طلوع فکر و اندیشه
🔴 سلام بر شما جناب زارعی عزیز ؛
که در میان غوغای فحاشی و چکاچک واژههای بیپایه،
هنوز کلماتتان، بوی تعقل و انصاف میدهد.
شما در سه جمله، سه حقیقت ژرف را یادآور شدید؛
و بگذارید بنده هم در پاسخ، نه از سر جدل، بلکه از سر امتنان و اندیشهورزی، نکاتی بیفزایم.
■ نکته اول شما: تأثیرگذاری روحانیت را از میزان هجمهها میتوان فهمید.
دقیقاً چنین است.
نه به مدح نیاز داریم، نه از نقد میهراسیم،
اما آنگاه که بغضها، فریاد میشوند و دشنامها، مسلسلوار بر پیکر یک قشر فرود میآید،
یعنی هنوز هستیم، هنوز کار میکنیم، هنوز امیدی هست که دشمنی میخرد.
🚂 قطاری که ایستاده، نه صدا دارد، نه مسیر.
اما اگر کسی به سمتش سنگ میاندازد، یعنی ریل هنوز زیر پایش میلرزد.
■ نکته دوم شما: بخشی از فحاشیها، ریشه در کمکاری روحانیت دارد.
این جملهتان، مثل تیغ جراحی بود؛ دردآور اما لازم.
بله، ما طلاب و روحانیان، اگر بهجای انبوه محفوظات، اندکی بیشتر به دلهای جوانان نزدیک میشدیم؛
اگر بهجای تعصب بر قالبها، عمق معنا را میفهماندیم؛
اگر فقط بر منبر نمینشستیم، بلکه در کوچهپسکوچههای دل مردم قدم میزدیم؛
شاید امروز، کلمات به جای شلیک، شفاعت بودند.
ما گاه چنان سرگرم مبارزه با نقد غرب شدهایم، که** فراموش کردهایم نقد خود را بشنویم.**
این، خسارت است… و شهامتِ شما در بیان آن، ستودنی.
■ و نکته سوم: حلم و بردباری در برابر زخم زبان.
اینجا باید سکوت کرد، و از دل گفت: چه زیبا دیدید آن لحظاتِ پر شراره را،
که چگونه یک عمامهپوش، در میانه میدان توهین،
بیآنکه شمشیر واژه بیرون بکشد، با سپر حلم ایستاد.
🌿 این همان صبریست که قرآن آن را جمیل خواند؛ و این همان میراث اخلاق محمدیست که فرمود:
إنّی بُعِثتُ لأُتمِّمَ مَکارِمَ الأخلاق
📌 حلم، یعنی: فریاد را بشنوی، اما فریاد نکشی.
و کاش جامعه، در برابر این سبکرفتاری، کلاه از سر بردارد؛ نه سنگ از زمین.
✅ جناب زارعی عزیز ،
شما نه یک تحلیلگر بیاحساس بودید، و نه یک مدافع احساسی.
بلکه چون دیدهبانِ خرد، از بلندی انصاف به این هیاهو نگریستید و حق را، در هر لباس و هر سو، دیدید و نوشتید.
🌹 کاش جامعه ما، نه فقط روحانی، نه فقط مخالف روحانیت، بلکه همه ما
به این درک برسیم که:
فریاد، جای فکر را نمیگیرد؛
و هیچ قافیهای، زیباتر از فهم متقابل نیست.
✍️ موسی آقایاری
یک طلبه، در حال آموختن حلم از بزرگان و در حال اعتراف به کاستیهای خود
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5813
طلوع فکر و اندیشه
🔴 به نام خدایی که فرمود: وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لا السَّيِّئَةُ
👈 آری ، نمیتوان نور را با تاریکی مقایسه کرد، همانطور که منطق را با فحش، و آگاهی را با هیاهوی جهل.
جناب بیتابِ حقیقت
پاسخِ من به تو نه از سر عصبانیت است و نه برای مجادله بیثمر؛ بلکه برای ثبت حقیقت در دل مخاطبان منصف است، تا آنان بدانند که باطل چقدر ضعیف است که جز به فحش پناه نمیبرد.
■ سربازی نرفتن روحانیت را گفتی؟ اتفاقاً بهتر است بروی جستجو کنی تا بدانی اکثریت طلاب امروزی خدمت نظاموظیفه میروند. تو که دم از حقیقت میزنی، چرا یک سرچ ساده را برنتافتی؟!
و آن علمایی هم که معاف بودند، اغلب از دل همان جبههها برخاستند؛ آیا آن ۴۰۰۰ روحانی شهید، از کره ماه آمده بودند؟
طلبهای که در سنگر اندیشه، دفاع از خاک و ناموس را با تربیت نسلی شجاع و اهل بصیرت ادامه داده، آیا کمسربازیست؟
■ بزک و بزکش را با هم قاطی کردی، ولی اشکالی ندارد؛ چون وقتی دل، مسموم نفرت شد، زبان هم قاطی میکند.
آیا میدانی شهید صدوقی، شهید مدنی، شهید اشرفی، و دیگر علمایی که ترور شدند، چرا هدف بودند؟ چون ترس از عمامه نبود؛ ترس از نفوذ کلام حقیقت بود. وگرنه فحاش بیریشه، زیاد است، ولی ترورشان نمیکنند!
■ گفتی نصرالله مثل موش در سوراخ بوده؟ این توهین به کیست؟ به کسی که ۳۳ روز، ۲۲ سالهها را در مقابل ارتش تانکدار اسرائیل فرماندهی کرد؟ به کسی که با دهها ترور نافرجام موساد، هنوز ایستاده است و رؤسای صهیونیست را از پشت دیوار میلرزاند؟
تو از نصرالله نمیسوزی، از غیرت او میسوزی؛ از اینکه او با حقیقت و شهادت و مردانگی نام شیعه را در جهان بالا برد، در حالی که تو هنوز پشت کامنتهای بینام، قایم شدهای و شلیک ناسزا میکنی.
■ تو اگر مردی، یک بار با اسم واقعیات، با منطق وارد بحث شو؛ من مینشینم، گوش میدهم، مناظره میکنم، سند میآورم.
ولی اگر قرار است فقط خاک برسرت بگویی، بگذار همان خاک بر زبانت بماند؛ شاید ادب سبز شود.
✅ و یادت باشد : زبان، آینه عقل است.
هر وقت دهانت پر از فحش شد، بدان که عقل، جایش را به عقده داده است.
و این را به یاد داشته باش:
اهانت به عمامه، هتک حرمت به خون شهداست؛ چون آنکه از عمامه میترسد، نه از آن، بلکه از صدای بلند حقیقت در گوش خوابآلود خودش میترسد.
📚 برو بخوان. بخوان تا بفهمی؛
که جهالت، فقط ناسواد بودن نیست؛ جهالت، یعنی لجاجت با آفتاب.
✍️ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5815
🔴 دخترم، کجا میروی با موتوری بیجهت و حجابی بیردا؟
با دلی خونین و چشمی اشکبار، مینویسم از درد تلخی که در کوچهها و خیابانهای شهرم جاریست؛
چه جانسوز است که پارههای تن این دیار، دخترانی که باید گلبرگ عفاف و گوهر نجابت باشند، سوار بر موتورها، بیپوشش و بیحجاب، در انظار مردمان شهر جولان میدهند و ویراژ میکشند، گویی نه پدری هست که غیرت بر او چیره شود، نه مادری که دلنگران آینده و آبروی دختر خویش باشد.
آری، این صحنهها، تنها یک تخلف ساده نیست؛ اینها قبحشکنی و شکستن دیوار حیا و شرم در جامعه ماست. این بیپروایی، نهفقط قانون را زیر پا میگذارد، بلکه حرمت دیرینه فرهنگ دینی و اجتماعی ما را نیز لگدمال میکند. کجاست پاسدار نظم؟ کجاست فریاد رسالت تربیت؟ انتظار میرود کلانتری و مسئولان انتظامی، با قاطعیت تمام نسبت به توقیف این موتورها و جلوگیری از این هنجارشکنیهای آشکار اقدام کنند، چرا که نهفقط فاقد گواهینامهاند، بلکه بیش از آن، فاقد جهت و مسیرند.
این فریادی است از عمق جان، برای نجات فردای دختران این خاک، و حفظ قداست شهرمان از هجمه بیحیایی. مبادا بیش از این، شاهد آب شدن ارزشها باشیم.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5817
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب آقای نصرت ، ابتدا باید عرض کنم که قرار گرفتن در آتش، شرط شناخت حرارت نیست. عقلانیت بشر دقیقاً برای همین به ما ارزانی شده تا پیش از آنکه آتش در جانمان بیفتد، از حرارتش در جان دیگران پند بگیریم. قرار نیست برای درک ظلم، حتماً مظلوم شویم، یا برای فهمیدن رنج، آن را به تن تجربه کنیم؛ این همان تفاوت اساسی میان جامعهای زنده و انسانی با جامعهای منفعل و بیتفاوت است.
در ضمن، قیاس دختر خودت اگر بود... نه از نظر استدلال منطقی پذیرفتنیست (چون مبتنی بر احساسات شخصی و نه قواعد کلی تحلیل است)، و نه از نظر فلسفی قابل اتکا؛ زیرا اخلاق و عدالت آنگاه معنا پیدا میکند که ما برای غریبهها همان حقی را قائل باشیم که برای نزدیکترین عزیزان خود. وگرنه تمام بنیاد تمدن انسانی فرو میریزد و جای خود را به خوی قبیلهگرایی و عاطفههای لحظهای میدهد.
■ در پاسخ به جمله آخر شما که فرمودید: در شعله نرقصیدی، پروانه چه دانی ، باید گفت:
پروانه شدن هنر نیست، درک و پیشگیری از آتش، پیش از آنکه جان پروانهای بسوزد، نشانه عقلانیت و بلوغ انسانی است. ما اگر منتظریم تا خود یا عزیزانمان دچار مصیبتی شوند تا آن را احساس کنیم، نه تنها عادل نیستیم، بلکه دقیقاً همان قربانیان تأخیر فهم در جامعهای هستیم که بیتفاوتی را بهجای بیداری و پیشگیری نشانده است.
آری، در آتش نرقصیدهام، اما وظیفه انسانی و علمیام این است که آتش را ببینم، درک کنم، هشدار دهم، و به سهم خود برای خاموشی آن تلاش کنم، نه آنکه منتظر شعلهور شدن دامن خویش بمانم تا عمق مصیبت را بفهمم.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5819
🛑 سوءاستفاده از خون مظلوم برای مطامع نامشروع؛
نگذاریم قاتلان حقیقت، پشت خون مظلوم پنهان شوند.
بسم الله الرحمن الرحیم
وَلَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا (اسراء/۳۶)
فاجعهی تلخ و جانسوز قتل مظلومانهی بانویی بیپناه، الهه حسیننژاد، دل هر انسان آزاده و دینداری را به درد میآورد. چنین جنایاتی در هر کجای دنیا که رخ دهد، محکوم است؛ چه برسد در کشوری که مدعی عدالت علوی و نظامی مبتنی بر آموزههای دینی است.
🔺 اما دردناکتر از این جنایت، سوءاستفادهی ناجوانمردانهی برخی جریانهای معاند، فرصتطلب و سیاستباز است که بهجای همراهی با اندوه مردم، بهجای مطالبهگری عادلانه، بهدنبال بهرهبرداری حداکثری سیاسی از خون این بانوی مظلوم هستند؛ گویی جنازه الهه، برای برخیها نه پیکر بیجان یک انسان، که سکوی پرش به سوی مقاصد شوم سیاسی است.
🔹 اینان نه دردمند مظلومند، نه خواهان عدالت.
بلکه سالهاست که از هر رخداد تلخی، از اغتشاش تا خودسوزی، از جنایت تا ناهنجاری، تنها یک ابزار میسازند: هیزمی برای سوزاندن اعتماد مردم به نظام.
🔻 میپرسند: چرا این حادثه رخ داد؟
پاسخ روشن است: قتل، حاصل فروپاشی اخلاق، نادیدهگرفتن آموزههای دینی، و فقدان تربیت صحیح در برخی لایههای اجتماع است.
نه نظام، نه قانون، و نه ارزشهای اسلامی، هیچگاه خشونت، زنکشی یا ظلم را تأیید نکرده و نخواهند کرد.
اما جریان غربزده بهجای حل مسئله، در پی پاککردن صورت مسئله است.
🔸 بهجای تبیین تربیت اسلامی، ریشهکنکردن فقر فرهنگی و اصلاح بنیان خانواده،
🔸 تنها یک هدف دارند: هجمه به کلیت نظام اسلامی.
📌 سؤال اینجاست : چرا وقتی هزاران زن مظلوم در غرب قربانی خشونت میشوند، رسانههای فارسیزبان ساکتند؟
چرا وقتی زن مسلمانی در غزه، در یمن یا در پاریس زیر مشت شوهرش کشته میشود، صدای کسی در نمیآید؟
چرا فقط وقتی دشمن از خون مظلوم، ابزارِ جنگ نرم بسازد، اینان ناگهان یاد انسانیت میافتند؟!
■ و عجیبتر آنکه وقتی پلیس جانبرکف، در فتنهها و اغتشاشات، با مظلومیت به شهادت رسید، کمتر صدایی از همین مدعیان انسانیت شنیده شد.
نه تنها اشک و اعتراضی نبود، بلکه برخی حتی زبان به توجیه جنایت گشودند...
و حالا در ماجرای قتل خانم حسیننژاد نیز، باز همان جریان، چشم بر رشادت پلیس مقتدر بست؛ پلیسی که در کوتاهترین زمان، قاتل بیشرف را شناسایی، تعقیب و دستگیر کرد.
اما انگار در قاموس این جماعت، تقدیر از خادمان امنیت مردم جایی ندارد.
❗️این جنایت، قابل گذشت نیست.
اما تحریف حقیقت، جنایتی بزرگتر است.
امروز برخی رسانهها، بهجای روشنکردن افکار عمومی، در حال ساختن یک سناریوی روانیاند:
که نظام جمهوری اسلامی مقصر است ،
چه رسواییای بالاتر از این؟!
■ آری ؛
قاتل باید مجازات شود.
قوه قضائیه باید با قاطعیت و سرعت عمل کند.
مردم باید آرامش و امنیت را لمس کنند.
اما نگذاریم قاتلان حقیقت در فضای مجازی با جوسازی رسانهای، اعتماد مردم را ترور کنند.
🔻 و ای بسا این جنجالهای رسانهای، سپر دفاع از همان جنایتکاران پشت پرده باشد.
✅ مردم آگاه ایران ؛
سکوت نکنید، اما تحلیلگر بمانید.
دلسوزی کنید، اما میدان را به بازیگران سیاستباز ندهید.
عزای مظلوم را به عرصهی بلوغ اجتماعی بدل کنید، نه اسباب طمع دشمنان خارجی و نفوذیهای داخلی.
✍🏻 موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5819
طلوع فکر و اندیشه
🔴علیکم السلام؛ اگر منظور شما از سفسطه همان دفاع مستدل و عقلانی بنده از حقیقت باشد، باید عرض کنم که آن را نه از کتابهای فن مغالطه، بلکه از منبعی والاتر و اصیلتر فرا گرفتهام:
از آیهی ادْعُ إِلَىٰ سَبِیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ (نحل/۱۲۵).
من اگر از حقیقت دفاع میکنم، نه برای آن است که در بحث برنده شوم، بلکه برای آن است که حقیقت، قربانی اغتشاش رسانهای و سیاهنمایی سازمانیافتهی بیگانگان و دنبالهروان داخلیاش نشود.
🔸 شما اگر اهل انصاف باشید، تفاوت بین دفاع عاقلانه از امنیت و عدالت را با مغالطهی سیاسی درمییابید.
من در نوشتارم نه به فرافکنی پرداختهام، نه قاتل را تطهیر کردهام، و نه غم خانوادهی داغدار را کوچک شمردهام.
بلکه :
جنایت را محکوم کردهام،
مطالبهی قصاص کردهام،
و نسبت به سوءاستفادهی رسانههای ضدایرانی از خون مظلوم هشدار دادهام.
اگر این روشنگری، در نظر شما مغالطه است، پس وای بر روزی که راستی با دروغ اشتباه گرفته شود.
■ مغالطه آنجاست که برخی با ژست انساندوستی، بهجای دفاع از مظلوم، تبدیل به بلندگوی پروژههای امنیتی غرب علیه ملت خود میشوند.
■ مغالطه آنجاست که هر جنایتی را به نظام نسبت میدهند، ولی وقتی پلیس قاتل را ظرف ۲۴ ساعت بازداشت میکند، انگار نه انگار که این امنیت و عدالت، حاصل همان ساختار است.
■ مغالطه آنجاست که قتل یک زن را فریاد میزنند، اما هزاران جنایت علیه زنان در اروپا و اسرائیل را نادیده میگیرند!
✅ نه دوست عزیز ، من اهل مغالطه نیستم؛ اهل منطق علویام: فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ (حج/۴۶)
و اگر شما واقعاً خواهان شناخت مغالطات هستید، من بهجای کتابهای جدلی، پیشنهاد میکنم نهجالبلاغه را بخوانید؛
در آنجا میبینید که امیرالمؤمنین چگونه با منطق قاطع و زبان حقیقت، با مغالطهگرانِ زمانه مقابله میکند، بیآنکه هرگز به تندی، تحقیر، یا تمسخر آلوده شود.
✍🏻 موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5821