🔴 آقای خاتمی در اول خرداد امسال 👈 بیانیهای مهم 👉 صادر کردهاند. حالا وقت آن است که ما با عقلانیت سیاسی به این موضوع نگاه کنیم و تهدیدها را به فرصت تبدیل نماییم. از همین رو، بنده با رویکردی پرسشگرانه و مسئولانه، فرصت را مغتنم شمردهام تا از جناب آقای خاتمی و جریان اصلاحطلب درباره ابعاد این بیانیه، پرسشهایی جدی و راهگشا مطرح کنم :
1. آیا مشروعیتبخشی به فعالیت حزبی با تمسک به مفهوم ایثار در دفاع مقدس، نوعی مصادره نمادهای ملی برای اهداف حزبی نیست؟
چگونه میتوان از فداکاری برای حفظ تمامیت ارضی، نتیجهای حزبی و جناحی استخراج کرد، بدون آنکه آن فداکاری را از جامعیت و بیطرفی خارج ساخت؟
2_ اگر اصلاحات ، آنگونه که جنابعالی تأکید دارید، راه برونرفت از بحران است، چرا در دوران زمامداری اصلاحطلبان (۱۳۷۶–۱۳۸۴ و ۱۳۹۲_ ۱۴۰۳)، بسترهای فساد، نابرابری، فقر و نارضایتی گسترش یافت؟
آیا این خود نشانهای از ناتوانی اصلاحات در تحول واقعی نیست؟
3. شما از کورسوی امید مردم سخن میگویید، اما بخش عمدهای از مردم حتی در انتخابات اخیر نیز شرکت نکردند؛ چگونه این عدم مشارکت را با این ادعای امید سازگار میدانید؟
آیا واقعیت اجتماعی، ناامیدی عمیقتری را فریاد نمیزند؟
4. شما گفتید با برهم خوردن نظم کشور مخالفید و اصلاحات انقلاب نیست ؛ در عین حال هشدار میدهید که اگر حاکمیت تغییر نکند، مشکلات دوچندان میشود؛ آیا این تناقضگویی نیست؟
اگر هیچ مکانیسم فشار واقعی بر حاکمیت تعریف نمیکنید، چگونه اصلاحات را ممکن میدانید؟
5. با توجه به تأکید شما بر لزوم اصلاح در حاکمیت، چرا خودِ اصلاحطلبان طی سالها در بدنه حاکمیت حضور داشتند، اما به جای اصلاح، بخشی از روندهای ناکارآمد را تقویت کردند؟
آیا وقت آن نرسیده که اصلاحطلبان ابتدا در درون خودشان خودانتقادی بنیادین را بپذیرند؟
6_ آیا تأکید جنابعالی بر حمایت از پزشکیان، بهرغم اذعان به ضعف شعارها و برنامههای او، نوعی چشمپوشی از بیبرنامگی آشکار دولت نیست؟
چه تضمینی وجود دارد که این امید حداقلی به سرخوردگی حداکثری تبدیل نشود، همچون دورههای پیشین؟
7_ اگر احزاب اصلاحطلب مطالبهگر هستند، چرا در برابر حصر رهبران خود، عدم شفافیت اقتصادی، و سرکوبهای مدنی تاکنون موضعی منسجم، کارآمد و صریح اتخاذ نکردهاند؟
آیا مطالبهگری بدون هزینهدادن و بیتفاوتی به درد مردم، خود یک نوع مماشات سیاسی نیست؟ چرا تا این زمان فتنه گران توبه نکرده اند؟
8_ شما خواهان تعامل، گفتوگو، و نفی حذفگرایی هستید، اما در عین حال صدای بلند دیگران را تخطئه میکنید؛ آیا این دعوت به تکصدایی اصلاحطلبانه نیست؟
چه تفاوتی دارد اگر ابزار حذف از طرف مقابل یا جریان شما بهکار گرفته شود؟
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5651
🔴 هرگز در دین خدا افراط و تفریط، جایگزین عقلانیت و حکمت نمیشود. اینکه دیدار با یک چهره جنجالی (ولو با سابقه فتنه) بهتنهایی مساوی با حمایت از نفاق یا ضدیت با نظام دانسته شود، نگاهی سطحی و شتابزده است که نه در فقه، نه در اخلاق، و نه در سیاست دینی ریشه ندارد.
📌 قرآن فرمود :
ادفع بالتی هی أحسن، فإذا الذی بینک و بینه عداوة کأنه ولی حمیم.
نهتنها گفتوگو و مواجهه را رد نکرد، بلکه به گفتوگو با دشمن نیز در چارچوب حکمت و مصلحت توصیه کرد.
📌 رسول خدا (ص) بارها با سران مشرکین، منافقین، و حتی عبداللهبنابی نشست داشت؛ آیا باید ایشان را متهم به نفاق کنیم؟
✅ جناب شیخ حسین انصاریان، از پیشتازان تبلیغ و معارف اهلبیتاند. دیدار ایشان با خاتمی را باید در چارچوب نهی از منکر نرم، تذکر از نزدیک، یا تلاش برای اصلاح فردی که منحرف شده و یا از باب تالیف قلوب و جلوگیری از فتنه گری های آینده تفسیر کرد، نه بهمثابه اعلام همموضعی با افساد طلبی و دهها تخطئه دیگر.
🔹 اشتباه در قیاس است که استناد کنیم به آیات:
مذبذبین بین ذلک، لا إلی هؤلاء و لا إلی هؤلاء.
که شأن نزولش در مورد منافقینی است که از اساس به هیچ جبههای وفادار نیستند، نه عالمی که در پی تأثیرگذاری و اصلاح است.
همچنین آیه شریفه:
ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید
یادآور این است که ما در گفتار خود باید اهل دقت باشیم؛ اگر کسی را متهم به نفاق و ضدیت با ولایت فقیه کنیم، بار اثبات این اتهام بر دوش گوینده است و اگر بیدلیل باشد، خودش در معرض محاکمه الهی قرار میگیرد.
حکمت با هیجان تفاوت دارد ، هرکس در گذشته اشتباهی کرده باشد، حق دارد توبه، بازنگری، یا نقد گذشتهاش را اعلام کند. این را عقل، شرع، و سیره معصومین میپذیرد. آنکه بخواهد هرگونه تغییر موضع یا تلاش برای اصلاح خطا را ماستمالی و استدلال طرف مقابل را با نهایت بی ادبی استسهال بنامد، مروج یأس و قساوت است، نه عدالت و بصیرت.
🔹 سؤال اساسی این است که : آیا اگر دشمن بخواهد عالمان ما را از میدان بیرون کند، بهتر از این میتواند کاری کند که ما خودمان، بدون سند و حجت، آنان را به مرز تکفیر و طرد و نفاق برسانیم؟
✅ در این شرایط پیچیده، دشمن بیش از هر چیز، از مرزکشیهای درونخانوادگی، حذف عالمان معتدل، و هیجانات کور خوشحال میشود.
وظیفه ماست که با مرزبندی روشن با خط انحراف و افساد، اما با حفظ حرمت شخصیتهای دینی و روش گفتوگوی علوی، مانع از قطبیسازیهای کاذب و پرهزینه شویم.
و الحمدلله رب العالمین
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5651
🔴 وقتی تحلیل سیاسی نداشته باشیم؛ تاریخ از ما انتقام میگیرد.
📌 در فقدان عقلانیت راهبردی و تحلیل سیاسی ژرف، تاریخ بارها خود را تکرار میکند؛ اما اینبار با تلخیِ عبرت نگرفتن
🔍 امروز هر صدایی که در میدان پرغبار سیاست بلند میشود، اگر پشتوانهای از بصیرت، سیرتشناسی، و سنجش دقیق نسبتهای تاریخی و اعتقادی نداشته باشد، تبدیل به آوایی از تفرقه و وارونگی میشود.
📚 ما از تاریخ صدر اسلام آموختهایم که :
- در کنار امیرالمؤمنین (ع)، کسانی ایستادند که ظاهرشان اهل نماز و زهد و شعارهای عدالتخواهانه بود؛ اما در بزنگاهِ صفین، تحلیل غلط آنان، خون به دلِ علی (ع) کرد و شمشیر بر پیکر اسلام زد.
- خوارج کسانی بودند که نماز شبشان کم نبود؛ اما چون تحلیل سیاسی نداشتند، در نهایت در اردوگاه دشمنان اهلبیت (ع) جان دادند.
❗️وقتی تحلیل سیاسی غلط باشد، مجاهد سابق ، میشود فتنهگر لاحق وقتی تحلیل دقیق نباشد، طلب اصلاح ، بهانهای برای براندازی نرم میشود. وقتی تحلیل عقلانی نباشد، دیدار برای نهی از منکر را همصف شدن با نفاق مینامند.
📎 سه اصل مغفول در قضاوتهای سیاسی :
■ اصل تدافع قرآنی
و لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الأرض.
خدا نظام دنیا را بر تقابل حکیمانه گذاشته است؛
نه بر حذفهای شتابزده، نه بر تکفیر عالمانِ صاحبرسالت.
■ اصل حکمت در مواجهه با خصم
ادعُ إلى سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی أحسن.
نه درشتگویی، نه حذف، نه بیانصافی؛
دعوت، نقد و حتی مرزبندی باید در چارچوب عقلانیت وحیانی باشد.
■ اصل پیشگیری از تکرار فاجعههای تاریخی
وقتی بصیرت نباشد، تاریخ کوفه تکرار میشود؛
و دوباره عمار را به افراطیگری ، مالک را به بیرحمی ،
و علی را به بیتدبیری متهم میکنند...
⚠️ هشدار برای امروز :
کسانی که امروز بدون تحلیل دقیق، بهراحتی حضور یا دیدار یک عالم با یک چهره مسئلهدار سیاسی را مترادف با خیانت ، نفاق ، یا دوری از ولایت تلقی میکنند، عملاً در حال سادهسازی صحنه پیچیده نبرد جبهه حق و باطل هستند.
📌 این سادهسازی، دقیقاً همان کاری است که خوارج با قرآن و علی (ع) کردند!
✅ راه نجات چیست؟
▫️فهم ژرف از گسلهای عمیق سیاسی و جریانی.
▫️شناخت عناصر نفوذی واقعی، نه بر اساس ظواهر دیدار یا عکس.
▫️مرزبندی همراه با اخلاق، نه مرزبندی با پتک تکفیر
▫️ تحلیل خط و راه، نه قضاوت درباره نیتها و ظواهر رفتاری.
📣 و بنابر آنچه گفته آمد به این نتیجه می رسیم که : اگر تحلیل سیاسی نداشته باشیم، مجبور میشویم هر روز شهید مطهری را با عکس با فلانی محک بزنیم. ظاهرا عکس چهره های شاخص انقلاب با نحله فکری منحرف در صدر انقلاب اسلامی را ندیده اند.
و لذا شیخ انصاریان را با دیدار با بهمانی تکفیر می کنند. این یعنی ما، نه انقلابی ماندهایم، نه علمی؛ فقط بیپشتوانه فریاد میزنیم. امید است که تجدید نظر نماییم.
✍ موسی آقایاری طلبه کوچکی که
بهسوی فقه و سیاست عقلانی، در پرتو حکمت علوی می رود.
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5651
طلوع فکر و اندیشه
🔴 پرسیدهاید :
چرا حالا با آمریکا توافق میکنید؟ چرا دههها پیش نکردید؟ یعنی مردم فقط پیادهنظاماند؟
📌 پاسخ :
🔸 اولاً، جمهوری اسلامی هیچگاه با دشمن درجهیک توافق راهبردی نکرده؛ بلکه در برخی میدانهای تاکتیکی و موضوعات مشخص (مثل رفع تحریمهای ناعادلانه یا آزادسازی منابع بلوکهشده) با واسطه، گفتوگو کرده.
این، اسمش حکمت است نه وادادگی. هیچ سیاست مستقلی، تعاملِ مشروط برای دفع شرّ بیشتر را ممنوع نکرده.
🔸 ثانیاً، قیاس امروز با دهه ۳۰ یا ۶۰، قیاسی معالفارق است. آن روز، کودتای CIA نتیجه سادهلوحی حاکمیتی بود که به غرب اعتماد کرد و ارتش ملی را بدون پشتوانه رها کرد. اما جمهوری اسلامی امروز، در توافق هم دست بالا را دارد، هم گزینههای جایگزین روی میز.
🔸 ثالثاً، اگر جمهوری اسلامی برای بقا دست به توافق میزد، باید در جنگ ۸ ساله، در فتنه ۸۸، در ترور سردار سلیمانی، یا پس از تهدیدات ترامپ، به زانو درمیآمد؛ اما نیامد.
✅ پس واقعیت این است که نظام اسلامی نه باج میدهد، نه بیمبنا توافق میکند؛
بلکه با شناخت دشمن، در چارچوب حکمت، عزت و مصلحت عمل میکند.
📚 در قرآن هم داریم :
ادفع بالتی هی أحسن... و لا تسبوا الذین یدعون من دون الله...
جدال هم باید احسن باشد، چه برسد به سیاست خارجی که عرصه تدبیر است، نه شعار خام.
▫️ سیاست جمهوری اسلامی، همواره روشن بوده :
⛔ نه تسلیم، نه جنگ، بلکه مقاومت هوشمندانه.
✅ پس بیزحمت به جای اتهام زدن به نظام، مرز حکمت با خیانت را بشناسیم.
مردم ایران، پیادهنظامِ بیارزش نیستند؛ رهروان تمدنسازند که با دشمن پنجه در پنجهاند. آمریکا امروز همان آمریکای کودتاگر است، ولی ما دیگر آن ایرانِ بیپشتوانه نیستیم.
✍️ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5655
🔴 پاسخ تحلیلی، عقلانی، انقلابی به هیاهوی بیمنطق درباره دیدار شیخ انصاریان با خاتمی
■ اولاً، بیخبری مدعیان از محتوای واقعی جلسه، خود مهمترین سند بر سطحینگری و قضاوتِ شتابزده آنان است. کسی که محتوای گفتوگو را نمیداند، اما بر اساس صرف دیدار، حکم صادر میکند، نه دغدغه دین دارد، نه دغدغه انقلاب، بلکه اسیر توهمات قبیلهای خود شده و گرفتار نوعی تکفیر سیاسی است که نه ریشه در مکتب اهل بیت دارد و نه در اندیشه امامین انقلاب.
■ ثانیاً، منطق تعامل و دعوت، منطق اهلبیت علیهمالسلام است، نه تحریم و تحقیر کورکورانه. ما اگر به سیره امیرالمؤمنین علی(ع) ایمان داریم، باید بدانیم که حضرت حتی با معاویه هم گفتوگو کرد، حتی برای هدایت خوارج نیز مجادله احسن نمود. چراکه عقلانیت دینی و حکمت سیاسی ایجاب میکند که راه را برای بازگشت باز گذاشت، نه آنکه پیشاپیش همه را خارج از دایره دانست.
■ ثالثاً، این جماعت، چنان از واژه انقلابی سوءاستفاده کردهاند که گویی انقلاب ارث پدریشان است. گویی تنها کسی که انقلابی است، خودشاناند و هر کس کوچکترین اختلاف نظری داشته باشد، یا ساکت فتنه است یا عامل دشمن یا کافر. این تفکر، همان تفکر تکفیری داعشمسلک است که هر که جز ما بود، باید از صحنه حذف شود.
■ رابعاً، دیدار، الزاماً به معنای تأیید نیست؛ بلکه گاه میتواند مقدمهای برای نهی از منکر، هدایت، یا روشنگری باشد. آنکه از اصل دیدار میترسد، نشان داده که نه به عقلانیت سیاسی معتقد است و نه به اعتماد به نفس گفتمانی. مگر رهبر معظم انقلاب نفرمودند: حتی با مخالفترین آدمها هم اگر احتمال هدایت هست، باید حرف زد؟
■ خامساً، اگر دیدار انصاریان با خاتمی بد است، آیا دیدار جلیلی با خاتمی هم بد است؟ آیا دیدار امثال ضرغامی و قالیباف با شخصیتهای اصلاحطلب هم خیانت به انقلاب است؟ یا آن دیدارها چون مربوط به افراد جناح خاصی است، مجاز شمرده میشود؟ این ترازوی وارونه، همان چیزی است که مردم را از ریا و تظاهر انقلابینماها بیزار کرده است.
■ سادساً، انقلاب اسلامی، انقلاب عقلانیت و عدالت بود، نه انقلاب غوغاسالاری و خشونت کلامی. این کسانی که تعامل و گفتوگو را بر نمیتابند، همانهاییاند که امام راحل را هم اگر امروز میدیدند، شاید به سازشکاری متهم میکردند؛ چراکه امام هم با بنیصدر تا روز آخر با حفظ موازین قانونی رفتار کرد.
✅ در قاموس عقلانیت اسلامی، دیدار با هرکس و لو مخالف سیاسی در چارچوب هدایت، دعوت، بازخواست یا حتی تبیین مرز حق و باطل، مجاز است. آنکه از دیدار میهراسد، از حقیقت میهراسد. انقلابیگری را باید از سیدعلی آموخت، نه از پارهای از بلندگوهای مدعی انقلاب که جز تخریب، محصولی ندارند.
این دیدار، اگرچه برای آنان خورشید سوزانی است که تاریکیشان را آشکار کرده، اما برای عقلای امت، پیامی روشن دارد : دعوت به حق، تنها با فریاد نیست؛ گاه با سکوتی مؤثر و نگاهی پدرانه، هدایتها آغاز میشود.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5655
طلوع فکر و اندیشه
🔴 با سلام و احترام ؛ اولاً، شما با این جمله، مرتکب خَلط موضع ارزیابی با موضع انکار شدید.
ما اگر از غرب انتقاد میکنیم، به این معنا نیست که جمهوری اسلامی را مطلقاً خالی از عیب میدانیم.
اما فرق بسیار است بین نظامی که اصولش الهیست اما در اجرا دچار ضعف شده، با نظامی که اساساً دین را حذف کرده و اجرای دین را جرمانگاری میکند.
■ شما میگویید: در جمهوری اسلامی هم ظلم هست، پس چرا به غرب ایراد میگیری؟
پاسخ این است:
👈 اگر پزشک مسلمانی دچار قصور شد، نباید اصل طب را محکوم کرد؛
👈 اگر قاضی مسلمانی عدالت را رعایت نکرد، نباید فقه اسلامی را باطل دانست؛
👈 اگر جمهوری اسلامی در برخی عرصهها ضعف مدیریتی دارد، نباید اصل امتزاج دین و سیاست را زیر سؤال برد؛
👈 و اگر مسئول فاسدی پیدا شد، دلیل بر این نیست که نظام الهی، فاسد است؛ بلکه فریاد اصلاح بر مبنای همان اصول الهی بلند میشود.
📌 اما در غرب چه میگذرد؟
آنجا قانون سکولار بافت دینزدایی دارد؛ یعنی نهتنها اگر دینی خوب اجرا نشد، بلکه اگر بخواهی به خوبی هم اجرا کنی، منع قانونی دارد.
🔻 در غرب، پوشش اسلامی با منع قانونی مواجه است.
🔻 امر به معروف، نوعی تحمیل عقیده تلقی میشود.
🔻 مخالفت با همجنسبازی، مصداق نفرتپراکنی است.
🔻 و دفاع از حدود الهی، مساوی با افراطگراییست.
❌ مثلا آمریکا هیچ کسی حق نقد اسرائیل را ندارد.
📌 حال سؤال این است :
کدام خطرناکتر است؟
جامعهای که در مسیر دین حرکت میکند اما از عدالت فاصله گرفته و باید اصلاح شود؟
یا جامعهای که ذاتاً دین را در حاشیه و خلوتخانه زندانی کرده و هر تجلی دینی را تهدید میپندارد؟
📌 و اما روایت شریف أكبر العيب أن تعيب ما فيك مثله ، ناظر به نفاق است، نه تشخیص صحیح و نقد مبنایی.
اگر کسی شرابخوار باشد و بگوید: شرابخواری بد است ، دچار نفاق نیست، بلکه حق را گفته ولو خود عمل نکرده.
اما اگر کسی بگوید: شرابخواری بد نیست ، چون خودش آلوده است، این است عین انحراف.
ما از غرب انتقاد میکنیم چون بد را بد میدانیم، حتی اگر شبیهش در خانه خودمان باشد.
و در عین حال، به اصلاحِ خانهی خودمان هم مأموریم، نه به تخریب اساس آن.
✅ و آخر اینکه : در منطق اهل بیت علیهمالسلام، کمال در اجرای دین است نه تعطیلی دین.
سکولاریسم، نهتنها دینی نیست، بلکه دینیست که از ترس تحقق اجتماعیاش، عقیم شده؛
و اگر امروز نقدی به نظام دینی هست، این نقد بر مدار دینداری بیشتر و بهتر است، نه دینیزدایی به سبک غرب.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5658
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب منتقد محترم ؛
سلام علیکم و رحمةالله ؛ سؤال شما درباره دیدار حضرات آیات عظام، مانند آیتالله شبیری زنجانی یا حجتالاسلام شیخ حسین انصاریان، با برخی چهرههای مسئلهدار سیاسی قابل تأمل است، اما پیش از قضاوت، اجازه دهید چارچوب گفتوگو را از ساحت هیجان و داوریهای یکخطی، به فضای تحلیل عقلانی و عالمانهی فقه سیاسی و سیرهی علوی ببریم.
■ ۱. فرق است میان تأیید یک شخص و دیدار با او
در فقه سیاسی اهلبیت علیهمالسلام، همواره تعامل حکیمانه و دعوت نرم یکی از ارکان مواجهه با خصم فکری یا سیاسی بوده است. مگر نه این است که:
فمن حاجّک فیه... فقل تعالوا. آلعمران 61
دعوت به گفتوگو، حتی با کسانی که با اصل دین نزاع داشتند، سنت قرآنی است، نه نشانه تأیید آنان.
اگر دیدار یک عالم با شخصی مسئلهدار، بهقصد تذکر، نصیحت، نهی از منکر، یا حفظ مصالح عالیتر باشد، نه تنها مذموم نیست، بلکه واجب کفایی عقلانیت علوی است.
■ ۲. شأن مرجعیت را رفتارهای شتابزده مخدوش میکند، نه دیدارِ سنجیده
آیا شأن مرجعیت را کسی مخدوش میکند که با حکمت، فردی را میپذیرد؟
یا کسی که بدون اطلاع از نیت، زمینه، نتیجه و شرایط آن دیدار، در فضای مجازی، فریاد تکفیر و تخریب سر میدهد؟
آیتالله شبیری زنجانی، مرجعی فقیه و زاهد و دقیقاندیشاند؛
سیره علمی و عملی ایشان گواه تقوا، استقلال و بصیرت است.
آیا سزاوار است بهخاطر دیداری، که جزئیات آن در اختیار ما نیست، چنین شخصیت بزرگی را زیر سؤال ببریم؟! این همان قضاوت ناپخته و جاهلانهای است که امیرالمؤمنین (ع) از آن نهی میفرماید.
■ ۳. دعوا بر سر عکس و ملاقات، یعنی فقر تحلیلی ما
شما با استناد به مرحوم علامه جعفری، فرمودید که ایشان اهل سیاست نبود اما موضع بهنفع نظام داشت. احسنت! اما فراموش نکنید که همین بزرگان، همواره نسبت به عدم سادهسازی صحنهها و تقلیل افراد به عکسها هشدار میدادند.
اگر امروز ما باید موضع سیاسی کسی را از عکس دیدارش با فلانی بفهمیم، پس چرا در دهه ۶۰ و اوایل انقلاب، همین بزرگان انقلاب با طیفهای متنوع دیدار میکردند و عکس میگرفتند و کسی آنان را متهم به خیانت نمیکرد؟
پس :
📌 هر عکسی سند بیتقوایی نیست، و هر دیداری نشانه ضعف در ولایتمداری نیست.
■ ۴_ مرز روشنی هست بین بصیرت، و افراطِ در داوری
یادمان نرود، خوارج هم اهل نماز، روزه، شعار دینی و دشمنی با دشمنان اسلام بودند؛ اما چون تحلیل نداشتند، علی بن ابیطالب (ع) را تکفیر کردند و در نهایت، خودشان شدند ابزار دشمنان علی
■ امروز هم اگر بدون تحلیل، بدون بررسی زمینهها، و صرفاً بر پایه ظواهر تصمیم بگیریم، ممکن است بزرگانمان را با نگاهی سطحی و پر از سوءظن بسوزانیم، و فرصتهای تقریب، موعظه، یا حتی هدایت را از بین ببریم.
■ ۵_ راه ما : نه سادهلوحی، نه تکفیر؛ بل حکمت و عدالت در تحلیل
ما از امیرالمؤمنین آموختهایم که :
با خلیفه پیشین در شورا شرکت میکند، ولی حق خود را مطالبه میکند؛
مالک را به میدان میفرستد، ولی هرگز او را بیحساب رها نمیکند؛
با طلحه و زبیر صحبت میکند، اما در وقتش با قاطعیت در برابرشان میایستد.
این یعنی :
تحلیل سیاسی = بینش عمیق + اخلاق در گفتار + صلابت در موضع.
✅ برادر عزیز ، اگر عالمی مانند آیتالله شبیری زنجانی یا شیخ انصاریان، در دیداری که پشتپردهاش برای ما روشن نیست، دست رد به سینهی شخصی نزدهاند، الزاماً بهمعنای تایید رفتار یا مشی او نیست. بلکه ممکن است از سر حکمت، دلسوزی، یا حتی مصلحتی بالاتر از درک محدود ما باشد.
■ اینکه کسی را صرف یک عکس، یا یک دیدار، متهم به خیانت کنیم، نشان میدهد هنوز با مکتب تحلیل علوی فاصله داریم.
وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ؛ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً. اسراء، ۳۶
از آنچه به آن علم نداری پیروی مکن. گوش و چشم و دل، همه مسئولند.
✍️ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5661