طلوع فکر و اندیشه
🔴 پاسخ من به تو، ای فحاش ؛ که با کلماتت بیشتر از آنکه مرا توصیف کنی، خودت را عریان کردهای:
تو با دشنامت نه تنها به من نتاختی، بلکه به عقل و انسانیت و ادب حملهور شدی. توهینهای تو نه سلاح، که اعترافنامهایست به ورشکستگی استدلال و بیسرمایهبودن از منطق.
تو فریاد میزنی، چون توان تحلیل نداری. خشمگینانه ناسزا میگویی، چون حرف مستدل برای گفتن نداری. تهدید میکنی، چون آبروی استدلال در نزدت مرده است.
■ و اما درباره دفاع من از نظام :
من اگر از حقیقت دفاع میکنم، نه برای مزد است و نه از ترس؛ از سر وجدان، ایمان، و عقلانیت برتر است.
نظامی که در برابر سیاهنمایی رسانههای اجارهای، ترور نرم، و آشوبهای بیریشه ایستاده، نیازمند فریاد مردان روشنگر است، نه سکوت ترسوهای فحاش.
تو اگر نقد داری، بیان کن، من اهل گفتوگوام. اما اگر فقط توانت در الفاظ حیوانی و زبان چالهمیدانی است، بدان:
من با تو در زمین پَست اخلاق قدم نمیزنم؛ تو را به میدان استدلال دعوت میکنم.
تو حتی اگر هزار بار مرا به خیابان تهدید کنی،
من هزار بار دیگر با کتاب با تو سخن خواهم گفت.
تو اگر سنگ در مشت داری،
من چراغ در دست دارم.
و اگر تو اهل تهدیدی،
من اهل تبیینم.
و این تفاوت ماست.
✅ زخم زبان و تهمت تو، مدال افتخار من است ، چرا که هیچ ریالی بابت نوشته ها و دفاعیاتم پرداخت نشده است و صرفا پیرو جهاد تبیین هست. و این فحاشی و تهدید شما نشان میدهد سخنم به مغز سیاه شب زدهات برخورد کرده، و این یعنی: دارم درست میگویم.
✍🏻 موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5881
طلوع فکر و اندیشه
🔴 کسی که به جای استدلال، ناسزا مینویسد، قبل از آنکه دیگری را تخریب کند، شخصیت خود را به تاراج میگذارد. باور کنید توهینهای پیدرپی، نه قدرت شما را نشان میدهد، نه ضعف من را؛ تنها ضعف گفتمان شما را عیان میکند.
🔹 اولاً: اینکه گفتید : من مثل تو جیره نمیگیرم!! فرضی بیاساس و اتهامی تهی است. اگر حرف من وزن نداشت، اینهمه خشم و توهین برای چه؟ این جمله بیشتر از آنکه من را متهم کند، نشان میدهد شما طاقت شنیدن یک پاسخ مستدل را ندارید و مجبور شدهاید با برچسبزنی از بحث فرار کنید.
🔹 ثانیاً: اگر کسی واقعا در خواب دیده و بر مسند قدرت نشسته، این ملت است که او را نگاه داشته، نه خوابش. بهتر است از مردم نترسید، بلکه صدایشان را بشنوید. اتفاقاً برخلاف تصویر شما، او نه با تانک و کودتا که با پشتیبانی تودهای بزرگ از مردم به این جایگاه رسید. ممکن است با او مخالف باشید، اما حذف واقعیتهای تاریخی و ارادهی ملت، چیزی از حقیقت نمیکاهد.
🔹 ثالثاً: گفتید :۸۰ میلیون را با فقر کشته!! اما نگفتید چه شد که تحریمهای بیسابقه، ترورهای اقتصادی، و جنگ رسانهای در این کشور پیاده شد؟ آیا آمریکا و غرب که ادعای دموکراسی دارند، برای این ملت آرزوی خوشبختی دارند؟ آیا وقتی هر راه تنفسی ملت بسته شد، تقصیر را تنها باید گردن یک نفر انداخت؟
🔹 رابعاً: اگر جمهوری اسلامی را دیکتاتوری میدانید، چرا اینهمه رسانه، آزادی برای توهین، برگزاری انتخابات و حتی همین بحثهای مجازی وجود دارد؟ در کدام دیکتاتوری شما میتوانستید با این شدت توهین کنید و هنوز با آرامش به حرف زدن ادامه دهید؟
🔹 خامساً: دفاع ما از این نظام، دفاع از مردمی است که هنوز با وجود مشکلات، دل از انقلابشان نبریدهاند؛ دفاع از ایمان، فرهنگ، استقلال، و نه دفاع از هیچ انسان مقدسی. هر فردی خطا کند باید نقد شود، اما مسیر عدالت از جاده انصاف میگذرد، نه نفرت.
✅ اگر روزی مردم ما به قله برسند، نه بهخاطر فحاشی شماست، و نه حتی بهخاطر مدافعان نظام؛ بلکه بهخاطر آنهایی است که با صبر، علم، منطق و تلاش، در عین نقد منصفانه، ایران را ساختند، نه سوزاندند.
ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم
تغییر از درون آغاز میشود، نه از فحاشی به دیگران.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5884
🔵 غدیر؛ آزمون همیشگی ولایتمداری
در میان انبوه حوادث صدر اسلام، هیچ رویدادی به گستره، وضوح و اهمیت غدیر نمیرسد. روزی که پیامبر اسلام، در واپسین حج خود، در میانهی راه بازگشت، فرمان ایست داد و هزاران نفر را در گرمای سوزان غدیر خم گرد آورد تا آخرین مأموریت الهی خود را به انجام رساند: من کنت مولاه فهذا علی مولاه. این جمله، نه یک توصیهی اخلاقی، بلکه اعلام یک مأموریت الهی بود؛ بیعت با حق و وفاداری به ولایت.
🔸 اما پرسش اساسی اینجاست: امروز، شیعهی علی در برابر غدیر چه مسئولیتی دارد؟
غدیر، فقط یک واقعه تاریخی نیست که در تقویم بهعنوان عید ثبت شده باشد. غدیر، امتحان دائمی وفاداری به مسیر امامت است. اگر در آن روز، عدهای از بیعت گریختند، امروز، خطر فراموشی یا سطحیسازی غدیر در میان ما وجود دارد.
نخستین وظیفهی شیعه، شناخت است. شناخت غدیر، صرفاً به معنای دانستن واقعهای تاریخی نیست، بلکه درک عمق آن بهعنوان حلقهی وصل نبوت و امامت، و چراغ راه آیندهی اسلام ناب است. بیاطلاعی از حقیقت غدیر، زمینهساز انحرافات فکری و تزلزل در عقیدهی نسل امروز خواهد بود.
دوم، تبلیغ و تبیین غدیر است. جامعهی شیعه باید بتواند با منطق، مستندات تاریخی، استدلال عقلی و آیات قرآن، پیام غدیر را در عرصهی ملی و جهانی عرضه کند. غدیر، پیام عدالت، شایستهسالاری، و رهبری الهی است؛ پیامآور همان چیزی که جوامع امروزی در پی آن هستند.
سوم، ولایتمداری عملی است. دفاع از ولایت، بهویژه در دوران غیبت، به تبعیت از رهبری دینی و مقابله با جریانهای تحریفگر باز میگردد. نمیتوان محب علی بود، اما در مسیر علی حرکت نکرد. نمیتوان غدیر را گرامی داشت، اما در برابر فساد، تبعیض و بیعدالتی سکوت کرد.
چهارم، زنده نگهداشتن شعائر غدیری است. اطعام، جشن، سرود، مقاله، مستند، و حتی منش اجتماعی ما باید گویای باور به غدیر باشد. غدیر باید بهجای حبس در هیئتها، وارد بطن فرهنگ عمومی جامعه شود. نسل جدید، نیازمند زبانی نو، هنری اثرگذار و روایتی زنده از غدیر است.
غدیر، قلهای است که تنها با عمل صالح، بصیرت، وفاداری، و دفاع از حق میتوان به آن رسید. شیعهی غدیری، نه در شعار، که در کنشهای اجتماعی و اخلاقیاش شناخته میشود.
✅ غدیر به ما میگوید: ولایت، تداوم رسالت است ، و دفاع از ولایت، دفاع از عقلانیت، اخلاق و حقیقت است؛ وظیفهای همیشگی برای هر آنکس که خود را پیرو مکتب اهل بیت میداند.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5886
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جنابِ مدعیِ حقیقت، اگر سخن گفتن شما نشانهی آزاداندیشی است، پس بگذارید من هم با زبانی متین و منطقی، پاسختان را بدهم.
نخست آنکه، روش شما نه نقد است و نه تحلیل، بلکه تراوشات خشم فروخوردهایست که پشت ادبیاتی تمسخرآمیز پنهان شده است. این، نه از آزادگی است و نه از شجاعت، بلکه نشانهی تهیدستی فکری و فقدان منطق گفتوگوییست.
شما مرا به دفاع از شخص یا اشخاصی خاص متهم میکنید، حال آنکه من مدافع یک اصلام: اصل عدالت در داوری و انصاف در سخن. اگر فردی متهم است، راه آن دادگاه و دلیل و سند است، نه قضاوتِ احساسات در کانالها و کافهها و فضای مجازی.
شما که فریاد آزادی سر میدهید، آیا معنای آزادی را نمیدانید؟ آزادی یعنی قدرت اعتراض در چارچوب اخلاق، نه اسارت در عقدههای انباشتهشده و تحقیر دیگران.
به راستی، اگر کسی مدافع منطق، انصاف، قانون و شرافت سخن باشد، آیا باید با برچسب و تمسخر به حاشیه رانده شود؟
دشنام، واکنش عاجزانهی کسی است که از اقامه دلیل ناتوان مانده است. همانطور که قرآن کریم فرمود: قُل هَاتُوا بُرهانَکُم إِن کُنتُم صادقین.
پس اگر راست میگویید، به جای شعار، برهان بیاورید؛ به جای هیاهو، حجت اقامه کنید.
و اما در مورد : یادته میگفتی تهمت نزنید؟
بله، هنوز هم میگویم: تهمت، ابزار جاهلان است.
اگر من بر مدار اخلاق حرکت کردم و گفتم بیمدرک سخن نگویید، نشان دادم که هنوز بقایای اخلاق اسلامی در وجودم زنده است.
شما اما، ظاهراً برای تخریب خصم، از هر سلاحی و لو دروغ و تحقیر استفاده مشروع میدانید.
✅ پس اجازه دهید با یک جمله سخن را تمام کنم:
شرافت ما در روش گفتوگوست، نه در شدت فریاد.
من همچنان مدافع عقلانیتام، شما هم اگر چیزی بیش از خشم و تمسخر برای عرضه دارید، بفرمایید.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5887
🌷بسم الله 🌷
ما 18ساله هر روز⏰
صبح ها در بین الطلوعین
پای تدبر در قرآن محفل برگزار کردیم
▁▃▃💞🍃💞▃▃▁
🍀باقران .........درپخش زنده تدبر قرآنی هرروزه شرکت می کنید
🌟باقران .........ختم #قرآن سحرگاهی
🌟باقران ........تغییراتی سریع دارید
🌟باقرآن .........#مشاوره_رایگان
🍃#تقویم_نجومی ،کانالی شاد و معنوی باتدبرات قرآنی که شما را شگفت زده خواهد کرد
https://eitaa.com/joinchat/1686110466C88d8b794d3
فقط یک هفته مهمان ماشوید☝️
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب آقای علوی
سلام علیکم
خن شما، به ظاهر دغدغهمندانه و مردممحور است، اما در واقع آکنده از قیاسهای ناتمام، مغالطات روانشناختی، و وارونهنمایی فرهنگی است.
🔹 نخست :
فرمودید فعالیتهای فرهنگی نتوانسته ارزشهای خود را غالب کند.
پرسش اینجاست: کدام ارزش؟ کدام غالب؟ با چه معیار سنجیدهاید؟
اگر منظورتان از غلبه ، تبعیت کامل نسل نو از ظواهر غربی است، اتفاقاً این خود نشانهی تهاجم فرهنگی و نیاز شدید به فعالیت فرهنگی هدفمند و نه انفعال است. فرهنگ، در میدان رها شده و شمایی که از نتایجش گلایه دارید، خود بهجای میدانداری، تماشاچی شدهاید.
🔹 دوم:
شما از نسل آیندهساز سخن میگویید، اما آیندهسازی بدون هویت، یعنی نسلی که موتور دارد ولی قطبنما ندارد. نسل آیندهساز، اگر تسلیم مصرفگرایی، تقلید ظاهری، و تجملگرایی بیریشه شود، دیگر نه آیندهساز است، نه مستقل، بلکه مصرفکنندهی محصولات هویتی دیگران است.
🔹 سوم:
نفی تلاش فرهنگی با این استدلال که ، چون موفق نشدید پس حق ندارید با ناهنجاری مخالفت کنید، مانند آن است که بگویید: چون پزشکی نتوانسته همه بیماریها را درمان کند، پس اصلاً حق ندارد به درمان ادامه دهد.
ما میپذیریم که ضعفها بوده، ولی شما نیز بپذیرید که ترک میدان فرهنگ، خیانت به آیندهسازانی است که شما از آنها دم میزنید.
🔹 چهارم:
اتهام انگزنی به قشر دغدغهمند، خود نوعی خشونت کلامی و تحریف حقیقت است. ما به دنبال برچسب زدن نیستیم، بلکه معتقدیم برخی نمادهای سبک زندگی غربزده، آگاهانه یا ناآگاهانه، ریشه در پروژههای تغییر ذائقه فرهنگی دارند. و این را باید دید، شناخت و مهار کرد، نه توجیه.
🔹 پنجم و مهمتر؛:
فرهنگسازی تنها با تسلیم شدن به امواج جهانی اتفاق نمیافتد، بلکه با پایمردی، نقد عالمانه، پالایش درونی، و در عین حال نوسازی فکر و روش ممکن است.
راه اصلاح جامعه، تعطیلی نهادهای دینی یا سکوت فرهنگی نیست؛ بلکه بازخوانی میراث، بازآفرینی گفتمان، و همافزایی عقل و ایمان است.
✅ بله، ما نیز خواهان نوسازی فرهنگی هستیم؛ اما نه با پاک کردن صورت مسأله و تسلیم شدن به فشار رسانهها، بلکه با جرأت در نقد غربزدگی، صداقت در اصلاح خود، و پایبندی به اصول اصیل دینی و ملی.
شما از خواست مردم سخن میگویید؛ ما میپرسیم: آیا خواست مردم هر چه بود، باید بیچون و چرا پذیرفته شود؟ آیا این همان منطق پوپولیسم فرهنگی نیست؟ یا شما خواهان آناید که عقل و وحی را تابع خواست لحظهای بازار ذوق و ذائقه کنید؟
✍️ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5890
شلیک به سگها!
✍سعید معدنی
باور میکنید این روزها که جامعه ایران در منجلاب انواع پدیدههای مخرب مثل بیکاری و گرانی کمرشکن، ناامنی و فقر و فاصله وحشتناک طبقاتی و همچنین احتمال حمله بیگانگان و دهها مسئله و مشکل گرفتار است، دادستانهای برخی شهرهای ایران اسلحهی قانون را به سوی «سگ و سگ گردانی»! گرفته اند؟!
باور میکنید در حالی که بیش از ۹۰ درصد پدران ایرانی به قول قدیمیها «شرمنده زن و بچه شان» هستند، قرار است ماموران ببیند چه کسی داخل ماشیناش سگ دارد؟!
باور میکنید در کشوری که نیمه شبها در بخشی از پارک ها و خیابان های پایتختاش کرور کرور معتاد ریخته و مواد خرید و فروش می شود، قرار است انرژی و توان نیروی انتظامی برای نظارت بر سگهای مردم هزینه شود؟!
باور میکنید در جامعه ای که تورم تباه کنندهی زیست و اخلاق مردم است، تورمی که ساعت به ساعت افزایش پیدا میکند و شما اگر صبح کالایی نخرید معلوم نیست یک ساعت دیگر توان خرید آن را داشته باشید یانه؟ در چنین جامعه ای دغدغه و نگرانی حافظان امنیت جامعه سگ گردانی بوده و قرار است بودجه مملکت صرف جلوگیری از آن شود.
نمی دانم چرا وقتی به این موضوع فکر میکنم یاد فیلم سینمایی «شلیک به سگ ها» (shooting dogs) به کارگردانی مایکل کاتن که در سال ۲۰۰۵ ساخته شده میافتم. محور و هسته اصلی داستان فیلم، واقعی بوده و حاصل مشاهدات دیوید بلتن تهیه کننده بخش خبری بی بی سی در کشور رواندا در سال ۱۹۹۴ است. فیلم «شلیک به سگها» از آن نوع فیلم هایی است که اگر یکبار ببینید دیگر فراموش نمیکنید و هرازگاهی به مناسبتی یا شنیدن خبری یاد آن می افتید.
در سال ۱۹۹۴ هواپیمای حامل رییس جمهور رواندا که از قبیله « هوتو» ها بوده با یک موشک زمین به هوا در فرودگاه کیگالی پایتخت این کشور سقوط میکند. هوتوها این ترور را به اهالی قبیله رقیب یعنی «توتسی»ها نسبت دادند و شورش خشونتباری علیه آنها شروع کردند و یک نسل کشی وحشتناک به معنای واقعی و گسترده رخ داد. آنها با تفنگ و دشنه و ساطور و چماق و هر وسیلهای که دم دست داشتند به قتلعام توتسی ها پرداختند. این کشتار بیش از سه ماه ادامه داشت. حدود ۸۰۰ هزار نفر از جمعیت ۸ میلیونی(یعنی یک دهم جمعیت کشور) کشته شدند و بیش از دو میلیون به کشورهای همسایه فرار کردند. در این میان سربازان اعزامی سازمان ملل فقط به طرف سگ ها که اجساد رها شده توتسی ها را میخوردند شلیک میکردند تا آنها را پراکنده کنند، و بنا بر وظیفه و ماموریت، با جنایتکاران کاری نداشتند.
امروز هم تصمیم گیران قوه قضاییه ما با مسئولان، مدیران و تصمیمگیران مملکتی و رانتخواران که جامعه را به این فلاکت و تباهی و گرانی و تورم افسارگسیخته رساندهاند کاری ندارند و با سلاح قانون کمک نمی کنند تا وضعیت مردم درمانده در نان روزمره بهبود یافته تا اندکی از رنجشان کاسته شود. این همه را رها کرده و تفنگ قانون را به سوی «سگ و سگ گردانی»! نشانه رفته اند. همانطور که سربازان اعزامی سازمان ملل در رواندا با قاتلان مردم کاری نداشتند و سربازان اجازه داشتند به سوی سگ ها شلیک کنند.
۲۰ خرداد ۱۴۰۴
#سعید_معدنی
#قانون
#سگ
#سگگردانی
#جنایت
#رواندا