طلوع فکر و اندیشه
🔴 آقای تاجزاده مدعی است که ولایت فقیه عامل فقر ملت و عقبماندگی کشور است؛ اما این سخن نه تنها فاقد تحلیل عمیق از واقعیتهای حاکم بر ساختار قدرت در ایران و منطقه است، بلکه دقیقاً صورتمسأله را وارونه جلوه میدهد. اگر حاکمیت ولایت فقیه مانع توسعه است، چرا در مقاطع کلیدی پس از انقلاب – مانند دوران بازسازی پس از جنگ، جهش علمی و هستهای، نانو، پزشکی، دفاعی و حتی در رشد شاخصهای سلامت و آموزش در مناطق محروم – بیشترین پیشرفتها در بستر همین نظام محقق شد؟ و چرا در برابر دشمنان جهانی که با تحریم، ترور، کودتا و جنگ، در صدد فروپاشی این ملتاند، این ساختار توانسته با کمترین هزینهی فروپاشی اجتماعی، انسجام درونی خود را حفظ کند؟
شما میگویید که مشکل، اولویت جبهه مقاومت است. آیا واقعاً حمایت از محور مقاومت و ممانعت از پیشروی اسرائیل و داعش به سمت مرزهای ایران، ضربه به ملت است؟! یا دقیقتر بگوییم: آیا امنیت بدون عمق راهبردی امکانپذیر است؟! تاریخ نزدیک سوریه، عراق و افغانستان نشان داده که ملتی که در جغرافیای منطقه خود قدرت نداشته باشد، بهسرعت تبدیل به قربانی میشود. ولایت فقیه، با همه انتقادهایی که ممکن است به عملکرد برخی نهادهای اجرایی وارد باشد، توانسته امنیت پایدار و استقلال استراتژیک ایران را در برابر یک اجماع جهانی دشمنمحور حفظ کند. حذف آن، نه دروازهی توسعه، بلکه آغاز پروژه لیبیسازی ایران است.
اما درباره حجاب اجباری و حصر ، نمیتوان بحث حقوقی و فلسفی را با سلبینگری سیاسی خلط کرد. هیچ نظام سیاسیای در جهان بدون خطوط قرمز فرهنگی و سیاسی دوام نمیآورد؛ همانطور که در فرانسهی مدعی آزادی، استفاده از حجاب در مدارس ممنوع و توهین به پیامبر اسلام مجاز است! مگر آمریکا مخالفانش را در گوانتانامو و با قانون پاتریوت اَکت سرکوب نکرد؟ بنابراین، خط قرمز داشتن بهخودیخود ضدمردمی نیست؛ مهم این است که آن خط قرمز برآمده از منافع ملت باشد یا بر اساس منافع قدرتهای خارجی.
اما اصل ماجرا اینجاست: چرا تاجزاده و امثال او، ناکارآمدی بخشی از مدیران اجرایی، فساد در بعضی نهادها، یا ضعفهای ساختاری را یکسره به حساب ولیفقیه مینویسند؟! مگر رهبر انقلاب بارها در سخنرانیها بر جوانگرایی، مبارزه با فساد، لزوم عدالت اقتصادی و شایستهسالاری تأکید نکردهاند؟! مگر انتخاب وزرا، مدیریت اقتصادی، سیاستگذاریهای روزمره در دست دولتها و مجلسهایی نبوده که عمدتاً منتخب مستقیم مردم و اکثرا هم دست اصلاح طلبان بودهاند؟! نقد حاکمیت باید باشد، اما با انصاف و تفکیک دقیق سطوح مسئولیت.
بنابراین ؛ اگر رهبری نبود که در ماجرای جنگ، فتنهها، تحریمها، و ترور دانشمندان ایستاد، معلوم نبود امروز ایران در چه وضعیتی بود. میتوان به اصلاح در حکمرانی اندیشید، اما حذف ستون فکری و راهبردی نظام، یعنی حذف عقلانیت جمعی و افتادن در دامن قدرتهای بیرحم جهانی. این نه راه نجات ملت، بلکه همان مرگ با چشمان باز است. آنکه ولیفقیه را مانع میداند، باید بگوید بدیلش چیست؟ و آیا آن بدیل واقعاً ایران را به سمت پیشرفت میبرد یا به سمت قیمومیت غربی و تجزیهی تدریجی؟
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5840
طلوع فکر و اندیشه
🔴 پاسخ شما بیش از آنکه یک استدلال باشد، عصبانیتی سطحی و بیپشتوانه است. اتهامزنی کلی به روحانیت و دینداران، نه تنها مسألهای را حل نمیکند، بلکه نشان میدهد که هنوز بین نقد و نفرتپراکنی تفاوتی قائل نیستید.
شما میفرمایید روحانیت ۵۰ ساله مردم را به فلاکت کشانده ؛ اجازه دهید به جای شعار، با عقل و عدد صحبت کنیم:
اگر منظورتان روحانیت پس از انقلاب است، باید بپرسید کدام بخش از فلاکت را میگویید؟ حفظ استقلال کشور؟ رشد علمی و دانشگاهی؟ گسترش خدمات درمانی و آموزشی حتی به روستاهای دوردست؟ همین حالا صدها هزار روحانی در مناطق محروم بدون دستمزد، در حال خدمتاند؛ آیا این هم شر است؟ یا نکند فلاکت واقعی آن است که دین نباشد و بیهویتی فرهنگی حاکم شود؟!
بحرانها و مشکلات اقتصادی و مدیریتی را نباید به حساب دین گذاشت. بلکه اینها حاصل سوءمدیریت برخی انسانهاست؛ چه در لباس روحانی، چه کت و شلوار غربی. مگر آمریکا و اروپا با آنهمه سرمایهداری و تکنوکراسی، بدون مشکلاند؟ مگر در کشورهای لائیک، فساد کمتر است؟ چرا فلاکت آن کشورها را به پای سکولاریسم نمینویسید؟!
اتفاقاً این دین و نهاد روحانیت بود که در برابر دیکتاتوری شاه ایستاد، که حامی آمریکا بود. این دینداران بودند که با جان خود، انقلاب را حفظ کردند؛ همانهایی که شاید شما امروز از پشت کیبورد، به آسانی ناسزا میگوییدشان!
البته خطا وجود دارد، و باید هم گفته شود. اما شما راهِ نقد را با راهِ عقدهگشایی اشتباه گرفتهاید. چون کسی خطا کرد، دلیل نمیشود اصل روحانیت، دین، نماز، یا قرآن را زیر سؤال برد. این، همان مغالطهای است که در صدر اسلام هم دشمنان پیامبر میکردند: چون یک مسلمان گناه کرد، پس اسلام بد است؟!
✅ یک توصیه برادرانه :
اگر واقعاً به فکر سعادت مردم هستید، پیشنهاد و اصلاح بدهید، نه توهین و تحقیر. اگر نمیتوانید چیزی بهتر از دین عرضه کنید، دستکم به مقدسات میلیونها انسان بیاحترامی نکنید.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5842
طلوع فکر و اندیشه
🔴 پاسخ شما نه تحلیل است، نه نقد؛ بلکه خشمِ بیسامان است که در قالب شعار تخلیه میشود. اگر فقر و فلاکت، دلیل نفی دین و دینداری بود، پس باید تمام تاریخ بشریت را بیدین و تهی از معنا اعلام میکردیم؛ چون رنج اقتصادی در همه زمانها بوده، هست و خواهد بود؛ با دین و بیدین، با شاه و جمهور.
■ شما میفرمایید نیاز به عدد و تحلیل نیست، چون میدانید اگر وارد تحلیل شویم، معلوم میشود بسیاری از دردهایی که به نام روحانیت فریاد میزنید، از بیتدبیری مدیرانیست که هیچ ربطی به لباس دین ندارند.
■ اگر قرار بود با دیدن چند چاله خیابان یا تورم بازار، اصل دین زیر سؤال برود، پس باید با دیدن جنگهای جهانی، بمباران اتمی، نسلکشیها و بحرانهای اخلاقی غرب، کل تمدن مدرن را زیر خاک میکردیم. چرا آنجا تحلیل لازم است، ولی اینجا مزخرفات؟!
■ فقر هست، بله. ولی ریشه فقر را در دوری از دین جستوجو کنید، نه در دین. مگر دین گفته مردم را گرانفروش کنید؟ ربا بگیرید؟ احتکار کنید؟ مگر روحانیت مردم را به کمکاری و دروغ و طمع دعوت کرده؟ اگر واقعاً به قرآن عمل میشد، آیا فقر و ظلم اینگونه میماند؟ یا عدالت، امانتداری، و انفاق جای حرص و دزدی را میگرفت؟
■ حقیقت این است که شما به جای نقد سیستم یا اصلاح وضع، در حال پاک کردن صورتمسألهاید. همانطور که بیماران از پزشک فرار میکنند، چون نسخهاش تلخ است، شما هم از حرف حساب، به توهین پناه بردهاید. اما بدانید هیچ حقیقتی با فحاشی نمیمیرد، و هیچ فحاشی حقیقت نمیآفریند.
✅ یک جمله پایانی برایتان دارم ؛ اگر حرف حق، مزخرف بهنظر میرسد، شاید باید آینه را تمیز کرد، نه آنکه آن را شکست.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5844
🔴 وقتی طلبه انقلابی از آزمون استخدامی حذف میشود و درسهایی چون مطهری، وصیتنامه حاج قاسم و جدال دو اسلام از محتوا کنار میروند،
فقط یک استخدام محدود نمیشود؛ بلکه ذهن نسل آینده را از هویت تهی میکنند
این نه اصلاح، بلکه #سکولاریزهکردن خزنده آموزش در کشور اسلامی است.
#آموزش_و_پرورش
#طلاب
#نفوذ_فرهنگی
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5846
طلوع فکر و اندیشه
🔴 پاسخ شما نه نقد است، نه تحلیل، نه حتی گفتوگوی انسانی؛ بلکه عصبانیتیست که جز اهانت، سلاحی ندارد. اما بدانید: هرچه سطح استدلال پایینتر میآید، حجم توهین بیشتر میشود؛ و این دقیقاً همانجاییست که مخاطب عاقل، به جای واکنش، لبخند میزند.
■ شما میفرمایید : چیزی که عیان است، چه حاجت به بیان است؛ بله، درست است. عیان است که فقر هست، ولی نه به خاطر دین؛ به خاطر بیدینی در رفتار مدیران، دروغها، فسادها، اختلاسها، و دنیاطلبیهایی که دین آنها را حرام کرده، ولی برخی با ریش و کراوات، آن را حلال جلوه دادهاند.
■ گفتید دین دیگر جایی در ایران ندارد. این گزاره را شما گفتید، نه ملت ایران. اگر دین جایی ندارد، پس این خیل عظیم زائران اربعین، این شبهای قدر، این میلیونها نفر که به محتوای دینی گوش میدهند، چه هستند؟ سایههای توهم شما؟
■ گفتید شما در جایگاه تشخیص حق نیستید.
سؤال این است: آیا شما هستید؟ چه کسی به شما این حق را داده که با همین جمله، خود را در موضع داوری و دیگری را بیمار بخوانید؟ حق را از کجا میسنجید؟ با عقل؟ با دل؟ با تجربه؟ دین از همین ابزارها استفاده میکند، با این تفاوت که شما از آنها برای حذف دین بهره میگیرید، و ما برای کشف حقیقت.
■ و اما اتهام بیمار بودن ؛ اگر کسی با دلیل و منطق حرف بزند، اما پاسخ بشنود : تو مریضی ، آنکه درگیر فرافکنیست، خودش است، نه طرف مقابل. این دقیقاً نشانهی تمام شدن منطق است، و آغاز فریاد.
✅ ما به جای اینکه مردم را دشمن فرض کنیم، به درمان درد فکر میکنیم. شما اما به جای درمان، به سرزنش و تخریب مشغولید؛ مثل کسی که به جای خاموش کردن آتش، با مشت به آتشنشان حمله میکند.
و جملهی پایانی شما هم یک آینه دیگر میطلبد:
کسی که آینه را دوست ندارد، معمولاً از دیدن چهره خودش ناراحت است، نه از آینه.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5847
طلوع فکر و اندیشه
🔴 شما فرمودید: شماها غیر از فساد، دزدی، رانت و حرامخواری چیزی ندارید.
آیا با این گزاره، همهی متدینین، علما، طلاب و مؤمنان تاریخ و حال را به یک چوب میرانید؟ پس با همین منطق، آیا اگر در میان پزشکان، مهندسان، اساتید دانشگاه یا حتی روشنفکران هم، فرد فاسدی یافت شود، باید گفت : شماها همه...؟
این شیوهی قضاوت، نه علمیست، نه عادلانه. همان قرآن و دینی که ما به آن استناد میکنیم، فساد را محکوم کرده؛ اما شما به جای محکوم کردن فاسد ، آمدهاید و کل یک جریان فکری و اعتقادی را حذف کردهاید. این پاککردن صورتمسئله است، نه حل آن.
■ گفتید: شما ریش دارید ولی ریشه ندارید.
اولاً، ما ریش را دلیل حقانیت نمیدانیم؛ آن را نشانهای از سنت پیامبر (ص) میدانیم. اما اگر کسی بخواهد از ظاهر افراد نتیجه باطل بگیرد، به همان اندازه سطحی است که کسی با دیدن کراوات، فوراً بگوید طرف غربزده است. نه کراوات نشانهی گناه است، نه ریش نشانهی عصمت. باید با معیار عقل و اخلاق، افراد را سنجید.
و دوم، ریشه را نه با ظاهر میسنجند و نه با شعار. آنکه سالهاست در کنار مردم، در مناطق محروم، در دفاع مقدس، در امداد رسانی، در تربیت و آموزش جوانان حضور دارد، ریشهدار است، نه آنکه از پشت صفحه مجازی فقط ناسزا میفرستد.
■ گفتید: اعتقاد، شخصیست و ربطی به آخوند و ملا ندارد.
بله، اعتقاد ریشه در قلب دارد، اما آیا کسی که درباره قلب و روان چیزی نمیداند، میتواند ادعا کند که نسخهی صحیح ایمان را میشناسد؟ همانطور که سلامت جسم را از طبیب میپرسند، سلامت روح را هم باید از متخصص دین پرسید.
هیچکس نگفته واسطهی بین مردم و خدا هستیم؛ اما وقتی مردم سؤالات دینی دارند، خودشان سراغ عالم دین میروند. همانطور که بیمار سراغ پزشک میرود. این نه سلطه است، نه واسطهگری؛ بلکه خدمت است.
■ گفتید: شما بر هم زنندهی اعتقادات مردم هستید.
آیا دعوت به نماز، روزه، عدالت، صداقت و اخلاق، بر هم زدن اعتقادات است؟ اگر کسی با نام دین، خلاف دین عمل کرده، آیا راهحلش کنار گذاشتن دین است؟ یا پاکسازی صف دین از مدعیان دروغین؟
ما نیز با شما همدردیم از فساد و تبعیض. اما فرق ما این است که به جای انکار اصل، دنبال اصلاح هستیم؛ و این همان کاری است که انبیا و اولیا کردهاند.
■ و اما اینکه گفتید: شما خودِ شیطاناید.
این جمله، بیش از آنکه توصیفی از ما باشد، آیینهایست برای خودتان. هرگاه کسی به جای نقد، به ناسزا پناه ببرد، یعنی استدلالش ته کشیده. اگر کسی به جای گفتوگو، با انگ و اتهام صحبت کند، دیگر مخاطب او نیست که باید شرم کند، بلکه خود اوست که باید بازنگری کند.
✅ ما هنوز هم آماده گفتوگوی محترمانهایم؛ نه برای اینکه نظر شما را تحمیل کنیم، بلکه برای اینکه باهم، حقیقت را کشف کنیم. اگر روزی رسید که به جای شما بدید ، گفتید : چه باید کرد؟ ، آن روز گفتوگویمان آغاز میشود.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/5851