؛ چراکه اهل منطق، به‌جای حمله به شخص، با فکر و برهان مواجه می‌شوند. بیایید با هم چند نکته را مرور کنیم : ■ ناتوانی در پاسخ علمی، پوشیده نمی‌ماند با ناسزاگویی : وقتی به جای استدلال، می‌گویید : شما بی‌دانش هستید.... این نشان ضعف در منطق شماست، نه قوت در پاسخ. اگر نقد علمی دارید، با دلیل بگویید کجای متن من نادرست یا متناقض بوده است. ■ قانون اساسی از کجا آمده؟ از همان‌جا که قانون اساسی آمریکا، فرانسه، هند یا عراق آمده: از رأی مردم. در سال ۱۳۵۸، مردم ایران با بیش از ۹۸٪ رأی آری، قانون اساسی جمهوری اسلامی را تصویب کردند. نه با زور تفنگ، بلکه با برگه رأی. ■ چرا علما در قانون اساسی نقش دارند؟ سؤال مهمی است. در یک نظامی که مردمش اکثراً مسلمان و شیعه‌اند، آیا باید قوانینشان با اسلام بیگانه باشد؟ یا دین‌شان بخشی از نظام حقوقی‌شان باشد؟ نقش علما در قانون‌گذاری، از جنس نظارت بر انطباق با شریعت است، نه حکومت کردن به جای مردم. این اتفاقاً همان کاری است که در قانون اساسی مشروطه هم با هیئت علمای طراز اول پیش‌بینی شده بود. ■ فقه و قانون چه نسبتی دارند؟ در کشور اسلامی، فقه نقش منبع حقوق دارد؛ همان‌گونه که در غرب، اندیشه‌های لیبرالی و دموکراتیک منبع قانون‌اند. البته قانون، فقه صرف نیست؛ بلکه بر اساس اصول فقهی، عدالت اجتماعی، و اقتضائات زمانه تنظیم می‌شود. در نظام ما هم مجلس، قانون می‌نویسد و شورای نگهبان فقط نظارت بر شرع و قانون اساسی دارد، نه دخالت در اداره کشور. ■ آیا در کشورهای دیگر ولایت فقیه نیست؟ بله. اما... هر نظامی، مدل خاص خود را دارد. فرانسه مدل سکولار دارد، واتیکان مدل پاپ‌محور دارد، انگلیس ملکه دارد، چین حزب کمونیست دارد، آمریکا دادگاه قانون اساسی با اختیارات گسترده دارد. در ایران، ولایت فقیه با نظارت خبرگان منتخب مردم و با محدودیت‌های قانونی تعریف شده است. این یعنی مردم‌سالاری دینی. شما اگر مدلی بهتر دارید، ارائه کنید، نه فقط انکار و تحقیر. ■ آیا نوشته من دروغ بود؟ اگر هست، لطفاً دقیق بفرمایید کدام جمله؟ اتهام دروغ‌گویی، نیاز به سند دارد. با فریاد زدن نمی‌توان حقیقت را دفن کرد. اگر آیه‌ای، حدیثی، بند قانونی یا واقعیتی مخالف حرف من دارید، بسم‌الله. ■ ادب در گفت‌وگو، پیش‌نیاز اندیشه ورزی است ؛ قرآن فرمود: ادعُ إلی سبیلِ ربِّک بالحکمةِ والموعظةِ الحسنةِ وجادلهم بالّتی هی أحسن. حتی در برابر دشمن، خداوند می‌فرماید قولاً لیّنا بگویید، شما چرا در برابر یک هم‌وطن، این‌چنین تند و عصبانی هستید؟ ✅ بنده برای شما احترام قائلم، حتی اگر توهین کنید. چون نقد، اگر همراه با عقل و عدل باشد، سازنده است. اما یادمان نرود: هیچ ملتی با انکار ریشه‌های خود، رشد نمی‌کند. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5576
طلوع فکر و اندیشه
🔵 دوست گرامی؛ پاسخ اخیر شما، نه تنها پرسش‌های تازه‌ای مطرح نکرد، بلکه تنها حاوی تکرارِ اتهام، برداشت‌های نادرست، و بی‌اطلاعی از مفاهیم دینی و سیاسی بود. با این حال، چون جدال احسن وظیفه من است، نه عصبانیت، پاسخ شما را دقیق، تحلیلی و مستند می‌دهم: ■ توهم استدلال یا توهم انکار علم؟ شما بارها گفتید : استدلال‌های من توهم است. بسیار خب، هر استدلالی باید با ضد استدلال نقد شود، نه با فریاد توهم. بنده درباره قانون اساسی، نقش رأی مردم، نسبت فقه و حقوق، وظیفه علما در نظارت بر شرع، و حتی تفاوت مدل‌های حکومتی، مستند نوشتم. اگر چیزی نادرست است، لطفاً بگویید کجایش اشتباه است و با چه منبعی؟ ■ مردم‌سالاری دینی یعنی چه؟ مردم‌سالاری دینی، یعنی حاکمیت مردم در چارچوب ارزش‌های الهی. یعنی نه دیکتاتوری سکولار غربی، نه خلافت استبدادی. بلکه مشارکت مردم، با رعایت حدود شریعت. مردم رهبر را به‌صورت غیرمستقیم (از طریق خبرگان) انتخاب می‌کنند مردم رئیس‌جمهور، نماینده مجلس، شوراها را انتخاب می‌کنند اما حاکمیتْ تابع ارزش‌های اسلام است، نه امیال اکثریت بی‌حد و مرز. این مدل را امام خمینی با تأسی از فقه اسلامی احیاء کرد، و در جهان بی‌نظیر است. اگر نقدی دارید، مدل بدیل بیاورید، نه انکار کلی. ■ درباره مشروطه در انگلیس و چین ، شما فرمودید: چین هم مشروطه است. این نشان می‌دهد از معنای مشروطه بی‌اطلاع‌اید. چین یک نظام اقتدارگرای تک‌حزبی است با حاکمیت مطلق حزب کمونیست؛ مشروطه یعنی حاکم مشروط به قانون اساسی باشد، نه آن‌که حزب، بر قانون، ارجح باشد! انگلیس هم اگرچه پادشاه دارد، ولی نقش او تشریفاتی است. نظام آنجا لیبرال دموکراسی سکولار است، نه حکومت ملکه. پس خواهشاً مفاهیم را دقیق بخوانید، نه با برداشت سطحی قضاوت کنید. ■ آیا کافر و مسلمان حقوق برابر دارند؟ این سؤال، هم فقهی است، هم تاریخی، هم اخلاقی. پاسخ دقیق آن بستگی به نوع حق دارد: ■ حقوق انسانی اولیه (حیات، کرامت، امنیت) : بله، قرآن می‌فرماید: وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ (اسراء:70) ما فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم؛ نه فقط مؤمنان را. ■ حقوق مدنی در دارالاسلام: اسلام به ذمی‌ها حق امنیت، مالکیت، شکایت، قضاوت و زندگی در جامعه اسلامی داده است. قرآن می‌فرماید: لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ... (ممتحنه:8) و پیامبر اکرم فرمودند: مَن ظَلَمَ ذِمِّیّاً فَأَنَا خَصمُهُ يَومَ القیامَة هرکس به ذمی ظلم کند، من دشمن او هستم روز قیامت. ■ حقوق دینی (ولایت، قضاوت، حکومت): در این بخش، طبیعتاً امتیاز با مؤمن است؛ چون حکومت دینی، باید با دین هماهنگ باشد. مثل این‌که در غرب، کشیش یا اسقف فقط باید مسیحی باشد؛ در چین، عضو حزب باید کمونیست باشد؛ در ایران، حاکم شرع باید مجتهد باشد. پس شما نباید میان حقوق انسانی و حقوق حکومتی دینی خلط کنید. ■ آیا دین خود را انکار کرده‌ام؟ اگر دفاع از فقه شیعه، استناد به قرآن و سنت پیامبر، تبیین نقش علما در قانون‌گذاری، احترام به رأی ملت، و پاسداشت استقلال کشور، اسمش انکار دین است، پس شما تعریف جدیدی از دین دارید. شما کدام آیه یا روایت را آوردید که بگویید گفته‌های من ضد دین است؟ یک سند بیاورید، تا من بازنگری کنم. ■ بنده نه کتاب خودم را، بلکه کتاب خدا، سخن امامان، و اصول اندیشه سیاسی اسلام را به‌کار بستم. شما اگر پاسخی دارید، با متن بیاورید، نه با فریاد : شما توهم دارید. من اهل گفت‌وگویم، نه جدالِ تهی. شما هم اگر اهل تفکر و منطق‌اید، بیایید به‌جای انکار و تحقیر، به سمت تحلیل و تبیین حرکت کنیم. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5579
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دکتر عزیز ، پیش از آن‌که به محتوای پاسختان بپردازم، باید از شما بابت دغدغه عدالت و فسادستیزی‌تان تشکر کنم. این نقطه مشترک ماست، و امیدوارم همین اشتراک، مبنای تفاهم باشد، نه تخریب و سوء‌تفاهم. ■ بله، هر کس در هر دولتی فاسد بوده، باید محاکمه شود. از مشایی و بقایی گرفته تا عیسی شریفی و میرسلیم و هر نام دیگر. من نه وکیل آن‌هایم، نه مداح گذشته‌ها. اما پرسش صادقانه‌ام از شما این است: آیا چون دیروز عده‌ای اختلاس کردند، امروز هم هر ولنگاری مالی باید تحمل شود؟ یعنی اگر دیروز دزدی بوده، امروز هم می‌شود سکوت کرد؟ این منطق، اسمش عدالت نیست، بلکه تطهیر فساد به بهانه فساد است. ■ من نه حزب دارم، نه سهم از قدرت. صدای اعتراض من و امثال من، نه خط سیاسی دارد، نه نقشه جناحی؛ بلکه ریشه در غیرت دینی و تعهد انقلابی دارد. من همان‌طور که به تخلفات هر مدیری اعتراض داشتم، به سفرهای پرخرج مدیران امروز هم اعتراض دارم. اسم عدالت، دو لبه دارد؛ اگر یک‌طرفه شمشیر زدید، خود عدالت قربانی می‌شود. ■ اتفاقاً نقد شما بر کسانی که دیروز خطا کردند، درست است؛ اما راه اصلاح آن، لاپوشانی امروز نیست، بلکه فریاد بر سر همه خطاکاران است، بی‌تمایز. من امروز از وزیر راه انتقاد کردم، چون مسئولیت امروز با اوست. شما هم اگر از فلانی دیروز مستند دارید، رسوا کنید. با هم باشیم، نه علیه هم. ■ دکتر عزیز ؛ بنده اهل بیانیه‌ام، چون بی‌تفاوت نیستم. اگر شما در روزگاری چیزی ندیدید از من، شاید خطای من است. اما بدانید: سکوت نکردن امروز، بهتر از همیشه سکوت کردن است. دکتر جان ؛ بیایید به‌جای مرگ برای همسایه ، حیات برای حق را فریاد بزنیم. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5582
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست گرامی؛ استناد شما به مرحوم شیخ فضل‌الله نوری برای رد مجلس قانون‌گذاری یا برابری حقوقی انسان‌ها، نشان می‌دهد هنوز فرق نظام مشروطه مشروعه با لیبرالیسم غربی را درک نکرده‌اید و جایگاه آن عالم بزرگوار را هم به درستی نمی‌شناسید. با این حال، چون بحث را علمی می‌خواهید، با منطق پاسخ می‌دهم: ■ فضل‌الله نوری مخالف قانون‌گذاری بشر بدون نظارت شرع بود، نه با مجلسِ در چارچوب شرع. او مشروطه‌خواه مشروعه بود، نه استبدادطلب یا ضد مردم. تمام دغدغه‌اش این بود که قوانین مصوب مجلس، تابع احکام اسلام باشد، نه اینکه مردم حق مشارکت نداشته باشند. ببینید او در رسائل خود می‌نویسد: من می‌گویم مجلس باشد؛ اما حدود و ثغور آن در حدود احکام اسلام باشد؛ نه اینکه از روی هوی و هوس و تقلید از غرب، قانون بنویسند. اگر امروز مجلس شورای اسلامی، مصوباتش را به تأیید شورای نگهبان فقهی و حقوقی می‌رساند، این دقیقاً تحققِ همان مشروطه مشروعه مورد نظر شیخ است. ■ نقل قول درباره امتیاز مسلمان و غیرمسلمان، سخنی تاریخی است در فضای جنگ نرم آن دوره، نه یک قاعده همیشگی برای تنظیم قانون. شیخ نوری در زمانه‌ای می‌زیست که استعمار با شعار مساوات، در پی حذف دین از سیاست بود. عصبانیت او از حذفِ دین بود، نه از همزیستی با غیرمسلمان. او مخالف برابری فراتر از شرع بود، نه مخالف کرامت ذاتی انسان‌ها. در عین حال، اسلام هم امتیازاتی برای مسلمانان در حوزه‌های خاص دارد (مثل ولایت، مرجعیت، یا قضاوت)، اما در حقوق انسانی (امنیت، کرامت، دادخواهی، عدالت) نه تنها مساوات برقرار است، بلکه شدیدترین هشدارها به ظلم به ذمی‌ها داده شده است: مَن ظَلَمَ ذِمِّیّاً فَأَنَا خَصمُهُ يَومَ القیامَةآیا چون شیخ نوری، با برخی اشکال مشروطه مخالفت کرد، باید امروز مردم‌سالاری دینی را باطل دانست؟! با این منطق، باید کل تجربه جمهوری اسلامی را هم باطل دانست، چون برخی مجتهدان با آن مخالف بودند! اما مگر دین را با رأی یک عالم می‌سنجند؟ امام خمینی، استاد بزرگ حوزه و فقه سیاسی، با همین دیدگاه فضل‌الله، تحقق ولایت فقیه، مجلس، رأی مردم و قانون در چارچوب شرع را احیا کرد. سؤال: اگر استدلال شیخ نوری را مطلق بدانیم، با فقه حکومتی امام، آیت‌الله جوادی، آیت‌الله مصباح، شهید صدر، شهید مطهری، چه می‌کنید؟ ■بنابراین ؛ مجلس در حکومت اسلامی پذیرفته است، به شرط رعایت شرع؛ و این، نه تنها مخالف شرع نیست، بلکه مصداق اجتهاد در مدیریت اجتماعی است. کرامت انسانی برای همه است، اما برخی مسئولیت‌ها در نظام دینی، طبیعتاً نیاز به دین‌باوری دارند؛ این تبعیض نیست، بلکه تناسب تکلیف با عقیده است. استفاده ابزاری از سخن یک مجتهد، آن‌هم بدون درک بافت تاریخی و فقهی سخن او، نه تنها کمک به علم نمی‌کند، بلکه تحریف تاریخ است. اگر نقدی به مردم‌سالاری دینی دارید، آن را با نظریه جایگزین و مبانی دقیق بیان کنید؛ وگرنه تخطئه بی‌پایه، خود نشانه ضعف اندیشه است. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5585
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست گرامی ؛ باز هم به‌جای نقد مفهومی، به تکرارِ اتهام و برچسب بسنده کردید. این‌که بگویید من متهم به تعصب هستم یا دروغ می‌گویم ، نه پاسخ است و نه نشان از تفکر. بلکه نوعی فرار از منطق است. ■ اگر اهل گفت‌وگو نیستم، پس این همه پاسخ مستند و تحلیلی که بر پایه قرآن، سنت، فقه، فلسفه سیاست، و حتی تطبیق با مدل‌های جهانی نوشتم، برای چیست؟ اهل تعصب، گفت‌وگو را با اتهام شروع می‌کند و با تحقیر تمام؛ اهل عقلانیت، با سؤال شروع می‌کند و با برهان ادامه می‌دهد. ■ بله واژه ملت در مفهوم مدرنش، محصول تحولات مدرن است، اما آیا من گفتم امیرالمؤمنین واژه ملت تازی را به‌کار برده؟ هرگز. بحث این است: مفهوم امت، قوم، ملت، جامعه، مردم… در هر دوره، با واژه‌های متفاوتی بیان شده، ولی اصل آن – به‌مثابه هویت اجتماعی – در قرآن و سنت، وجود دارد. قرآن می‌فرماید: کنتم خیر أمةٍ أخرجت للناس شما بهترین امتی هستید که برای مردم برانگیخته شدید. (آل‌عمران: ۱۱۰) امیرالمؤمنین علی (ع) نیز همواره از امت پیامبر، مردم، جماعت مسلمانان، و مصالح عمومی سخن می‌گفتند. بنابراین، گرچه لفظ ملت مدرن است، محتوای آن در قالب امت و مردم، در اندیشه اسلامی وجود داشته و من همان محتوا را بیان کرده‌ام، نه تقلید کور از اصطلاحات سیاسی جدید. ■ باز هم تحریف کردید. من کجا از نژاد تازی دفاع کردم؟! اتفاقاً اسلام با نژادپرستی مبارزه کرد. پیامبر اسلام فرمود: لا فضل لعربي على عجمي إلا بالتقوى هیچ عربی بر عجم برتری ندارد، مگر به تقوا. علی‌بن‌ابی‌طالب هم از عدالت و انسانیت دفاع کرد، نه نژاد. بنابراین، نسبت دادن دفاع از ملت تازی به من، هم تحریف سخن من است، هم دور از انصاف. ■ بنابراین؛ اگر پرسشی فکری دارید، با منطق بپرسید. اگر پاسخی به تحلیل‌های من دارید، با منبع ارائه دهید. اگر نه، تکرار برچسب‌هایی چون متعصب ، مأمور ، دروغگو فقط شما را از گفت‌وگوی عاقلانه دور می‌کند، نه من را از پاسخ علمی. من به جدال احسن پایبندم. شما هم اگر باور دارید به دین، اخلاق، و گفت‌وگو، مسیر تخریب را کنار بگذارید و وارد میدان دلیل و معنا شوید. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5587