طلوع فکر و اندیشه
🔴 موجسواری شبکههای معاند از اعتراض کامیونداران
در ستایش عقلانیت انقلابی ، و در مذمت خنّاسان رسانهای دشمن
در روزگاری که دشمنان قسمخوردهی این مرز و بوم، هر صدای دردمندانهای را طعمهای برای پروژههای براندازانه خود میسازند، صدای کامیونداران مظلوم و زحمتکش کشور، نباید اسیر بازیهای رسانهای معاندین شود.
کامیوندار ایرانی فریاد میزند از گرانی قطعات، سوءمدیریت در بیمه و بارنامه، بیعدالتی در تعرفهها، گرانی سوخت و بیتوجهی به کرامت انسانیاش. این دردها واقعیاند، عمیقاند، و سزاوار شنیدهشدن. اما همزمان، دشمنی که با اصل این نظام و این ملت پدرکُشی کرده، کمین کرده تا از اعتراض بهحق این قشر شریف، طناب براندازی ببافد.
آنچه امروز از شبکههایی چون اینترنشنال، بیبیسی فارسی، منوتو و صدای آمریکا پخش میشود، نه صدای کامیونداران، بلکه پژواک تحریفشدهای است از صدای مردم، که در آزمایشگاههای فریب، سانتریفیوژ وارونهنمایی شده.
برادر راننده ، تو اگر نان نمیبری، دست کم نان نظام سلطه را نبَر.
صدای تو صدای درد است، نه صدای درندهخوهای لندننشین که با خون همین مردم انقلاب کردند و حالا بر آتش فتنههای خیابانی پوزخند میزنند.
🔻 ما باید مراقب باشیم :
اعتراض با بصیرت، سرمایهی یک ملت است؛
اما اعتراض بیبصیرت، سرمایهسوزی و فرصتسازی برای دشمن است.
🔺 رسانههای معاند، کاری ندارند به اینکه تو چند ماه است پول بیمهات را نگرفتهای یا لاستیک با ارز آزاد خریدهای یا سوخت گراون و.... آنها فقط دنبال یک چیزند :
بحرانسازی، چهرهسازی، قهرمانسازی جعلی، و سرانجام فروپاشی اجتماعی از درون.
بدانیم و بپذیریم :
🔹 دشمن اگر برای کامیوندار ایرانی دل میسوزاند،
چرا صدای کشاورز گرسنهی آمریکایی را سانسور میکند؟
🔹 اگر واقعا نگران معیشت ماست،
چرا در برابر تحریم دارو برای کودک سرطانی ایرانی سکوت کرده؟
نه ، اینها نگران ما نیستند. اینها نگران براندازی ناکامشان هستند که هر اعتراض اجتماعی را دنبال میکنند، شاید فرجی در شکستهای زنجیرهایشان حاصل شود.
🔸 در این شرایط، وظیفهی ما چیست؟
۱. شناخت دقیق مطالبات صنفی و رسیدگی به آنها با فوریت و عدالت
۲. مراقبت از اعتراضات در چارچوب قانون، منطق و بصیرت
۳. جداسازی صف کامیونداران متعهد از فرصتطلبان بیریشه
۴. رسوا کردن رسانههای معاند در تحریف واقعیات
لذا ، همانگونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند :
مطالبات بهحق باید شنیده شود؛ اما صف مردم از دشمن جداست.
📌 کامیوندار عزیز ، تو ستون فقراتی، اما فقر فهم سیاسی دشمن را تقویت نکن.
تو صدایی، اما نگذار این صدا در دهان دشمن طنین بیاندازد.
🚫 براندازان ، دستتان از درد این ملت کوتاه ، این مردم، خود راهشان را مییابند.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5723
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست منتقد، با احترام، پاسخ اخیر شما، در کنار عصبانیتی که از لحن و گزارههایتان پیداست، حاوی ادعاهاییست که در هم پیچیدنشان، مخاطب را دچار اغتشاش میکند؛ از شهید خواندن فضلالله نوری تا کوانتوم و حتی سیاست روز. بگذارید بهاختصار و دقت پاسخ دهم :
🟥 در باب فضلالله نوری: شما میفرمایید چون سه نفر از علما او را محکوم کردهاند، دیگر شهید نیست؟
آیا شهادت را باید از فتوای نائینی و طباطبایی استنباط کرد؟
اگر چنین باشد، چه باید کرد با شهادت امام علی(ع) به دست عبدالرحمن خارجی؟ یا حتی شهادت امام حسین(ع) به حکم دستگاه قضایی وقت؟
بله، شیخ ابراهیم زنجانی که حکم اعدام فضلالله را تنظیم کرد، بعدها از بهاییان شد. شما او را مرجع قضاوت میدانید؟
در آن محکمه نه امام عادل بود، نه قاضی عادلی. بلکه خصومتهای سیاسی و تهییج تودهها، کار را به آنجا رساند.
اینکه فلان عالم بر اساس شرایط زمانه، رأیی داده، لزوماً حجت بر ما نیست. کما اینکه بسیاری از علمای بعد، این حکم را تقبیح کردند. چنانکه درباره شهید مطهری هم برخی در زمان حیاتش، با بدترین تعابیر یاد کردند. آیا امروز کسی در عظمت او تردید دارد؟
🟩 در باب اسلام ناب و واژههای ذهنی : بله، شما با تکیه بر دیدگاه پستمدرن، مفاهیمی چون اسلام را مفاهیم شناور و ذهنی معرفی میکنید. اما این دیدگاه، الزاماً حقیقت نیست؛ نظریست در فضای شکاکیت گسترده.
اما بدانید: اگر هیچ حقیقت مشترکی در اسلام وجود ندارد، پس این همه حمله به یک قرائت خاص چه معنایی دارد؟ شما در همان حالی که میگویید : اسلام وجود ندارد ، قرائتهای خاص را نقد میکنید. این تناقضی جدیست.
اتفاقاً ما میگوییم اسلام ناب را باید از خود قرآن و سیره و متن دین گرفت، نه از چهرهها. و همینجا مرز ما با کسانی که دین را توجیهگر قدرت کردند، روشن است. نقد امام و رهبری اگر علمی و اخلاقی باشد، نه تنها مجاز، بلکه ضروریست.
🟨 در باب کوانتوم : شما به استناد تدریس کوانتوم، کوشیدید دیدگاه مرا تخطئه کنید. اما دیدگاه من، بازخوانی عرفانی از مفهوم احتمال در کوانتوم بود، نه تحلیل ریاضی آن.
به قول مهدی گلشنی، فیزیکدان برجسته ایرانی، کوانتوم مرز علم و متافیزیک را باز کرد ؛ یعنی جایی برای معنویت، نه ابزار انکار آن.
و اما حمله به شریف را محکوم میکنم، همچنان که حمله به حوزه یا مسجد را. خشونت، ابزار بستن دهان است، نه بازکردن اندیشه.
🟦 در باب سؤالها : مذاکرات با آمریکا:
اگر رژیم آمریکا تغییری در اهداف استکباریاش ندهد، نتیجه مذاکرات، امتیازگیری یکطرفه خواهد بود. رفع تحریمها اگر مشروط به عبور از اصول عزتملی باشد، نشانه شکست است، نه پیروزی.
📌 نسبت حقیقت با خمینی و خامنهای:
نه آنها تمام حقیقتاند، نه هیچکدام معصوم. اما انصاف حکم میکند دستاوردهایشان را ببینیم، اشتباهاتشان را نقد کنیم و از مطلقنگری بپرهیزیم.
بنده در خلوت، بارها درباره اشتباهات مدیریتی، سیاست خارجی و مسائل فرهنگی حرف زدهام. اگر از ما صدایی در رسانه نمیشنوید، دلیلش نه ترس، که احتیاط در ابزار رسانهایست. نقد اگر اخلاقی و از موضع دلسوزی باشد، راهگشاست؛ نه از موضع تحقیر و تمسخر.
🟥 شما گفتید که دیگر کاری با من ندارید. این حق شماست. اما من هنوز امیدوارم که روزی بتوانیم بدون عصبیت، بنشینیم و گفتوگو کنیم؛
نه از موضع مسلخ کشیدن باورها ، بلکه از موضع اصلاح و رشد.
اگر دلخوناید از مدعیان دین، من نیز هستم؛ اما راه نجات، نفی حقیقت دین نیست، بلکه پالایش آن از زنگار مدعیان است.
✍️ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5729
🔴 بازگشت به سبک زندگی غربی، ارتجاع به جاهلیت مدرن است
رهبر عزیز انقلاب :
《 در دوران حاکمیت فاسد و وابسته، سبک زندگی غربی رواج یافته بود؛ انقلاب آمد و آن را پس زد. هرکس به آن برگردد، مرتجع است. 》
■ امروز ما در برابر یک انتخاب تمدنی ایستادهایم؛ انتخابی میان هویت اصیل اسلامی–ایرانی یا تسلیم در برابر انحطاط سبک زندگی غربی، که نه عقل آن را میپذیرد و نه وجدان آن را تأیید میکند. سبک زندگی غربی با محوریت فردگرایی افراطی، لذتگرایی بیمرز، حیازدایی و فروپاشی بنیان خانواده، نسخهای مُهلک است که تمدن غرب را نیز به فروپاشی کشانده و اکنون تلاش میکند این سم مهلک را به جوامع دیگر صادر کند.
■ انقلاب اسلامی، پیش از آنکه یک انقلاب سیاسی باشد، انقلابی در سبک زندگی بود؛ انقلابی در معنا و هدف زندگی انسان. وقتی امام خمینی (ره) گفت : ما برای نفت قیام نکردیم، برای اسلام قیام کردیم ، یعنی قیام علیه تمامی ساختارهای فکری و رفتاریِ وارداتی از تمدنی که انسان را از آسمان بریده و به اسارت زمین و شهوت و مصرف کشانده است.
■ در همین چارچوب، تصمیم قاطع و مدبرانه دادستانهای برخی استانها در ممنوعیت سگگردانی در معابر عمومی، نه فقط یک اقدام قانونی، بلکه تجلی غیرت تمدنی و صیانت از سلامت فرهنگی جامعه است. سگگردانی –که در فرهنگ اسلامی صرفاً در موارد خاص و عقلایی مثل دامداری، نگهبانی و نیازهای امنیتی توصیه شده– امروز به نماد ناخواستهای از سبک زندگی بیگانه تبدیل شده است؛ سبک زندگیای که خانواده را نابود میکند، حیوان را جایگزین فرزند میسازد، و جای محبت به همنوع، مهر به حیوان را مینشاند.
■ مگر نه اینکه در فرهنگ اسلامی حُسنُ الخُلق و تَراحم نسبت به انسانها اصل است؟ چرا باید نمادهای فرهنگی غربی، از سگگردانی گرفته تا لباسها و رفتارهای سبکسرانه، در فضای عمومی ما جولان دهند؟ این نه تمدن است، نه آزادی؛ بلکه بردگی در برابر تصویری از زندگی که صاحبان آن خود نیز از آن گریزاناند.
■ بازگشت به چنین سبک زندگیای، همانطور که رهبر عزیز انقلاب فرمودند، ارتجاع است؛ پسرفت به جاهلیت مدرن. اگر ارتجاع دیروز در بتپرستی و تعصب قبیلهای بود، امروز در پرستش لذت، سلبریتی، سگ، و شهوت متجلی شده است.
🟨 انقلاب، آمده تا بشر را آزاد کند؛ نه از پادشاه، بلکه از پستی نه فقط از استبداد، بلکه از ابتذال
✅ اکنون نوبت ماست؛ آیا با بصیرت و غیرت، در کنار انقلاب و در مسیر هویت الهی–انسانی خود خواهیم ایستاد؟ یا در برابر هجمه خزنده و فریبکارانه تمدن غرب، با سکوت یا تساهل، به ارتجاع و سقوط تن خواهیم داد؟
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5729