طلوع فکر و اندیشه
🔴 پرسیدهاید : عقلانیت ناب یعنی چه؟
پرسشی دقیق و درخورِ تأمل است. اما پیش از تعریف آن، باید پرسید : مگر عقل در نگاه شما چیست؟ ابزار هندسهوارِ تحلیلِ دادهها؟ توان حداکثری محاسبهی سود و زیان؟ یا چیزی فراتر از آن؟ عقلانیت ناب، نه صرفاً منطق صوری است، نه ابزار فایدهگرایی بازار.
✅ عقلانیت ناب یعنی عقلی که :
🔹 قدرت درک مبدأ و مقصد هستی را دارد،
🔹 در چارچوب حقیقتِ کلیِ هستی کار میکند،
🔹 مقید به حقیقت است، نه تسلیم مصلحت قدرت،
🔹 میان ابزار و هدف، تمایز مینهد،
🔹 میان عقل معاش و عقل معاد، تفاوت قائل است،
🔹 همزمان، تحلیلگر هستی است و هدایتگر انسان.
این همان عقلیست که در سنت اسلامی، نامش عقل هدایتگر است. عقلی که ابنسینا از آن دم زد؛ سهروردی آن را نور نامید؛ ملاصدرا آن را اساس حرکت جوهری هستی دانست؛ و امام خمینی ره ، آن را عقل متصل به وحی خواند. این عقل، محدود در ماشین و بازار و مصرف نیست؛ بلکه ناظر به کل هستیست.
■ اما عقلانیتی که امروز در نظامهای لیبرالسرمایهداری غالب شده، بیشتر یک ابزار محاسبهگر است تا کاشف حقیقت. عقل حسابگر است نه حقجو. عقل فایدهگراست، نه حقیقتمحور. در نتیجه:
📌 میپذیرد که انسان بیمعنا باشد،
📌 اخلاق نسبی باشد،
📌 دین افسانه باشد،
📌 و زندگی صرفاً تجربهای بیریشه برای لذت بیشتر.
✅ و این دقیقاً همان بحران عقلانیت در غرب مدرن است که بزرگانی چون هابرماس ، مکاینتایر ، و حتی پوپر به آن اعتراف کردهاند. پس اگر از عقلانیت ناب میپرسید، لطفاً بفرمایید: منظورتان کدام عقلانیت است؟ عقلِ تسلیمِ بازار؟ عقلِ رامِ ایدئولوژیهای سکولار؟ یا عقلِ متصل به حقیقتِ هستی؟
عقلانیت ناب، آن عقلانیتی است که انسان را به جایگاه حقیقیاش بازمیگرداند؛ نه آنکه او را در باتلاق نسبیت، شهوت، و بیهدفی رها کند.
✍️ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5743
طلوع فکر و اندیشه
🔴 سلام و درود بر شما که اهل پرسشید؛
و البته درود مضاعف، اگر اهل پاسخپذیری هم باشید...
🔻فرمودهاید که آنچه درباره عقلانیت ناب نوشتم، صرفاً ادعاست و خالی از حجیت. اجازه دهید در چارچوب جدال احسن و فلسفه استدلالی، چند نکته دقیق و روشن تقدیم کنم:
■ اصل ادعای من، صرف ادعا نبود؛ تحلیل بود.
آنجا که گفتم عقلانیت ناب یعنی عقل هدایتگر، مرادم عقلی بود که در سنت فلسفی اسلامی، به عقل نظریِ متصل به عقل فعال و در حکمت متعالیه به عقل شهودی و نوری ، تفسیر میشود.
در این منظومه، عقل نه فقط محاسبهگر سود و زیان که کاشف غایت و جهت هستی است. آیا این تبیین، صرف ادعاست یا شرح یک منظومه فلسفی؟ فرق هست میان بیدلیل گفتن و از یک مبنای حکمی تحلیل کردن.
■ مصادره به مطلوب؟ خیر؛ تبیین مبنای معرفتی.
وقتی ابنسینا، ملاصدرا، امام خمینی و دیگران را آوردم، نگفتم چون آنان گفتند، پس حق است؛ بلکه نشان دادم این تحلیل، ریشه در یک سنت اصیل فلسفی و عرفانی دارد که با متافیزیک هستیگرایانه معنا پیدا میکند.
اگر کسی بخواهد آن را نقد کند، باید وارد مقدمات آن دستگاه معرفتی شود، نه صرفاً بگوید: دلیل بیاور!!! بدون بررسی مبانی، نقد نتیجه، خطاست.
■ پرسیدهاید: حتی بر حجیت پیامبر هم باید دلیل اقامه کرد؟ بلی ، و ما کردهایم.
بر خلاف مدعای ابتر بودنِ استدلالها، متکلمان اسلامی در اثبات حجیت پیامبر (ص)، دهها قرن تلاش کردهاند:
از طریق اعجاز قرآن، تحدی، صدق دعوی نبوت، اطمینان تاریخی (تواتر)، و حتی استدلالهای عقلگرایانه بر امکان و ضرورت نبوت.
آیا واقعاً استاد ملکیان که خود به عقل تجربی سکولار قائل است، تمام آنهمه تلاش معرفتی را هیچ میداند؟ این دیگر انتقاد نیست، انکار تاریخی علم است.
■ شما از ملکیان گفتید؛ من از کانت، هابرماس، نصر، و حتی پوپر خواهم گفت.
اتفاقاً بزرگترین بحران فلسفه مدرن، بحران مرجعیت عقل محض است.
کانت، عقل را محدود به پدیدار دانست؛ هابرماس به عقل ارتباطی پناه برد؛ نصر عقل سنتگرا را بازخوانی کرد؛ حتی پوپر از حدود تجربهگرایی بیرون آمد. پس اگر کسی از عقلانیت مدرن، بت ساخته، بداند حتی بتسازان مدرن هم به او پشت کردهاند.
■ و اما درباره غرّه شدن به نوشتن چند کلمه...
اگر مخاطب ناآگاه باشد، باید ساده گفت؛ اگر اهل تفکر باشد، باید عمیق گفت. اما اگر کسی نه ساده میپذیرد، نه عمیق میکاود، فقط جار میزند که دلیل بده! دلیل بده! بدون ورود به مبانی، آنگاه گفتگو شبیه مناظره نیست؛ بیشتر شبیه هیاهوست.
و مگر خود استاد ملکیان، به نقل از ویتگنشتاین، نگفته است:
همهی جهان را با منطق نمیتوان در آغوش گرفت؛ گاه باید ایستاد و از فراسوی منطق نگاه کرد؟
✅ پس: من از عقلانیتی سخن گفتم که با فطرت، با هستی، با حقیقت، با معنای زندگی، و با پیوند ملک و ملکوت تعریف میشود — نه عقل چرتکهزن بازار بورس و قمار فلسفیِ شهوات مقدسنما.
📌 شما هم اگر از عقلانیت بدیل سخن میگویید، لطفاً:
۱. منظومهتان را روشن کنید؛
۲. منابعتان را تبیین نمایید؛
۳. حدود و ثغور عقل مدنظر خود را نشان دهید؛
۴. و برای آن، حجیت اقامه کنید؛
نه فقط مطالبهی برهان، بلکه عرضهی مبنا...
اگر اهل علمورزی هستید، فرش بحث پهن است، نه داد و هوار فلسفی.
اگر نه، به قول حافظ:
گر بر سر نفس خود امیری، مردی / در کشتی نوح اگر نشینی، خردی
✍️ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5746
📢 #اطلاعیه
🎙 فراخوان تحلیل قیام ۱۵ خرداد
به مناسبت سالروز قیام خونین و سرنوشتساز ۱۵ خرداد، از علاقهمندان و اندیشمندان دعوت میشود تا تحلیل صوتی خود را پیرامون ابعاد فرهنگی، سیاسی، تاریخی یا دینی این قیام ارائه دهند.
🔹 نکته مهم: لطفاً از بازخوانی صرف وقایع تاریخی پرهیز کنید و تمرکز خود را بر ارائهی تحلیل عمیق و نگاه راهبردی قرار دهید.
📅 مهلت ارسال: تا فردا شب
🎁 به بهترین تحلیل صوتی، جایزه ای اهدا خواهد شد.
📩 ویس خود را ارسال نمایید به:
👉 @musa1364
محمد ابراهیمی اصلenc_17014304148345774656699.mp3
زمان:
حجم:
4.2M
ای برادرم ، ای خواهرم که این متن را می خوانی ؛
خستهام...
خستهام از روزگار،
از زخمهایی که بیهشدار مینشینند بر جان.
از بیمهری دوستانی که روزی سایهشان را سایبان دل میپنداشتم،
و اکنون سردی نگاه و بی مهری شان، سوزناکتر از آتش دشمنان است.
دلم از دنیا گرفته؛
از مردمانی که حقیقت را میبینند و انکار میکنند،
نور را میشناسند، ولی با اختیار، دل به تاریکی میسپارند.
و من، ای کاش نمیدیدم این سقوط را... این بدحجابی ها را ، این خیانت ها را ، این بی حیایی ها را و....
ای کاش این آگاهی، این شعله خاموشنشدنی، اندکی آرامم میکرد.
اما در دل همین خستگی، نجوایی میشنوم:
ای که خستهای، هنوز زندهای
و تا زندهای، هنوز میتوانی از نو برخیزی.
شاید رسالت تو، همین درد کشیدن است؛
دردی که قرار است قلم شود و روشنگر دلهای دیگر گردد.
در دلم به خودم می گویم :
شما از حقیقت نگذر،
حتی اگر تمام جهان به باطل دل بستهاند.
این خستگی، صدای رسالت توست؛
و اگر آن را درست بشنوی،
به جای شکستن، آغازی تازه خواهی شد...
در هر حال عزیزان دعایم کنید 😭😭
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5749
طلوع فکر و اندیشه
🔴 سپاسگزارم از اینکه پاسخی مرقوم فرمودید، هرچند سرشار از طعن و شعار بود؛ اما همینکه دغدغهمندانه ورود کردید، نشانهایست از آنکه گفتوگو هنوز ممکن است، به شرطی که در فضای ادب و عقلانیت صورت گیرد، نه با شلیک برچسب و بیانصافی.
در پاسخ شما چند نکته لازم است :
■ آیا دفاع از فلسفه اسلامی یعنی انحصار؟
اگر دفاع من از میراث ابنسینا، سهروردی، ملاصدرا و حکمت متعالیه، بهزعم شما تحجر است، پس چرا دفاع شما از دکارت، کانت، هیوم، فوکو و نیچه، آزادی تلقی میشود؟
آیا آزادی واقعی، یعنی فقط غرب را دیدن؟ یا آزادی یعنی امکان اندیشیدن به شرق و غرب، سنت و مدرنیته، الهیات و انسانگرایی، بدون ترس از برچسب و حذف؟
ما نگفتیم فلسفه غرب تدریس نشود، ما میگوییم اگر فلسفه غرب باید تدریس شود، پس چرا اجازه نمیدهید فلسفه اسلامی هم کرسی داشته باشد؟ آیا شما طرفدار آزادی هستید یا انحصارگرای مدرن؟
■ شما از آزادی میگویید، اما...
چرا در فضای بهظاهر آزاد غرب، طرح پرسش درباره هولوکاست ممنوع است؟
چرا در دانشگاههای آمریکا، اگر کسی در نقد فمینیسم سخنی بگوید، حذف میشود؟
چرا هزاران اندیشمند از فضای آکادمیک به خاطر پایبندی به دین، خدا یا خانواده اخراج شدهاند؟
اینها آزادی است؟ یا سانسور با چهرهی بزکشده؟
■ شما فرمودهاید: ما شهروندیم نه امت.
ولی مگر شهروند بودن، با دینباوری در تضاد است؟ مگر در دموکراسیها مردم نمیتوانند انتخاب کنند که بر اساس چه فرهنگی، چه ارزشهایی و چه چارچوبی زندگی کنند؟
در کشور ما اکثریت، اسلام را انتخاب کردهاند. این دیکتاتوری نیست، دموکراسی واقعیست. اینکه اقلیتی بخواهد سبک زندگی سکولار را بر اکثریت تحمیل کند، اتفاقاً نوعی تمامیتخواهی است، نه آزادی.
■ فرمودید: فلسفه شما منسوخ است.
پرسش اینجاست: منسوخ نزد که؟
فلسفهای که هنوز در غرب، آثارش در معتبرترین دانشگاهها تدریس میشود (مثلاً ابنسینا در دانشگاههای آلمان و فرانسه)، چگونه منسوخ است؟
فلسفهای که عمری هزارساله دارد، با پشتوانه عرفان، کلام، قرآن، و عقل ناب، و هنوز میتواند پاسخگوی مسائل هستیشناسی، معرفتشناسی، و اخلاق باشد، چگونه در برابر فلسفهای که هر دهه، خود را نفی و بازسازی میکند، منسوخ است؟
■ گفتید: دین فقط متعلق به مومنان است، نه همه.
درست، اما قوانین نیز بر پایه نظام ارزشی جامعه نوشته میشوند. آیا قوانین فرانسه سکولار، فقط از فیزیک و ریاضی گرفته شدهاند؟ یا از ارزشهای خاص سکولاریسم و لیبرالیسم؟
پس چرا دین نتواند منبع قانونگذاری باشد، وقتی اکثریت ملت، آن را قبول دارند؟
دین یعنی منبع اخلاق، معنا، نظم، و اتصال به حقیقت. حذف دین از قانون، یعنی بریدن ریشه اخلاق و فروپاشی هویت جمعی.
✅ لذا ؛ اگر شما حقیقتاً مدافع تفکر آزاد هستید، بیایید برای یک مناظره علمی، نه مجادله هیجانی، در موضوعات بنیادین گفتوگو کنیم:
حقیقت آزادی چیست؟
آیا علم انسانی غربی از بحران انسانزدایی رها شده؟
آیا حذف دین از قانون، واقعاً موجب رشد عدالت و عقلانیت شده؟
ما از میراثی سخن میگوییم که هم عقل را پاس میدارد، هم وحی را؛ هم آزادی را معنا میبخشد، هم اخلاق را؛ و اگر کسی بخواهد این میراث را تحقیر کند، باید ابتدا با برهان، نه برچسب، وارد میدان شود.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5751
⚫️ 15 خرداد ، آغاز نهضت اسلامی مردم ایران
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا، بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
پانزدهم خرداد ۱۳۴۲، یادآور قیامی خونین و تاریخی از سوی ملتی است که با الهام از آموزههای دینی و به رهبری فقیهی وارسته، در برابر رژیم استبدادی پهلوی به پا خاست. این قیام مردمی، در اعتراض به بازداشت حضرت امام خمینی (ره) و مقابله با سیاستهای ضد اسلامی و استعماری رژیم شاه، نقطه آغازی شد بر نهضتی بزرگ که در بهمن ۱۳۵۷ به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید.
در این روز تاریخی، مردم مؤمن، غیور و خداجوی شهرهایی چون تهران، قم، ورامین، مشهد، شیراز و دیگر نقاط کشور، با مشتهای گرهکرده و دلهای لبریز از ایمان، در برابر گلولههای دژخیمان ایستادند و خون پاک صدها شهید، نهال انقلاب را آبیاری کرد.
قیام ۱۵ خرداد، صرفاً یک اعتراض سیاسی نبود، بلکه تجلی اراده ملتی بود که در پرتو هدایت مرجعی شجاع و زمانشناس، خواستار بازگشت عزت اسلام، استقلال ایران و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش بود. این حرکت، نخستین حلقه از زنجیره بیداری اسلامی در عصر معاصر بود و امروز نیز، مشعل آن در دستان نسل جوان و انقلابی این سرزمین روشن است.
ما ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان والامقام این قیام، و با تجدید میثاق با آرمانهای بلند حضرت امام خمینی (ره) و خلف صالح ایشان، مقام معظم رهبری حضرت آیتالله العظمی خامنهای (مدّ ظلّه العالی)، بر ضرورت پاسداشت این روز تاریخی، تعمیق آگاهیهای انقلابی در جامعه، و هوشیاری در برابر توطئههای دشمنان انقلاب تأکید میکنیم.
وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته
✍ موسی آقایاری
📅 ۱۵ خرداد ۱۴۰۴
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5754