eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
1.1هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1هزار ویدیو
34 فایل
حمایت و ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
طلوع فکر و اندیشه
🔴 شما فرمودید: شماها غیر از فساد، دزدی، رانت و حرام‌خواری چیزی ندارید. آیا با این گزاره، همه‌ی متدینین، علما، طلاب و مؤمنان تاریخ و حال را به یک چوب می‌رانید؟ پس با همین منطق، آیا اگر در میان پزشکان، مهندسان، اساتید دانشگاه یا حتی روشنفکران هم، فرد فاسدی یافت شود، باید گفت : شماها همه...؟ این شیوه‌ی قضاوت، نه علمی‌ست، نه عادلانه. همان قرآن و دینی که ما به آن استناد می‌کنیم، فساد را محکوم کرده؛ اما شما به جای محکوم کردن فاسد ، آمده‌اید و کل یک جریان فکری و اعتقادی را حذف کرده‌اید. این پاک‌کردن صورت‌مسئله است، نه حل آن. ■ گفتید: شما ریش دارید ولی ریشه ندارید. اولاً، ما ریش را دلیل حقانیت نمی‌دانیم؛ آن را نشانه‌ای از سنت پیامبر (ص) می‌دانیم. اما اگر کسی بخواهد از ظاهر افراد نتیجه باطل بگیرد، به همان اندازه سطحی است که کسی با دیدن کراوات، فوراً بگوید طرف غرب‌زده است. نه کراوات نشانه‌ی گناه است، نه ریش نشانه‌ی عصمت. باید با معیار عقل و اخلاق، افراد را سنجید. و دوم، ریشه را نه با ظاهر می‌سنجند و نه با شعار. آن‌که سال‌هاست در کنار مردم، در مناطق محروم، در دفاع مقدس، در امداد رسانی، در تربیت و آموزش جوانان حضور دارد، ریشه‌دار است، نه آن‌که از پشت صفحه مجازی فقط ناسزا می‌فرستد. ■ گفتید: اعتقاد، شخصی‌ست و ربطی به آخوند و ملا ندارد. بله، اعتقاد ریشه در قلب دارد، اما آیا کسی که درباره قلب و روان چیزی نمی‌داند، می‌تواند ادعا کند که نسخه‌ی صحیح ایمان را می‌شناسد؟ همان‌طور که سلامت جسم را از طبیب می‌پرسند، سلامت روح را هم باید از متخصص دین پرسید. هیچ‌کس نگفته واسطه‌ی بین مردم و خدا هستیم؛ اما وقتی مردم سؤالات دینی دارند، خودشان سراغ عالم دین می‌روند. همان‌طور که بیمار سراغ پزشک می‌رود. این نه سلطه است، نه واسطه‌گری؛ بلکه خدمت است. ■ گفتید: شما بر هم زننده‌ی اعتقادات مردم هستید. آیا دعوت به نماز، روزه، عدالت، صداقت و اخلاق، بر هم زدن اعتقادات است؟ اگر کسی با نام دین، خلاف دین عمل کرده، آیا راه‌حلش کنار گذاشتن دین است؟ یا پاک‌سازی صف دین از مدعیان دروغین؟ ما نیز با شما هم‌دردیم از فساد و تبعیض. اما فرق ما این است که به جای انکار اصل، دنبال اصلاح هستیم؛ و این همان کاری است که انبیا و اولیا کرده‌اند. ■ و اما اینکه گفتید: شما خودِ شیطان‌اید. این جمله، بیش از آن‌که توصیفی از ما باشد، آیینه‌ای‌ست برای خودتان. هرگاه کسی به جای نقد، به ناسزا پناه ببرد، یعنی استدلالش ته کشیده. اگر کسی به جای گفت‌وگو، با انگ و اتهام صحبت کند، دیگر مخاطب او نیست که باید شرم کند، بلکه خود اوست که باید بازنگری کند. ✅ ما هنوز هم آماده گفت‌وگوی محترمانه‌ایم؛ نه برای این‌که نظر شما را تحمیل کنیم، بلکه برای این‌که باهم، حقیقت را کشف کنیم. اگر روزی رسید که به جای شما بدید ، گفتید : چه باید کرد؟ ، آن روز گفت‌وگوی‌مان آغاز می‌شود. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/5851
طلوع فکر و اندیشه
🔴 سلام علیکم ؛ پیامتان آمیخته‌ای بود از زخم زبان، قضاوت شتاب‌زده و حمله‌ای پنهان به کلیت نظام. اما از آن‌جا که ادب اختلاف و حکمت جدال احسن در فرهنگ ما ریشه دارد، ناچارم با استدلال سخن گویم، نه با احساسات و طعنه‌ها. اولاً: دفاع بنده از شخصیت‌های دینی یا مسئولان، هرگز مطلق‌گرایانه نبوده و نیست. حمایت از آقای صدیقی ـ صرف‌نظر از مسائل خانوادگی وی که هنوز ابعاد آن روشن و قطعی نیست ـ به سبب جایگاه ایشان در ترویج معارف دینی، خطبه‌های روشنگرانه و دفاع‌های ایشان از اصول انقلاب بوده، نه حمایت کورکورانه از یک فرد یا خانواده. ثانیاً: اگر فرزندی از یک عالم دینی مرتکب خطا شده باشد، در منطق اهل ایمان، خطای فرد را نباید به پای پدر نوشت. مگر در تاریخ کم داشته‌ایم پدرانی اهل صلاح و فرزندانی اهل انحراف؟ مگر پسر نوح (ع) درس عبرت مؤمنان نیست؟ آیا از این رخدادها باید برای تخریب نظام یا روحانیت سوءاستفاده کرد؟ این، همان مغالطه‌ی تعمیم نارواست. ثالثاً: آن‌چه شما فهم و شعور مردم نام بردید، دقیقاً همان چیزی است که امروز اجازه نمی‌دهد هر شایعه، هر تیتر جنجالی، و هر بازی رسانه‌ای دشمن، بی‌پاسخ بماند. مردم، فرق خطا و خیانت را می‌فهمند. فرق اصل نظام با خطای افراد را نیز. رابعاً: اگر حمایت‌های گذشته‌ی ما، ناشی از شناخت عملکرد دینی و انقلابی افراد بوده، نه تنها خطا نبوده، بلکه وظیفه‌ی شرعی و انقلابی‌مان بوده است. بر عکس، بی‌تفاوتی و سکوت در برابر جریانات تخریبی و هجمه‌های بی‌منطق، خیانت به حقیقت است. خامساً: اگر گمان کرده‌اید که با چند جمله‌ی احساسی می‌توان باور یک طلبه‌ی تحلیل‌گر را به بازی گرفت، باید عرض کنم که اینجا عرصه‌ی جدال اهل منطق است، نه زمین بازی شبهات فضای مجازی. در پایان، جمله‌ای از امام خمینی (ره) را هدیه می‌دهم: ما مأمور به تکلیفیم، نه نتیجه. حمایت از حق، حتی اگر به ظاهر به ضرر ما تمام شود، باز هم فوز عظیم است. و اگر نقدی علمی و مستدل دارید، نه طعن و تهمت و تعبیرات سخیف، بسم‌الله. اما اگر تنها بر موج احساسات سوار شده‌اید، بدانید در دریای بصیرت مردم، این موج فرو خواهد نشست. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5852
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جمله‌ای که فرستادید، بیش از آن‌که نشانه‌ی عقلانیت باشد، تابلویی‌ست از ناتوانی در گفت‌وگو. اینکه با احمق‌ها بحث نکنید ؛ را سپر دفاعی قرار داده‌اید، یعنی منطق‌تان در میدان گفت‌وگو کم آورده، و حالا به جای پاسخ، دارید به توهین متوسل می‌شوید. اما این جمله مشهور، اگر دقیق فهم شود، اول از همه دامن خودِ گوینده‌اش را می‌گیرد. چون کسی که به‌جای پاسخ منطقی، طرف مقابل را احمق می‌نامد، در واقع دارد فریاد می‌زند که دیگر چیزی برای گفتن ندارد. بیایید فرض کنیم من همان احمقی باشم که شما گفتید. اگر حرفم به اندازه‌ای ضعیف بود، چرا نتوانستید با استدلال جوابش را بدهید؟ آیا مگر وظیفه‌ی عقلای قوم، هدایت نیست؟ پس چرا به‌جای راهبری، به سلاح تحقیر پناه بردید؟ آیا این سبکِ سخن، شایسته‌ی کسی‌ست که ادعای فهم و دانایی دارد؟ 🔹 پیامبر اسلام (ص) حتی با جاهلان قریش، با حلم و حکمت گفت‌وگو می‌کرد. 🔹 امیرالمؤمنین (ع) حتی در برابر خوارج، زبان استدلال گشود، نه ناسزا. بنابراین اگر گفت‌وگو با مخالف، شما را این‌قدر عصبانی کرده که زبان‌تان از استدلال به تحقیر پناه برده، بهتر است پیش از بحث با دیگران، ابتدا با خویشتن خودتان گفت‌وگو کنید. ✅ ما برای روشن‌گری آمده‌ایم، نه برای تحقیر؛ ✅ برای پاسخ آمده‌ایم، نه برای فحاشی. ✅ ما سطح بحث را بالا برده‌ایم، اگر کسی نمی‌تواند در آن سطح گفت‌وگو کند، مسئله از ناتوانی در فهم است، نه از کم‌عقلی مخاطب. ✍️ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5854
طلوع فکر و اندیشه
🔴 خانم محترمه، وقتی واژه‌هایتان دیگر توان استدلال ندارند و به فحاشی و نفرت‌پراکنی پناه می‌برند، نشان می‌دهد که منطق‌تان پیش از شما فرو ریخته است. شما در ظاهر از حق زنان و دختران کشته‌شده حرف می‌زنید، اما آن‌قدر در خشم خود گم شده‌اید که بدیهی‌ترین اصول اخلاق و انسانیت را زیر پا می‌گذارید. فحاشی، حتی اگر از داغ دل باشد، هرگز استدلال نمی‌آورد و ظلم را درمان نمی‌کند. اگر مخالف خشونتید، چرا با خشونت سخن می‌گویید؟ اکنون بیایید از احساسیات گذر کنیم و به عقلانیت بازگردیم : آیا رهبری باید برای هر جنایت فردی در کشور، موضع‌گیری رسانه‌ای داشته باشد؟ در کدام کشور دنیا رهبر نظامی با ۸۵ میلیون جمعیت، نسبت به هر قتل یا خودکشی یا جنایت فردی بیانیه می‌دهد؟ مگر نه اینکه نهادهای اجرایی، قانون‌گذار و قضایی مسئول رسیدگی‌اند؟ آیا شما حاضر‌ید مسئولیت فکری چنین ادعای غیرمنطقی را بپذیرید؟ ■ قتل‌های ناموسی پدیده‌ای ریشه‌دار و اجتماعی‌ است نه ایدئولوژیک. از هند تا پاکستان، از ترکیه تا جوامع مهاجر عربی در اروپا، قتل‌های ناموسی سابقه دارد. چرا در آنجا سکوت رهبری دینی را به مشروعیت‌بخشی تعبیر نمی‌کنید؟ چرا فقط در ایران؟ این یعنی مغرضانه گزینش‌کردن داده‌ها برای حمله به باور دینی. ■ رهبری بارها از ظلم، تبعیض، افراط و سوء استفاده از دین بر حذر داشته است. اما شما حتی حاضر نیستید این واقعیات را ببینید، چون از ابتدا نه دغدغه زن، بلکه عقده با نظام دارید. این با دفاع از حق زن تفاوت دارد. دفاع از زن یعنی اصلاح با منطق، نه انتقام با ناسزا. ■ سؤال آخرم ساده است : شما که چنین با خشم و توهین حرف می‌زنید، اگر قدرت داشتید، با مخالفان‌تان چه می‌کردید؟ آیا مدافع آزادی‌اید یا وارث خشونتی دیگر؟ ما اگر اهل منطق باشیم، در برابر حتی کسی که مخالف‌ ماست، از مرز اخلاق نمی‌گذریم. این‌جا تفاوت‌ها آغاز می‌شود... 🟡 در یک کلمه : فحاشی شما، سند پیروزی منطق ماست. و اگر قصد دفاع از مظلومان را دارید، زبانتان را از ظلم پاک کنید. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5856
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست عزیز، سخن شما درباره زحمات عوامل فیلم‌ها درست است؛ تردیدی نیست که برای هر اثر هنری، حتی ضعیف‌ترینشان، شب‌هایی بی‌خواب، تمرین‌هایی مکرر، و خلاقیت‌هایی خرج شده است. اما نکته‌ی ظریف این‌جاست: 📌 قدرشناسی، هم باید بجا باشد و هم به‌اندازه. 🔹اگر کسی برای فیلمی زحمت کشیده، قدرشناسی واقعی، نه در شنیدن تیتراژ، بلکه در توجه به محتوا، نقد منصفانه اثر، و تقویت فرهنگ رسانه‌ای ماست. آیا صرفاً با شنیدن تیتراژ، این هدف حاصل می‌شود؟ یا گاهی همین تیتراژها با تبلیغ ابتذال، موسیقی‌های سطحی، یا جلوه‌فروشی‌های توخالی، اصل هنر را زیر سؤال می‌برند؟ 🔹شما مثال کربلا زدید — احسنت، اما آیا ما برای کربلا اشک می‌ریزیم یا درس می‌گیریم؟ اگر صرف شنیدن نام‌ها کافی بود، قرآن نیاز به تفسیر نداشت. ما باید محتوای عاشورا را بفهمیم، نه فقط نام اصحاب را بخوانیم. پس صرف دیدن نام بازیگران روی پرده هم نشانه‌ی درک زحمات نیست، اگر با تحلیل همراه نباشد. 🔹و بالاخره : اگر قرار است احترام به تلاش، ما را ملزم به سکوت یا تمجید بی‌معنا کند، پس منتقدان، مصلحان، و حتی مخاطبان متفکر چه جایگاهی دارند؟ آیا چون زحمت کشیده‌اند، حق نقد نداریم؟ آیا مخاطب صرف بودن کافی‌ست، یا باید فهم و تحلیل هم اضافه شود؟ ✅ پس بله، زحمت عوامل فیلم ارزش دارد، ولی در حد خودش، نه در حد قداست. و حق مخاطب هم محفوظ است: که اگر اثری ضعیف یا مغرضانه بود، آن را نقد کند؛ و اگر قوی بود، نه صرفاً از روی عادت، که از روی اندیشه، آن نام‌ها را به خاطر بسپارد. هم هنر باید حرمت داشته باشد، هم مخاطب. و هر دو، در پرتو فهم معنا پیدا می‌کنند، نه در صرف دیدن یا شنیدن. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5859