طلوع فکر و اندیشه
🔴 علیکمالسلام و رحمةالله ؛ پرسش هوشمندانهای مطرح کردهاید، اما اگر قدری دقیقتر به فضای فرهنگیـاجتماعی ما نگاه کنیم، روشن میشود که این دیدار، نهتنها مشکوک نیست، بلکه قابل تحلیل، توجیه، و حتی دفاع است. عرض میکنم:
🔹 اولاً، انتخاب شیخ حسین انصاریان از سوی افراد مختلف با گرایشهای گوناگون، دقیقاً به خاطر ویژگی خاص و کمنظیر ایشان در فضای روحانیت است؛ یعنی پیوند عمیق با بدنه مردم و در عین حال دوری از جنجالهای سیاسی. آیا این افتخار نیست که عالمی دینی، چنان جایگاهی یافته که حتی آنان که سابقه فتنه دارند، وقتی بخواهند با یک روحانی ارتباط بگیرند، سراغ او بروند؟! این نشانه نفوذ معنوی است، نه همکاری سیاسی.
🔹 ثانیاً، مگر نه اینکه امام صادق(ع) با ابوحنیفه –با تمام انحراف فکریاش– جلسه مناظره گذاشت؟ مگر امام رضا(ع) به دربار مأمون نرفت؟ مگر امیرالمؤمنین(ع) با معاویه مکاتبه نکرد؟ پس ارتباط، اگر از موضع هدایت و نفوذ باشد، عین عقلانیت و حکمت است. و مگر حضرت علی(ع) نفرمود: وَ لَکِنِّی آسى أن یَلیَ أمرَ هٰذِهِ الأمّةِ سُفَهاؤُها و فُجّارُها ؛ یعنی خطر، نه از ملاقات، بلکه از میدانداری اهل باطل است.
🔹 ثالثاً، اگر امثال خاتمی، روزی در فتنه نقش داشتهاند، پس باید پرسید: آیا از مسیر هدایت خارجاند؟ آیا امکان بازگشت نیست؟ اگر هست، کدام مسیر بهتر از ارتباط با عالمان اخلاقمحور و بیحاشیه؟ اگر نیست، پس چرا در این کشور زندگی میکنند؟! اگر ما هیچ دری از رحمت و گفتوگو را باز نگذاریم، با کدام منطق میخواهیم بر دلها حکومت کنیم؟ با طرد؟ با نفرین؟
🔹 رابعاً، اگر چنین دیدارهایی در ملأعام، بدون ملاحظات سیاسی انجام شود، نه تنها مشروع است، بلکه نشانهی قوت و استقلال مرجعیت دینی است؛ که اجازه نمیدهد فضای رسانهای و انگزنیها، رفتار حکیمانهی یک عالم را محدود کند.
و بالاخره ؛ شیخ حسین انصاریان، با کسی دیدار کرده که سابقه دارد، نه اعتبار. او برای تأیید او نرفته، بلکه آن فرد آمده، درِ خانهاش را زده، و اگر قرار باشد حضور هر کسی در یک خانه، نشانهی پیوند فکری تلقی شود، پس باید تاریخ تشیع را از نو نوشت.
✅ پس به جای طرد و بدبینی، بیاییم از منظر هدایت، حکمت، و سعهصدر اهلبیت علیهمالسلام به این رفتار بنگریم. اگر راهی برای مهار فتنه هست، از همین مسیرهای عاقلانه میگذرد، نه با طرد و چوب تکفیر کشیدن بر هر حرکت.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5696
طلوع فکر و اندیشه
🔴 علیکم السلام دوست عزیزم ؛ از پرسش دقیق شما درباره برداشت عمومی و مدیریت تصویرها در رسانههای دشمن سپاسگزارم. این سوال، نقطهی تلاقی میان میدان حقیقت و میدان تلقین رسانهای است، و پاسخ به آن، نیازمند نوعی بینش چندلایه است، نه واکنش سطحی و یکبعدی.
بیایید موضوع را از چند زاویهی دقیقتر بررسی کنیم :
■ آیا حقیقت باید تابع برداشت مردم باشد یا مردم را باید به سمت حقیقت برد؟
رسانهها – بهویژه رسانههای معارض – همیشه سعی میکنند حقیقت را وارونه و با دستکاری به مردم نشان دهند. در چنین جهانی، اگر هر رفتاری را فقط با معیار چه تصویری ساخته میشود؟ بسنجیم، عملاً اختیار همهچیز را به رسانههای دشمن سپردهایم.
مثال: امام حسین(ع) در کربلا ایستاد. یزیدیان با قدرت رسانهای خود، او را خارجی و برهمزننده وحدت امت معرفی کردند.
اگر امام، با این ترس که مردم برداشت غلط کنند، دست از قیام برمیداشت، امروز ما نامی از عاشورا نداشتیم.
حقیقت، خودش را اثبات میکند، نه رسانهها. مسئولیت ما، روشنگری است، نه رفتار مطابق خواست دشمن.
■ اگر دشمن از دیدار شیخ انصاریان سوءاستفاده رسانهای کند، آیا تقصیر از اوست یا از ما که در تبیین عاجز ماندهایم؟
اگر قرار باشد خوف از سوءبرداشت دشمن، ما را فلج کند، باید:
در را به روی هر تائب و یا کسی احتمال برگشتش وجود دارد ؛ ببندیم چون شاید دشمن بگوید: نظام عقبنشینی کرده.
دست وحدت به برادران اهل سنت ندهیم چون دشمن میگوید: شیعه در حال مصالحه است.
حتی با یک روحانی عدالتخواه هم جلسه نگذاریم، چون رسانهی غربی میگوید: حکومت دچار بحران شده.
در چنین دامی، ما گرفتار اختلال در محاسبه میشویم؛ یعنی عمل به حق را ترک میکنیم چون رسانهی دشمن ممکن است سؤاستفاده کند.
اما منطق امیرالمؤمنین(ع) این نیست. او میفرمود: اگر حق آشکار شد، به آن تمسک کن؛ ولو آنکه عدهای به ناحق از آن استفاده کنند.
■ شیخ انصاریان تبلیغ دین میکند، نه تبیلغ جناح
اگر خاتمی به مجلس او بیاید، این فرصت دعوت است، نه ابزار تایید.
وظیفهی رسانههای ماست که به مردم توضیح دهند: شخصیتهای دینی، صاحب سنگر دعوتاند، نه کارگزار رسانههای جناحی.
آیا باید هر عالم دینی را زندانی حواشی سیاسی کرد؟ یعنی اگر دشمن هرچیز را وارونه نشان دهد، ما هم روضهها را تعطیل کنیم؟ پس جای کجاست که دشمن از آن سؤاستفاده نکند؟
■ از زاویه هدایت نگاه کنیم، نه زاویه هیجان
باید از خود بپرسیم: آیا این دیدار، گامی به سمت هدایت بود یا تبلیغ انحراف؟ آیا فرصتی بود برای نزدیککردن یک شخصیت سابقاً مؤثر به روح و معارف اهلبیت، یا فرصتی برای دشمنان برای عوامفریبی؟
✅ اگر پاسخ اول درست است، وظیفه ما تبیین است، نه تحقیر.
✅ مردان راه خدا، با قطبنمای رسانهای حرکت نمیکنند، بلکه رسانهها را با قطبنمای خدا بازتعریف میکنند.
شیخ انصاریان، مرد منبر است؛ اگر دشمن تصویر بسازد، ما باید تفسیر بسازیم، نه آنکه تصویر را قانون واقعیت بپنداریم.
و نکته آخر اینکه : چه بسا همین شیخ، روزی بشود چراغ هدایت یک شخصیت متزلزل.
در آن روز، همه خواهند گفت: خوشا به حال عالمی که نترسید و دعوت کرد.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5692
🔴 به صرف یک دیدار، نه میتوان حقیقت را وارونه کرد و نه صاحبان سوز و بصیرت را به مسلخ اتهام برد
■ آیا سزاوار است عالمی اخلاقی، مردی صاحب نفس و سوز، تنها به واسطه دیدار با یک شخصیت پر حاشیه، آماج حملات تند و تکفیر و تفسیق قرار گیرد؟ آیا این نگاه، نشانهای از رشد فکری است یا خود نشانهای از افول درک و عقلانیت در بخشی از بدنه دینی ما؟
■ آری ؛ خاتمی، در فتنه ۸۸ نقش داشته و خطای او برای اهل انصاف و بصیرت روشن است؛ اما آیا هر دیدار، به معنای تأیید تمام مواضع طرف مقابل است؟ اگر چنین باشد، باید بسیاری از دیدارهای تاریخی علما با شاهان و سلاطین و حتی مخالفان دین را نیز حمل بر تأیید کنیم! و این نهایتِ بیانصافی است.
■ نکته آن است که در زمانهای که بسیاری از ما طلاب و روحانیون، سالهاست در حجرههای خود خواب رفتهایم، جوانان ما بیپناه ماندهاند، دین در میانشان غریب شده، شبهات بیپاسخ مانده، میدانهای جهاد فرهنگی و پاسخگویی به معاندین، خالی از مدعیان پرمدعاست... اکنون که عالمی مردمی و فریادگر، با زبان اخلاق و شفقت در میدان مانده، بهجای حمایت و تحلیل دقیق و منصفانه، آماج حملات و کج سلیقگی ها میشود.
■ چه شده که برخی بهجای تحلیل عقلی و بررسی حکیمانه موقعیتها، تنها به دیدن یک تصویر، حکم به خروج از دین میدهند؟ چه کسی گفته دیدار با یک چهره سیاسی، مساوی با تأیید همه مواضع اوست؟ آیا معیار دینداری این است که کسی را نبینی؟ یا آن است که هر جا هستی، مرزهای حق را بشناسی و از تندروی و کجفهمی پرهیز کنی؟
■ فراموش نکنیم: تکفیر و تفسیق افراد صالح، بدون حجت شرعی روشن و تحلیل منطبق با عقلانیت دینی، خود از بزرگترین مظاهر افساد است. و بدا به حال کسانی که در برابر دشمنان دین، ساکتاند اما در برابر یک روحانی وارسته، این چنین زبان به هتاکی میگشایند.
■ شیخ حسین، اگر ساکت بود و گوشهنشین، شاید محبوب همین قضاوتگران بود. اما چون زبان به درد دین گشوده، چون در میدان است، چون سوز دارد و جذب میکند، امروز مورد آماج همان کسانیست که کمترین کارنامهای در هدایت جوانان ندارند، اما پرچمدار طرد و حذف شدهاند.
✅ بیایید از این سطحینگری فاصله بگیریم و اگر ادعای علم و بصیرت داریم، به جای فحاشی و حذف، نقد عالمانه کنیم؛ و اگر دلسوز دینیم، به جای حمله به عالمان مؤثر، به میدان بیاییم؛ شبهات را پاسخ دهیم، عقلانیت را ترویج کنیم، و بهجای آنکه در گوشه حجرهها از دور قضاوت کنیم، در میدان باشیم و بهای دین را با جان و آبرو بپردازیم.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5700
طلوع فکر و اندیشه
🔴 نه تو اولین نفری هستی که با خشم و توهین، از حقیقت فرار میکند، نه من آخرین کسیام که با استدلال، دیوار نادانی را به چالش میکشد.
تو نه آزادی را میفهمی، نه تمدن را. فقط بلد شدی چند واژه انگلیسی و توهینهای تهوعآور فضای مجازی را با چاشنی عُقدههای شخصی قاطی کنی و اسمش را بگذاری شجاعت! واقعیت این است: نه شجاعی، نه دانا، فقط دلچرکینی از حقیقتی که نخواستیش چون بهنفعت نبود.
■ نوشتی: موسی سنگ قبر آزادی را نوشت…
نه عزیز، من سنگ قبر دروغ و آزادیِ اجارهای غرب را نوشتم؛ همانی که در فرانسه اجازه بُرقع نمیدهد، ولی برهنگی را حق میداند؛ همانی که برای سگ قانون دارد، ولی برای کودک فلسطینی بمبِ هدایتشونده.
■ مرا متهم کردی به نون به نرخ خوردن؛
نه ، نان ما را نه کاخ سفید داده، نه صندوق عربهای بیریشه، نه یارانهی سعودی و نه فالوئرهای فیک رسانههای عقدهگشا.
ما نانمان را از سفرهی منطق و ایمان میخوریم، نه از بزککردن زشتی صهیونیستها و داعشیهای کتشلواری.
تو اگر نانِ حقیقت میخوردی، بهجای توهین به دین و فقه، لااقل دو صفحه کتاب میخواندی و میفهمیدی قالالباقر یعنی حرفِ عقل و عدالت، نه خرافهای که تو از دور دیدی و فریاد زدی.
■ گفتی: شرف اسرائیل بیشتر از فلسطینی است.
این جمله، نه شجاعت است، نه نقد، نه حتی تحلیل. فقط یک سقوط کامل انسانیست. کسی که میان قاتل و مقتول، به قاتل افتخار کند، نه تمدن فهمیده و نه انسانیت چشیده.
تو را با شرف کاری نیست؛ ولی اگر کمی شرم داشتی، میفهمیدی که کودک لهشده زیر آوار غزه، شرافت دارد؛ نه کابینهای که با افتخار، نسلکشی را حق میداند.
■ گفتی: شما چه کردید؟
ما ایستادیم. وقتی دیگران فرار کردند، فریاد زدند، ناله کردند، ما ایستادیم.
ما آن نسلایم که نگذاشت ایران ، سوریه لیبی شود، عراق تجزیه شود، لبنان بلعیده شود، ایران بشود سیرک ناتو و مزدورهای کراواتزده.
ما اشتباه داریم، اما فروخته نشدهایم.
نه برندهی دلارهای قطر و انگلیسیم، نه سیاهیلشکر عربستان و اسرائیل.
تو اگر عرضه نداری، لااقل بهجای تف به آیینه، یکبار صاف بایست و صورت خودت را ببین.
■ گفتی: با دین یک میلیون سال عقبماندهایم…
با دین، ما ابنسینا داشتیم، خوارزمی، رازی، فارابی… و شما؟
با تکنولوژیتان، از انبار باروت هیروشیما رسیدید به انبار جنازه در رفح و نوار غزه.
موشک ساختید، اما وجدانتان را باختید.
فضا را فتح کردید، ولی زمین را برای میلیونها انسان جهنم کردید.
تویی که با گوشیات به قال الصادق میخندی، کاش میفهمیدی همان گوشی را مهندسانی ساختند که هنوز نماز میخوانند و روزه میگیرند. علم، با ایمان ناسازگار نیست؛ با نادانی و توهم و توهین ناسازگار است.
✅ ما فرشته نیستیم؛ ولی جهنم را نمیسازیم. ما پیاممان روشن است :
نه برای قدرت، که برای حقیقت مینویسیم. با فحش نمیترسیم، با استدلال عقب نمیرویم، با توهین همسطح نمیشویم.
پس اگر واقعاً حرفی برای گفتن داری، بیا با منطق بیاور، نه با دهانی پر از خشم و دلی پر از زباله.
✍️ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5704
طلوع فکر و اندیشه
🔴 وَ قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ ۚ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا
■ بهجای تهمت، بیندیش؛ بهجای نفرت، بخوان. در برابر پیامی که آمیخته با خشم، ناسزا و داوریهای شتابزده است، لازم میدانم نه از موضع واکنشی، بلکه از موضع روشنگری و پاسخگویی علمی، نکاتی را تبیین کنم. گفتمان دینی، اگرچه همیشه آماج نقدها بوده، اما فرق است بین نقد متفکرانه با فحاشی جاهلانه.
■ تهمت مفتخوری به اهل علم؛ تیر به قلب تمدن است. تعبیر مفتخوری درباره طلاب و اهل علم، جز بیاطلاعی از کارکرد تمدنساز نهاد دین و مرجعیت علمی، معنایی ندارد. اگر کسی گمان میکند که کسانی که عمر خود را صرف تحقیق، تبیین و تعلیم دین میکنند، باری بر دوش جامعهاند، باید پرسید: آیا فیلسوفان، معلمان اخلاق، مفسران، مجتهدان و اندیشمندان دینی در تاریخ نیز مفتخور بودند؟
طلاب، بازماندگان سنت علم و اخلاقاند؛ آنانکه بیصدا، روزها و شبها را به تهذیب و مطالعه گذراندهاند، نه در پی صندلی قدرت بودهاند و نه در صف رانت.
■ زباله خواندن دین، گواهیست بر کوری فهم، نه روشنی بینش. نسبتِ مغز پر از زباله دینی به کسی که عمر خود را در فهم قرآن، سنت و عقل صرف کرده، بیش از آنکه توهین به فرد باشد، توهین به ذات فکر است. دینی که ستون عقلانیت و اخلاق در تاریخ این مرز و بوم بوده، اگر در چشم کسی زباله جلوه میکند، تقصیر از دین نیست؛ از چشمی است که از بغض کور شده است.
■ نقد فساد، مستلزم تفکیک است؛ نه تخریب نهاد دین. آری، فساد هست. اما تفکیک خائن از خادم، نخستین شرط عدالت است. اگر کسی روحانی فاسدی را میشناسد، باید همان را نقد کند، نه نهاد دین را. این که از خیانتِ یک فرد، به انکار کل ساختار روی بیاوریم، همانقدر غیرمنطقی است که از خطای یک پزشک، علم طبابت را به مسلخ بکشیم.
■ درد ملت و رنج فلسطین، در برابر ما دوگانه نیستند. برخی میپندارند که حمایت از فلسطین، به معنای بیتوجهی به مشکلات داخلی است؛ حال آنکه درد مظلوم، مرز ندارد. ما با صدای واحدی، هم از سفرۀ مردممان دفاع میکنیم، هم از خون کودک فلسطینی. این تقابل ساختگی، نه از درک جهانی میآید، نه از عدالتخواهی؛ بلکه از خستگی ذهنی و سطحینگری است.
■ تهدید به خشونت، چهره باطنی تو را آشکار کرد، نه واقعیت بنده را . زبان تهدید – از پوست کندن و به دار آویختن تا آویختن سر بر در حوزه – نه نشانهی جسارت توست و نه سندی بر انحراف من. این زبان، زبان منطقباختهایست که از اندیشه عاجز مانده و به خشونت پناه برده. این سبک سخن گفتن، نه از اندیشهورز میآید، نه از عدالتخواه، که بیشتر به آرزوی جاهلان تاریخ میماند که همیشه از نور، هراس داشتهاند.
■ روحانیت تراز انقلاب، دشمن اختلاس است، نه توجیهگر آن. اگر گمان بردهای که هر کس از دین سخن گفت، لابد حامی فساد است، دچار مغالطهی خطرناکی شدهای. این قلم، هم بر علیه دزدان داخلی مینویسد، هم بر ضد استعمارگران خارجی؛ هم با زراندوزی مبارزه میکند، هم با بیدینی. ما در خط مقدم روشنگری ایستادهایم؛ اما نه از مسیر شعار، بلکه از مسیر استدلال.
■ فحاشی، نشان روشنفکری نیست؛ علامت درماندگیست. اینکه به جای گفتوگو و نقد علمی، به ناسزا و فحاشی پناه ببری، نه نشانهی آگاهی، بلکه علامت خستگی ذهن و فقدان منطق است. این سبک سخن، تمدن نمیسازد؛ فقط خاکستر میپاشد.
اگر در تو شوق گفتوگوی علمی هست، من آمادهام.
اما اگر تنها دردِ فریاد داری و نه فکر، پس اندکی سکوت کن و با خویش خلوتی داشته باش؛ شاید بارقهای از بینش، راه بازگشت را به تو نشان دهد.
✍️ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5707