eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
1.1هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1هزار ویدیو
34 فایل
حمایت و ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
طلوع فکر و اندیشه
🔴 پاسخ به روشنفکریِ وارونه نخست بگذارید بپرسیم : مگر نقد منصفانه یعنی حذف تمام حقیقت با یک جاروی تعمیم ناروا؟ آیا این انصاف است که ده‌ها امام جمعه باسابقه علمی، جهادی و تبلیغی را در یک کیسه بریزیم و بگوییم: غیر از بی‌خدایی و بی‌سوادی چیزی از ایشان نشنیده‌ایم؟! واقعاً این کدام عدالتی‌ست که در دفاع از عقلانیت بر سر می‌زنید، اما خود، بی‌عقل‌ترین نوع قضاوت را مرتکب می‌شوید؟ این زیر میز زدن ، نشانه فهم نیست، نشانه‌ ضعف در مواجهه با حقیقت است. 📌 ما نمی‌گوییم همه خطبه‌ها عالمانه و بی‌نقص‌اند؛ اما اگر انصاف داشتید، لااقل یک‌بار خطبه‌های دقیق و ریشه‌دار فقهی، فلسفی، تاریخی و اجتماعی امثال شهید مدنی، شهید صدوقی، شهید اشرفی، آیت‌الله واعظ طبسی، امام خامنه‌ای، آیت‌الله موحدی کرمانی، آیت‌الله ایمانی، آیت‌الله فقیهی، و منبرهای حجت‌الاسلام پناهیان، حجت‌الاسلام رفیعی، حجت‌الاسلام عالی، حجت‌الاسلام قرائتی و ده‌ها نفر دیگر را می‌شنیدید که چگونه عقلانیت دینی را در بزنگاه‌های اجتماعی پیاده کرده‌اند. 🔻 شما از علم‌الهدی و صدیقی می‌گویید؛ ما می‌پرسیم: مگر آیت‌الله علم‌الهدی نبود که در خطبه‌های خود، علیه فساد اقتصادی یقه‌ی مسئولان دولتی را گرفت، همان‌هایی که شما مدعی حمایت ایشان از آنان هستید؟ مگر ایشان نبود که در دفاع از حجاب، نه به عنوان نماد سنت، بلکه به عنوان نظام معنابخش به رابطه انسان و اجتماع سخن گفت؟ 📍 مگر آیت‌الله صدیقی و دهها امام جمعه نبودند که در بحران‌های اخلاقی کشور، به جای عوام‌گرایی، با منطق عرفان عملی و اخلاق صدرایی مردم را به تهذیب نفس فراخواندند؟ نقد دارید؟ بسیار خوب، نقد کنید؛ اما نه با طعن و تحقیر، بلکه با سند و استدلال، نه با خشم و تمسخر، بلکه با تحلیل و تبیین. 📚 و البته هرکه منبر رفت، فیلسوف نیست؛ اما گاهی یک جمله از زبان یک امام جمعه متقی، هزار برابر عمیق‌تر از ده‌ها مقاله‌ی بی‌خاصیت آکادمیک است. مثلاً آن جمله‌ی ناب که امام‌جمعه‌ای گفت: دین یعنی عقل در لباس وحی؛ و تفکر یعنی عبور از ظاهر به معنا با قطب‌نمای ایمان ، آیا این بی‌سوادی‌ست یا عین حکمت؟ 🔴 انصاف داشته باشید! اگر در میان صدها امام جمعه، یک نفر را ضعیف یافتید، دلیل نمی‌شود همه را بت شکنید. این همان سفسطه تعمیم ناقص است که حتی منطق ارسطویی هم آن را مردود می‌داند، چه برسد به اخلاق نقد دینی. 🔸 اتفاقاً مشکل جامعه ما این است که برخی، در پوشش عقلانیت، به بی‌انصافی رسیده‌اند. همان‌هایی که اگر کانت و دکارت و نیچه و فوکو را هزار بار تکرار کنند، آن را عقلانیت می‌نامند؛ اما اگر امام‌جمعه‌ای به سبک حکمت متعالیه یا عرفان ناب ابن عربی سخن گفت، او را بی‌سواد می‌دانند! ✅ به‌روشنی باید گفت : عقلانیت، قربانی شده نه توسط امامان جمعه، بلکه توسط کسانی که تفکر را به معنای تکرار طوطی‌وار اسامی غربی‌ها می‌دانند؛ و از تفکر فقط صدای بلند و تیتر جنجالی بلدند. 🟩 بنابراین ، بله، ما از کانت عبور کرده‌ایم؛ از کانتی که در اوج روشنگری، جرأت ایستادن در برابر سلطه نداشت؛ و رسیده‌ایم به مدنی، به خامنه‌ای، به دستغیب؛ که هم فیلسوف بودند، هم شهید؛ هم در متن مردم بودند، هم در اوج حکمت؛ و این‌گونه است که تفکر، از شعار به شعور، و از شعور به حضور در میدان مسئولیت تبدیل می‌شود. ✍🏻 موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5640
🔴 خاتمی یک نفر نیست؛ یک تفکر است... و این یعنی مسئولیتی بزرگ‌تر برای ما بی‌شک، محمد خاتمی صرفاً یک چهره سیاسی نیست؛ بلکه نماد یک نگرش و خوانش خاص از جمهوریت، آزادی، عدالت، و نسبت دین و سیاست یا همان اصلاح طلبی است. او ـ چه موافق باشیم و چه مخالف ـ سخنگوی یک پیکره اجتماعی است که میلیون‌ها نفر، خودآگاه یا ناخودآگاه، با او و منظومه فکری‌اش احساس قرابت دارند. این حقیقت را نمی‌توان با حذف، سانسور، یا تخطئه رسانه‌ای از بین برد. ✅ 👈 پس پرسش کلیدی این نیست که آیا باید با خاتمی دیدار کرد یا نه؛ 👉 بلکه پرسش عالمانه آن است که: در برابر تفکری که مخاطبان میلیونی دارد، منطق ما چیست؟ راه ما کدام است؟ و مرز ما کجاست؟ ❗اگر رهبران انقلاب اسلامی، در برابر جریان‌های فکری معارض، به جای برخوردهای دفعی، برخورد ایجابی و استراتژیک داشته‌اند، این نه از سر ضعف، که نشانه‌ی قدرت نرم و حکمت مستمر ایشان است. همان‌طور که در برابر ملی‌گراها، چپ‌ها، لیبرال‌ها و حتی تکنوکرات‌ها، نه تنها مرزهای اعتقادی را شفاف نگه داشتند، بلکه تلاش کردند با گفت‌وگو، تبیین، و تعامل هوشمندانه، دل‌ها را جذب کنند و جلوی افتادن کشور به دام افراط و تفرقه را بگیرند. 📌 تعامل با تفکر خاتمی، اگر با صلابت تبیین، مرزبانی اعتقادی، و هدف‌مندی حکیمانه همراه باشد، نه تنها انحراف نیست، بلکه بخشی از بلوغ سیاسی و وظیفه ولایی است. همان‌گونه که امیرالمؤمنین علیه‌السلام با خوارج به گفت‌وگو نشست و تا آخرین لحظه اتمام حجت کرد، و امام حسن علیه‌السلام با معاویه صلحی مشروط کرد، و امام موسی صدر با مخالفان عقیدتی‌اش نشست، امروز نیز هر کنش سیاسیِ حکیمانه‌ای باید ناظر به مصالح امت، حفظ نظام، و مهار فتنه‌های پنهان باشد، نه تابع امواج هیجانی. 🔶 خاتمی، صرفاً شخص نیست؛ بی‌اعتنایی مطلق به او و تفکرش، یعنی نادیده گرفتن بخش عظیمی از جامعه. و از سوی دیگر، تأیید بی‌قید و شرط او نیز، یعنی عبور از مرزهای اصول انقلاب. راه سوم، همان راهی است که سیاست علوی و حکمت خمینی‌وار و خامنه‌ای‌گونه بر آن تأکید دارند : ✅ مراقبت از اصول، همراه با درک دقیق واقعیت‌های اجتماعی. پس بیاییم سطحی‌نگر نباشیم؛ نه او را به تیغ تکفیر ببندیم، نه کورکورانه تقدیسش کنیم. بلکه گفت‌وگو کنیم، روشنگری کنیم، و با زبان حکمت، راه حق را به کسانی که به آن علاقه دارند اما آن را نمی‌شناسند، معرفی کنیم. ✍🏻 موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5640
طلوع فکر و اندیشه
برادر گرامی، اگر به اسم تبعیت از ولی فقیه، باب تحلیل و اندیشه را ببندیم و هرگونه تأمل و تبیین را ذیل عنوان سنگین و نادقیقِ اجتهاد در مقابل نص بدانیم، دیگر چه مجالی برای رشد بصیرت، تعمیق بینش و تفسیر حکیمانه از رخدادها باقی می‌ماند؟ مگر نه اینکه خود رهبر معظم انقلاب بارها فرموده‌اند که تحلیل درست از وقایع، بخشی از جهاد تبیین است و هرکسی در جایگاه خود باید به تبیین واقعیت‌ها بپردازد؟ پس اگر تبیین و تحلیل در چارچوب منظومه فکری ولایت باشد، نه تنها اجتهاد در برابر نص نیست، بلکه عین اطاعت است. چرا که اطاعت کور، خواست ولی فقیه نیست، بلکه اطاعت آگاهانه و بصیرانه مورد تأکید ایشان است. نقدی متین آن است که در آن مصادیق، قرائن و جهت‌گیری رهبر معظم انقلاب به‌روشنی بیان شود، نه آن‌که صرفاً به ادبیاتی کلی، احساس‌محور و برچسب‌زن بسنده گردد. وقتی تحلیل‌های ارائه‌شده، ناظر به سنت معصومین، تجربه تاریخی و بیانات ولی امر مسلمین است، چگونه می‌توان آن را تحلیل در برابر نص دانست؟ آیا هرگونه برداشت و بیان بر پایه معارف اسلامی و منطق انقلابی، اگر خلاف سلیقه فردی بود، باید متهم به بی‌بصیرتی شود؟ ولایت‌پذیری یعنی پیشی گرفتن در بصیرت، نه عقب‌ماندن در تفکر. رهبر معظم انقلاب فرموده‌اند: بصیرت یعنی نگاه عمیق، همراه با فهم درست و در وقت مناسب. حال اگر کسی در مواجهه با یک دیدار یا رویداد، در چارچوب عقلانیت دینی و گفتمان ولایی، روشنگری کند، نه‌تنها مخالف تبعیت از ولایت نیست، بلکه تجلی بصیرت برخاسته از ولایت‌مداری است. اگر تبعیت را با سکوت و تعطیلی فکر یکی بگیریم، آنگاه چگونه می‌توان جهاد تبیین را عملی کرد؟ و چگونه می‌توان شبهات را پاسخ داد؟ مگر نه این است که در منطق رهبر انقلاب، ولایت‌مداران اهل روشنگری و صیانت از نخبگان و سرمایه‌ها هستند؟ پس اگر کسی در دفاع از شخصیتی چون شیخ حسین انصاریان یا قالیباف، بر اساس مبانی ولایت فقیه و سیره اهل‌بیت سخن بگوید، باید تحسین شود، نه متهم. برادر عزیز، اگر به‌راستی دغدغه تبعیت از ولایت را دارید، شایسته است که با تدبر در مبانی رهبر انقلاب، تفکیک دقیقی میان اجتهاد شخصی در برابر نص با اجتهاد تابع در چارچوب نص داشته باشید. چرا که اگر تحلیل، منبعث از منظومه معرفتی ولی فقیه بود، نه تنها معارض نیست، بلکه تقویت‌کننده جبهه ولایت است. و اینجاست که باید گفت: تحلیل عمیق، هنر ولایتمداران است، نه جرم‌شان. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5649
🔴 آقای خاتمی در اول خرداد امسال 👈 بیانیه‌ای مهم 👉 صادر کرده‌اند. حالا وقت آن است که ما با عقلانیت سیاسی به این موضوع نگاه کنیم و تهدیدها را به فرصت تبدیل نماییم. از همین رو، بنده با رویکردی پرسش‌گرانه و مسئولانه، فرصت را مغتنم شمرده‌ام تا از جناب آقای خاتمی و جریان اصلاح‌طلب درباره ابعاد این بیانیه، پرسش‌هایی جدی و راهگشا مطرح کنم : 1. آیا مشروعیت‌بخشی به فعالیت حزبی با تمسک به مفهوم ایثار در دفاع مقدس، نوعی مصادره نمادهای ملی برای اهداف حزبی نیست؟ چگونه می‌توان از فداکاری برای حفظ تمامیت ارضی، نتیجه‌ای حزبی و جناحی استخراج کرد، بدون آن‌که آن فداکاری را از جامعیت و بی‌طرفی خارج ساخت؟ 2_ اگر اصلاحات ، آن‌گونه که جنابعالی تأکید دارید، راه برون‌رفت از بحران است، چرا در دوران زمامداری اصلاح‌طلبان (۱۳۷۶–۱۳۸۴ و ۱۳۹۲_ ۱۴۰۳)، بسترهای فساد، نابرابری، فقر و نارضایتی گسترش یافت؟ آیا این خود نشانه‌ای از ناتوانی اصلاحات در تحول واقعی نیست؟ 3. شما از کور‌سوی امید مردم سخن می‌گویید، اما بخش عمده‌ای از مردم حتی در انتخابات اخیر نیز شرکت نکردند؛ چگونه این عدم مشارکت را با این ادعای امید سازگار می‌دانید؟ آیا واقعیت اجتماعی، ناامیدی عمیق‌تری را فریاد نمی‌زند؟ 4. شما گفتید با برهم خوردن نظم کشور مخالفید و اصلاحات انقلاب نیست ؛ در عین حال هشدار می‌دهید که اگر حاکمیت تغییر نکند، مشکلات دوچندان می‌شود؛ آیا این تناقض‌گویی نیست؟ اگر هیچ مکانیسم فشار واقعی بر حاکمیت تعریف نمی‌کنید، چگونه اصلاحات را ممکن می‌دانید؟ 5. با توجه به تأکید شما بر لزوم اصلاح در حاکمیت، چرا خودِ اصلاح‌طلبان طی سال‌ها در بدنه حاکمیت حضور داشتند، اما به جای اصلاح، بخشی از روندهای ناکارآمد را تقویت کردند؟ آیا وقت آن نرسیده که اصلاح‌طلبان ابتدا در درون خودشان خودانتقادی بنیادین را بپذیرند؟ 6_ آیا تأکید جنابعالی بر حمایت از پزشکیان، به‌رغم اذعان به ضعف شعارها و برنامه‌های او، نوعی چشم‌پوشی از بی‌برنامگی آشکار دولت نیست؟ چه تضمینی وجود دارد که این امید حداقلی به سرخوردگی حداکثری تبدیل نشود، همچون دوره‌های پیشین؟ 7_ اگر احزاب اصلاح‌طلب مطالبه‌گر هستند، چرا در برابر حصر رهبران خود، عدم شفافیت اقتصادی، و سرکوب‌های مدنی تاکنون موضعی منسجم، کارآمد و صریح اتخاذ نکرده‌اند؟ آیا مطالبه‌گری بدون هزینه‌دادن و بی‌تفاوتی به درد مردم، خود یک نوع مماشات سیاسی نیست؟ چرا تا این زمان فتنه گران توبه نکرده اند؟ 8_ شما خواهان تعامل، گفت‌وگو، و نفی حذف‌گرایی هستید، اما در عین حال صدای بلند دیگران را تخطئه می‌کنید؛ آیا این دعوت به تک‌صدایی اصلاح‌طلبانه نیست؟ چه تفاوتی دارد اگر ابزار حذف از طرف مقابل یا جریان شما به‌کار گرفته شود؟ ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5651
🔴 هرگز در دین خدا افراط و تفریط، جایگزین عقلانیت و حکمت نمی‌شود. اینکه دیدار با یک چهره جنجالی (ولو با سابقه فتنه) به‌تنهایی مساوی با حمایت از نفاق یا ضدیت با نظام دانسته شود، نگاهی سطحی و شتاب‌زده است که نه در فقه، نه در اخلاق، و نه در سیاست دینی ریشه ندارد. 📌 قرآن فرمود : ادفع بالتی هی أحسن، فإذا الذی بینک و بینه عداوة کأنه ولی حمیم. نه‌تنها گفت‌وگو و مواجهه را رد نکرد، بلکه به گفت‌وگو با دشمن نیز در چارچوب حکمت و مصلحت توصیه کرد. 📌 رسول خدا (ص) بارها با سران مشرکین، منافقین، و حتی عبدالله‌بن‌ابی نشست داشت؛ آیا باید ایشان را متهم به نفاق کنیم؟ ✅ جناب شیخ حسین انصاریان، از پیشتازان تبلیغ و معارف اهل‌بیت‌اند. دیدار ایشان با خاتمی را باید در چارچوب نهی از منکر نرم، تذکر از نزدیک، یا تلاش برای اصلاح فردی که منحرف شده و یا از باب تالیف قلوب و جلوگیری از فتنه گری های آینده تفسیر کرد، نه به‌مثابه اعلام هم‌موضعی با افساد طلبی و ده‌ها تخطئه دیگر. 🔹 اشتباه در قیاس است که استناد کنیم به آیات: مذبذبین بین ذلک، لا إلی هؤلاء و لا إلی هؤلاء. که شأن نزولش در مورد منافقینی است که از اساس به هیچ جبهه‌ای وفادار نیستند، نه عالمی که در پی تأثیرگذاری و اصلاح است. همچنین آیه شریفه: ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید یادآور این است که ما در گفتار خود باید اهل دقت باشیم؛ اگر کسی را متهم به نفاق و ضدیت با ولایت فقیه کنیم، بار اثبات این اتهام بر دوش گوینده است و اگر بی‌دلیل باشد، خودش در معرض محاکمه الهی قرار می‌گیرد. حکمت با هیجان تفاوت دارد ، هرکس در گذشته اشتباهی کرده باشد، حق دارد توبه، بازنگری، یا نقد گذشته‌اش را اعلام کند. این را عقل، شرع، و سیره معصومین می‌پذیرد. آنکه بخواهد هرگونه تغییر موضع یا تلاش برای اصلاح خطا را ماست‌مالی و استدلال طرف مقابل را با نهایت بی ادبی استسهال بنامد، مروج یأس و قساوت است، نه عدالت و بصیرت. 🔹 سؤال اساسی این است که : آیا اگر دشمن بخواهد عالمان ما را از میدان بیرون کند، بهتر از این می‌تواند کاری کند که ما خودمان، بدون سند و حجت، آنان را به مرز تکفیر و طرد و نفاق برسانیم؟ ✅ در این شرایط پیچیده، دشمن بیش از هر چیز، از مرزکشی‌های درون‌خانوادگی، حذف عالمان معتدل، و هیجانات کور خوشحال می‌شود. وظیفه ماست که با مرزبندی روشن با خط انحراف و افساد، اما با حفظ حرمت شخصیت‌های دینی و روش گفت‌وگوی علوی، مانع از قطبی‌سازی‌های کاذب و پرهزینه شویم. و الحمدلله رب العالمین ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5651
🔴 وقتی تحلیل سیاسی نداشته باشیم؛ تاریخ از ما انتقام می‌گیرد. 📌 در فقدان عقلانیت راهبردی و تحلیل سیاسی ژرف، تاریخ بارها خود را تکرار می‌کند؛ اما این‌بار با تلخیِ عبرت‌ نگرفتن 🔍 امروز هر صدایی که در میدان پرغبار سیاست بلند می‌شود، اگر پشتوانه‌ای از بصیرت، سیرت‌شناسی، و سنجش دقیق نسبت‌های تاریخی و اعتقادی نداشته باشد، تبدیل به آوایی از تفرقه و وارونگی می‌شود. 📚 ما از تاریخ صدر اسلام آموخته‌ایم که : - در کنار امیرالمؤمنین (ع)، کسانی ایستادند که ظاهرشان اهل نماز و زهد و شعارهای عدالت‌خواهانه بود؛ اما در بزنگاهِ صفین، تحلیل غلط آنان، خون به دلِ علی (ع) کرد و شمشیر بر پیکر اسلام زد. - خوارج کسانی بودند که نماز شبشان کم نبود؛ اما چون تحلیل سیاسی نداشتند، در نهایت در اردوگاه دشمنان اهل‌بیت (ع) جان دادند. ❗️وقتی تحلیل سیاسی غلط باشد، مجاهد سابق ، می‌شود فتنه‌گر لاحق وقتی تحلیل دقیق نباشد، طلب اصلاح ، بهانه‌ای برای براندازی نرم می‌شود. وقتی تحلیل عقلانی نباشد، دیدار برای نهی از منکر را هم‌صف شدن با نفاق می‌نامند. 📎 سه اصل مغفول در قضاوت‌های سیاسی :اصل تدافع قرآنی و لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الأرض. خدا نظام دنیا را بر تقابل حکیمانه گذاشته است؛ نه بر حذف‌های شتاب‌زده، نه بر تکفیر عالمانِ صاحب‌رسالت. ■ اصل حکمت در مواجهه با خصم ادعُ إلى سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی أحسن. نه درشت‌گویی، نه حذف، نه بی‌انصافی؛ دعوت، نقد و حتی مرزبندی باید در چارچوب عقلانیت وحیانی باشد. ■ اصل پیشگیری از تکرار فاجعه‌های تاریخی وقتی بصیرت نباشد، تاریخ کوفه تکرار می‌شود؛ و دوباره عمار را به افراطی‌گری ، مالک را به بی‌رحمی ، و علی را به بی‌تدبیری متهم می‌کنند... ⚠️ هشدار برای امروز : کسانی که امروز بدون تحلیل دقیق، به‌راحتی حضور یا دیدار یک عالم با یک چهره مسئله‌دار سیاسی را مترادف با خیانت ، نفاق ، یا دوری از ولایت تلقی می‌کنند، عملاً در حال ساده‌سازی صحنه پیچیده نبرد جبهه حق و باطل هستند. 📌 این ساده‌سازی، دقیقاً همان کاری است که خوارج با قرآن و علی (ع) کردند! ✅ راه نجات چیست؟ ▫️فهم ژرف از گسل‌های عمیق سیاسی و جریانی. ▫️شناخت عناصر نفوذی واقعی، نه بر اساس ظواهر دیدار یا عکس. ▫️مرزبندی همراه با اخلاق، نه مرزبندی با پتک تکفیر ▫️ تحلیل خط و راه، نه قضاوت درباره نیت‌ها و ظواهر رفتاری. 📣 و بنابر آنچه گفته آمد به این نتیجه می رسیم که : اگر تحلیل سیاسی نداشته باشیم، مجبور می‌شویم هر روز شهید مطهری را با عکس با فلانی محک بزنیم. ظاهرا عکس چهره های شاخص انقلاب با نحله فکری منحرف در صدر انقلاب اسلامی را ندیده اند. و لذا شیخ انصاریان را با دیدار با بهمانی تکفیر می کنند. این یعنی ما، نه انقلابی مانده‌ایم، نه علمی؛ فقط بی‌پشتوانه فریاد می‌زنیم. امید است که تجدید نظر نماییم. ✍ موسی آقایاری طلبه کوچکی که به‌سوی فقه و سیاست عقلانی، در پرتو حکمت علوی می رود. 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5651
طلوع فکر و اندیشه
🔴 پرسیده‌اید : چرا حالا با آمریکا توافق می‌کنید؟ چرا دهه‌ها پیش نکردید؟ یعنی مردم فقط پیاده‌نظام‌اند؟ 📌 پاسخ : 🔸 اولاً، جمهوری اسلامی هیچ‌گاه با دشمن درجه‌یک توافق راهبردی نکرده؛ بلکه در برخی میدان‌های تاکتیکی و موضوعات مشخص (مثل رفع تحریم‌های ناعادلانه یا آزادسازی منابع بلوکه‌شده) با واسطه، گفت‌وگو کرده. این، اسمش حکمت است نه وادادگی. هیچ سیاست مستقلی، تعاملِ مشروط برای دفع شرّ بیشتر را ممنوع نکرده. 🔸 ثانیاً، قیاس امروز با دهه ۳۰ یا ۶۰، قیاسی مع‌الفارق است. آن روز، کودتای CIA نتیجه ساده‌لوحی حاکمیتی بود که به غرب اعتماد کرد و ارتش ملی را بدون پشتوانه رها کرد. اما جمهوری اسلامی امروز، در توافق هم دست بالا را دارد، هم گزینه‌های جایگزین روی میز. 🔸 ثالثاً، اگر جمهوری اسلامی برای بقا دست به توافق می‌زد، باید در جنگ ۸ ساله، در فتنه ۸۸، در ترور سردار سلیمانی، یا پس از تهدیدات ترامپ، به زانو درمی‌آمد؛ اما نیامد. ✅ پس واقعیت این است که نظام اسلامی نه باج می‌دهد، نه بی‌مبنا توافق می‌کند؛ بلکه با شناخت دشمن، در چارچوب حکمت، عزت و مصلحت عمل می‌کند. 📚 در قرآن هم داریم : ادفع بالتی هی أحسن... و لا تسبوا الذین یدعون من دون الله... جدال هم باید احسن باشد، چه برسد به سیاست خارجی که عرصه تدبیر است، نه شعار خام. ▫️ سیاست جمهوری اسلامی، همواره روشن بوده : ⛔ نه تسلیم، نه جنگ، بلکه مقاومت هوشمندانه. ✅ پس بی‌زحمت به جای اتهام زدن به نظام، مرز حکمت با خیانت را بشناسیم. مردم ایران، پیاده‌نظامِ بی‌ارزش نیستند؛ رهروان تمدن‌سازند که با دشمن پنجه در پنجه‌اند. آمریکا امروز همان آمریکای کودتاگر است، ولی ما دیگر آن ایرانِ بی‌پشتوانه نیستیم. ✍️ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5655
🔴 پاسخ تحلیلی، عقلانی، انقلابی به هیاهوی بی‌منطق درباره دیدار شیخ انصاریان با خاتمی ■ اولاً، بی‌خبری مدعیان از محتوای واقعی جلسه، خود مهم‌ترین سند بر سطحی‌نگری و قضاوتِ شتاب‌زده آنان است. کسی که محتوای گفت‌وگو را نمی‌داند، اما بر اساس صرف دیدار، حکم صادر می‌کند، نه دغدغه دین دارد، نه دغدغه انقلاب، بلکه اسیر توهمات قبیله‌ای خود شده و گرفتار نوعی تکفیر سیاسی است که نه ریشه در مکتب اهل بیت دارد و نه در اندیشه امامین انقلاب. ■ ثانیاً، منطق تعامل و دعوت، منطق اهل‌بیت علیهم‌السلام است، نه تحریم و تحقیر کورکورانه. ما اگر به سیره امیرالمؤمنین علی(ع) ایمان داریم، باید بدانیم که حضرت حتی با معاویه هم گفت‌وگو کرد، حتی برای هدایت خوارج نیز مجادله احسن نمود. چراکه عقلانیت دینی و حکمت سیاسی ایجاب می‌کند که راه را برای بازگشت باز گذاشت، نه آنکه پیشاپیش همه را خارج از دایره دانست. ■ ثالثاً، این جماعت، چنان از واژه انقلابی سوءاستفاده کرده‌اند که گویی انقلاب ارث پدری‌شان است. گویی تنها کسی که انقلابی است، خودشان‌اند و هر کس کوچک‌ترین اختلاف نظری داشته باشد، یا ساکت فتنه است یا عامل دشمن یا کافر. این تفکر، همان تفکر تکفیری داعش‌مسلک است که هر که جز ما بود، باید از صحنه حذف شود. ■ رابعاً، دیدار، الزاماً به معنای تأیید نیست؛ بلکه گاه می‌تواند مقدمه‌ای برای نهی از منکر، هدایت، یا روشنگری باشد. آن‌که از اصل دیدار می‌ترسد، نشان داده که نه به عقلانیت سیاسی معتقد است و نه به اعتماد به نفس گفتمانی. مگر رهبر معظم انقلاب نفرمودند: حتی با مخالف‌ترین آدم‌ها هم اگر احتمال هدایت هست، باید حرف زد؟ ■ خامساً، اگر دیدار انصاریان با خاتمی بد است، آیا دیدار جلیلی با خاتمی هم بد است؟ آیا دیدار امثال ضرغامی و قالیباف با شخصیت‌های اصلاح‌طلب هم خیانت به انقلاب است؟ یا آن دیدارها چون مربوط به افراد جناح خاصی است، مجاز شمرده می‌شود؟ این ترازوی وارونه، همان چیزی است که مردم را از ریا و تظاهر انقلابی‌نماها بیزار کرده است. ■ سادساً، انقلاب اسلامی، انقلاب عقلانیت و عدالت بود، نه انقلاب غوغاسالاری و خشونت کلامی. این کسانی که تعامل و گفت‌وگو را بر نمی‌تابند، همان‌هایی‌اند که امام راحل را هم اگر امروز می‌دیدند، شاید به سازشکاری متهم می‌کردند؛ چراکه امام هم با بنی‌صدر تا روز آخر با حفظ موازین قانونی رفتار کرد. ✅ در قاموس عقلانیت اسلامی، دیدار با هرکس و لو مخالف سیاسی در چارچوب هدایت، دعوت، بازخواست یا حتی تبیین مرز حق و باطل، مجاز است. آنکه از دیدار می‌هراسد، از حقیقت می‌هراسد. انقلابی‌گری را باید از سیدعلی آموخت، نه از پاره‌ای از بلندگوهای مدعی انقلاب که جز تخریب، محصولی ندارند. این دیدار، اگرچه برای آنان خورشید سوزانی است که تاریکی‌شان را آشکار کرده، اما برای عقلای امت، پیامی روشن دارد : دعوت به حق، تنها با فریاد نیست؛ گاه با سکوتی مؤثر و نگاهی پدرانه، هدایت‌ها آغاز می‌شود. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5655
طلوع فکر و اندیشه
🔴 با سلام و احترام ؛ اولاً، شما با این جمله، مرتکب خَلط موضع ارزیابی با موضع انکار شدید. ما اگر از غرب انتقاد می‌کنیم، به این معنا نیست که جمهوری اسلامی را مطلقاً خالی از عیب می‌دانیم. اما فرق بسیار است بین نظامی که اصولش الهی‌ست اما در اجرا دچار ضعف شده، با نظامی که اساساً دین را حذف کرده و اجرای دین را جرم‌انگاری می‌کند. ■ شما می‌گویید: در جمهوری اسلامی هم ظلم هست، پس چرا به غرب ایراد می‌گیری؟ پاسخ این است: 👈 اگر پزشک مسلمانی دچار قصور شد، نباید اصل طب را محکوم کرد؛ 👈 اگر قاضی مسلمانی عدالت را رعایت نکرد، نباید فقه اسلامی را باطل دانست؛ 👈 اگر جمهوری اسلامی در برخی عرصه‌ها ضعف مدیریتی دارد، نباید اصل امتزاج دین و سیاست را زیر سؤال برد؛ 👈 و اگر مسئول فاسدی پیدا شد، دلیل بر این نیست که نظام الهی، فاسد است؛ بلکه فریاد اصلاح بر مبنای همان اصول الهی بلند می‌شود. 📌 اما در غرب چه می‌گذرد؟ آنجا قانون سکولار بافت دین‌زدایی دارد؛ یعنی نه‌تنها اگر دینی خوب اجرا نشد، بلکه اگر بخواهی به خوبی هم اجرا کنی، منع قانونی دارد. 🔻 در غرب، پوشش اسلامی با منع قانونی مواجه است. 🔻 امر به معروف، نوعی تحمیل عقیده تلقی می‌شود. 🔻 مخالفت با هم‌جنس‌بازی، مصداق نفرت‌پراکنی است. 🔻 و دفاع از حدود الهی، مساوی با افراط‌گرایی‌ست. ❌ مثلا آمریکا هیچ کسی حق نقد اسرائیل را ندارد. 📌 حال سؤال این است : کدام خطرناک‌تر است؟ جامعه‌ای که در مسیر دین حرکت می‌کند اما از عدالت فاصله گرفته و باید اصلاح شود؟ یا جامعه‌ای که ذاتاً دین را در حاشیه و خلوت‌خانه زندانی کرده و هر تجلی دینی را تهدید می‌پندارد؟ 📌 و اما روایت شریف أكبر العيب أن تعيب ما فيك مثله ، ناظر به نفاق است، نه تشخیص صحیح و نقد مبنایی. اگر کسی شراب‌خوار باشد و بگوید: شراب‌خواری بد است ، دچار نفاق نیست، بلکه حق را گفته ولو خود عمل نکرده. اما اگر کسی بگوید: شراب‌خواری بد نیست ، چون خودش آلوده است، این است عین انحراف. ما از غرب انتقاد می‌کنیم چون بد را بد می‌دانیم، حتی اگر شبیهش در خانه خودمان باشد. و در عین حال، به اصلاحِ خانه‌ی خودمان هم مأموریم، نه به تخریب اساس آن. ✅ و آخر اینکه : در منطق اهل بیت علیهم‌السلام، کمال در اجرای دین است نه تعطیلی دین. سکولاریسم، نه‌تنها دینی نیست، بلکه دینی‌ست که از ترس تحقق اجتماعی‌اش، عقیم شده؛ و اگر امروز نقدی به نظام دینی هست، این نقد بر مدار دین‌داری بیشتر و بهتر است، نه دینی‌زدایی به سبک غرب. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5658