eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
1.1هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1هزار ویدیو
34 فایل
حمایت و ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
طلوع فکر و اندیشه
🔴 پرسیده‌اید : چرا حالا با آمریکا توافق می‌کنید؟ چرا دهه‌ها پیش نکردید؟ یعنی مردم فقط پیاده‌نظام‌اند؟ 📌 پاسخ : 🔸 اولاً، جمهوری اسلامی هیچ‌گاه با دشمن درجه‌یک توافق راهبردی نکرده؛ بلکه در برخی میدان‌های تاکتیکی و موضوعات مشخص (مثل رفع تحریم‌های ناعادلانه یا آزادسازی منابع بلوکه‌شده) با واسطه، گفت‌وگو کرده. این، اسمش حکمت است نه وادادگی. هیچ سیاست مستقلی، تعاملِ مشروط برای دفع شرّ بیشتر را ممنوع نکرده. 🔸 ثانیاً، قیاس امروز با دهه ۳۰ یا ۶۰، قیاسی مع‌الفارق است. آن روز، کودتای CIA نتیجه ساده‌لوحی حاکمیتی بود که به غرب اعتماد کرد و ارتش ملی را بدون پشتوانه رها کرد. اما جمهوری اسلامی امروز، در توافق هم دست بالا را دارد، هم گزینه‌های جایگزین روی میز. 🔸 ثالثاً، اگر جمهوری اسلامی برای بقا دست به توافق می‌زد، باید در جنگ ۸ ساله، در فتنه ۸۸، در ترور سردار سلیمانی، یا پس از تهدیدات ترامپ، به زانو درمی‌آمد؛ اما نیامد. ✅ پس واقعیت این است که نظام اسلامی نه باج می‌دهد، نه بی‌مبنا توافق می‌کند؛ بلکه با شناخت دشمن، در چارچوب حکمت، عزت و مصلحت عمل می‌کند. 📚 در قرآن هم داریم : ادفع بالتی هی أحسن... و لا تسبوا الذین یدعون من دون الله... جدال هم باید احسن باشد، چه برسد به سیاست خارجی که عرصه تدبیر است، نه شعار خام. ▫️ سیاست جمهوری اسلامی، همواره روشن بوده : ⛔ نه تسلیم، نه جنگ، بلکه مقاومت هوشمندانه. ✅ پس بی‌زحمت به جای اتهام زدن به نظام، مرز حکمت با خیانت را بشناسیم. مردم ایران، پیاده‌نظامِ بی‌ارزش نیستند؛ رهروان تمدن‌سازند که با دشمن پنجه در پنجه‌اند. آمریکا امروز همان آمریکای کودتاگر است، ولی ما دیگر آن ایرانِ بی‌پشتوانه نیستیم. ✍️ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5655
🔴 پاسخ تحلیلی، عقلانی، انقلابی به هیاهوی بی‌منطق درباره دیدار شیخ انصاریان با خاتمی ■ اولاً، بی‌خبری مدعیان از محتوای واقعی جلسه، خود مهم‌ترین سند بر سطحی‌نگری و قضاوتِ شتاب‌زده آنان است. کسی که محتوای گفت‌وگو را نمی‌داند، اما بر اساس صرف دیدار، حکم صادر می‌کند، نه دغدغه دین دارد، نه دغدغه انقلاب، بلکه اسیر توهمات قبیله‌ای خود شده و گرفتار نوعی تکفیر سیاسی است که نه ریشه در مکتب اهل بیت دارد و نه در اندیشه امامین انقلاب. ■ ثانیاً، منطق تعامل و دعوت، منطق اهل‌بیت علیهم‌السلام است، نه تحریم و تحقیر کورکورانه. ما اگر به سیره امیرالمؤمنین علی(ع) ایمان داریم، باید بدانیم که حضرت حتی با معاویه هم گفت‌وگو کرد، حتی برای هدایت خوارج نیز مجادله احسن نمود. چراکه عقلانیت دینی و حکمت سیاسی ایجاب می‌کند که راه را برای بازگشت باز گذاشت، نه آنکه پیشاپیش همه را خارج از دایره دانست. ■ ثالثاً، این جماعت، چنان از واژه انقلابی سوءاستفاده کرده‌اند که گویی انقلاب ارث پدری‌شان است. گویی تنها کسی که انقلابی است، خودشان‌اند و هر کس کوچک‌ترین اختلاف نظری داشته باشد، یا ساکت فتنه است یا عامل دشمن یا کافر. این تفکر، همان تفکر تکفیری داعش‌مسلک است که هر که جز ما بود، باید از صحنه حذف شود. ■ رابعاً، دیدار، الزاماً به معنای تأیید نیست؛ بلکه گاه می‌تواند مقدمه‌ای برای نهی از منکر، هدایت، یا روشنگری باشد. آن‌که از اصل دیدار می‌ترسد، نشان داده که نه به عقلانیت سیاسی معتقد است و نه به اعتماد به نفس گفتمانی. مگر رهبر معظم انقلاب نفرمودند: حتی با مخالف‌ترین آدم‌ها هم اگر احتمال هدایت هست، باید حرف زد؟ ■ خامساً، اگر دیدار انصاریان با خاتمی بد است، آیا دیدار جلیلی با خاتمی هم بد است؟ آیا دیدار امثال ضرغامی و قالیباف با شخصیت‌های اصلاح‌طلب هم خیانت به انقلاب است؟ یا آن دیدارها چون مربوط به افراد جناح خاصی است، مجاز شمرده می‌شود؟ این ترازوی وارونه، همان چیزی است که مردم را از ریا و تظاهر انقلابی‌نماها بیزار کرده است. ■ سادساً، انقلاب اسلامی، انقلاب عقلانیت و عدالت بود، نه انقلاب غوغاسالاری و خشونت کلامی. این کسانی که تعامل و گفت‌وگو را بر نمی‌تابند، همان‌هایی‌اند که امام راحل را هم اگر امروز می‌دیدند، شاید به سازشکاری متهم می‌کردند؛ چراکه امام هم با بنی‌صدر تا روز آخر با حفظ موازین قانونی رفتار کرد. ✅ در قاموس عقلانیت اسلامی، دیدار با هرکس و لو مخالف سیاسی در چارچوب هدایت، دعوت، بازخواست یا حتی تبیین مرز حق و باطل، مجاز است. آنکه از دیدار می‌هراسد، از حقیقت می‌هراسد. انقلابی‌گری را باید از سیدعلی آموخت، نه از پاره‌ای از بلندگوهای مدعی انقلاب که جز تخریب، محصولی ندارند. این دیدار، اگرچه برای آنان خورشید سوزانی است که تاریکی‌شان را آشکار کرده، اما برای عقلای امت، پیامی روشن دارد : دعوت به حق، تنها با فریاد نیست؛ گاه با سکوتی مؤثر و نگاهی پدرانه، هدایت‌ها آغاز می‌شود. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5655
طلوع فکر و اندیشه
🔴 با سلام و احترام ؛ اولاً، شما با این جمله، مرتکب خَلط موضع ارزیابی با موضع انکار شدید. ما اگر از غرب انتقاد می‌کنیم، به این معنا نیست که جمهوری اسلامی را مطلقاً خالی از عیب می‌دانیم. اما فرق بسیار است بین نظامی که اصولش الهی‌ست اما در اجرا دچار ضعف شده، با نظامی که اساساً دین را حذف کرده و اجرای دین را جرم‌انگاری می‌کند. ■ شما می‌گویید: در جمهوری اسلامی هم ظلم هست، پس چرا به غرب ایراد می‌گیری؟ پاسخ این است: 👈 اگر پزشک مسلمانی دچار قصور شد، نباید اصل طب را محکوم کرد؛ 👈 اگر قاضی مسلمانی عدالت را رعایت نکرد، نباید فقه اسلامی را باطل دانست؛ 👈 اگر جمهوری اسلامی در برخی عرصه‌ها ضعف مدیریتی دارد، نباید اصل امتزاج دین و سیاست را زیر سؤال برد؛ 👈 و اگر مسئول فاسدی پیدا شد، دلیل بر این نیست که نظام الهی، فاسد است؛ بلکه فریاد اصلاح بر مبنای همان اصول الهی بلند می‌شود. 📌 اما در غرب چه می‌گذرد؟ آنجا قانون سکولار بافت دین‌زدایی دارد؛ یعنی نه‌تنها اگر دینی خوب اجرا نشد، بلکه اگر بخواهی به خوبی هم اجرا کنی، منع قانونی دارد. 🔻 در غرب، پوشش اسلامی با منع قانونی مواجه است. 🔻 امر به معروف، نوعی تحمیل عقیده تلقی می‌شود. 🔻 مخالفت با هم‌جنس‌بازی، مصداق نفرت‌پراکنی است. 🔻 و دفاع از حدود الهی، مساوی با افراط‌گرایی‌ست. ❌ مثلا آمریکا هیچ کسی حق نقد اسرائیل را ندارد. 📌 حال سؤال این است : کدام خطرناک‌تر است؟ جامعه‌ای که در مسیر دین حرکت می‌کند اما از عدالت فاصله گرفته و باید اصلاح شود؟ یا جامعه‌ای که ذاتاً دین را در حاشیه و خلوت‌خانه زندانی کرده و هر تجلی دینی را تهدید می‌پندارد؟ 📌 و اما روایت شریف أكبر العيب أن تعيب ما فيك مثله ، ناظر به نفاق است، نه تشخیص صحیح و نقد مبنایی. اگر کسی شراب‌خوار باشد و بگوید: شراب‌خواری بد است ، دچار نفاق نیست، بلکه حق را گفته ولو خود عمل نکرده. اما اگر کسی بگوید: شراب‌خواری بد نیست ، چون خودش آلوده است، این است عین انحراف. ما از غرب انتقاد می‌کنیم چون بد را بد می‌دانیم، حتی اگر شبیهش در خانه خودمان باشد. و در عین حال، به اصلاحِ خانه‌ی خودمان هم مأموریم، نه به تخریب اساس آن. ✅ و آخر اینکه : در منطق اهل بیت علیهم‌السلام، کمال در اجرای دین است نه تعطیلی دین. سکولاریسم، نه‌تنها دینی نیست، بلکه دینی‌ست که از ترس تحقق اجتماعی‌اش، عقیم شده؛ و اگر امروز نقدی به نظام دینی هست، این نقد بر مدار دین‌داری بیشتر و بهتر است، نه دینی‌زدایی به سبک غرب. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5658
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب منتقد محترم ؛ سلام علیکم و رحمة‌الله ؛ سؤال شما درباره دیدار حضرات آیات عظام، مانند آیت‌الله شبیری زنجانی یا حجت‌الاسلام شیخ حسین انصاریان، با برخی چهره‌های مسئله‌دار سیاسی قابل تأمل است، اما پیش از قضاوت، اجازه دهید چارچوب گفت‌وگو را از ساحت هیجان و داوری‌های یک‌خطی، به فضای تحلیل عقلانی و عالمانه‌ی فقه سیاسی و سیره‌ی علوی ببریم. ■ ۱. فرق است میان تأیید یک شخص و دیدار با او در فقه سیاسی اهل‌بیت علیهم‌السلام، همواره تعامل حکیمانه و دعوت نرم یکی از ارکان مواجهه با خصم فکری یا سیاسی بوده است. مگر نه این است که: فمن حاجّک فیه... فقل تعالوا. آل‌عمران 61 دعوت به گفت‌وگو، حتی با کسانی که با اصل دین نزاع داشتند، سنت قرآنی است، نه نشانه تأیید آنان. اگر دیدار یک عالم با شخصی مسئله‌دار، به‌قصد تذکر، نصیحت، نهی از منکر، یا حفظ مصالح عالی‌تر باشد، نه تنها مذموم نیست، بلکه واجب کفایی عقلانیت علوی است. ■ ۲. شأن مرجعیت را رفتارهای شتاب‌زده مخدوش می‌کند، نه دیدارِ سنجیده آیا شأن مرجعیت را کسی مخدوش می‌کند که با حکمت، فردی را می‌پذیرد؟ یا کسی که بدون اطلاع از نیت، زمینه، نتیجه و شرایط آن دیدار، در فضای مجازی، فریاد تکفیر و تخریب سر می‌دهد؟ آیت‌الله شبیری زنجانی، مرجعی فقیه و زاهد و دقیق‌اندیش‌اند؛ سیره علمی و عملی ایشان گواه تقوا، استقلال و بصیرت است. آیا سزاوار است به‌خاطر دیداری، که جزئیات آن در اختیار ما نیست، چنین شخصیت بزرگی را زیر سؤال ببریم؟! این همان قضاوت ناپخته و جاهلانه‌ای است که امیرالمؤمنین (ع) از آن نهی می‌فرماید. ■ ۳. دعوا بر سر عکس و ملاقات، یعنی فقر تحلیلی ما شما با استناد به مرحوم علامه جعفری، فرمودید که ایشان اهل سیاست نبود اما موضع به‌نفع نظام داشت. احسنت! اما فراموش نکنید که همین بزرگان، همواره نسبت به عدم ساده‌سازی صحنه‌ها و تقلیل افراد به عکس‌ها هشدار می‌دادند. اگر امروز ما باید موضع سیاسی کسی را از عکس دیدارش با فلانی بفهمیم، پس چرا در دهه ۶۰ و اوایل انقلاب، همین بزرگان انقلاب با طیف‌های متنوع دیدار می‌کردند و عکس می‌گرفتند و کسی آنان را متهم به خیانت نمی‌کرد؟ پس : 📌 هر عکسی سند بی‌تقوایی نیست، و هر دیداری نشانه ضعف در ولایت‌مداری نیست. ■ ۴_ مرز روشنی هست بین بصیرت، و افراطِ در داوری یادمان نرود، خوارج هم اهل نماز، روزه، شعار دینی و دشمنی با دشمنان اسلام بودند؛ اما چون تحلیل نداشتند، علی بن ابی‌طالب (ع) را تکفیر کردند و در نهایت، خودشان شدند ابزار دشمنان علی ■ امروز هم اگر بدون تحلیل، بدون بررسی زمینه‌ها، و صرفاً بر پایه ظواهر تصمیم بگیریم، ممکن است بزرگان‌مان را با نگاهی سطحی و پر از سوء‌ظن بسوزانیم، و فرصت‌های تقریب، موعظه، یا حتی هدایت را از بین ببریم. ■ ۵_ راه ما : نه ساده‌لوحی، نه تکفیر؛ بل حکمت و عدالت در تحلیل ما از امیرالمؤمنین آموخته‌ایم که : با خلیفه پیشین در شورا شرکت می‌کند، ولی حق خود را مطالبه می‌کند؛ مالک را به میدان می‌فرستد، ولی هرگز او را بی‌حساب رها نمی‌کند؛ با طلحه و زبیر صحبت می‌کند، اما در وقتش با قاطعیت در برابرشان می‌ایستد. این یعنی : تحلیل سیاسی = بینش عمیق + اخلاق در گفتار + صلابت در موضع. ✅ برادر عزیز ، اگر عالمی مانند آیت‌الله شبیری زنجانی یا شیخ انصاریان، در دیداری که پشت‌پرده‌اش برای ما روشن نیست، دست رد به سینه‌ی شخصی نزده‌اند، الزاماً به‌معنای تایید رفتار یا مشی او نیست. بلکه ممکن است از سر حکمت، دلسوزی، یا حتی مصلحتی بالاتر از درک محدود ما باشد. ■ این‌که کسی را صرف یک عکس، یا یک دیدار، متهم به خیانت کنیم، نشان می‌دهد هنوز با مکتب تحلیل علوی فاصله داریم. وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ؛ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً. اسراء، ۳۶ از آن‌چه به آن علم نداری پیروی مکن. گوش و چشم و دل، همه مسئولند. ✍️ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5661
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب منتقد محترم ؛ نقد شما در ظاهر شبیه به پاسخ است، اما در حقیقت قیاسی مع‌الفارق، و تلفیقی از مفاهیم متفاوت با تعاریف متضاد است. اجازه دهید نکات را توضیح دهم : ■ فرق است بین آزادی دین و آزادی از دین. در غرب، آنچه به نام آزادی تبلیغ می‌شود، در عمل نوعی سکولاریسم کنترل‌شده است؛ یعنی دین، تا زمانی آزاد است که تأثیر اجتماعی نداشته باشد. شما می‌خواهید این مدل را با نظام اسلامی که به دنبال اجرای دین در سطح جامعه است، مقایسه کنید؟ در ایران، اگر دختری بخواهد بدون حجاب باشد، این نافرمانی از قانون شرعی رسمی کشور اسلامی است؛ اما در غرب، دختری اگر بخواهد مطابق قانون دین خودش رفتار کند (مثلاً حجاب)، از سوی نظام سکولار حذف می‌شود. 📌 پس در ایران دین‌داری جرم نیست؛ بلکه تخلف از قانون دینی (در نظامی دینی) پیگرد دارد. اما در غرب، دین‌داری اجتماعی و آشکار، خودش جرم است. ■ در غرب آزادی وجود ندارد، بلکه خودسانسوری نهادینه شده است. شما از آزادی همجنس‌گرایی در غرب سخن می‌گویید و آن را نشانه آزادی می‌دانید، اما فراموش کرده‌اید که : در غرب، اگر استاد دانشگاهی یا حتی پزشک به همجنس‌گرایی انتقاد علمی کند، اخراج می‌شود. در غرب، نقد علمی به هولوکاست یا صهیونیسم، زندان دارد. در غرب، حجاب بانوان در برخی کشورهای اروپایی قانوناً ممنوع است. در غرب، اجازه اجرای حدود الهی وجود ندارد، حتی در خانواده مسلمان. ❗️این‌ها آزادی نیست؛ این تحمیل ایدئولوژی لائیک است که دین را به حاشیه می‌راند و بعد با نام آزادی، تسلیم شدن در برابر ارزش‌های لیبرالی را تبلیغ می‌کند. ■ فرق نظام اسلامی با حکومت‌های لیبرال در مرجع قانون‌گذاری است. در نظام اسلامی، قانون تابع وحی و عقل است؛ نه تابع تمایلات اکثریت یا بازار. 📌 این یعنی در ایران، آزادی هم دارای مرز است؛ مرز عقل، دین، مصالح عمومی، و عدالت. اما در غرب، آزادی فقط یک ویترین زیباست، تا وقتی با منافع قدرت و سرمایه در تعارض نیفتد. به محض آنکه بخواهی طبق دین، ساختار قدرت را نقد کنی یا ناهنجاری اخلاقی را به چالش بکشی، آزادی‌ات مصادره می‌شود. ■ در ایران دین در قانون تجلی دارد؛ در غرب، دین در قانون سرکوب می‌شود. شما از اینکه برخی آزادی‌ها در ایران محدود است، گلایه دارید؛ اما نمی‌پرسید که آیا در غرب آزادی برای اجرای احکام الهی وجود دارد؟ در ایران امر به معروف قانون دارد؛ در غرب همجنس‌گرایی مقدس است. در ایران روزه‌داری تشویق می‌شود؛ در غرب روزه‌خواری عادی و گاه تحمیل‌شده است! در ایران، عدالت اسلامی هدف است؛ در غرب، مصالح لابی‌ها و شرکت‌ها مبناست. ■ دفاع از نظام اسلامی، دفاع از جهاد تئوریک تمدنی است.اگرچه در نظام اسلامی ضعف، سوء مدیریت یا افراط و تفریط هم هست – که باید نقد شود – اما این با اصل دین‌داری حکومتی تفاوت دارد. 📌 اینکه ما بخواهیم با مصادیق ضعف در اجرای دین، اصل حاکمیت دینی را زیر سؤال ببریم، درست مثل آن است که با فساد چند قاضی، کل قوه قضائیه را طاغوت بخوانیم. ✅ آزادی، در ایران و غرب یک معنا ندارد. در غرب، آزادی یعنی دین بی‌اثر. در ایران، آزادی یعنی قانون با پشتوانه دین. و اساساً دین، نیامده که در رقابت با آزادی شکست بخورد؛ آمده است تا انسان را از اسارت نفس و قدرت رها کند؛ چه در قالب سرمایه‌داری لیبرال، چه در قالب استبداد سیاسی. و در این مسیر، اگر نظام اسلامی ایرادی دارد، باید اصلاح شود؛ نه کنار گذاشته شود. چون اگر نه، به‌جای اینکه دین در جامعه جاری شود، دوباره در انزوای کلیساهای سکولار خواهد مُرد... ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5664