eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
1.1هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1هزار ویدیو
34 فایل
حمایت و ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست بزرگوار ؛ از آن‌که به گفت‌وگو ادامه دادید، متشکرم. این یعنی هنوز جوی از تضارب آراء، هرچند پرچالش، قابل تنفس است. بیایید در این مجال، به دور از طعنه و کلی‌گویی، و فقط با ترازوی عقل و انصاف، چند نکته را بررسی کنیم: ■ اول: شما فرمودید : ما را آزاد بگذارید و با باورهای‌تان کاری نداریم. باور دارم این جمله، اگر از عمق صداقت برخیزد، می‌تواند شعار مشترک ما باشد. اما سوال اینجاست: چرا در مقام عمل، هر جا سخن از تدریس فلسفه اسلامی و دفاع از آن می‌شود، موجی از تمسخر، تقلیل‌گرایی و برچسب‌زنی به‌راه می‌افتد؟ چرا دفاع از ابن‌سینا و ملاصدرا را تحجر می‌نامند ولی تدریس پوپر و راسل را نوگرایی و روشنگری؟ این برخورد دوگانه، آزادی نیست؛ نوعی انحصار خاموش و درون‌سازمانی است. افزون بر آن، اتفاقاً شما بی‌خبر مانده‌اید : یکی از رشته‌های رسمی دانشگاهی در ایران، فلسفه غرب است. ده‌ها استاد و صدها دانشجو در آن تحصیل می‌کنند. در دانشگاه تهران، علامه طباطبایی، بهشتی، تربیت مدرس و … فلسفه دکارت، کانت، نیچه، رورتی، هاورماس، راسل، پوپر، هگل، فوکو و دیگران به‌صورت گسترده تدریس می‌شود. پس این‌که می‌فرمایید : فلسفه جدید به دو واحد تقلیل یافته ، سخنی نادقیق و بی‌اطلاعی از ساختار آموزشی دانشگاه‌های کشور است. ■ دوم: فرمودید : حکومت بر اساس ایدئولوژی، مردود است. بسیار خوب؛ اما این گزاره خودش یک ایدئولوژی است! چرا ایدئولوژی شما حق دارد در قانون‌گذاری اثرگذار باشد، ولی ایدئولوژی دیگران (مثلاً دین‌باوران) باید خنثی و خلع‌سلاح شود؟ فرانسه، با تمام ادعای سکولاریسم، بر مبنای ارزش‌های لائیک قانون می‌نویسد. آمریکا، از ارزش‌های لیبرال-کاپیتالیستی تبعیت می‌کند. حتی چین، قانون‌اش ایدئولوژیک است، بر اساس مارکسیسم – لنینیسم. پس لطفاً سخن از بی‌طرفی مطلق قانون نگویید؛ قانون همیشه ریشه در ارزش‌ها دارد؛ و هیچ ارزش‌محوری‌ای، فی‌نفسه فاقد مشروعیت نیست. ■ سوم: شما فرمودید انسان با عملکردش سنجیده می‌شود، نه با باورهایش. در نگاه اول، این سخن پسندیده است. اما سؤال: مگر عملکرد از باورها جداست؟ مگر کسی که به کرامت انسان، آزادی و عدالت باور ندارد، می‌تواند عملکرد انسانی داشته باشد؟ باور، مادر رفتار است. شما نمی‌توانید ریشه را انکار و شاخه را طلب کنید. ■ چهارم: فرمودید : جمهوری اسلامی هیچ‌کدام از موارد آزادی را رعایت نکرده و درپی حذف بوده. در اینکه خطاهایی رخ داده و می‌دهد، هیچ تردیدی نیست. من نیز آن را نقد می‌کنم، و نقد آن، از سر دلسوزی است، نه حذف هویت آن. اما این چه منطقی است که چون جمهوری اسلامی در برخی موارد خطا کرده، پس اصل دین یا حق قانون‌گذاری دینداران را باید حذف کرد؟ این مغالطه‌ی مصادره به مطلوب و کلی‌گرایی است. ■ پنجم: شما از اخراج اساتید گفتید. دقیقاً به همان اندازه که شما از محدودیت ناراحتید، صدها استاد فلسفه اسلامی هم از حذف بودجه، کم‌اهمیت شمردن سنت فکری ایرانی – اسلامی، و تحقیر گفتمان حکمت خراسانی و مشائی و صدرایی گلایه دارند. آیا آن‌ها هم نباید فریاد بزنند؟ یا فریاد، فقط از گلوی شما شنیده می‌شود؟ ✅ پیشنهاد بنده همچنان پابرجاست : اگر حقیقتاً دغدغه‌ی عقل، آزادی و عدالت دارید، بیایید به‌جای جنگ واژگان، در یک مناظره‌ی زنده، محترمانه و برابر، به گفت‌وگو بنشینیم. سه محور ما این‌ها باشد: آیا عقلانیت مدرن توانسته عدالت و معنا را تأمین کند؟ آیا دین، حق دارد در قانون عمومی سهم داشته باشد یا باید حذف شود؟ آزادی واقعی یعنی حذف سنت، یا گفت‌وگوی تمدن‌ها؟ ما اهل استدلال و منطق‌ایم، نه حذف و هیاهو. و اگر شما نیز چنین‌اید، پس چرا از گفت‌وگو فرار می‌کنید؟ ✍️ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5763
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست گرامی؛ پاسخ شما نه نقدی علمی، بلکه انفجار یک خشم فروخورده بود. به جای آنکه از عقل ناب، پرسشی دقیق مطرح کنید، ترجیح دادید به طعنه‌زدن به یک قشر و یک باور پناه ببرید. اما چون پای عقلانیت در میان است، اجازه بدهید دقیق و آرام بپرسم: ■ شما می‌فرمایید: عقل ناب می‌گوید آخوند باید برود کار کند و ارتزاق از دین حرام است. بسیار خب؛ اما نخست باید بفرمایید: این عقل ناب شما، تعریفش چیست؟ آیا عقل یعنی هر چه شما دوست دارید؟ عقل، تابع احساسات نیست. عقل، از فریاد و توهین نمی‌زید. پس اگر واقعاً منظورتان عقل است، بیایید با پرسش‌های منطقی روبه‌رو شوید : اگر ارتزاق از دین نادرست است، پس هزاران استاد دانشگاه ادیان، الهیات، و فلسفه دین در دنیا نیز باید شغل‌شان را رها کنند؟ آیا بودجه دانشگاه‌های الهیات غربی (از واتیکان تا کمبریج) ناحق است؟ آیا کشیشان، خاخام‌ها، و راهبان بودایی هم در نظر شما بیکارند؟ آیا شما حاضر هستید همین منطق را به پزشکانی که از رنج انسان درآمد دارند هم تعمیم دهید؟ یا معلمان اخلاق؟ یا روان‌درمانگرانی که از کلماتِ امیدبخش درآمد دارند؟ اگر کسی سال‌ها در حوزه علمیه تحصیل کند، آثار علمی بنویسد، شاگرد تربیت کند، مشاوره اخلاقی بدهد، خدمات اجتماعی ارائه دهد، اما چون لباس دین بر تن دارد، باید گرسنه بماند؟ این عدالت است یا پیش‌داوری خشم‌آلود؟ جالب آن‌که بسیاری از روحانیون در محروم‌ترین نقاط کشور، بی‌هیچ دستمزد مشخصی، کنار مردم‌اند: در سیل، زلزله، اعتیاد، خانواده، تربیت، و حتی کفن‌ودفن. شما از دور فریاد می‌زنید : کار کن ؛ ولی نمی‌بینید که هزاران روحانی، سال‌هاست در حال کارند، بی‌هیاهو و بی‌پاداش. و مهم‌تر از همه: شما از حرام بودن ارتزاق از دین ، سخن گفتید. لطفاً مدرک فقهی آن را هم ارائه دهید. کدام آیه؟ کدام روایت؟ کدام اجماع؟ یا اینکه شما عقل را با هوس و شعار اشتباه گرفته‌اید؟ ✅ پس بیایید به جای توهین، وارد گفت‌وگو شویم. نقد، حق شماست. اما وقتی زبان نقد به توهین آلوده شود، دیگر نشانی از عقلانیت— عقل بازاری—هم ندارد، چه رسد به عقل ناب. 📌 لذا اینکه یک روحانی مانند بنده حقیر ، با استدلال، زبان فصیح، و تحلیل فلسفی پاسخ می‌دهد، خود گواهی است که کار می‌کنم ؛ آن هم نه با بیل، بلکه با قلم. ✍️ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5766
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست بزرگوار، سلام علیکم ؛ از این‌که به‌جای پاسخ به پرسش‌های مستند و منطقی، به فضای احساسی و شعارگونه پناه بردید، اندکی مایوس شدم؛ اما همچنان بر گفت‌وگو و جدال احسن پافشاری دارم. چند نکته را صریح و تحلیلی تقدیم می‌دارم : ■ فرموده‌اید: دین حذف نمی‌شود، شما حذف می‌شوید. پاسخ: نخست بفرمایید که منظورتان از شما کیست؟ آیا هر کسی که از عقلانیت دینی، حکمت اسلامی، فلسفه‌ی نبوی و فقه تمدنی سخن می‌گوید، باید حذف شود؟ این دقیقاً همان توتالیتاریسم فکری است که مدعیان سکولاریسم، دم از نقد آن می‌زنند! اگر کسی به‌نام دین، خود را تافته‌ی جدابافته بداند، قابل نقد است؛ ولی اگر کسی به دفاع از حقانیت حضور دین در ساحت اجتماعی و قانون‌گذاری سخن بگوید، این را نمی‌توان با ناسزا و تهدید پاسخ داد. ■ فرموده‌اید: دین از دست شما خودش را آزاد می‌کند؛ پاسخ: این جمله از منظر بلاغی زیباست، اما از منظر فکری دچار پارادوکس است. مگر شما خود را نماینده‌ی دین می‌دانید که تعیین می‌کنید دین از چه‌کسی باید آزاد شود؟ دین، میدان رقابت عقلانی است، نه حیاط‌خلوت قضاوت‌های شخصی. اگر ادعای فهم دقیق دین دارید، بسم‌الله؛ مناظره‌ی علمی را بپذیرید تا تمیز داده شود که کدام قرائت، عقلانی‌تر، اخلاقی‌تر و تاریخی‌تر است. ■ فرمودید: باورهایت را دین معرفی نکن؛ پاسخ: آیا باور شما به حذف دین‌سالاران، خودش دین نیست؟ آیا سکولاریسم، لائیسیته، اومانیسم، لیبرالیسم و ... باور نیستند؟ پس چرا شما مجازید باورهایتان را در حوزه‌ی عمومی فریاد بزنید، اما دیندار حق ندارد از حکمت و قانون سخن بگوید؟ من هرگز نگفتم دین فقط فهم من است؛ بلکه گفتم دین باید با عقل، متن و تجربه فهم شود؛ و اگر با این روش مخالفتی دارید، پاسخ دهید، نه فحاشی کنید. ■ اشاره کرده‌اید که: قانون نگهدار دین نیست ؛ پاسخ: بسیار خب؛ اما اگر قانون برخاسته از ارزش‌های یک جامعه‌ی دینی باشد، چرا باید این پیوند را انکار کرد؟ مگر قانون فرانسه، محافظ ارزش‌های لائیک نیست؟ قانون آمریکا، مدافع ارزش‌های لیبرالی نیست؟ پس چرا وقتی نوبت به مسلمانان می‌رسد، باید دین را از قانون طرد کرد؟ این تبعیض آشکار، نه عقلانی است، نه انسانی، نه اخلاقی. ■ و اما جمله‌ی نهایی شما: چراغی که ایزد برفروزد... درست فرمودید. من هم به همین ایمان دارم؛ اما شرط برافروختگی این چراغ، دفاع عاقلانه، صبورانه و حکیمانه از آن است، نه ناسزا به مدافعانش!! اگر این چراغ را خدا روشن کرده، پس از گفتگو نترسید؛ بگذارید عقل‌ها و دل‌ها خود انتخاب کنند. مگر نترسید که در این مناظره، دینی که از آن سخن می‌گویید ، نورانی‌تر از باورهای مدرن ظاهر شود؟ بنده آماده‌ام در فضای آزاد، بی‌فریاد و بی‌تحقیر، با اسناد، با منطق، با تاریخ، و با متن، از دینِ عقلانی، اجتماعی و قانون‌مدار دفاع کنم. اگر شما نیز به‌راستی دغدغه‌ی حقیقت دارید، مناظره را بپذیرید. در غیر این‌صورت، شعارهای طعن‌آلود، فقط نشانگر اضطراب در برابر عقلانیت است، نه قدرت اندیشه. ✍️ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5769
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست گرامی؛ از پاسخ شما، هرچند آمیخته با خشم و عصبانیت بود، تشکر می‌کنم. همین‌که هنوز با قلم، نه با قهر، سخن می‌گویید، نشانه‌ای است از امید به گفت‌وگو. بیایید، حتی اگر در دو سوی یک مسیر ایستاده‌ایم، دست‌کم بر سر قواعد بحث عقلانی، توافق کنیم. اجازه دهید باز کما فی السابق ، چند نکته را بی‌پرده و تحلیلی تقدیم کنم : ■ فرمودید قانون ایدئولوژیک در همه‌جا مردود است. در غرب. این گزاره، در بهترین حالت، یک آرزوی ذهنی است، نه یک واقعیت عینی. کافی است نگاهی به اسناد بنیادین کشورهایی مانند آمریکا، فرانسه یا چین بیندازید؛ همه بر پایه ارزش‌هایی مشخص بنا شده‌اند: فرانسه با سکولاریسم جمهوری‌خواهانه‌اش، حتی اجازه‌ی حجاب را در مدارس نمی‌دهد. آمریکا پر از کلیسا، شبکه‌های پروتستان انجیلی، و نفوذ دین‌گرایان در سیاست‌ است (رجوع کنید به کمپین‌های ترامپ و جمهوری‌خواهان مذهبی). چین، هنوز قانون اساسی‌اش را بر مارکسیسم - لنینیسم بنا کرده. قانون، چه بخواهیم و چه نخواهیم، همیشه بازتاب‌دهنده‌ی یک جهان‌بینی است. مسأله، حذف ایدئولوژی نیست؛ مسأله این است که کدام ایدئولوژی به عدالت، معنا، و رشد انسان نزدیک‌تر است؟ ■ فرمودید شما مجبور بودید پوپر را در خفا بخوانید. اولاً این‌که این فرصت، با وجود همه‌ی نقدهایی که به ساختار آموزش کشور وارد است، در دانشگاه‌ها برای مطالعه‌ی مکاتب غربی وجود داشته و دارد؛ از کلاس‌های فلسفه غرب گرفته تا ترجمه‌های گسترده آثار فوکو، رورتی، هابرماس، نیچه، هگل، راسل، لاکان و ... که گاهی با هزینه‌ی نهادهای رسمی چاپ شده‌اند. ثانیاً، شما که خود را قربانی می‌دانید، امروز با آزادی تمام در رسانه‌ها، انجمن‌ها، نشست‌ها و فضای مجازی، با طعن و تمسخر از فلسفه اسلامی و سنت دینی می‌گویید، حذف را چگونه تعریف می‌کنید؟ اگر صدای شما بلندتر است، چرا فریاد می‌زنید که کسی شما را سانسور کرده؟ ■ آمار رسمی نشان می‌دهد که در بسیاری از ایالت‌های آمریکا، پلیس در مواجهه با سیاه‌پوستان یا مظنونان، هزاران بار مرتکب خشونت مرگبار شده. پس صرف نسبت دادنِ گزینشی یک رخداد یا خطای تلخ انسانی به یک نظام ارزشی، نمی‌تواند آن نظام را نفی کند. اگر کسی به‌نام دین، خشونت کرده، باید او را مؤاخذه کرد، نه کل شریعت را. شما می‌فرمایید در لس‌آنجلس مراسم دینی آزاد است. خب، ما هم می‌گوییم: در ایران هم کلیساها و کنیسه‌ها فعال‌اند و روحانیون اهل سنت، زرتشتی، مسیحی و یهودی کرسی دارند. این واقعیت‌ها را هم باید دید. ■ باور شخصی است، اما نتایج اجتماعی دارد. کسی که به عدالت، شرافت و معنویت باور ندارد، احتمالاً در جامعه‌اش هم، دروغ، ریا، خشونت یا سودپرستی نهادینه خواهد شد. آیا می‌توان یک جامعه را بدون تربیتِ اخلاقی، فقط با قانون بی‌طرف اداره کرد؟ پس اگر دین، اخلاق و معنویت دارد، چرا باید از آن ترسید؟ قانون باید از ارزش حمایت کند، نه آن را عقیم کند. ■ فرمودید فقط ویرانه‌ای از دانشگاه مانده. من نمی‌گویم دانشگاه ما بی‌نقص است. ولی دانشمندان برجسته‌ای از دل همین ساختار برخاسته‌اند: از فیزیک و ریاضی گرفته تا فلسفه، فناوری، نانو، هوافضا و پزشکی. ما اگر به‌جای تخریب، از اصلاح حرف بزنیم، خدمت کرده‌ایم، نه خیانت. 🟩 من اهل توجیه نیستم. نقدهای منصفانه را هم می‌شنوم و هم می‌پذیرم. اما باور دارم دین، اگر درست فهمیده شود، بزرگ‌ترین پشتوانه برای عقل، عدالت، و کرامت انسانی است. و باز هم عرض می‌کنم: بیایید گفت‌وگو کنیم، نه حذف. نقد کنیم، نه نفی. نه شما را تکفیر می‌کنم و نه خودم را معصوم می‌دانم. اما منطق، انصاف و حافظه تاریخی را نباید قربانی هیجان و خشم کرد. ✍️ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5774