eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
1.1هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1هزار ویدیو
34 فایل
حمایت و ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
طلوع فکر و اندیشه
🔴 به‌راستی، وقتی منطق تمام می‌شود، فحاشی آغاز می‌گردد. این‌که شما گفت‌وگو را با تشبیهات موهن حیوانی ادامه می‌دهید، نه توهینی به من، بلکه سند روشنی است بر درماندگی اندیشه و بی‌پناهی منطق‌تان است. کسی که به‌جای برهان، دم تکان دادن را ادبیات بحث قرار می‌دهد، پیش از آن‌که دیگران را تحقیر کند، خودش را از شأن گفتگو ساقط کرده است. من اگر از رهبری دفاع می‌کنم، نه از روی جیره‌خواری یا فرمان‌برداری کور، بلکه از سر باور، استدلال، و شناخت دقیق تاریخی، فقهی، و سیاسی است. بله، من از یک رهبر حمایت می‌کنم که در برابر صدها قدرت جهانی ایستاده، نه از سیاست‌مدارانی که با چشم اشاره دشمن به ملت خود خنجر می‌زنند. ادبیاتی که شما به کار می‌گیرید، بیشتر شبیه فریادهای کسی است که دیگر چیزی برای عرضه ندارد. اگر اندیشه‌ای داری، ارائه کن؛ اگر استدلالی داری، بفرما. اما اگر جز هوار بی‌مایه و توهین‌نامه‌ای کودکانه چیزی در چنته نداری، بدان که از مسیر انسانیت خارج شده‌ای و این منطق شما در هیچ دستگاهی پذیرفته نمی شود. در فرهنگ ما، حتی مخالف را با احترام پاسخ می‌دهند. شما اما مخالف را با حیوان مقایسه می‌کنی. این تفاوت منطق ماست با منطق شما. والسلام. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5830
📜 نامه‌ای به دانش‌آموزان عزیز سراسر کشور بسم الله الرحمن الرحیم فرزندان عزیز ایران اسلامی؛ آینده‌سازان وطن شما امیدهای امروز و سازندگان فردای این سرزمین هستید. در زمانی زندگی می‌کنیم که سرعت تحولات فرهنگی، اجتماعی، رسانه‌ای و علمی، بیش از هر دوره‌ای در تاریخ بشر است. در چنین عصری، وظیفه شما تنها درس خواندن نیست؛ بلکه رسالتی بزرگ‌تر و مقدس‌تر بر دوش شما نهاده شده است. ✅ مراقبت از کشور، بزرگ‌ترین وظیفه نسل شماست. ایران، این سرزمین شهیدان، نیازمند جوانانی است که دل در گرو پیشرفت آن دارند و در برابر هجمه‌های بیرونی و تهدیدات درونی، چون سدی آهنین بایستند. ✅ حمایت از ارزش‌های الهی و انسانی، همچون صداقت، عدالت، پاک‌دستی، حیا، حجاب، راست‌گویی و دفاع از مظلوم، از مهم‌ترین شاخصه‌های یک دانش‌آموز متعهد است. مبادا در برابر بی‌تفاوتی‌ها یا بی‌ارزشی‌های تحمیل‌شده، سکوت کنید؛ شما وارثان یک تمدن هستید، نه تماشاچیان افول آن. ✅ ارتقای سواد رسانه‌ای امروزه ضرورتی حیاتی است. هر کلیپ، هر پست، هر خبر و هر تصویر، می‌تواند ذهنی را منحرف یا روحی را بیدار کند. بیاموزید چگونه ببینید، چگونه بشنوید، و چگونه تحلیل کنید. ✅ کسب انواع مهارت‌ها از جمله مهارت‌های زندگی، ارتباط مؤثر، تفکر انتقادی، برنامه‌ریزی، کارآفرینی و خودشناسی، ضامن موفقیت شما در آینده است. امروز، موفقیت دیگر فقط در نمره‌ها خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در توانایی زیستن باعزت و اثربخش است. ❌ عدم وادادگی و استحاله فرهنگی از اساسی‌ترین هشدارهایی است که باید جدی بگیرید. آنان که می‌خواهند هویت ایرانی و اسلامی شما را بگیرند، از در دوستی وارد می‌شوند. مراقب باشید: هر آنچه لبخند می‌زند، دلسوز نیست. ✅ درایت و هوشیاری در انتخاب دوست، مصرف رسانه، هدف‌گذاری زندگی، مسیر تحصیلی، سبک پوشش و حتی تفریح، نشانه‌های یک نوجوان و جوان آگاه است. امروز باید بصیرت داشت؛ یعنی فراتر از ظاهر دیدن و پشت‌پرده‌ها را شناختن. فرزندان عزیز ، این راه را نسل‌هایی طی کردند که با دستان خالی، اما با ایمانی سرشار، از این خاک دفاع کردند. امروز شما باید با قلم، اندیشه و هوشیاری، پاسدار آن امانت باشید. ✅ بیایید با هم عهد ببندیم که : 🎯 اهل فهم و تحلیل باشیم؛ 🎯 به هویت خود افتخار کنیم؛ 🎯 در برابر ظلم ساکت نباشیم؛ 🎯 از خاک و ایمان‌مان مراقبت کنیم؛ 🎯 و با علم، مهارت، ادب و اخلاق، جهانی را متأثر کنیم. از شما انتظار می‌رود نه فقط دانش‌آموز، بلکه دانش‌ورز، اخلاق‌مدار، تحلیل‌گر و سرباز فرهنگی کشور باشید. با مهر و امید ✍️ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5832
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب آقای زارعی بزرگوار سلام بر شما و درود بر اندیشه‌ای که حتی در میانه موج‌های تند و طوفان‌های توهین، راه تعقل و انصاف را گم نمی‌کند. اشاره سنجیده شما به سخن دکتر سروش – آن‌گاه که گفتند ما ایرانیان نوعی استبداد درون‌زاد داریم – فقط یک هشدار تاریخی نیست، بلکه پرده‌ای است از واقعیتی که امروز پیش چشم ماست: وقتی گفت‌وگو با تمسخر جایگزین می‌شود، و منطق با هتاکی معاوضه می‌گردد، آن‌چه قربانی می‌شود، حقیقت است، نه طرف مقابل. من، به‌عنوان یک طلبه‌ی کوچک، نیازی به حمایت فردی یا چاپلوسی از کسی ندارم. اگر از رهبری سخن می‌گویم، از رهبر نظام سخن نمی‌گویم، بلکه از نماد ایستادگی یک ملت ، از عصاره‌ی خون شهیدان، و از عقلانیتی برخاسته از حکمت اسلامی و تجربه‌ی تاریخی دفاع می‌کنم؛ و این دفاع نه از سر ترس یا منفعت، که از سر باور و برهان است. می‌دانم که گاه، ایستادن در مسیر نور، موجب می‌شود سایه‌ها بر ما سنگ بیندازند؛ اما نور، از سنگ نمی‌هراسد. آن‌که در برابر استدلال، زبان به فحاشی می‌گشاید، نشان داده که دیگر در زمین علم و منطق بازنده شده است و ناچار، از پنجره تحقیر وارد شده تا زخم شکست فکری خود را مرهمی کودکانه بگذارد. من به سهم خود، وظیفه دارم پاسدار ادب در گفت‌وگو باشم؛ حتی اگر مخالفم، زبانش به ناسزا آلوده شود. چرا که رسول رحمت (ص) فرمودند: المؤمن لیس بالطعّان ولا باللّعّان ولا الفاحش و لا البذیء (مؤمن نه طعنه‌زن است، نه نفرین گر، نه زشت‌گو و نه بددهن) اگر مخالفی برای پرسش آمد، پاسخش خواهم گفت؛ اما اگر کسی برای فحش آمد، فقط خود را رسوا کرده است. ✅ و در پایان، از جناب‌عالی بابت تذکر عالمانه‌تان سپاسگزارم؛ شما نشان دادید که روشنفکری واقعی، در وقار و ادب متجلی می‌شود، نه در ادعای پر سر و صدا و پرخاشگرانه. ✍️ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5830
طلوع فکر و اندیشه
🔴 سلام بر شما ؛ از اینکه با دقت به محتوای نوشته‌های بنده توجه داشته‌اید سپاسگزارم، اما در عین حال، نقد شما و تحلیل‌تان را نیز به دیده‌ی تأمل می‌نگرم. اما چند نکته را ناگزیرم یادآور شوم : 🔹 نخست آنکه : اگر واژه‌هایی مانند تسخیر ذهن یا وجدان خفته را تعبیر به استعلاء می‌کنید، پس چگونه از ادبیات بزرگان دین که با همین عبارات (و گاه تندتر) مردم را خطاب قرار می‌دادند، عبور می‌کنید؟ آیا پیامبران و مصلحان، صرفاً برای دل شنوندگان حرف می‌زدند یا برای برانگیختن اندیشه و اصلاح نگرش؟ بنده نه خود را پیامبر می‌دانم، نه مرشد مطلق، اما نمی‌توانم وقتی می‌بینم مفاهیم بنیادین تحریف یا تحقیر می‌شوند، ساکت بمانم. 🔹 دوم آنکه: گفت‌وگو، همیشه به معنای کوتاه‌آمدن از اصول نیست؛ گاه صراحت در بیان، نوعی صداقت است. اگر در کلامم صراحتی بوده، این را می‌توان نقد کرد، اما تعبیر به موعظه از بالا، چیزی جز تعبیر ذهنی شما نیست. اینکه در برابر استدلال، به شخصیت‌خوانی و نیت‌خوانی و واژه‌کاوی عاطفی روی می‌آورید، خودش نوعی مغالطه است که نامش را گذاشته‌اید : نقد. 🔹 سوم آنکه: کسی که می‌کوشد حتی در شدیدترین حملات، اهل توهین و تحقیر نشود، ولو دچار ضعف در بیان باشد، از نظر من، هنوز اهل گفت‌وگوست؛ اما کسی که با چند واژه، تمام اندیشه‌ی طرف مقابل را حرف‌های کلیشه‌ای منبری می‌نامد و او را به نخوت و کبر و حرص متهم می‌کند، دقیقاً همان چیزی را بروز می‌دهد که ظاهراً نقد می‌کند. بگذارید با مثالی ساده تمام کنم : اگر کسی در گرما بگوید هوا گرم است و دیگری بگوید تو از بالا حرف می‌زنی! چه کسی به تو اجازه داده درباره دمای هوا قضاوت کنی؟! این مشکل، در حقیقت مشکل دمای هوا نیست، بلکه نوعی حساسیت بیمارگونه به لحن، جایگاه و حتی شخصیت گوینده است. و این را در منطق، نوعی نقد غیرعقلانی و مبتنی بر روان‌پریشی گفتمانی می‌نامند. ■ پایان کلامم از جنس آغازش است : گفت‌وگو، تنها زمانی مجاز است که طرف مقابل مطابق سلیقه‌ی ما بنویسد، این دیگر گفت‌وگو نیست؛ این همان استبداد مزمن درون است که به قول جناب زارعی ، سال‌ها پیش دکتر سروش هم هشدارش را داده اند. اگر خواستید، دوباره بخوانید، این بار نه از سر عصبانیت، بلکه با نیت گفت‌وگو. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5836
🔴 سلام بر شما ؛ اگر قرار باشد تشابهات زیستی، فیزیولوژیکی یا سلولی، مبنای سنجش حقیقت، علم، یا انسانیت باشد، پس لابد فلاسفه، دانشمندان، پیامبران، و حتی پدر و مادر خودتان هم شبیه جلبک‌اند. اما آنچه انسان را از جلبک و حیوان جدا می‌کند، عقل، اخلاق، تفکر، و زبان است. طلبه، آخوند، روحانی یا هر کسی که با علم و تربیت انسان‌ها سر و کار دارد، ممکن است ضعیف یا قوی باشد، اما هیچ‌گاه با تحقیر و تمسخر پایین نمی‌رود؛ همان‌گونه که خورشید با پارس سگ‌ها خاموش نمی‌شود. ■ اگر جلبک بودن یعنی : صبح‌ها با قرآن و علم روزش را آغاز کردن، شب‌ها با درد مردم خوابیدن، بدون حقوق ثابت، در مسجد و مدرسه و بیمارستان و میدان جهاد حاضر شدن، پس خوشا به حال جلبک‌هایی که مرزهای عقل و انسانیت را شکافتند و دل‌ها را زنده کردند. و اگر کسی فکر می‌کند که با چنین الفاظ سخیفی، می‌تواند قله‌های باور و بینش را تخریب کند، باید بداند که این حمله‌ها، از ضعف فکری و درماندگی در برابر استدلال‌هاست؛ نه از قدرت. سخن شما نه توهین به من، بلکه آزمون شخصیت خودتان بود. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5838
طلوع فکر و اندیشه
🔴 آقای تاج‌زاده مدعی است که ولایت فقیه عامل فقر ملت و عقب‌ماندگی کشور است؛ اما این سخن نه تنها فاقد تحلیل عمیق از واقعیت‌های حاکم بر ساختار قدرت در ایران و منطقه است، بلکه دقیقاً صورت‌مسأله را وارونه جلوه می‌دهد. اگر حاکمیت ولایت فقیه مانع توسعه است، چرا در مقاطع کلیدی پس از انقلاب – مانند دوران بازسازی پس از جنگ، جهش علمی و هسته‌ای، نانو، پزشکی، دفاعی و حتی در رشد شاخص‌های سلامت و آموزش در مناطق محروم – بیشترین پیشرفت‌ها در بستر همین نظام محقق شد؟ و چرا در برابر دشمنان جهانی که با تحریم، ترور، کودتا و جنگ، در صدد فروپاشی این ملت‌اند، این ساختار توانسته با کمترین هزینه‌ی فروپاشی اجتماعی، انسجام درونی خود را حفظ کند؟ شما می‌گویید که مشکل، اولویت جبهه مقاومت است. آیا واقعاً حمایت از محور مقاومت و ممانعت از پیش‌روی اسرائیل و داعش به سمت مرزهای ایران، ضربه به ملت است؟! یا دقیق‌تر بگوییم: آیا امنیت بدون عمق راهبردی امکان‌پذیر است؟! تاریخ نزدیک سوریه، عراق و افغانستان نشان داده که ملتی که در جغرافیای منطقه خود قدرت نداشته باشد، به‌سرعت تبدیل به قربانی می‌شود. ولایت فقیه، با همه انتقادهایی که ممکن است به عملکرد برخی نهادهای اجرایی وارد باشد، توانسته امنیت پایدار و استقلال استراتژیک ایران را در برابر یک اجماع جهانی دشمن‌محور حفظ کند. حذف آن، نه دروازه‌ی توسعه، بلکه آغاز پروژه لیبی‌سازی ایران است. اما درباره حجاب اجباری و حصر ، نمی‌توان بحث حقوقی و فلسفی را با سلبی‌نگری سیاسی خلط کرد. هیچ نظام سیاسی‌ای در جهان بدون خطوط قرمز فرهنگی و سیاسی دوام نمی‌آورد؛ همان‌طور که در فرانسه‌ی مدعی آزادی، استفاده از حجاب در مدارس ممنوع و توهین به پیامبر اسلام مجاز است! مگر آمریکا مخالفانش را در گوانتانامو و با قانون پاتریوت اَکت سرکوب نکرد؟ بنابراین، خط قرمز داشتن به‌خودی‌خود ضدمردمی نیست؛ مهم این است که آن خط قرمز برآمده از منافع ملت باشد یا بر اساس منافع قدرت‌های خارجی. اما اصل ماجرا اینجاست: چرا تاج‌زاده و امثال او، ناکارآمدی بخشی از مدیران اجرایی، فساد در بعضی نهادها، یا ضعف‌های ساختاری را یکسره به حساب ولی‌فقیه می‌نویسند؟! مگر رهبر انقلاب بارها در سخنرانی‌ها بر جوان‌گرایی، مبارزه با فساد، لزوم عدالت اقتصادی و شایسته‌سالاری تأکید نکرده‌اند؟! مگر انتخاب وزرا، مدیریت اقتصادی، سیاست‌گذاری‌های روزمره در دست دولت‌ها و مجلس‌هایی نبوده که عمدتاً منتخب مستقیم مردم و اکثرا هم دست اصلاح طلبان بوده‌اند؟! نقد حاکمیت باید باشد، اما با انصاف و تفکیک دقیق سطوح مسئولیت. بنابراین ؛ اگر رهبری نبود که در ماجرای جنگ، فتنه‌ها، تحریم‌ها، و ترور دانشمندان ایستاد، معلوم نبود امروز ایران در چه وضعیتی بود. می‌توان به اصلاح در حکمرانی اندیشید، اما حذف ستون‌ فکری و راهبردی نظام، یعنی حذف عقلانیت جمعی و افتادن در دامن قدرت‌های بی‌رحم جهانی. این نه راه نجات ملت، بلکه همان مرگ با چشمان باز است. آنکه ولی‌فقیه را مانع می‌داند، باید بگوید بدیلش چیست؟ و آیا آن بدیل واقعاً ایران را به سمت پیشرفت می‌برد یا به سمت قیمومیت غربی و تجزیه‌ی تدریجی؟ ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5840