طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب آقای رضایی ، سپاس از ادامهی گفتگو؛
اشاره شما به راهبردهای پنجگانه (رفع تحریم، غنیسازی محدود، روابط با جهان، عبور از تفکر انقلابی، توسعه همهجانبه) بهظاهر عقلایی است؛ اما در باطن، دچار یک آسیب اساسی است: فقدان تحلیل نسبت قدرت در جهان واقع.
🔸🔸 بیایید یکبار از شعارها فاصله بگیریم و صرفاً با عدد، تجربه و منطق بحث کنیم :
■ سند چشمانداز ۲۰ ساله و کشور اول منطقه نشدیم؛ چرا؟
بله! در سند آمده بود رتبه اول منطقه . اما سوال این است:
آیا ما همه اختیارات لازم برای تحقق این چشمانداز را داشتیم؟
یا ساختار بینالملل و دشمنی قدرتهای سلطهگر، مرتب مانعتراشی کرد؟
📌 تحریمها ابزار ظلم و فشار سیاسی بودند نه نتیجهی رفتار ما.
حتی اگر فردا از انرژی هستهای دست بکشیم، فردا بهانهی حقوق بشر را عَلَم میکنند؛ پسفردا برنامه موشکی را.
کدام کشور مستقل اسلامی را میشناسید که بدون فشار غرب پیشرفت کرده باشد؟ حتی ترکیه اردوغان هم تحت تحریمهای ناتوست.
■ پنج راهبرد شما، بدون ضمانت قدرت فقط یک نسخهی روی کاغذ است
🔻 سیاست رفع تحریم بدون ساخت قدرت، مثل خلعسلاح داوطلبانه در برابر دشمن تا دندان مسلح است.
🔻 اگر تعامل با جهان خوب است، تعامل با قدرت، بهتر است؛ اما قدرت بدون استقلالخواهی و مقاومت حاصل نمیشود.
پس پیشنیاز تعامل جهانی، تثبیت قدرت داخلی و منطقهای است؛ نه عبور از انقلاب.
■ عبور از تفکر انقلابی یعنی بیهویت شدن
تفکر انقلابی، به معنای شعار دادن بیبرنامه نیست؛
بلکه یعنی داشتن گفتمان مستقل و سازوکار قدرتساز خارج از ارادهی غرب.
📌 اگر ما تفکر انقلابی را کنار بگذاریم، دقیقاً چه چیزی ما را در برابر اسرائیل، آمریکا، و وابستگان منطقهایشان محافظت میکند؟
آیا همانها که افغانستان را با میلیاردها دلار کمک به ویرانه تبدیل کردند، ما را آباد خواهند کرد؟
■ تجربه تاریخی شکستخورده نسخهی شما پیش روی ماست :
▪️ سیاست سازشِ قذافی با آمریکا را به یاد دارید؟
تأسیسات هستهای را واگذار کرد؛ در عوض چه شد؟ نابودش کردند.
▪️ پاکستانِ اتمی با آمریکا همکاری کرد؛ اما روزانه درگیر تروریسم است.
▪️ اوکراین از سلاح اتمی چشمپوشی کرد؛ اما تمامیت ارضیاش از هم پاشید.
📌 آیا اینها نشان نمیدهد که سیاست عقلانی واقعی، مقاومت فعال و تقویت بازدارندگی است؟ نه سادهدلی در برابر گرگهایی که فقط بزِ مطیع را میبلعند.
■ توسعه مطلوب است، اما نه هر توسعهای
ما هم توسعه میخواهیم؛ اما توسعهای که با هویت، عزت و توان داخلی همراه باشد.
📌 توسعهای که حاصلِ فقرزدایی و دانشبنیانی باشد، نه واردات و بدهیهای بینالمللی.
چین وقتی پیشرفت کرد، که به آمریکا لبخند نزد، بلکه ساختار بومی قدرت و صنعت را تثبیت کرد و بعد از موضع قدرت چانهزنی کرد.
✅ جناب رضایی؛ راهکار شما خوب است، اما فقط در یک حالت جواب میدهد:
اگر جهان، جهانی عادل، اخلاقی و منصف بود.
اما جهان واقعی، مملو از قدرتطلبی، زیادهخواهی و تحمیل است.
پس عقلانیت یعنی شناخت دقیق دشمن، تقویت درون، حفظ عزت، و تعامل عزتمند.
وگرنه اگر عقلانیت را با غربگرایی یکی بدانیم، همان خواهد شد که سعدی گفت :
گرگ را هرچند پَرورش دهی، چون فرصت یابد، دریدن گیرد.
✍🏻 موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5625
طلوع فکر و اندیشه
🔴 عجیب است که برخی ها به صرف یک دیدار حاشیهای میان سردار قالیباف و یک اصلاحطلب، چنین فتوای تندی صادر میکنند که حامیان قالیباف باعث روی کار آمدن جبهه ضد فرهنگی شده اند.
مگر سیاستورزی، عرصه تکفیر سیاسی و حذف حداکثری است؟
مگر قالیباف برای بیعت رفته یا اصول را معامله کرده؟!
اگر هر دیدار را دلیلی بر سازش یا خیانت بدانیم، پس باید گفت :
آیا طبق منطق شما، آیتالله العظمی شبیری زنجانی (دامت برکاته) که با سید محمد خاتمی دیدار داشتهاند، باید مورد مؤاخذه قرار گیرد؟
یا باید عقل، سعهصدر و فهم زمینههای اجتماعی ایشان را تحسین کرد؟
✅ معیار، دیدار نیست؛ معیار، معامله بر سر اصول است. در منطق اسلام، دیدار با فاسق، مشرک، یا حتی دشمن، حرام نیست؛ بلکه تسلیم در برابر باطل حرام است.
امام حسن(ع) با معاویه مذاکره کرد، امام حسین(ع) با ابن زیاد مکاتبه کرد.
آیا آنان تفرقه ایجاد کردند؟ یا با حکمت و عقلانیت صحنه را مدیریت کردند؟
تفکر صفر و صدی آفت سیاست دینی است. آنکس که میپندارد با یک دیدار یا لبخند، یک شخصیت انقلابی سقوط میکند،
یا هنوز سیاست را با فقه نمیشناسد،
یا گرفتار سیاست طرد و مطلقگرایی سطحی شده است.
اصولگرایی، یک جریان عقلانی بر پایهی اصول مکتب اهلبیت است؛ نه باشگاه نفرتپراکنی و طرد گرایی سیاسی.
آیا اگر کسی به قالیباف رأی داده باشد – به عنوان چهرهای از درون نظام، با سابقهی جهادی، امنیتی، و مدیریت کلان – باید متهم به تفرقه شود؟
آیا شما جبههی انقلاب را انحصاراً در اردوگاه یک فرد یا جریان خاص میدانید؟
این خطرناکترین اشتباه راهبردی است؛ زیرا تکصدایی، مرگ عقلانیت و آغاز فرقهگرایی است.
🔸 دیدار قالیباف با یک اصلاحطلب، نه خیانت است، نه سازش، نه تفرقهافکنی؛ بلکه میتواند نشانهای از بلوغ سیاسی باشد.
🔸 باید یاد بگیریم در میدان سیاست دینی، مرز اعتقاد را از مرز رفتار سیاسی تفکیک کنیم.
🔸 اگر کسی بهراستی دلسوز جبهه فرهنگی انقلاب است، باید اهل تحلیل، سعهصدر و هوشمندی باشد، نه شتابزدگی و برچسبزنی.
مگر رهبر معظم انقلاب نفرمودند :
جذب حداکثری، دفع حداقلی؟
پس چرا برخی بهنام ولایت، راه برعکس آن را میپیمایند؟
✍🏻 موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5627
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب آقای رضایی گرامی ؛
از اینکه بحث را با دغدغههای ملی و واژههایی چون عقلانیت، رفاه مردم و دیالوگ جهانی پیش میبرید، سپاسگزارم. اما اجازه دهید باز به چند نکتهی بنیادین و ریشه ای برای توجه بیشتر به تحلیل سیاسی اشاره کنم؛ نه برای جدل، بلکه برای تعمیق فهم مشترک در جهت ارتقای کشورمان.
■ اگر دشمنستیزی بد است، دشمنسازیِ دشمن چطور؟
فرمودید که : دشمنگویی مانع تفاهم است؛ قبول.
اما آیا در جهان واقع، دشمنسازی و تهدید ایران از سوی دیگران، نتیجهی رفتار ماست یا ماهیت استقلالخواهی ما؟
🔻 مگر شهید فخریزاده را ما ترور کردیم؟
🔻 مگر سردار سلیمانی را ما هدف قرار دادیم؟
🔻 مگر در ماجرای برجام، ایران به تعهداتش پایبند نماند یا آمریکا؟
📌 عقلانیت واقعی یعنی تشخیص دشمن واقعی، نه حذف واژهی دشمن از قاموس سیاست. بله، تکرار شعارها بیفایده است، اما نادیدهگرفتن خطرات هم سادهلوحی است، نه سیاست.
■ آیا منافع مردم جدا از هویت ملی و استقلال است؟
فرمودید : عقلانیت سیاسی یعنی تمرکز بر رفاه مردم، نه اهداف ایدئولوژیک.
سؤال ساده:
آیا استقلال، عزت ملی، توان بازدارندگی و حق برخورداری از فناوری پیشرفته، جزو منافع مردم نیست؟
📌 مگر فقرزدایی، تولید قدرت ملی، اقتدار منطقهای و پیشرفت علمی در حوزههایی چون نانو، بیوتکنولوژی و هستهای، حاصل همین نگاه تمدنی و انقلابی نبوده است؟
اگر کسی بگوید برای شکم مردم، عزت را بفروشیم، این منطق کدام تمدنِ موفق بوده است؟ نه چین، نه هند، نه ترکیه و نه روسیه چنین نکردند.
■ غنیسازی ۶۰٪، عامل بحران یا محصول بیاعتمادی؟
فرمودید: وقتی نیاز صنعتی با ۳.۶۷٪ تأمین میشود، چرا رفتیم سراغ ۶۰٪؟
پاسخ روشن است:
🔸 اولاً: غنیسازی ۶۰٪، پس از خروج آمریکا از برجام و نقض تعهدات غرب آغاز شد، نه قبل از آن.
🔸 ثانیاً: ایران در برجام حتی قلب راکتور اراک را هم بتنریزی کرد، اما چه شد؟
نه تحریمی رفع شد، نه وعدهای عملی. پس این ما نبودیم که بحران آفریدیم.
🔻 در سیاست، وقتی طرف مقابل، دهبار تعهد شکند، آیا باز هم باید با لبخند به امید آیندهی خیالی نشست؟ یا باید از موضع قدرت برگشت؟
📌 غنیسازی بالا، نه برای بمب اتم، که برای بازدارندگی و برگ برنده در میز مذاکره است؛ در غیر اینصورت، بدون ابزار قدرت، باید باج بدهیم.
■ عقلانیت واقعی، فرزند تجربه است؛ نه آرمانزدایی
فرمودید: عقلانیت یعنی دوری از ایدئولوژی.
اما مگر توسعه در غرب، فاقد ایدئولوژی است؟
مگر لیبرالیسم، سکولاریسم، ناسیونالیسم، سرمایهداری و جهانیسازی، ایدئولوژی نیستند؟
📌 هر تمدن قدرتمند، به ایدئولوژی خود متکی است؛ ما چرا از هویت دینی و ملی خود خجالت بکشیم؟ چرا تصور کنیم عقلانیت یعنی بیهویتی؟
■ خط قرمز واقعی مردماند یا استقلالشان؟
مردم خط قرزند؛ درست. اما سؤال این است:
آیا مردمی که تحت سلطهی خارجیاند، یا اقتصادشان وابسته به ارادهی خارجی باشد، رفاه خواهند دید؟
📌 تجربهی صد سالهی ایران از مشروطه تا امروز نشان میدهد که بدون استقلال، عدالت و رفاه هر دو ناممکن است.
✅ ما از عقلانیت استقبال میکنیم؛
اما نه عقلانیت تهیشده از تجربه، حافظه تاریخی و قدرت بازدارنده.
بلکه عقلانیتی که هم جهان را بشناسد، هم دشمن را، هم خود را.
✅ عقلانیت یعنی؛ تعامل آری، اما از موضع اقتدار؛ مذاکره آری، اما بدون تخلیه قدرت؛ رفاه آری، اما در تداوم عزت.
🔸 آنچه شما نقد کردید، تفکر انقلابیِ شعاری بود؛
اما آنچه ما میگوییم، تفکر انقلابیِ راهبردی است؛ با پشتوانهی تجربه، تئوری قدرت و صیانت از منافع ملی.
📜 عقل آن باشد که اندیشه کند پایان کار؛
ما پایان این نسخهها را در لیبی، عراق، اوکراین و افغانستان دیدهایم.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5630
طلوع فکر و اندیشه
🔴 پرسش شما از اساس، بر یک پیشفرض نادرست بنا شده است؛ زیرا کودتای ۲۸ مرداد نه کودتای شاه علیه دولت بود، بلکه کودتای بیگانگان (آمریکا و بریتانیا) با مشارکت شاه و عوامل داخلی علیه اراده ملت بود. شاه، نه تنها طراح این کودتا نبود، بلکه مهرهای منفعل بود که در بزنگاه نخست از کشور فرار کرد و پس از موفقیت عملیات اطلاعاتی CIA و MI6، دوباره با افتخارِ موهوم، به تخت بازگشت.
■ نکته کلیدی اینجاست :
کودتا در اینجا به معنای براندازی ساختار رسمی قدرتِ قانونی (دولت مصدق) با استفاده از زور، توطئه، فریب و بیگانه است، نه لزوماً توسط فردی که در ظاهر، عنوان شاه دارد. شاهی که طبق قانون اساسی مشروطه، در برابر نخستوزیر منتخب ملت (که از طریق مجلس مشروعیت یافته بود) هیچ اختیار اجرایی مستقل نداشت، نمیتوانست بهتنهایی دولت را برکنار کند، مگر با دخالت نیروهای خارجی.
📚 شواهد مستند تاریخی :
اسناد رسمی منتشرشده از سازمان سیا در سال ۲۰۱۳ نشان میدهد که عملیات آژاکس (نام رمزی کودتا) توسط سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا با همکاری MI6 طراحی و اجرا شد. شاه ابتدا مردد و فاقد شجاعت برای امضای فرمان عزل مصدق بود، اما پس از فشار آمریکا و تضمین حمایت از سلطنتش، رضایت داد.
مصدق نه تنها قانونیترین نخستوزیر پس از مشروطه بود، بلکه نماد حاکمیت ملی علیه استعمار نفتی انگلیس بود. به همین دلیل براندازی او ضرورت استراتژیک برای غرب تلقی شد.
■ و اما عقلانیت : این تصور که : چون شاه در قدرت بود، پس نمیتوان کودتا کرده باشد. شبیه آن است که بگوییم : اگر صاحب خانهای در خانهاش حضور دارد، نمیتواند علیه مستأجر قانونیاش توطئه کند!!. بله، شاه در رأس بود، اما دولت در دست مردم. شاه با دستور بیگانگان، باطلکنندهی حاکمیت ملی شد.
🔥 و بالاخره، آیا این کودتا نبود؟ وقتی با کمک پول و تبلیغات و چماقداران اجارهای، دولت قانونی سرنگون میشود؛ وقتی ارتش با تحریک خارجی دست به خیانت میزند؛ وقتی مهرههای فاسد سیاسی و مذهبی با دلارهای آمریکایی خیانت میکنند، این کودتا نیست؟ اگر این کودتا نیست، پس کودتا چیست؟
✊ ملت ایران هنوز زخمخوردهی آن روز است؛ و آن کودتا آغاز زنجیرهای از دیکتاتوری، شکنجه، ساواک، سرکوب و وابستگی بود؛ تا آنکه با انقلاب ۵۷ آن زنجیر گسسته شد.
📜 پس نام واقعی آن واقعه، نه تنها کودتاست، بلکه یکی از آشکارترین نمونههای نابودی دموکراسی با دستان استعمار و مهرههای داخلی است.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5635