طلوع فکر و اندیشه
🔴 شما فرمودید: ایدئولوژی شما اینکه صلاح مردم را بهتر از آنها میدانید...
📍 اجازه دهید این ادعای را در چهار محور بررسی دقیق کنیم :
■ اگر ایدئولوژی یعنی راه و رسم اداره کشور، مگر کشوری در جهان بدون ایدئولوژی اداره میشود؟
هر حکومتی ناگزیر، بر پایهی نظامی ارزشی و اندیشهای بنا شده است:
لیبرال دموکراسی غربی، آیا جز ایدئولوژی فردگرایی، اومانیسم و سودمحوری است؟
چین کمونیست، مگر بر پایهی ایدئولوژی حزب مرکزی حرکت نمیکند؟ پس آنچه شما ایدئولوژی مینامید، اگر به معنای نظام ارزشی باشد، نهتنها مذموم نیست، بلکه لازمهی هر ساختار حکمرانی است. تفاوت در ماهیّت ایدئولوژی است، نه در اصل آن.
■ گفتید: تصمیمگیری بهجای مردم ؛ اما مگر مردم، در انتخاباتی که از شوراهای روستا تا ریاستجمهوری گسترده است، شرکت نمیکنند؟
🔹 چه کسی این نظام را در ۵۷ انتخاب کرد؟ 🔹 چه کسی در دهها انتخابات رأی داده؟
🔹 چه کسی دهها بار با صندوق رأی، مسیر کشور را تغییر داده؟!
📌 اتفاقاً مشکل برخی از روشنفکرنماها آن است که فقط زمانی به رأی مردم احترام میگذارند که نتیجهاش در راستای خواست آنها باشد! وگرنه یا تحریم میکنند یا تهمت تقلب میزنند.
■ گفتید: این ایدئولوژی جز فقر و بیعدالتی نداشت؛ آیا شما نتیجه مدیریتها را با اصل نظام اشتباه نمیگیرید؟
بیایید روشنتر بپرسیم:
خصوصیسازیهای فاجعهبار، زاییده کدام جریان فکری بود؟ انقلابیون یا تکنوکراتهای غربزده؟
صندوقهای مالی ورشکسته و اختلاسها، در چه دورههایی بیشتر اتفاق افتاد؟
برجام نافرجام، بیکاری، خامفروشی و وارداتگرایی؛ سیاست انقلابی بود یا نسخهی وارداتی IMF و بانک جهانی؟
🔹 فساد اگر هست، محصول ضعف در دیانت برخی مدیران است، نه ذات نظام اسلامی. پس باید تفکیک کرد: بین رهبریِ یک مسیر و رانندگی برخی رانندگان خائن یا نالایق در آن مسیر.
■ و مهمتر از همه؛ شما راهکار چه دارید؟
🔹 آیا الگوی غربزدگی با ۳۰ سال تجربه، کشور را نجات داد؟
🔹 آیا روشنفکران اصلاحطلب که مدعی مردمدوستی بودند، جز سخنرانی و وعده چه دادند؟
🔹 آیا اگر اداره کشور را به نخبگان BBC و CNN بسپاریم، عدالت میآید؟
✅ ما دستکم از ایدئولوژیای سخن میگوییم که برای استقلال، عدالت، کرامت انسانی، و اخلاق اجتماعی ریشه دارد؛ اما شما چه جایگزین فکری دارید جز لبخند به غرب و نسخهبرداری بیهویت از مدلهای خارجی؟
📌 خلاصه آنکه : مشکل کشور نه ایدئولوژی است، نه ولایت؛ مشکل ما فراموشیِ اصول و میدانداریِ افرادِ بیریشهای است که در لباس تدبیر، کشور را به چاه انداختند و حالا خود را تبرئه میکنند.
✍🏻 موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5621
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب آقای رضایی ،فرمایشات شما درباره لزوم عقلانیت در سیاست خارجی بهدرستی اصل مهمی را هدف قرار داده؛ اما آنچه محل نزاع و دعواست ، تعریف عقلانیت و مصداقهای آن است.
📌 شما عقلانیت را چنین معرفی کردهاید :
رفع تحریم با غنیسازی محدود در چارچوب NPT
روابط اقتصادی با جهان
عبور از تفکرات ایدئولوژیک و انقلابی
توسعه در همه ابعاد.
در پاسخ، چند نکته تحلیلی و منطقی تقدیمتان می کنم :
■ عقلانیت یعنی محاسبهی هزینه و فایدهی واقعی، نه توهم خوشرفتاری غرب ،
آیا تجربهی تلخ برجام را فراموش کردهایم؟
کدام عقل سلیم میپذیرد که تمام تعهدات نقد از سوی ما اجرا شود و در مقابل، طرف مقابل حتی به وعدههای نسیه هم وفا نکند؟
🔻 طبق همان مواد برجام، آمریکا حق تحریم جدید نداشت، اما در همان زمان قانون آیسا تمدید شد؛
🔻 دهها شرکت خارجی که پس از برجام آمدند، بعد از تهدید امریکا حتی از ایران فرار کردند، چون ما را به مستعمره اقتصادی تنزل داده بودند.
پس سؤال اینجاست :
آیا عقلانیت یعنی چشمبسته اعتماد به دشمنی که چندینبار در تاریخ ما را فریب داده؟ یا عقلانیت یعنی طراحی ساختار مقاوم اقتصادی با حفظ عزت؟
■ عبور از ایدئولوژی؟ یا عبور از عزت؟
شما فرمودید : از ایدئولوژی و تفکر انقلابی دست برداریم.
سؤال ما این است :
آیا جمهوری اسلامی بدون ایدئولوژی، بدون استقلالخواهی، بدون مخالفت با نظام سلطه، چیزی جز یک پوستهی توخالی خواهد بود؟
📌 مگر همین ایدئولوژی نبود که ایران را از یک کشور وابسته در دورهی پهلوی، به قدرت اول منطقه تبدیل کرد؟
📌 مگر بدون ایدئولوژی، مقاومت حزبالله، انصارالله، حشدالشعبی و حماس معنا دارد؟
📌 مگر غرب از ما تغییر رفتار نمیخواهد؟ یعنی همان عبور از اسلام سیاسی و انقلاب اسلامی؟
پس باید روشن بفرمایید :
آیا منظورتان از عقلانیت، همان تمکین به فرهنگ تحمیلی و الگوی غربی سیاست و اقتصاد است؟ یا منظورتان عقلانیتی درونزا و عزتمند؟
■ توسعه اقتصادی مطلوب است؛ اما توسعه در کدام چهارچوب؟ ما هم خواهان توسعه هستیم؛ اما توسعهای که بر پایه عزت، عدالت و خودباوری ملی بنا شود، نه توسعهای متکی بر بدهکار کردن اقتصاد به خارج.
📌 چین و هند و ترکیه، که الگوی برخی اصلاحطلباناند، چگونه پیشرفت کردند؟
با حفظ هویت ملی و بومیسازی ساختار قدرت. نه با فروختن غرور ملی.
■ غنیسازی در چارچوب NPT؟
ما عضو NPT هستیم. نظارت آژانس را پذیرفتیم.
اما چرا با وجود پایبندی ما، هنوز پرونده ما باز است؟
چرا به اسرائیلِ مجهز به سلاح هستهای که عضو NPT نیست، اعتراضی نمیشود؟
آیا عقلانیت یعنی تن دادن به استانداردهای دوگانه و سکوت در برابر تبعیض آشکار؟
✅ جناب رضایی ما با تعامل با جهان مخالف نیستیم؛ اما تعاملِ عقلانی، عزتمند، و مبتنی بر منافع ملی.
تعامل آری، استحاله و استحمار خیر.
سیاست خارجی یعنی معامله، نه تسلیم؛ مذاکره، نه التماس.
ما اگر راه امام و رهبر را ادامه میدهیم، چون فهمیدهایم:
🔸 عزت در سایه مقاومت است،
🔸 توسعه در گرو خوداتکایی است،
🔸 و عقلانیت، در ایستادگیِ حسابشده نهفته است؛ نه در لبخند به دشمنی که بارها، خنجر از پشت زده است.
✍🏻 موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5623
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب آقای رضایی ، سپاس از ادامهی گفتگو؛
اشاره شما به راهبردهای پنجگانه (رفع تحریم، غنیسازی محدود، روابط با جهان، عبور از تفکر انقلابی، توسعه همهجانبه) بهظاهر عقلایی است؛ اما در باطن، دچار یک آسیب اساسی است: فقدان تحلیل نسبت قدرت در جهان واقع.
🔸🔸 بیایید یکبار از شعارها فاصله بگیریم و صرفاً با عدد، تجربه و منطق بحث کنیم :
■ سند چشمانداز ۲۰ ساله و کشور اول منطقه نشدیم؛ چرا؟
بله! در سند آمده بود رتبه اول منطقه . اما سوال این است:
آیا ما همه اختیارات لازم برای تحقق این چشمانداز را داشتیم؟
یا ساختار بینالملل و دشمنی قدرتهای سلطهگر، مرتب مانعتراشی کرد؟
📌 تحریمها ابزار ظلم و فشار سیاسی بودند نه نتیجهی رفتار ما.
حتی اگر فردا از انرژی هستهای دست بکشیم، فردا بهانهی حقوق بشر را عَلَم میکنند؛ پسفردا برنامه موشکی را.
کدام کشور مستقل اسلامی را میشناسید که بدون فشار غرب پیشرفت کرده باشد؟ حتی ترکیه اردوغان هم تحت تحریمهای ناتوست.
■ پنج راهبرد شما، بدون ضمانت قدرت فقط یک نسخهی روی کاغذ است
🔻 سیاست رفع تحریم بدون ساخت قدرت، مثل خلعسلاح داوطلبانه در برابر دشمن تا دندان مسلح است.
🔻 اگر تعامل با جهان خوب است، تعامل با قدرت، بهتر است؛ اما قدرت بدون استقلالخواهی و مقاومت حاصل نمیشود.
پس پیشنیاز تعامل جهانی، تثبیت قدرت داخلی و منطقهای است؛ نه عبور از انقلاب.
■ عبور از تفکر انقلابی یعنی بیهویت شدن
تفکر انقلابی، به معنای شعار دادن بیبرنامه نیست؛
بلکه یعنی داشتن گفتمان مستقل و سازوکار قدرتساز خارج از ارادهی غرب.
📌 اگر ما تفکر انقلابی را کنار بگذاریم، دقیقاً چه چیزی ما را در برابر اسرائیل، آمریکا، و وابستگان منطقهایشان محافظت میکند؟
آیا همانها که افغانستان را با میلیاردها دلار کمک به ویرانه تبدیل کردند، ما را آباد خواهند کرد؟
■ تجربه تاریخی شکستخورده نسخهی شما پیش روی ماست :
▪️ سیاست سازشِ قذافی با آمریکا را به یاد دارید؟
تأسیسات هستهای را واگذار کرد؛ در عوض چه شد؟ نابودش کردند.
▪️ پاکستانِ اتمی با آمریکا همکاری کرد؛ اما روزانه درگیر تروریسم است.
▪️ اوکراین از سلاح اتمی چشمپوشی کرد؛ اما تمامیت ارضیاش از هم پاشید.
📌 آیا اینها نشان نمیدهد که سیاست عقلانی واقعی، مقاومت فعال و تقویت بازدارندگی است؟ نه سادهدلی در برابر گرگهایی که فقط بزِ مطیع را میبلعند.
■ توسعه مطلوب است، اما نه هر توسعهای
ما هم توسعه میخواهیم؛ اما توسعهای که با هویت، عزت و توان داخلی همراه باشد.
📌 توسعهای که حاصلِ فقرزدایی و دانشبنیانی باشد، نه واردات و بدهیهای بینالمللی.
چین وقتی پیشرفت کرد، که به آمریکا لبخند نزد، بلکه ساختار بومی قدرت و صنعت را تثبیت کرد و بعد از موضع قدرت چانهزنی کرد.
✅ جناب رضایی؛ راهکار شما خوب است، اما فقط در یک حالت جواب میدهد:
اگر جهان، جهانی عادل، اخلاقی و منصف بود.
اما جهان واقعی، مملو از قدرتطلبی، زیادهخواهی و تحمیل است.
پس عقلانیت یعنی شناخت دقیق دشمن، تقویت درون، حفظ عزت، و تعامل عزتمند.
وگرنه اگر عقلانیت را با غربگرایی یکی بدانیم، همان خواهد شد که سعدی گفت :
گرگ را هرچند پَرورش دهی، چون فرصت یابد، دریدن گیرد.
✍🏻 موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5625
طلوع فکر و اندیشه
🔴 عجیب است که برخی ها به صرف یک دیدار حاشیهای میان سردار قالیباف و یک اصلاحطلب، چنین فتوای تندی صادر میکنند که حامیان قالیباف باعث روی کار آمدن جبهه ضد فرهنگی شده اند.
مگر سیاستورزی، عرصه تکفیر سیاسی و حذف حداکثری است؟
مگر قالیباف برای بیعت رفته یا اصول را معامله کرده؟!
اگر هر دیدار را دلیلی بر سازش یا خیانت بدانیم، پس باید گفت :
آیا طبق منطق شما، آیتالله العظمی شبیری زنجانی (دامت برکاته) که با سید محمد خاتمی دیدار داشتهاند، باید مورد مؤاخذه قرار گیرد؟
یا باید عقل، سعهصدر و فهم زمینههای اجتماعی ایشان را تحسین کرد؟
✅ معیار، دیدار نیست؛ معیار، معامله بر سر اصول است. در منطق اسلام، دیدار با فاسق، مشرک، یا حتی دشمن، حرام نیست؛ بلکه تسلیم در برابر باطل حرام است.
امام حسن(ع) با معاویه مذاکره کرد، امام حسین(ع) با ابن زیاد مکاتبه کرد.
آیا آنان تفرقه ایجاد کردند؟ یا با حکمت و عقلانیت صحنه را مدیریت کردند؟
تفکر صفر و صدی آفت سیاست دینی است. آنکس که میپندارد با یک دیدار یا لبخند، یک شخصیت انقلابی سقوط میکند،
یا هنوز سیاست را با فقه نمیشناسد،
یا گرفتار سیاست طرد و مطلقگرایی سطحی شده است.
اصولگرایی، یک جریان عقلانی بر پایهی اصول مکتب اهلبیت است؛ نه باشگاه نفرتپراکنی و طرد گرایی سیاسی.
آیا اگر کسی به قالیباف رأی داده باشد – به عنوان چهرهای از درون نظام، با سابقهی جهادی، امنیتی، و مدیریت کلان – باید متهم به تفرقه شود؟
آیا شما جبههی انقلاب را انحصاراً در اردوگاه یک فرد یا جریان خاص میدانید؟
این خطرناکترین اشتباه راهبردی است؛ زیرا تکصدایی، مرگ عقلانیت و آغاز فرقهگرایی است.
🔸 دیدار قالیباف با یک اصلاحطلب، نه خیانت است، نه سازش، نه تفرقهافکنی؛ بلکه میتواند نشانهای از بلوغ سیاسی باشد.
🔸 باید یاد بگیریم در میدان سیاست دینی، مرز اعتقاد را از مرز رفتار سیاسی تفکیک کنیم.
🔸 اگر کسی بهراستی دلسوز جبهه فرهنگی انقلاب است، باید اهل تحلیل، سعهصدر و هوشمندی باشد، نه شتابزدگی و برچسبزنی.
مگر رهبر معظم انقلاب نفرمودند :
جذب حداکثری، دفع حداقلی؟
پس چرا برخی بهنام ولایت، راه برعکس آن را میپیمایند؟
✍🏻 موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5627
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب آقای رضایی گرامی ؛
از اینکه بحث را با دغدغههای ملی و واژههایی چون عقلانیت، رفاه مردم و دیالوگ جهانی پیش میبرید، سپاسگزارم. اما اجازه دهید باز به چند نکتهی بنیادین و ریشه ای برای توجه بیشتر به تحلیل سیاسی اشاره کنم؛ نه برای جدل، بلکه برای تعمیق فهم مشترک در جهت ارتقای کشورمان.
■ اگر دشمنستیزی بد است، دشمنسازیِ دشمن چطور؟
فرمودید که : دشمنگویی مانع تفاهم است؛ قبول.
اما آیا در جهان واقع، دشمنسازی و تهدید ایران از سوی دیگران، نتیجهی رفتار ماست یا ماهیت استقلالخواهی ما؟
🔻 مگر شهید فخریزاده را ما ترور کردیم؟
🔻 مگر سردار سلیمانی را ما هدف قرار دادیم؟
🔻 مگر در ماجرای برجام، ایران به تعهداتش پایبند نماند یا آمریکا؟
📌 عقلانیت واقعی یعنی تشخیص دشمن واقعی، نه حذف واژهی دشمن از قاموس سیاست. بله، تکرار شعارها بیفایده است، اما نادیدهگرفتن خطرات هم سادهلوحی است، نه سیاست.
■ آیا منافع مردم جدا از هویت ملی و استقلال است؟
فرمودید : عقلانیت سیاسی یعنی تمرکز بر رفاه مردم، نه اهداف ایدئولوژیک.
سؤال ساده:
آیا استقلال، عزت ملی، توان بازدارندگی و حق برخورداری از فناوری پیشرفته، جزو منافع مردم نیست؟
📌 مگر فقرزدایی، تولید قدرت ملی، اقتدار منطقهای و پیشرفت علمی در حوزههایی چون نانو، بیوتکنولوژی و هستهای، حاصل همین نگاه تمدنی و انقلابی نبوده است؟
اگر کسی بگوید برای شکم مردم، عزت را بفروشیم، این منطق کدام تمدنِ موفق بوده است؟ نه چین، نه هند، نه ترکیه و نه روسیه چنین نکردند.
■ غنیسازی ۶۰٪، عامل بحران یا محصول بیاعتمادی؟
فرمودید: وقتی نیاز صنعتی با ۳.۶۷٪ تأمین میشود، چرا رفتیم سراغ ۶۰٪؟
پاسخ روشن است:
🔸 اولاً: غنیسازی ۶۰٪، پس از خروج آمریکا از برجام و نقض تعهدات غرب آغاز شد، نه قبل از آن.
🔸 ثانیاً: ایران در برجام حتی قلب راکتور اراک را هم بتنریزی کرد، اما چه شد؟
نه تحریمی رفع شد، نه وعدهای عملی. پس این ما نبودیم که بحران آفریدیم.
🔻 در سیاست، وقتی طرف مقابل، دهبار تعهد شکند، آیا باز هم باید با لبخند به امید آیندهی خیالی نشست؟ یا باید از موضع قدرت برگشت؟
📌 غنیسازی بالا، نه برای بمب اتم، که برای بازدارندگی و برگ برنده در میز مذاکره است؛ در غیر اینصورت، بدون ابزار قدرت، باید باج بدهیم.
■ عقلانیت واقعی، فرزند تجربه است؛ نه آرمانزدایی
فرمودید: عقلانیت یعنی دوری از ایدئولوژی.
اما مگر توسعه در غرب، فاقد ایدئولوژی است؟
مگر لیبرالیسم، سکولاریسم، ناسیونالیسم، سرمایهداری و جهانیسازی، ایدئولوژی نیستند؟
📌 هر تمدن قدرتمند، به ایدئولوژی خود متکی است؛ ما چرا از هویت دینی و ملی خود خجالت بکشیم؟ چرا تصور کنیم عقلانیت یعنی بیهویتی؟
■ خط قرمز واقعی مردماند یا استقلالشان؟
مردم خط قرزند؛ درست. اما سؤال این است:
آیا مردمی که تحت سلطهی خارجیاند، یا اقتصادشان وابسته به ارادهی خارجی باشد، رفاه خواهند دید؟
📌 تجربهی صد سالهی ایران از مشروطه تا امروز نشان میدهد که بدون استقلال، عدالت و رفاه هر دو ناممکن است.
✅ ما از عقلانیت استقبال میکنیم؛
اما نه عقلانیت تهیشده از تجربه، حافظه تاریخی و قدرت بازدارنده.
بلکه عقلانیتی که هم جهان را بشناسد، هم دشمن را، هم خود را.
✅ عقلانیت یعنی؛ تعامل آری، اما از موضع اقتدار؛ مذاکره آری، اما بدون تخلیه قدرت؛ رفاه آری، اما در تداوم عزت.
🔸 آنچه شما نقد کردید، تفکر انقلابیِ شعاری بود؛
اما آنچه ما میگوییم، تفکر انقلابیِ راهبردی است؛ با پشتوانهی تجربه، تئوری قدرت و صیانت از منافع ملی.
📜 عقل آن باشد که اندیشه کند پایان کار؛
ما پایان این نسخهها را در لیبی، عراق، اوکراین و افغانستان دیدهایم.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5630