طلوع فکر و اندیشه
🔴 پاسخ شما – که در آن واژگانی چون مهملات، اراجیف، کور و نابینا، جهنمساز به کار رفته – بیش از آنکه نافی ادعاهای من باشد، مؤید یکی از حرفهایم بود:
اینکه برخی، بهجای منطق، ترجیح میدهند ناسزا را جانشین استدلال کنند.
✅ شما میگویید: ۲۰۰ سال هم بگذرد، همین مهملات را تکرار میکنید.
بسیار خوب ، یک پرسش ساده دارم :
📌 اگر این ادعاها مهملات است، چرا همین حرفهای به قول شما تکراری، توانسته امریکا را به شدیدترین تحریمها، تهدیدها، کودتاها، ترورها، و جنگهای ترکیبی علیه همین ملت و همین رهبران و همین مسیر وادار کند؟
آیا با مهملگویی میشود ابرقدرتها را اینگونه نگران کرد؟
📌 آیا تکرار یک حرف، نشانه باطل بودن آن است؟
پس چرا شما خودتان سالهاست همین حملهها و واژگان تند را در ۲۴ ساعت رسانههای بیگانه تکرار میکنید؟ آیا آنها چون تکراریاند، مهمل اند؟ یا فقط تکرار طرف مقابل باطل است؟
📌 رشد و پیشرفت بقیه کشورها را هم دیدهایم. ولی آیا همه آنها با ۴۶ سال جنگ، ترور، تحریم، و فشار جهانی روبرو بودهاند؟ اگر نه، آیا مقایسهی ناعادلانه، شما را به قضاوت درست میرساند؟
🔹 بله، مشکلات داریم؛ و در این شکی نیست. اما:
❗آیا آمریکا، فرانسه، آلمان، انگلیس، حتی ژاپن، بدون سالها جنگ، کودتا، اشغال، و فقر، به جایگاه امروزشان رسیدند؟
آیا شما همانقدر که ما را نقد میکنید، به استعمار و جنایتهای قرن بیستم غرب هم نیمنگاهی انداختهاید؟
🔹 شما نوشتید: حرفات تکراریه و حال بهم زن.
بگذارید صریح بگویم: حالِ شما ملاک علمی بودن یک تحلیل نیست.
اگر کسی بخواهد پاسخ یک منطق را با ، حال من بد میشه ، بدهد، نباید وارد گفتوگو شود.
📌 بفرمایید: دقیقاً کدامیک از مصادیق پیشرفتهای گفتهشده (ماهواره، نانو، موشک، واکسن داخلی، دفاع مردمی در منطقه و...) بهزعم شما دروغ یا مهمل است؟ لطفاً دقیق، مستند، با عدد و تحلیل.
📌 شما از عقل و گوش و چشم گفتید. من هم همین را میگویم: اما نه چشمِ خیره به بیبیسی، نه گوشِ بسته بر واقعیتهای داخلی، و نه عقلی که از توهین و طعنه تغذیه کند، میتواند حقیقت را درک کند.
🌱 من هرگز نگفتم ایران بهشت است؛ اما شما هم نگویید جهنم است. چرا؟ چون هر دو دیدگاه، اگر مطلق باشند، فاقد انصافاند.
✅ من اگر اهل جهنمسازی بودم، با شما سخن نمیگفتم. جهنمساز، دیالوگگریز است؛ نه پاسخگو.
و شما اگر اهل اصلاح بودید، بهجای پرخاش، نقد علمی میکردید؛ اما اکنون بهجای دیالوگ، با الفاظ خیابانی و رسانهای میکوشید احساس بر عقل غلبه کند.
📌 اگر باز هم نقدی دارید، با سند، تحلیل، و ادب بنویسید.
در غیر اینصورت، نه حرفهای من ارزش پاسخدادن خواهد داشت، و نه واژههای شما، ارزش خواندن.
✍🏻 موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5638
طلوع فکر و اندیشه
🔴 از دیدار تا دیوارکوبی
چقدر راحت، سطحی و خطرناک شده قضاوت در فضای سیاسی و مذهبی ما ، تنها با یک عکس، یک دیدار، یا یک دست دادن؛ عدهای بیمحاکمه، فریاد تخریب سر میدهند و برچسب میزنند، تخطئه میکنند، و حتی سابقهداران جهاد و منبر و ایثار را به مسلخ اتهام میبرند. گویا نه عقل مانده و نه انصاف، نه تاریخ خوانده شده و نه سیره اولیاء شناخته شده.
🔻 مگر شیخ حسین انصاریان، عمرش را پای تبلیغ دین در محرومترین نقاط نگذاشت؟ مگر صدای رسای دفاع از امیرالمؤمنین و اهل بیت در دهههای طاغوت نبود؟ مگر سردار قالیباف، بخشی از حافظه زنده جبههها نیست؟
آنگاه با یک عکس دیدار، میخواهید از این سابقه، خاکستر بسازید؟ این، کجای اسلام و تشیع است؟
📌 مگر علی علیهالسلام با خلفایی که غاصب حقش بودند، برای حفظ اصل اسلام، مذاکره نکرد؟ مشورت نداد؟ حتی در جنگها، مشاوره نظامی نداد تا اسلام زمین نخورد؟
آیا امیرالمؤمنین را باید متهم به سازش کرد چون در شورا با عمر و عثمان نشست؟ یا چون در برابر معاویه نامه نوشت، متهم به تساهل بود؟
📌 مگر امام حسن علیهالسلام، پس از صلح با معاویه – که به ظاهر دشمن و به باطن ریاکار بود – متهم نشد؟ آیا نمیخواستند شخصیت او را له کنند، چون دیدار کرده بود و صبر پیشه کرده بود؟
ولی تاریخ نشان داد حق با کیست.
📌 مگر امام موسی صدر، با جناحهای مختلف لبنان و حتی مارونیهای غیر مسلمان دیدار نکرد؟ آیا آنزمان هم گفتند: پس ایشان هم منحرف شده؟ نه! بلکه عقلانیت سیاسی او بود که امروز هم الگوست.
📌 مگر رهبر انقلاب، در دوران ریاست جمهوریشان، با تمامی جناحها تعامل نکرد؟ مگر امام راحل، بارها از اتحاد کلمه گفت، حتی میان مخالفین فکری؟ چرا آن عقلانیتها امروز به فراموشی رفته؟
❗این سادهسازیها، این داوریهای سریع و غیرمنصفانه، بیش از آنکه دلسوزی باشد، نشانهای از فقر تحلیل سیاسی و غلبه احساس بر عقلانیت است.
👈 دیدار، الزاماً به معنای تأیید مطلق نیست. دیدار، بخشی از حکمت تعامل در سیاست است. مگر رهبری نفرمودند: ما با دشمن هم مذاکره میکنیم، اما بر سر اصول معامله نمیکنیم.
⚠️ اگر قرار بود صرف دیدار، مترادف انحراف باشد، امروز باید بسیاری از بزرگان تاریخ اسلام و انقلاب را به اتهام سازشکاری محاکمه کرد.
🟨 در عوض، ما باید یاد بگیریم که در عرصه سیاسی، به جای برخورد زمخت و حذفگرایانه، گفتوگو را تمرین کنیم. باید بفهمیم که ممکن است برخی تعاملات، برای خنثیسازی فتنه باشد، نه تأیید فتنهگر.
🔵 سردار قالیباف و شیخ انصاریان، از سرمایههای این انقلاباند. اگر اختلاف نظری هم باشد، دلیل نمیشود سرمایهها را با کلنگ تهمت تخریب کرد. این خسارتی است که جبرانناپذیر خواهد بود.
📌 بیایید بهجای برچسبزنی ، تحلیل کنیم؛ بهجای تحقیر ، تفکر کنیم؛ و بهجای این جوسازیهای کودکانه، در کلاس بالاتر عقل سیاسی بنشینیم.
📣 تندروی، بزرگترین آفت جبهه حق است. همانطور که تاریخ نشان داد، در صدر اسلام، تندروهایی مثل خوارج، امام علی را با شعار عدالت، به تیغ کشیدند.
پس بترسیم از آن روزی که جهادگران را بهخاطر دیدار، متهم کنیم؛ و با ظاهرگرایی، قضاوتهایی کنیم که عاقبت آن، جز تفرقه و تضعیف جبهه مؤمنین نیست.
✅ ما میگوییم:
📍 نه هر دیداری نشانه انحراف است،
📍 نه هر سکوتی علامت سازش،
📍 و نه هر مخالفتی خیانت.
قضاوت منصفانه، نشانه بلوغ فکری و عدالت سیاسی است.
✍🏻 موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5640
طلوع فکر و اندیشه
🔴 تحلیل دوم 👇☝️
🔴 دیدار یا دسیسه؟! تاملی ژرف در عقلانیت سیاسی اسلام
در این روزگار پرهیاهوی غبارآلود، چقدر زود، معیار سنجش حق و باطل را از میزان به میزان نما تغییر دادهایم؛ چقدر راحت، پروندهی چند دهه مجاهدت و علم و عمل را با یک عکس، یک دیدار، یا یک دست دادن، در آتش تهمت میسوزانیم!!!
❗آیا این انصاف است یا خوارجصفتیِ نوین؟ آیا این واکنشها ریشه در تحلیل دارد یا در هیجان عوامانه و نگاههای قشری وار ؟ از کجا می دانیم که همین دیدار مانع بروز فتنه های جدید و خنثی سازی نقشه ها علیه نظام است؟
🔻در پاسخ به این غوغاسالاریهای سطحینگر، باید به ژرفای تاریخ اسلام و سیاست مکتب اهلبیت علیهمالسلام و منش حکیمانه معماران انقلاب اسلامی رجوع کرد ؛ چراکه اگر ما سادهلوحانه فقط مو را میبینیم، آنان با بینشی عمیق، پیچش مو را مینگرند و رازها را از ورای ظواهر درمییابند. آری، مشتی دلیل از خروار کافیست تا پرده از چهره عقلانیت اصیل سیاسی برداریم و بفهمیم که در میدان سیاست ولایی، آنچه مهم است حکمت ماندگار است، نه هیجان زودگذر ، آری :
🔶 سیاست علوی، هنر مرزبندی است نه مرگ ارتباط
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، در اوج مظلومیت و غصب خلافت، نه سکوت مطلق کرد، نه تقابل خام. او با خلفا نشست، مشورت داد، حتی در برخی جبهههای نظامی مشارکت مشورتی کرد؛ اما هیچگاه مرز حق و باطل را مخدوش نکرد. او خوب میدانست که حفظ اصل اسلام بر احقاق فوری حق خود در برخی شرایط اولویت دارد.
📌 اگر بهزعم تندروان، دیدار برابر با تأیید است، پس باید علی علیهالسلام را نیز متهم به مماشات با دشمنان کرد! و این، دقیقاً همان خط فکری بود که خوارج را از صف یاران علی جدا کرد و به تیغ شمشیر او گرفتار ساخت.
🔶 صلح امام حسن، دیپلماسی عزت بود نه تسلیم ذلت
امام حسن علیهالسلام، برای حفظ شرافت شیعه و بقای دین، با معاویه بیدین، صلح کرد. اما نه سازش؛ بلکه صلحی مشروط، تاکتیکی، و زمانمند. تاریخ ثابت کرد امام نهتنها منفعل نبود، بلکه هوشمندانه، فریب روباه شام را نقش بر آب کرد.
📌 و عجیب آنکه پس از آن صلح، همان عوامی که عمق حکمت امام را نفهمیدند، زبان به طعن گشودند؛ گفتند: چرا صلح کردی؟ دیدار کردی؟ کوتاه آمدی؟
و امروز، چه شبیهاند آن تهمتها با برخی نگاههای سطحینگر به دیدارها و گفتگوهای چهرههای جهادی و انقلابی.
🔶 امام موسی صدر؛ الگویی زنده برای عقلانیت سیاسی شیعه
امام صدر در کشوری متکثر و بحرانی چون لبنان، با طیفهایی گفتگو کرد که بعضاً حتی اعتقادی به اسلام نداشتند. او با مارونیهای مسیحی، دروزیها، سنیها، چپگرایان و حتی بیخدایان نشست. نه برای باطل، بلکه برای مهار باطل و تقویت جبهه مقاومت.
📌 اگر نگاه برخی افراد امروز را بر امام صدر تطبیق دهیم، باید او را هم منحرف بنامیم. اما تاریخ فریاد میزند: او مردی از جنس عقلانیت متعبد بود؛ کسی که شیعه را از انزوا به اوج رساند.
🔶 تعامل رهبر انقلاب، نشانه بلوغ است نه انفعال
رهبر حکیم انقلاب، در دههی ۶۰ و ۷۰، با شخصیتهای مختلفی تعامل داشتند که امروز منتقد و حتی مخالف شدهاند. اما آن تعاملات، از سر تدبیر بود، نه تأیید.
📌 در منطق ولایت، تعامل هدف نیست، ابزار است. وسیلهای برای حفظ اتحاد، دفع فتنه، و بستن راه نفوذ دشمن.
ایشان بارها فرمودهاند:
در سیاست خارجی، گفتوگو را رد نمیکنیم؛ آنچه ممنوع است، معامله بر سر اصول است.
🔶 تندروی؛ آفت جاودانهی جبهه حق
از خوارج گرفته تا متحجرانِ صدر مشروطه و تا همین امروز، تندروها همواره سهمگینترین زخمها را بر پیکر امت وارد کردهاند. آنان، اغلب در ظاهر، دغدغهی پاکی دارند؛ اما در باطن، فاقد بینشاند. چنان بر طبل طهارت میکوبند که عقل، مجال نفس کشیدن ندارد.
📌 و اینجاست که خطر آغاز میشود: وقتی اهل منبر و میدان، با یک تصویر، به تیغ بدگمانی سپرده میشوند؛ وقتی سرداران جهاد و علمای نامآور، تنها به جرم تعامل، به مسلخ افکار هیجانی رانده میشوند.
🔶 حفظ سرمایهها، وظیفه ماست نه حذف آنها
جناب سردار قالیباف، نه فقط یک چهره سیاسی، که بخشی از حافظه زندهی دفاع مقدس است. و شیخ حسین انصاریان، نه صرفاً یک خطیب، که گنجینهای از معارف علوی است. دیدار این دو، نه فتنه است و نه فتنهگری، بلکه جلوهای از بلوغ نظامی است که آموخته: جذب حداکثری، دافعه حداقلی.
✅ پس بیایید بهجای زودباوری، ژرفاندیشی کنیم؛ بهجای سطحنگری، تاریخخوانی کنیم؛ و بهجای هول در قضاوت، تأمل در حکمت کنیم.
قضاوت از روی عکس، خطرناکترین نسخه برای نابودی اعتماد عمومی است. این راه، نه راه اولیاء است و نه راه عقلای انقلاب.
📍باز ما میگوییم :
نه هر دیداری، نشانه انحراف است،
نه هر مخالفتی خیانت،
و نه هر سکوتی، سازش.
طلوع فکر و اندیشه
🔴 تحلیل دوم 👇☝️
✅ بلوغ سیاسی آنجاست که فرد، بتواند بدون آنکه فریب ظواهر را بخورد، ریشهها را ببیند، و بدون آنکه احساسات او را برباید، حکمت را به داوری نشیند.
✍🏻 موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5642
طلوع فکر و اندیشه
🔴 پاسخ به روشنفکریِ وارونه
نخست بگذارید بپرسیم : مگر نقد منصفانه یعنی حذف تمام حقیقت با یک جاروی تعمیم ناروا؟ آیا این انصاف است که دهها امام جمعه باسابقه علمی، جهادی و تبلیغی را در یک کیسه بریزیم و بگوییم: غیر از بیخدایی و بیسوادی چیزی از ایشان نشنیدهایم؟! واقعاً این کدام عدالتیست که در دفاع از عقلانیت بر سر میزنید، اما خود، بیعقلترین نوع قضاوت را مرتکب میشوید؟ این زیر میز زدن ، نشانه فهم نیست، نشانه ضعف در مواجهه با حقیقت است.
📌 ما نمیگوییم همه خطبهها عالمانه و بینقصاند؛ اما اگر انصاف داشتید، لااقل یکبار خطبههای دقیق و ریشهدار فقهی، فلسفی، تاریخی و اجتماعی امثال شهید مدنی، شهید صدوقی، شهید اشرفی، آیتالله واعظ طبسی، امام خامنهای، آیتالله موحدی کرمانی، آیتالله ایمانی، آیتالله فقیهی، و منبرهای حجتالاسلام پناهیان، حجتالاسلام رفیعی، حجتالاسلام عالی، حجتالاسلام قرائتی و دهها نفر دیگر را میشنیدید که چگونه عقلانیت دینی را در بزنگاههای اجتماعی پیاده کردهاند.
🔻 شما از علمالهدی و صدیقی میگویید؛ ما میپرسیم: مگر آیتالله علمالهدی نبود که در خطبههای خود، علیه فساد اقتصادی یقهی مسئولان دولتی را گرفت، همانهایی که شما مدعی حمایت ایشان از آنان هستید؟ مگر ایشان نبود که در دفاع از حجاب، نه به عنوان نماد سنت، بلکه به عنوان نظام معنابخش به رابطه انسان و اجتماع سخن گفت؟
📍 مگر آیتالله صدیقی و دهها امام جمعه نبودند که در بحرانهای اخلاقی کشور، به جای عوامگرایی، با منطق عرفان عملی و اخلاق صدرایی مردم را به تهذیب نفس فراخواندند؟ نقد دارید؟ بسیار خوب، نقد کنید؛ اما نه با طعن و تحقیر، بلکه با سند و استدلال، نه با خشم و تمسخر، بلکه با تحلیل و تبیین.
📚 و البته هرکه منبر رفت، فیلسوف نیست؛ اما گاهی یک جمله از زبان یک امام جمعه متقی، هزار برابر عمیقتر از دهها مقالهی بیخاصیت آکادمیک است. مثلاً آن جملهی ناب که امامجمعهای گفت: دین یعنی عقل در لباس وحی؛ و تفکر یعنی عبور از ظاهر به معنا با قطبنمای ایمان ، آیا این بیسوادیست یا عین حکمت؟
🔴 انصاف داشته باشید! اگر در میان صدها امام جمعه، یک نفر را ضعیف یافتید، دلیل نمیشود همه را بت شکنید. این همان سفسطه تعمیم ناقص است که حتی منطق ارسطویی هم آن را مردود میداند، چه برسد به اخلاق نقد دینی.
🔸 اتفاقاً مشکل جامعه ما این است که برخی، در پوشش عقلانیت، به بیانصافی رسیدهاند. همانهایی که اگر کانت و دکارت و نیچه و فوکو را هزار بار تکرار کنند، آن را عقلانیت مینامند؛ اما اگر امامجمعهای به سبک حکمت متعالیه یا عرفان ناب ابن عربی سخن گفت، او را بیسواد میدانند!
✅ بهروشنی باید گفت : عقلانیت، قربانی شده نه توسط امامان جمعه، بلکه توسط کسانی که تفکر را به معنای تکرار طوطیوار اسامی غربیها میدانند؛ و از تفکر فقط صدای بلند و تیتر جنجالی بلدند.
🟩 بنابراین ، بله، ما از کانت عبور کردهایم؛ از کانتی که در اوج روشنگری، جرأت ایستادن در برابر سلطه نداشت؛ و رسیدهایم به مدنی، به خامنهای، به دستغیب؛ که هم فیلسوف بودند، هم شهید؛ هم در متن مردم بودند، هم در اوج حکمت؛ و اینگونه است که تفکر، از شعار به شعور، و از شعور به حضور در میدان مسئولیت تبدیل میشود.
✍🏻 موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5640
🔴 خاتمی یک نفر نیست؛ یک تفکر است... و این یعنی مسئولیتی بزرگتر برای ما
بیشک، محمد خاتمی صرفاً یک چهره سیاسی نیست؛ بلکه نماد یک نگرش و خوانش خاص از جمهوریت، آزادی، عدالت، و نسبت دین و سیاست یا همان اصلاح طلبی است. او ـ چه موافق باشیم و چه مخالف ـ سخنگوی یک پیکره اجتماعی است که میلیونها نفر، خودآگاه یا ناخودآگاه، با او و منظومه فکریاش احساس قرابت دارند. این حقیقت را نمیتوان با حذف، سانسور، یا تخطئه رسانهای از بین برد.
✅ 👈 پس پرسش کلیدی این نیست که آیا باید با خاتمی دیدار کرد یا نه؛ 👉 بلکه پرسش عالمانه آن است که: در برابر تفکری که مخاطبان میلیونی دارد، منطق ما چیست؟ راه ما کدام است؟ و مرز ما کجاست؟
❗اگر رهبران انقلاب اسلامی، در برابر جریانهای فکری معارض، به جای برخوردهای دفعی، برخورد ایجابی و استراتژیک داشتهاند، این نه از سر ضعف، که نشانهی قدرت نرم و حکمت مستمر ایشان است. همانطور که در برابر ملیگراها، چپها، لیبرالها و حتی تکنوکراتها، نه تنها مرزهای اعتقادی را شفاف نگه داشتند، بلکه تلاش کردند با گفتوگو، تبیین، و تعامل هوشمندانه، دلها را جذب کنند و جلوی افتادن کشور به دام افراط و تفرقه را بگیرند.
📌 تعامل با تفکر خاتمی، اگر با صلابت تبیین، مرزبانی اعتقادی، و هدفمندی حکیمانه همراه باشد، نه تنها انحراف نیست، بلکه بخشی از بلوغ سیاسی و وظیفه ولایی است.
همانگونه که امیرالمؤمنین علیهالسلام با خوارج به گفتوگو نشست و تا آخرین لحظه اتمام حجت کرد، و امام حسن علیهالسلام با معاویه صلحی مشروط کرد، و امام موسی صدر با مخالفان عقیدتیاش نشست، امروز نیز هر کنش سیاسیِ حکیمانهای باید ناظر به مصالح امت، حفظ نظام، و مهار فتنههای پنهان باشد، نه تابع امواج هیجانی.
🔶 خاتمی، صرفاً شخص نیست؛ بیاعتنایی مطلق به او و تفکرش، یعنی نادیده گرفتن بخش عظیمی از جامعه. و از سوی دیگر، تأیید بیقید و شرط او نیز، یعنی عبور از مرزهای اصول انقلاب. راه سوم، همان راهی است که سیاست علوی و حکمت خمینیوار و خامنهایگونه بر آن تأکید دارند :
✅ مراقبت از اصول، همراه با درک دقیق واقعیتهای اجتماعی.
پس بیاییم سطحینگر نباشیم؛ نه او را به تیغ تکفیر ببندیم، نه کورکورانه تقدیسش کنیم. بلکه گفتوگو کنیم، روشنگری کنیم، و با زبان حکمت، راه حق را به کسانی که به آن علاقه دارند اما آن را نمیشناسند، معرفی کنیم.
✍🏻 موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5640