eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
1.1هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1هزار ویدیو
34 فایل
حمایت و ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
طلوع فکر و اندیشه
🔴 سپاسگزارم از اینکه پاسخی مرقوم فرمودید، هرچند سرشار از طعن و شعار بود؛ اما همین‌که دغدغه‌مندانه ورود کردید، نشانه‌ای‌ست از آن‌که گفت‌وگو هنوز ممکن است، به شرطی که در فضای ادب و عقلانیت صورت گیرد، نه با شلیک برچسب و بی‌انصافی. در پاسخ شما چند نکته لازم است : ■ آیا دفاع از فلسفه اسلامی یعنی انحصار؟ اگر دفاع من از میراث ابن‌سینا، سهروردی، ملاصدرا و حکمت متعالیه، به‌زعم شما تحجر است، پس چرا دفاع شما از دکارت، کانت، هیوم، فوکو و نیچه، آزادی تلقی می‌شود؟ آیا آزادی واقعی، یعنی فقط غرب را دیدن؟ یا آزادی یعنی امکان اندیشیدن به شرق و غرب، سنت و مدرنیته، الهیات و انسان‌گرایی، بدون ترس از برچسب و حذف؟ ما نگفتیم فلسفه غرب تدریس نشود، ما می‌گوییم اگر فلسفه غرب باید تدریس شود، پس چرا اجازه نمی‌دهید فلسفه اسلامی هم کرسی داشته باشد؟ آیا شما طرفدار آزادی هستید یا انحصارگرای مدرن؟ ■ شما از آزادی می‌گویید، اما... چرا در فضای به‌ظاهر آزاد غرب، طرح پرسش درباره هولوکاست ممنوع است؟ چرا در دانشگاه‌های آمریکا، اگر کسی در نقد فمینیسم سخنی بگوید، حذف می‌شود؟ چرا هزاران اندیشمند از فضای آکادمیک به خاطر پایبندی به دین، خدا یا خانواده اخراج شده‌اند؟ این‌ها آزادی است؟ یا سانسور با چهره‌ی بزک‌شده؟ ■ شما فرموده‌اید: ما شهروندیم نه امت. ولی مگر شهروند بودن، با دین‌باوری در تضاد است؟ مگر در دموکراسی‌ها مردم نمی‌توانند انتخاب کنند که بر اساس چه فرهنگی، چه ارزش‌هایی و چه چارچوبی زندگی کنند؟ در کشور ما اکثریت، اسلام را انتخاب کرده‌اند. این دیکتاتوری نیست، دموکراسی واقعی‌ست. اینکه اقلیتی بخواهد سبک زندگی سکولار را بر اکثریت تحمیل کند، اتفاقاً نوعی تمامیت‌خواهی است، نه آزادی. ■ فرمودید: فلسفه شما منسوخ است. پرسش این‌جاست: منسوخ نزد که؟ فلسفه‌ای که هنوز در غرب، آثارش در معتبرترین دانشگاه‌ها تدریس می‌شود (مثلاً ابن‌سینا در دانشگاه‌های آلمان و فرانسه)، چگونه منسوخ است؟ فلسفه‌ای که عمری هزارساله دارد، با پشتوانه عرفان، کلام، قرآن، و عقل ناب، و هنوز می‌تواند پاسخگوی مسائل هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی، و اخلاق باشد، چگونه در برابر فلسفه‌ای که هر دهه، خود را نفی و بازسازی می‌کند، منسوخ است؟ ■ گفتید: دین فقط متعلق به مومنان است، نه همه. درست، اما قوانین نیز بر پایه نظام ارزشی‌ جامعه نوشته می‌شوند. آیا قوانین فرانسه سکولار، فقط از فیزیک و ریاضی گرفته شده‌اند؟ یا از ارزش‌های خاص سکولاریسم و لیبرالیسم؟ پس چرا دین نتواند منبع قانون‌گذاری باشد، وقتی اکثریت ملت، آن را قبول دارند؟ دین یعنی منبع اخلاق، معنا، نظم، و اتصال به حقیقت. حذف دین از قانون، یعنی بریدن ریشه‌ اخلاق و فروپاشی هویت جمعی. ✅ لذا ؛ اگر شما حقیقتاً مدافع تفکر آزاد هستید، بیایید برای یک مناظره علمی، نه مجادله هیجانی، در موضوعات بنیادین گفت‌وگو کنیم: حقیقت آزادی چیست؟ آیا علم انسانی غربی از بحران انسان‌زدایی رها شده؟ آیا حذف دین از قانون، واقعاً موجب رشد عدالت و عقلانیت شده؟ ما از میراثی سخن می‌گوییم که هم عقل را پاس می‌دارد، هم وحی را؛ هم آزادی را معنا می‌بخشد، هم اخلاق را؛ و اگر کسی بخواهد این میراث را تحقیر کند، باید ابتدا با برهان، نه برچسب، وارد میدان شود. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5751
⚫️ 15 خرداد ، آغاز نهضت اسلامی مردم ایران بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا، بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ پانزدهم خرداد ۱۳۴۲، یادآور قیامی خونین و تاریخی از سوی ملتی است که با الهام از آموزه‌های دینی و به رهبری فقیهی وارسته، در برابر رژیم استبدادی پهلوی به پا خاست. این قیام مردمی، در اعتراض به بازداشت حضرت امام خمینی (ره) و مقابله با سیاست‌های ضد اسلامی و استعماری رژیم شاه، نقطه‌ آغازی شد بر نهضتی بزرگ که در بهمن ۱۳۵۷ به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید. در این روز تاریخی، مردم مؤمن، غیور و خداجوی شهرهایی چون تهران، قم، ورامین، مشهد، شیراز و دیگر نقاط کشور، با مشت‌های گره‌کرده و دل‌های لبریز از ایمان، در برابر گلوله‌های دژخیمان ایستادند و خون پاک صدها شهید، نهال انقلاب را آبیاری کرد. قیام ۱۵ خرداد، صرفاً یک اعتراض سیاسی نبود، بلکه تجلی اراده ملتی بود که در پرتو هدایت مرجعی شجاع و زمان‌شناس، خواستار بازگشت عزت اسلام، استقلال ایران و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش بود. این حرکت، نخستین حلقه از زنجیره بیداری اسلامی در عصر معاصر بود و امروز نیز، مشعل آن در دستان نسل جوان و انقلابی این سرزمین روشن است. ما ضمن گرامی‌داشت یاد و خاطره شهیدان والامقام این قیام، و با تجدید میثاق با آرمان‌های بلند حضرت امام خمینی (ره) و خلف صالح ایشان، مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (مدّ ظلّه العالی)، بر ضرورت پاسداشت این روز تاریخی، تعمیق آگاهی‌های انقلابی در جامعه، و هوشیاری در برابر توطئه‌های دشمنان انقلاب تأکید می‌کنیم. وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ والسلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته ✍ موسی آقایاری 📅 ۱۵ خرداد ۱۴۰۴ 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5754
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست گرامی، پیش از ورود به بحث، از شما متشکرم که واکنش نشان دادید. این نشانه‌ای است از اهمیت موضوع و عمق اختلاف‌نظر، که البته در فضای آزاد فکری، نه‌تنها مذموم نیست، بلکه مغتنم است. اما از آنجا که در پاسخ شما، حجم قابل‌توجهی از خشم، طعن، و داوری‌های کلی وجود داشت، اجازه بدهید با آرامش و تمرکز بر منطق، نکاتی را در پاسخ مطرح کنم: ■ شما می‌فرمایید: من کجا گفتم فلسفه اسلامی نباید تدریس شود؟ بسیار خوب؛ اما اگر به‌راستی با تدریس فلسفه اسلامی مشکلی ندارید، چرا آن را منسوخ خواندید؟ چرا هنگامی که از ابن‌سینا و ملاصدرا سخن گفته شد، طعنه زدید و تمسخر کردید؟ چرا دفاع از این سنت را تحجر خواندید؟ دفاع از فلسفه اسلامی یعنی انحصار؟ یا شما هم‌صدا با جریان‌هایی هستید که هر اندیشه دینی را ایدئولوژی خطرناک می‌نامند و در عمل، به حذف آن از آموزش دانشگاهی می‌کوشند؟ اگر واقعاً با آزادی تفکر موافقید، باید اجازه دهید که هم ابن‌سینا تدریس شود، هم نیچه؛ هم ملاصدرا، هم دکارت. ■ درباره فلسفه غرب: شما فرمودید من از دکارت و کانت دفاع کرده‌ام. البته من هرگز نگفتم که شما چنین گفته‌اید. من پرسیدم: اگر دفاع از ملاصدرا، تحجر است؛ پس چرا دفاع از دکارت، روشنگری تلقی می‌شود؟ این پرسش، برای سنجش معیارهای دوگانه بود، نه اتهام‌زنی. نکته دیگر آن‌که، من فلسفه غرب را دشمن نمی‌دانم، بلکه معتقدم در گفت‌وگوی میان فلسفه اسلامی و غربی، می‌توان به گنجینه‌ای عظیم دست یافت. اما نمی‌توان به بهانه «نو» بودن، حکمت هزارساله اسلامی را کنار زد. این نه نقد، بلکه پاک‌سازی بی‌منطق است. ■ درباره آزادی در غرب: فرمودید در غرب آزادی وجود دارد. ما نیز آزادی را در غرب انکار نکردیم. ولی شما نمی‌توانید چشم بر صدها سند سانسور ببندید: چرا درباره هولوکاست نمی‌توان پژوهش کرد؟ چرا پروفسورهای الهیاتی، به جرم دفاع از خانواده سنتی، اخراج می‌شوند؟ چرا در فضای دانشگاه‌های آمریکا، کسانی که با فمینیسم رادیکال زاویه دارند، لیبرال‌های منحرف نام می‌گیرند؟ آیا این، تمام حقیقت آزادی است؟ یا بخشی از یک ساختار قدرت با ماسک دموکراسی؟ نوم چامسکی را مثال زدید. خوب است. اما چرا چامسکی باید دائماً از سانسور در آمریکا بگوید؟ چرا خودش می‌گوید رسانه‌ها در آمریکا آزادی را قربانی سرمایه کرده‌اند؟ آیا فقط جمهوری اسلامی متهم است؟ آیا ما اجازه نداریم نقد کنیم و فقط باید در برابر غرب کرنش کنیم؟ ■ درباره دین و قانون: شما گفتید: دین یک باور شخصی است و نمی‌تواند قانون عمومی باشد. اما فراموش کردید که همه‌ی قوانین بر یک نظام ارزشی متکی‌اند. در فرانسه سکولار، قانون از ارزش‌های لائیک الهام می‌گیرد، نه فیزیک و ریاضی. پس چرا ارزش‌های دینی را بی‌ارزش می‌دانید؟ قانون، قرارداد اجتماعی است، اما بر اساس فرهنگ اکثریت جامعه. وقتی اکثریت این ملت، خدا، پیامبر، و شریعت را قبول دارند، چرا نباید قانون، انعکاس همین باور جمعی باشد؟ شما آزادید به سکولاریسم معتقد باشید، اما نه آزاد به تحمیل آن به دیگران. ■ درباره اخلاق و فساد: فرمودید: ما از اخلاق نگوییم، چون فلان و بهمان. بسیار خب؛ من هم فساد را انکار نکردم. اما فساد یک ساختار است، نه یک عقیده. شما فساد برخی دینداران را به اصل دین نسبت می‌دهید؛ اما فساد لیبرال‌ها، سرمایه‌داران غربی، یا تکنوکرات‌های سکولار را فردی و استثنا می‌دانید. این بی‌انصافی نیست؟ ✅ لذا ؛ اگر حقیقتاً دغدغه آزادی، عقلانیت، و گفت‌وگو دارید، چرا به جای سیل اتهام، دعوت به مناظره‌ی زنده نمی‌کنید؟ بیایید در فضایی محترمانه، درباره این سه محور مناظره کنیم : 1. آیا عقلانیت مدرن، توانسته عدالت و معنا را تأمین کند؟ 2. آیا دین می‌تواند منبع قانون باشد، یا باید حذف شود؟ 3. آیا آزادی واقعی، به معنای حذف سنت است یا هم‌زیستی تمدن‌ها؟ ما اهل گفت‌وگوییم، نه غوغا. و به‌جای آنکه پشت کلمات زشت و تند پنهان شویم، ترجیح می‌دهیم با برهان و کرامت، سخن بگوییم. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5757