eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
1.1هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1هزار ویدیو
34 فایل
حمایت و ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
طلوع فکر و اندیشه
🔴 باز هم تیرتان خطا خورد زیرا : ■ مغالطه‌ی آماری: ۶۰ درصد اقتصاد؟ 📌 از کدام منبع معتبر آماری یا پژوهش علمی این عدد بیرون آمده؟ هیچ!!! نه بانک مرکزی، نه مرکز آمار ایران، نه پژوهشکده مجلس، هیچ‌کدام چنین ادعای بی‌پایه‌ای را تأیید نکرده‌اند. مجموع حجم اقتصادی این نهادها، به‌زحمت به زیر ۱۰ تا ۱۵ درصد GDP کشور می‌رسد، آن هم نه مالکانه بلکه بیشتر در قالب مجری پروژه‌ها و فعالیت‌های تولیدی یا خدماتی. نتیجه : این عددسازی بی‌پایه، ‌نوعی فریب افکار عمومی است. ■ مغالطه‌ی مالکیت: این‌ها در اختیار رهبری نیستند 📌 قرارگاه خاتم، بنیاد مستضعفان، ستاد اجرایی و آستان قدس : شخصیت‌های حقوقی و قانونی مستقل دارند. طبق اساسنامه‌شان، تحت نظارت نهادهای دولتی و قضایی فعالیت می‌کنند. رهبر انقلاب شخصاً نه در انتصابات مالی آن‌ها دخالت دارد، نه از منافع‌شان استفاده می‌کند. 🔹 این مؤسسات متعلق به مردم هستند، نه فرد یا رهبر. 🔹 استفاده از عبارت زیرمجموعه رهبری ، تحریف معنایی و نیت‌خوانی سیاسی است. ■ مغالطه‌ی معافیت مالیاتی: دروغ یا ناآگاهی؟ 📌 طبق قانون، بسیاری از این نهادها یا مالیات می‌دهند یا از بخش‌های معاف‌شان، خدمات رایگان می‌دهند : آستان قدس، از سال ۱۳۹۸ طبق دستور رهبری، حسابرسی رسمی و مالیات شفاف دارد. ستاد اجرایی و بنیاد مستضعفان، مکلف به ارسال صورت‌های مالی به سازمان حسابرسی‌اند. بنیاد مستضعفان در سال ۱۴۰۱ حدود ۵٬۰۰۰ میلیارد تومان مالیات پرداخت کرده است. (به نقل از رئیس بنیاد) 🔹 پس این شبهه، عملاً دروغی تکرارشده است. ■ وارونه‌نمایی هدف این نهادها: چرا تأسیس شدند؟ 📌 این نهادها برای پشتیبانی از اقشار ضعیف و مناطق محروم ایجاد شدند: بنیاد مستضعفان: بازسازی مناطق محروم، اشتغال‌زایی، و حمایت از تولید داخلی ستاد اجرایی فرمان امام: ستاره مقابله با کرونا، واکسن‌سازی برکت، اشتغال روستایی آستان قدس: خدمات فرهنگی، درمانی، رفاهی به زائران، زکات فرهنگی ملی قرارگاه خاتم: پروژه‌هایی که بخش خصوصی یا خارجی‌ها به‌خاطر تحریم، نمی‌توانند اجرا کنند. 🔹 پس این نهادها بازوی رفع محرومیت هستند، نه عامل نابرابری. ■ سوءبرداشت از بیانات رهبری 📌 کدام اختلاس را بی‌اهمیت دانسته‌اند؟ هیچ‌کدام. رهبر انقلاب بارها فرموده‌اند: با فساد در هر لباس و در هر جایی، باید با قاطعیت برخورد شود. (بیانات در دیدار دانشجویان، ۱۴۰۱) آنچه گفته‌اند مهم‌تر از اختلاس‌ها ، جهت‌گیری کلی کشور به سمت پیشرفت و تمدن‌سازی است؛ نه نادیده گرفتن فساد. این سخن، تشویق به چشم‌پوشی از فساد نیست، بلکه دعوت به امیدآفرینی در کنار مبارزه با فساد است. 🟢 پس بنابراین: ✅ آمار ۶۰ درصد اقتصاد کذب محض است. ✅ این نهادها خصوصی‌ اند نه در تملک رهبری. ✅ مالیات می‌دهند یا با مصارف خیریه از مالیات معافند. ✅ عامل گسترش نابرابری نیستند، بلکه بازوی محرومیت‌زدایی‌اند. ✅ رهبری فساد را محکوم کرده، نه تبرئه. اگر از عدالت و عقلانیت دم می‌زنید، با انصاف تحلیل کنید، نه با تیترسازی سیاسی و شعارهای احساسی. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5826
طلوع فکر و اندیشه
🔴 ادعای ۹۹٪ فقهای شیعه ولایت فقیه را قبول ندارند ؛ نه تنها آماری‌سازی بی‌پایه است، بلکه تحریفی آشکار از تاریخ فقه شیعه است. آیا مرحوم محقق کرکی که در عصر صفویه نظریه نایب الامام را به حکومت تبدیل کرد، قائل به ولایت نبود؟ آیا صاحب جواهر که صراحتاً فرمود: اگر حکومت به دست فقیه نیفتد، معطل ماندن احکام یقینی دین لازم می‌آید ، را نباید در شمار فقهای معتقد به ولایت فقیه آورد؟ این خط فکری از قرون گذشته تا امروز با نام فقهای بزرگی چون میرزای نائینی، شیخ محمدحسین اصفهانی، امام خمینی، شهید صدر و… شناخته شده است. منتظری هم هرگز منکر اصل ولایت فقیه نشد؛ بلکه اختلاف‌نظر در حدود و سازوکار آن داشت. ■ ولایت فقیه نه یعنی دیکتاتوری عمامه‌دار ، بلکه به‌معنای استمرار ولایت مشروعه‌ی پیامبر و امام در دوران غیبت است؛ برای حفظ احکام، حدود، بیت‌المال، حدود الهی و عزت امت اسلامی. اگر قرآن در سوره نساء می‌فرماید: أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ ، آیا فقیهی جامع‌الشرایط در دوران غیبت نمی‌تواند ولیّ امر مشروع باشد؟ فقه امامیه بر عقل و نقل تکیه دارد، و عقل حکم می‌کند که در نبود امام معصوم، جامعه شیعه بی‌سرپرست نماند. ترک این اصل، یعنی تسلیم شدن به هر طاغوت و نظام سکولار. ■ این‌که آیت‌الله منتظری گفته : ولایت فقیه را فقط متأخرین قبول دارند ؛ نه تنها غیرواقعی است بلکه سخنی تقطیع‌شده و تحریف‌شده از مجموع مبانی فقهی اوست. ایشان در کتاب دراسات فی ولایة الفقیه با تفصیل از اصل ولایت دفاع کرده‌اند و مشکل‌شان با نحوه‌ی اجرای آن در سال‌های بعد از انقلاب بود، نه با اصل نظریه. منتظری قائل به نظریه انتخاب فقیه محدود بود، نه نفی اصل ولایت. نقل قول‌های ناقص، ارزان‌ترین ابزار شبهه‌افکنی است؛ اما در برابر تحلیل متقن تاب نمی‌آورند. ■ اگر ولایت فقیه را کنار بگذاریم، چه جایگزینی برای حفاظت از کیان دین، امنیت عمومی و اجرای احکام اسلامی دارید؟ تجربه کشورهای اسلامی بی‌ولایت، سرشار از فتنه، تجزیه، تحقیر دین، و دست‌نشاندگی در برابر غرب است. ولایت فقیه، یک تئوری دفاعی و هویتی برای جهان تشیع است؛ ستون خیمه‌ای است که اگر فرو ریزد، از هویت تشیع جز نماز و روزه فردی چیزی نمی‌ماند. هرکه دشمن این اصل باشد، یا فریب‌خورده‌ی تحلیل‌های غرب‌ساخته است، یا دانسته در پی تضعیف مرجعیت و اقتدار شیعه است. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5829
طلوع فکر و اندیشه
🔴 به‌راستی، وقتی منطق تمام می‌شود، فحاشی آغاز می‌گردد. این‌که شما گفت‌وگو را با تشبیهات موهن حیوانی ادامه می‌دهید، نه توهینی به من، بلکه سند روشنی است بر درماندگی اندیشه و بی‌پناهی منطق‌تان است. کسی که به‌جای برهان، دم تکان دادن را ادبیات بحث قرار می‌دهد، پیش از آن‌که دیگران را تحقیر کند، خودش را از شأن گفتگو ساقط کرده است. من اگر از رهبری دفاع می‌کنم، نه از روی جیره‌خواری یا فرمان‌برداری کور، بلکه از سر باور، استدلال، و شناخت دقیق تاریخی، فقهی، و سیاسی است. بله، من از یک رهبر حمایت می‌کنم که در برابر صدها قدرت جهانی ایستاده، نه از سیاست‌مدارانی که با چشم اشاره دشمن به ملت خود خنجر می‌زنند. ادبیاتی که شما به کار می‌گیرید، بیشتر شبیه فریادهای کسی است که دیگر چیزی برای عرضه ندارد. اگر اندیشه‌ای داری، ارائه کن؛ اگر استدلالی داری، بفرما. اما اگر جز هوار بی‌مایه و توهین‌نامه‌ای کودکانه چیزی در چنته نداری، بدان که از مسیر انسانیت خارج شده‌ای و این منطق شما در هیچ دستگاهی پذیرفته نمی شود. در فرهنگ ما، حتی مخالف را با احترام پاسخ می‌دهند. شما اما مخالف را با حیوان مقایسه می‌کنی. این تفاوت منطق ماست با منطق شما. والسلام. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5830
📜 نامه‌ای به دانش‌آموزان عزیز سراسر کشور بسم الله الرحمن الرحیم فرزندان عزیز ایران اسلامی؛ آینده‌سازان وطن شما امیدهای امروز و سازندگان فردای این سرزمین هستید. در زمانی زندگی می‌کنیم که سرعت تحولات فرهنگی، اجتماعی، رسانه‌ای و علمی، بیش از هر دوره‌ای در تاریخ بشر است. در چنین عصری، وظیفه شما تنها درس خواندن نیست؛ بلکه رسالتی بزرگ‌تر و مقدس‌تر بر دوش شما نهاده شده است. ✅ مراقبت از کشور، بزرگ‌ترین وظیفه نسل شماست. ایران، این سرزمین شهیدان، نیازمند جوانانی است که دل در گرو پیشرفت آن دارند و در برابر هجمه‌های بیرونی و تهدیدات درونی، چون سدی آهنین بایستند. ✅ حمایت از ارزش‌های الهی و انسانی، همچون صداقت، عدالت، پاک‌دستی، حیا، حجاب، راست‌گویی و دفاع از مظلوم، از مهم‌ترین شاخصه‌های یک دانش‌آموز متعهد است. مبادا در برابر بی‌تفاوتی‌ها یا بی‌ارزشی‌های تحمیل‌شده، سکوت کنید؛ شما وارثان یک تمدن هستید، نه تماشاچیان افول آن. ✅ ارتقای سواد رسانه‌ای امروزه ضرورتی حیاتی است. هر کلیپ، هر پست، هر خبر و هر تصویر، می‌تواند ذهنی را منحرف یا روحی را بیدار کند. بیاموزید چگونه ببینید، چگونه بشنوید، و چگونه تحلیل کنید. ✅ کسب انواع مهارت‌ها از جمله مهارت‌های زندگی، ارتباط مؤثر، تفکر انتقادی، برنامه‌ریزی، کارآفرینی و خودشناسی، ضامن موفقیت شما در آینده است. امروز، موفقیت دیگر فقط در نمره‌ها خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در توانایی زیستن باعزت و اثربخش است. ❌ عدم وادادگی و استحاله فرهنگی از اساسی‌ترین هشدارهایی است که باید جدی بگیرید. آنان که می‌خواهند هویت ایرانی و اسلامی شما را بگیرند، از در دوستی وارد می‌شوند. مراقب باشید: هر آنچه لبخند می‌زند، دلسوز نیست. ✅ درایت و هوشیاری در انتخاب دوست، مصرف رسانه، هدف‌گذاری زندگی، مسیر تحصیلی، سبک پوشش و حتی تفریح، نشانه‌های یک نوجوان و جوان آگاه است. امروز باید بصیرت داشت؛ یعنی فراتر از ظاهر دیدن و پشت‌پرده‌ها را شناختن. فرزندان عزیز ، این راه را نسل‌هایی طی کردند که با دستان خالی، اما با ایمانی سرشار، از این خاک دفاع کردند. امروز شما باید با قلم، اندیشه و هوشیاری، پاسدار آن امانت باشید. ✅ بیایید با هم عهد ببندیم که : 🎯 اهل فهم و تحلیل باشیم؛ 🎯 به هویت خود افتخار کنیم؛ 🎯 در برابر ظلم ساکت نباشیم؛ 🎯 از خاک و ایمان‌مان مراقبت کنیم؛ 🎯 و با علم، مهارت، ادب و اخلاق، جهانی را متأثر کنیم. از شما انتظار می‌رود نه فقط دانش‌آموز، بلکه دانش‌ورز، اخلاق‌مدار، تحلیل‌گر و سرباز فرهنگی کشور باشید. با مهر و امید ✍️ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5832
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب آقای زارعی بزرگوار سلام بر شما و درود بر اندیشه‌ای که حتی در میانه موج‌های تند و طوفان‌های توهین، راه تعقل و انصاف را گم نمی‌کند. اشاره سنجیده شما به سخن دکتر سروش – آن‌گاه که گفتند ما ایرانیان نوعی استبداد درون‌زاد داریم – فقط یک هشدار تاریخی نیست، بلکه پرده‌ای است از واقعیتی که امروز پیش چشم ماست: وقتی گفت‌وگو با تمسخر جایگزین می‌شود، و منطق با هتاکی معاوضه می‌گردد، آن‌چه قربانی می‌شود، حقیقت است، نه طرف مقابل. من، به‌عنوان یک طلبه‌ی کوچک، نیازی به حمایت فردی یا چاپلوسی از کسی ندارم. اگر از رهبری سخن می‌گویم، از رهبر نظام سخن نمی‌گویم، بلکه از نماد ایستادگی یک ملت ، از عصاره‌ی خون شهیدان، و از عقلانیتی برخاسته از حکمت اسلامی و تجربه‌ی تاریخی دفاع می‌کنم؛ و این دفاع نه از سر ترس یا منفعت، که از سر باور و برهان است. می‌دانم که گاه، ایستادن در مسیر نور، موجب می‌شود سایه‌ها بر ما سنگ بیندازند؛ اما نور، از سنگ نمی‌هراسد. آن‌که در برابر استدلال، زبان به فحاشی می‌گشاید، نشان داده که دیگر در زمین علم و منطق بازنده شده است و ناچار، از پنجره تحقیر وارد شده تا زخم شکست فکری خود را مرهمی کودکانه بگذارد. من به سهم خود، وظیفه دارم پاسدار ادب در گفت‌وگو باشم؛ حتی اگر مخالفم، زبانش به ناسزا آلوده شود. چرا که رسول رحمت (ص) فرمودند: المؤمن لیس بالطعّان ولا باللّعّان ولا الفاحش و لا البذیء (مؤمن نه طعنه‌زن است، نه نفرین گر، نه زشت‌گو و نه بددهن) اگر مخالفی برای پرسش آمد، پاسخش خواهم گفت؛ اما اگر کسی برای فحش آمد، فقط خود را رسوا کرده است. ✅ و در پایان، از جناب‌عالی بابت تذکر عالمانه‌تان سپاسگزارم؛ شما نشان دادید که روشنفکری واقعی، در وقار و ادب متجلی می‌شود، نه در ادعای پر سر و صدا و پرخاشگرانه. ✍️ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5830
طلوع فکر و اندیشه
🔴 سلام بر شما ؛ از اینکه با دقت به محتوای نوشته‌های بنده توجه داشته‌اید سپاسگزارم، اما در عین حال، نقد شما و تحلیل‌تان را نیز به دیده‌ی تأمل می‌نگرم. اما چند نکته را ناگزیرم یادآور شوم : 🔹 نخست آنکه : اگر واژه‌هایی مانند تسخیر ذهن یا وجدان خفته را تعبیر به استعلاء می‌کنید، پس چگونه از ادبیات بزرگان دین که با همین عبارات (و گاه تندتر) مردم را خطاب قرار می‌دادند، عبور می‌کنید؟ آیا پیامبران و مصلحان، صرفاً برای دل شنوندگان حرف می‌زدند یا برای برانگیختن اندیشه و اصلاح نگرش؟ بنده نه خود را پیامبر می‌دانم، نه مرشد مطلق، اما نمی‌توانم وقتی می‌بینم مفاهیم بنیادین تحریف یا تحقیر می‌شوند، ساکت بمانم. 🔹 دوم آنکه: گفت‌وگو، همیشه به معنای کوتاه‌آمدن از اصول نیست؛ گاه صراحت در بیان، نوعی صداقت است. اگر در کلامم صراحتی بوده، این را می‌توان نقد کرد، اما تعبیر به موعظه از بالا، چیزی جز تعبیر ذهنی شما نیست. اینکه در برابر استدلال، به شخصیت‌خوانی و نیت‌خوانی و واژه‌کاوی عاطفی روی می‌آورید، خودش نوعی مغالطه است که نامش را گذاشته‌اید : نقد. 🔹 سوم آنکه: کسی که می‌کوشد حتی در شدیدترین حملات، اهل توهین و تحقیر نشود، ولو دچار ضعف در بیان باشد، از نظر من، هنوز اهل گفت‌وگوست؛ اما کسی که با چند واژه، تمام اندیشه‌ی طرف مقابل را حرف‌های کلیشه‌ای منبری می‌نامد و او را به نخوت و کبر و حرص متهم می‌کند، دقیقاً همان چیزی را بروز می‌دهد که ظاهراً نقد می‌کند. بگذارید با مثالی ساده تمام کنم : اگر کسی در گرما بگوید هوا گرم است و دیگری بگوید تو از بالا حرف می‌زنی! چه کسی به تو اجازه داده درباره دمای هوا قضاوت کنی؟! این مشکل، در حقیقت مشکل دمای هوا نیست، بلکه نوعی حساسیت بیمارگونه به لحن، جایگاه و حتی شخصیت گوینده است. و این را در منطق، نوعی نقد غیرعقلانی و مبتنی بر روان‌پریشی گفتمانی می‌نامند. ■ پایان کلامم از جنس آغازش است : گفت‌وگو، تنها زمانی مجاز است که طرف مقابل مطابق سلیقه‌ی ما بنویسد، این دیگر گفت‌وگو نیست؛ این همان استبداد مزمن درون است که به قول جناب زارعی ، سال‌ها پیش دکتر سروش هم هشدارش را داده اند. اگر خواستید، دوباره بخوانید، این بار نه از سر عصبانیت، بلکه با نیت گفت‌وگو. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5836