طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست فرهیختهام، نقد کردید، و این خود نشانهای از دغدغهمندی است. اما در میان سخنان شما، نشانههایی دیدم که گواه آن است که نه با نقد، بلکه با خشمی که از ایمان دیگران بر دل دارید، سخن میگویید.
بیایید با یکدیگر صادق باشیم. آیا ریشهی کلام شما، حقیقتجوییست یا زخمیست که از جماعتی مدعی بر جانتان نشسته است؟ آیا از اسلام ناب میگریزید یا از کسانی که با نام آن، به ناحق عمل کردهاند؟ اگر چنین است، چرا بهجای نقد چهرههای مشوّه، اصل حقیقت را انکار میفرمایید؟
■ فضلالله نوری؟ فرمودید: او بهدست چه کسانی مهدورالدم شناخته شد؟
پرسشی بجاست. اما پاسخ آن را تاریخ داده است: سقراط را نیز محکوم کردند، حسینبنعلی را نیز به تیغ جهل و قدرت سپردند. آیا اگر اکثریتی کسی را به مرگ سپرد، آن شخص محکوم به باطل است؟ نه. فضلالله نوری در برابر مشروطهی بیدینی ایستاد، نه در برابر عدالتخواهی. ایشان را شهید میدانم، زیرا در راه پاسداشت اسلام اجتماعی و عقلانی، جان باخت. همانگونه که شیخ محمد خیابانی و مدرس، در راه استقلال و کرامت مردم ایستادند.
■ اسلام ناب، شعاری برای عوام نیست؛ حقیقتی است که خواص باید آن را پاس بدارند. این مفهومیست برگرفته از متن قرآن، سیرهی پیامبر و سخنان معصومان. اگر شما در جلسات بسته خودیها چنین چیزی ندیدهاید، دلیل بر نبود آن نیست. اسلام ناب، همان دین اخلاقمحور، عدالتمحور، عقلمحور و مردممدار است؛ نه دینی آغشته به قدرت، و نه دینی در خدمت توجیه فساد. اگر در رفتار مدعیان، آن را ندیدهاید، بر ماست که آن را درست معرفی کنیم، نه آنکه اصل را انکار کنیم.
■ بازنگری در باورها؟ فرمودید: یکبار برای همیشه، تمام باورهایت را ضد ارزش بدان و به آنها در کمال بیرحمی حمله کن.
من نیز سالهاست که این جراحی فکری را آغاز کردهام؛ اما با ابزار عقل، نه با تیشهی نفرت. میان شکِ ویرانگر و تفکرِ اصلاحگر تفاوت بسیار است. من به بسیاری از آنچه روزی مسلم میپنداشتم، دوباره نگریستهام. اما پس از هر بازاندیشی، ایمانم استوارتر شده است؛ نه از روی تعصب، که از سر تجربه و تحقیق.
■ در پایان... بنده ایمان خود را نه از عالمان گرفتهام، نه از رسانهها، بلکه از گفتوگو با درون خویش، با متون اصیل، و با رنج مردم جامعه. این ایمان، ایمان قدرتطلبانه نیست، بلکه ایمان به حقیقتی است که درد بشر را درمان میکند، نه توجیه میکند.
✅ پس اگر شما نیز خواهان گفتوگوی علمی و اخلاقی هستید، در خدمتتان هستم.
اما اگر قرار است هر باور مخالف را به مسلخ تمسخر ببرید، آنگاه باید گفت که این روش، نه نشان آزاداندیشیست، نه روشنفکری؛ بلکه همان استبداد فکریست که روزی در لباس دین، و امروز در لباس انکار، جامعه را میآزارد.
✍️ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5718
طلوع فکر و اندیشه
🔴 موجسواری شبکههای معاند از اعتراض کامیونداران
در ستایش عقلانیت انقلابی ، و در مذمت خنّاسان رسانهای دشمن
در روزگاری که دشمنان قسمخوردهی این مرز و بوم، هر صدای دردمندانهای را طعمهای برای پروژههای براندازانه خود میسازند، صدای کامیونداران مظلوم و زحمتکش کشور، نباید اسیر بازیهای رسانهای معاندین شود.
کامیوندار ایرانی فریاد میزند از گرانی قطعات، سوءمدیریت در بیمه و بارنامه، بیعدالتی در تعرفهها، گرانی سوخت و بیتوجهی به کرامت انسانیاش. این دردها واقعیاند، عمیقاند، و سزاوار شنیدهشدن. اما همزمان، دشمنی که با اصل این نظام و این ملت پدرکُشی کرده، کمین کرده تا از اعتراض بهحق این قشر شریف، طناب براندازی ببافد.
آنچه امروز از شبکههایی چون اینترنشنال، بیبیسی فارسی، منوتو و صدای آمریکا پخش میشود، نه صدای کامیونداران، بلکه پژواک تحریفشدهای است از صدای مردم، که در آزمایشگاههای فریب، سانتریفیوژ وارونهنمایی شده.
برادر راننده ، تو اگر نان نمیبری، دست کم نان نظام سلطه را نبَر.
صدای تو صدای درد است، نه صدای درندهخوهای لندننشین که با خون همین مردم انقلاب کردند و حالا بر آتش فتنههای خیابانی پوزخند میزنند.
🔻 ما باید مراقب باشیم :
اعتراض با بصیرت، سرمایهی یک ملت است؛
اما اعتراض بیبصیرت، سرمایهسوزی و فرصتسازی برای دشمن است.
🔺 رسانههای معاند، کاری ندارند به اینکه تو چند ماه است پول بیمهات را نگرفتهای یا لاستیک با ارز آزاد خریدهای یا سوخت گراون و.... آنها فقط دنبال یک چیزند :
بحرانسازی، چهرهسازی، قهرمانسازی جعلی، و سرانجام فروپاشی اجتماعی از درون.
بدانیم و بپذیریم :
🔹 دشمن اگر برای کامیوندار ایرانی دل میسوزاند،
چرا صدای کشاورز گرسنهی آمریکایی را سانسور میکند؟
🔹 اگر واقعا نگران معیشت ماست،
چرا در برابر تحریم دارو برای کودک سرطانی ایرانی سکوت کرده؟
نه ، اینها نگران ما نیستند. اینها نگران براندازی ناکامشان هستند که هر اعتراض اجتماعی را دنبال میکنند، شاید فرجی در شکستهای زنجیرهایشان حاصل شود.
🔸 در این شرایط، وظیفهی ما چیست؟
۱. شناخت دقیق مطالبات صنفی و رسیدگی به آنها با فوریت و عدالت
۲. مراقبت از اعتراضات در چارچوب قانون، منطق و بصیرت
۳. جداسازی صف کامیونداران متعهد از فرصتطلبان بیریشه
۴. رسوا کردن رسانههای معاند در تحریف واقعیات
لذا ، همانگونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند :
مطالبات بهحق باید شنیده شود؛ اما صف مردم از دشمن جداست.
📌 کامیوندار عزیز ، تو ستون فقراتی، اما فقر فهم سیاسی دشمن را تقویت نکن.
تو صدایی، اما نگذار این صدا در دهان دشمن طنین بیاندازد.
🚫 براندازان ، دستتان از درد این ملت کوتاه ، این مردم، خود راهشان را مییابند.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5723
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست منتقد، با احترام، پاسخ اخیر شما، در کنار عصبانیتی که از لحن و گزارههایتان پیداست، حاوی ادعاهاییست که در هم پیچیدنشان، مخاطب را دچار اغتشاش میکند؛ از شهید خواندن فضلالله نوری تا کوانتوم و حتی سیاست روز. بگذارید بهاختصار و دقت پاسخ دهم :
🟥 در باب فضلالله نوری: شما میفرمایید چون سه نفر از علما او را محکوم کردهاند، دیگر شهید نیست؟
آیا شهادت را باید از فتوای نائینی و طباطبایی استنباط کرد؟
اگر چنین باشد، چه باید کرد با شهادت امام علی(ع) به دست عبدالرحمن خارجی؟ یا حتی شهادت امام حسین(ع) به حکم دستگاه قضایی وقت؟
بله، شیخ ابراهیم زنجانی که حکم اعدام فضلالله را تنظیم کرد، بعدها از بهاییان شد. شما او را مرجع قضاوت میدانید؟
در آن محکمه نه امام عادل بود، نه قاضی عادلی. بلکه خصومتهای سیاسی و تهییج تودهها، کار را به آنجا رساند.
اینکه فلان عالم بر اساس شرایط زمانه، رأیی داده، لزوماً حجت بر ما نیست. کما اینکه بسیاری از علمای بعد، این حکم را تقبیح کردند. چنانکه درباره شهید مطهری هم برخی در زمان حیاتش، با بدترین تعابیر یاد کردند. آیا امروز کسی در عظمت او تردید دارد؟
🟩 در باب اسلام ناب و واژههای ذهنی : بله، شما با تکیه بر دیدگاه پستمدرن، مفاهیمی چون اسلام را مفاهیم شناور و ذهنی معرفی میکنید. اما این دیدگاه، الزاماً حقیقت نیست؛ نظریست در فضای شکاکیت گسترده.
اما بدانید: اگر هیچ حقیقت مشترکی در اسلام وجود ندارد، پس این همه حمله به یک قرائت خاص چه معنایی دارد؟ شما در همان حالی که میگویید : اسلام وجود ندارد ، قرائتهای خاص را نقد میکنید. این تناقضی جدیست.
اتفاقاً ما میگوییم اسلام ناب را باید از خود قرآن و سیره و متن دین گرفت، نه از چهرهها. و همینجا مرز ما با کسانی که دین را توجیهگر قدرت کردند، روشن است. نقد امام و رهبری اگر علمی و اخلاقی باشد، نه تنها مجاز، بلکه ضروریست.
🟨 در باب کوانتوم : شما به استناد تدریس کوانتوم، کوشیدید دیدگاه مرا تخطئه کنید. اما دیدگاه من، بازخوانی عرفانی از مفهوم احتمال در کوانتوم بود، نه تحلیل ریاضی آن.
به قول مهدی گلشنی، فیزیکدان برجسته ایرانی، کوانتوم مرز علم و متافیزیک را باز کرد ؛ یعنی جایی برای معنویت، نه ابزار انکار آن.
و اما حمله به شریف را محکوم میکنم، همچنان که حمله به حوزه یا مسجد را. خشونت، ابزار بستن دهان است، نه بازکردن اندیشه.
🟦 در باب سؤالها : مذاکرات با آمریکا:
اگر رژیم آمریکا تغییری در اهداف استکباریاش ندهد، نتیجه مذاکرات، امتیازگیری یکطرفه خواهد بود. رفع تحریمها اگر مشروط به عبور از اصول عزتملی باشد، نشانه شکست است، نه پیروزی.
📌 نسبت حقیقت با خمینی و خامنهای:
نه آنها تمام حقیقتاند، نه هیچکدام معصوم. اما انصاف حکم میکند دستاوردهایشان را ببینیم، اشتباهاتشان را نقد کنیم و از مطلقنگری بپرهیزیم.
بنده در خلوت، بارها درباره اشتباهات مدیریتی، سیاست خارجی و مسائل فرهنگی حرف زدهام. اگر از ما صدایی در رسانه نمیشنوید، دلیلش نه ترس، که احتیاط در ابزار رسانهایست. نقد اگر اخلاقی و از موضع دلسوزی باشد، راهگشاست؛ نه از موضع تحقیر و تمسخر.
🟥 شما گفتید که دیگر کاری با من ندارید. این حق شماست. اما من هنوز امیدوارم که روزی بتوانیم بدون عصبیت، بنشینیم و گفتوگو کنیم؛
نه از موضع مسلخ کشیدن باورها ، بلکه از موضع اصلاح و رشد.
اگر دلخوناید از مدعیان دین، من نیز هستم؛ اما راه نجات، نفی حقیقت دین نیست، بلکه پالایش آن از زنگار مدعیان است.
✍️ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5729