طلوع فکر و اندیشه
🔴 پاسخ به یادداشت آقای صفوی :
درباره اعتبار، واقعیت و فهم درون سیستمی
آقای صفوی گرامی ،
بیگمان نقد رسانه ملی حق هر شهروندی است، اما آنگاه که نقد لباس عالمانه میپوشد و از درون تهمایهای از بغض و تسویهحساب دارد، دیگر نامش نقد نیست؛ بلکه تبدیل میشود به نقّ زدن روشنفکریِ بیریشهای که بیرون از میدان، از نبردِ درون ساختارها خبر ندارد و به خیال خود قضاوت نهایی صادر میکند.
شما در نوشتهتان از ضربه خوردن اعتبار صداوسیما سخن گفتید، گویا این اعتبار را پیشتر به تمامی نابودشده میدانید. امّا اگر رسانهای تا این اندازه بیاعتبار بود، چرا هنوز موج تحلیل و پاسخ به گفتههایش اینچنین فراگیر است؟ چرا حتی جنابعالی برای تبیین دیدگاه خود ناگزیر به استناد به آن هستید؟ مجال اثرگذاری خودِ نقد شما، بهترین نشانه بقای اعتبار همان رسانهای است که میکوشید نفی کنید.
بیشتر حملات شما نه از سر تحلیل رسانهای، بلکه از زاویهی روایتسازی مخالف است. شما بیرون از میدان تولید خبر و امنیت رسانهای ایستادهاید اما با اعتمادبهنفسی حیرتانگیز، درون سامانهی پیچیدهی عملیات رسانهای و روانی قضاوت صادر میکنید، آن هم با چاشنی چند اصطلاحِ فلسفی و روشنفکری که در محافل دانشگاهی شنیدهاید.
فهمِ رسانه ملی با فلسفهخوانی حاصل نمیشود. آنجا که شما اعتبار را از پنجرهی یک خطای خبری میسنجید، ما اعتبار را مجموعهای از اعتماد، ساختار، مسئولیت و ماندگاری در آزمون بحرانها میدانیم — مفهومی که با یک سهو خبری نَفْی نمیشود و با صد بحران واقعی بازسازی میگردد.
در ماجرای خبر سقوط F‑35، رئیس سازمان با صراحت از خطا سخن گفت ـ نه از موضع تکذیب؛ بلکه از موضع شفافیت و بازسازی اعتماد . این همان چیزی است که رسانههای معتبر جهان هم میکنند: پذیرش اشتباه و اصلاح. امّا شما، به جای قدردانی از همین شفافیت، آن را دستاویز یأسآفرینی میکنید. این یعنی به جای دفاع از حقیقت، در پی القای نومیدی هستید. نومیدیای که محصول تفکر کسانی است که از بیرونِ گود، به جای ساختن، فقط ویرانی را روایت میکنند.
در فهرست بلند اتهامهایتان، از برنامهها تا اعترافات تلویزیونی، از چهرههای هنری تا پروندههای امنیتی، هیچ تلاشی برای تفکیک واقعیت از روایت یکسویه دیده نمیشود. شما همه را در یک کاسه میریزید، گویی دُنیای رسانه میدان سادهی خیر و شر است، نه میدان پیچیدهی مدیریت ادراک در جامعهای هدفمند و درگیر هجمه.
شما میگویید رسانه ضربه خورده است، اما از خود نمیپرسید: از کِدام ضربه؟ از خطا یا از هجمهی کسانی که با بزرگنماییِ خطاها، به جنگ حقیقت آمدهاند؟
آنچه گاه روشنفکری مسئول را از روشنفکری مأیوس و مأمور جدا میکند، همین است:
روشنفکر مسئول نقد میکند تا ترمیم شود؛ روشنفکر مأیوس نقد میکند تا فروبپاشد.
و شما در نوشتهتان بیش از آنکه دغدغه اصلاح داشته باشید، لذت تضعیف را در لحن پنهان کردهاید.
آقای صفوی ،
اعتبار از نگاه ما، هدیهی کسی به کسی نیست که با چند جمله از میان برود. اعتبار، حاصلِ پایداری در بحران،
بازسازی در خطا،
و دفاع از حقیقت در طوفانِ تحریفهاست. این مسیر اگر برای شما نامأنوس است، به این دلیل است که درون آن نزیستهاید.
نظام و رسانهی این کشور، با همهی کاستیها، نه از جنس شبکههای فرصتطلب بیرونی است و نه مرعوب تحلیلهای فنجانی چهرههایی که پشت مخاطب انکارشده پنهان میشوند. اگر شما واقعا دلسوزید، بمانید و در میدان نقد علمی و پیشنهاد جایگزین حضور یابید؛ نه اینکه از پشت صحنه، به نام دلسوزی نومیدانه خنجر تحلیلهای یکسویه را در پهلوی امید این مردم فروکنید.
ما نیامدهایم از خطا دفاع کنیم؛ آمدهایم بگوییم که هنوز این رسانه با همهی حملات، قائم است و سخنش شنیده میشود و این خود، نشانهی بزرگترین اعتبار است.
ما اکثر المتکلمان و اقل المتفکرین.
ای کاش بهجای تلخنویسی، تفکر کنید؛ بهجای قضاوت از دور، در میدانِ ساختن قدم بگذارید.
اعتبار را از این راه باید بازشناخت، نه از آمارِ گلایه و کنایه.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/7205
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 لعنت خدا بر تبهکاران
🆔 https://eitaa.com/Myidea/7209
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب رستمی عزیز
اتفاقا همان ماجرای هواپیمای اوکراینی، بهترین دلیلِ ماست، نه علیه ما. چرا؟
در روزهای اول، یک ابهام امنیتیِ پیچیده وجود داشت؛ رسانه براساس اطلاعات رسمیِ همان لحظه سخن گفت.
اما نکتهی اصلی این است که نظام بعد از روشن شدن حقیقت، حاضر شد مسئولیت بپذیرد و رسماً عذرخواهی کند؛ آن هم در حساسترین شرایط منطقهای.
آیا رسانه یا نظامی که قصد پنهانکاری دارد، چنین کاری میکند؟
در دنیا دهها مورد مشابه بوده که سالها حقیقت پنهان شده؛ اما اینجا تصمیم به شفافیت گرفته شد، همانجا اعتماد ساخته میشود، نه در لحظهی خطا.
پس مسئله این نیست که اشتباه رخ میدهد یا نه؛
مسئله این است که چه کسی پس از اشتباه، شجاعتِ بازگشت دارد.
ضدانقلاب به اشتباهها چنگ میزند تا امید را بزند؛
دلسوزان به همان اشتباهها تکیه میکنند،
نه برای تخریب اعتماد،
بلکه برای تقویت مطالبهی شفافیت و تداوم آن.
اعتماد حقیقی آن نیست که خطا نکنیم؛
اعتماد آن است که با خطا صادق باشیم.
اگر رسانهای خطا نکند ولی هرگز شفاف نباشد، خطرناکتر است از رسانهای که خطا کند و سپس حقیقت را بازسازی کند.
دقیقا همانجا باید ایستاد و گفت :
این راه شفافیت را ادامه دهید. ما دلسوزانه، نه مأیوسانه، پشتیبان صداقتیم.
این نگاه، نقد را از ویرانگری به مسئولیتسازی تبدیل میکند.
فرق روشنفکریِ مأیوس با روشنفکریِ مسئول همین است.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/7211
🔴 چرا وقتی زن تنها وارث است، همه اموال شوهر به او نمیرسد؟ (بررسی ابعاد فقهی و حقوقی ارث زوجه)
یکی از سوالات پرتکرار و گاه چالشبرانگیز در حقوق اسلامی این است که چرا وقتی مرد فوت میکند و زن تنها وارث اوست، تنها یک چهارم دارایی به زن میرسد و بقیه به دولت (بیتالمال) منتقل میشود. برای فهم این موضوع، باید با بیان چند نکته با مبانی ارث در فقه اسلامی آشنا شویم :
۱_ دو نوع وراث : نسبی و سببی
در حقوق ایران اسلامی ، وراث به دو دسته تقسیم میشوند :
وارثان نسبی (ارث حقیقی) : خویشاوندان خونی مانند فرزند، پدر، مادر، برادر و خواهر. این رابطه دائمی و غیرقابل زوال است و وارث اصلی محسوب میشوند.
وارثان سببی (ارث قراردادی) : همسر تنها وارثی است که به دلیل عقد نکاح حق ارث دارد. این رابطه قراردادی است و فقط در چارچوب ازدواج معتبر است.
■ چرا سهم زن محدود است؟ چون زن وارث خونی نیست و سهم او محدود به یک مقدار مشخص است ( یک چهارم در صورت نبود فرزند ). در فقه سنتی، سهم زن کمتر از وارثان نسبی تعیین شده است، زیرا تأمین مالی زن بر عهده شوهر بوده و سایر خویشاوندان از نظر نسبی به میت نزدیکترند.
۲_ تکلیف بقیه دارایی : انتقال به دولت
وقتی سهم زن مشخص شد، بقیه دارایی در صورتی که وارث نسبی دیگری نباشد، مال بیصاحب حقیقی محسوب میشود.
■ چرا به دولت میرسد؟ فقه اسلامی این داراییها را به حاکم شرع یا جامعه اسلامی واگذار میکند تا در امور عمومی، خیریه و کمک به نیازمندان مصرف شود. هدف این است که مال بلاصاحب نماند و ثروت به پیکره اجتماع بازگردد، نه اینکه رابطه قراردادی همسر جایگزین خویشاوندان نسبی شود.
۳_ جایگاه زن در شریعت
زن در طول زندگی مشترک شریک زندگی مرد بوده و حقوق مالی او در دو سطح تضمین شده است:
حقوق مالی پیش از ارث : مهریه، نفقه، حق سکونت و هدایا. این حقوق مستقل از ارث، امنیت مالی زن را تأمین میکند.
سهم ارث : سهم قانونی زن از دارایی شوهر ( یک چهارم یا یک هشتم ) نیز به عنوان بخشی از حقوق او تعیین شده است.
راهکار برای دریافت کل دارایی توسط زن :
اگر مرد بخواهد کل دارایی به همسر برسد، باید پیش از فوت با وصیتنامه تا سقف یک سوم دارایی یا هبه در زمان حیات این انتقال را انجام دهد.
✅ خلاصه ، سهم محدود زن از ارث ناشی از بیعدالتی نیست، بلکه از تفکیک جایگاه همسر قراردادی و وارث نسبی در فقه اسلامی ناشی میشود. سهم قراردادی زن مشخص میشود و باقی مال به مالک حقیقی، یعنی جامعه، بازمیگردد.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7212
🔴 الهی ، پناهی جز تو نیست.
ای دستگیرِ درماندگان و فریادرسِ دلهای شکسته؛
تو که در تنگیها گرهها را میگشایی و در بیپناهیها مأمن دلها میشوی؛
این بار نیز دست ما را بگیر،
بر ما نظر رحمت افکن،
و ما را در پیشگاه خود خجل و شرمسار مگذار.
که جز تو پناهی نداریم و جز دامان کرم تو، مأمنی نمیشناسیم.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/7213
#شبهه:
🔰 برگزاری ماراتن کیش در دوران رئیسی چه فرقی داشت با همین رویداد در زمان حال؟
علی مجتهد زاده:
♈️تصویر بالا مربوط به ماراتن کیش در سال 1402 در دولت مرحوم رئیسی است و تصویر پائین مربوط به دور اخیر این رویداد. کاری به دلواپسان حجاب ندارم، اما مقامات قضایی باید توضیح دهند که فرق پوشش بانوان در این دو رویداد چیست که برای اولی سکوت میکنند و علیه برگزاری دومی اعلام جرم؟!
طلوع فکر و اندیشه
#شبهه: 🔰 برگزاری ماراتن کیش در دوران رئیسی چه فرقی داشت با همین رویداد در زمان حال؟ علی مجتهد زاده:
🔴 پاسخ به شبهه تفاوت ماراتن کیش در دولت شهید رئیسی و ماراتن فعلی
در این مقایسه چند نکته اساسی نادیده گرفته شده است :
■ احکام شرعی و قانونی تابع دولتها نیستند، تابع نوع اجرا و میزان تخلفاند.
هیچ قانونی نگفته چون دولت عوض شده، برخورد عوض شود. معیار همیشه رفتار و نوع پوشش شرکتکنندگان است، نه اینکه چه دولتی سر کار باشد.
اگر در یک دوره تخلف کم بوده یا اصلاً گزارش نشده، دلیل نمیشود در دورهای دیگر که تخلف علنی و گسترده رخ داده، دستگاه قضایی بیتفاوت بماند.
■ اسناد و تصاویر رویداد سال ۱۴۰۲ نشان میدهد که پوشش بانوان مطابق مقررات تعیینشده بوده است.
در رویداد سال ۱۴۰۲، حتی در اطلاعیه رسمی مسابقات، رعایت پوشش اسلامی برای بانوان بهصراحت اعلام شده بود و تیم اجرایی در مسیر نیز نظارت داشت.
به همین دلیل، حاشیه علنی و فراگیر ایجاد نشد و شکایت رسمی یا گزارش تخلف گسترده به دستگاه قضایی نرسید.
■ در دوره اخیر، مسئله فقط پوشش متفاوت چند نفر نبود؛ بلکه انتشار گسترده تصاویر خلاف مقررات و شائبه تعمد در بیاعتنایی به ضوابط اتفاق افتاد.
آنچه موجب ورود قوه قضائیه شد، شکایتهای متعدد مردمی، انتشار وسیع تصاویر بیحجابی آشکار و عدم نظارت لازم از سوی برگزارکنندگان بوده است؛ نه صرفاً برگزاری یک ماراتن.
■ معیار ورود دستگاه قضایی، گستره تخلف و ایجاد اعتراض اجتماعی است؛ نه اینکه کدام دولت سر کار باشد.
همانطور که در بسیاری موارد در دولت قبل هم اگر تخلف علنی رخ میداد برخورد میشد، و در این دولت نیز اگر مسئلهای بیحاشیه برگزار شود، ورود خاصی صورت نمیگیرد.
■ قیاس دو عکس بدون بررسی شرایط برگزاری، نوع پوشش غالب، میزان تخلف و نظارت، یک قیاس ناقص و گمراهکننده است.
این مقایسه مثل این است که کسی بگوید :
چرا در سال قبل فلان خیابان جریمه نشد ولی امسال شد؟
در حالی که مسئله این نیست که سال چه بوده، بلکه اینکه تخلف انجام شده یا نه.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7217
طلوع فکر و اندیشه
🔴 سؤال شما محترم و قابل فهم است، اما پاسخ آن نیاز به تفکیک چند لایه دارد؛ اگر این تفکیک انجام نشود، ناخواسته به نتیجهای نادرست میرسیم.
■ اول؛ رسانهای شدن معیار جرم یا تخلف نیست.
اینکه یک رویداد در زمان خودش پررنگ رسانهای نشده، بهمعنای نبودِ تخلف یا مصونیت دائمی آن نیست. بسیاری از پروندههای اجتماعی، اقتصادی و حتی امنیتی، با تأخیر رسانهای میشوند؛ نه بهدلیل توطئه، بلکه بهدلیل نبود حساسیت عمومی یا نبود انتشار گسترده اسناد در همان زمان.
■ دوم؛ تفاوتِ اصلی، زمان نیست؛ گستره و ضریب انتشار است.
در رویداد اخیر، تصاویر و ویدئوها بهصورت وسیع، خودجوش و بدون امکان کنترل، در فضای عمومی منتشر شد و اعتراض اجتماعی شکل گرفت.
اما در رویداد دو سال قبل:
انتشار محدود بود
نظارت اجرایی محسوستر بود
تخلف، اگر هم بوده، فراگیر و عریان و بازنماییشده در سطح ملی نبود
این تفاوت، تفاوت ماهوی است نه تقویمی.
■ سوم؛ رسانهای شدن گذشته، واکنش به امروز است، نه طراحی علیه دیروز.
وقتی یک اتفاق مشابه در زمان حال حساسیت اجتماعی ایجاد میکند، طبیعی است که افکار عمومی به سراغ نمونههای قبلی برود و آنها را بازخوانی کند. این اسمش پروپاگاندا نیست؛ اسمش مقایسه پسینی است؛ پدیدهای شناختهشده در تحلیل اجتماعی.
مثل این است که با وقوع یک حادثه ساختمانی، ناگهان مردم به سراغ ساختمانهای قدیمی مشابه بروند و عکسهای گذشته را بیرون بکشند؛
آیا این بهمعنای توطئه علیه گذشته است؟ یا واکنش طبیعی جامعه به مسئلهای زنده؟
چهارم؛ سکوت لازم نیست، اما تحریف هم جایز نیست.
هیچکس نمیگوید سکوت کنیم ؛ بحث بر سر این است که:
دفاع، باید متکی بر واقعیت باشد
مقایسه، باید جامع باشد
قضاوت، باید مبتنی بر رفتار باشد نه برچسب دولتها
اگر در سال قبل تخلف علنی، گسترده و مطالبهساز رخ میداد، همان زمان هم ورود قضایی اتفاق میافتاد؛ همانطور که در موارد متعدد دیگر اتفاق افتاده است.
✅ خلاصه ، مسئله این نیست که چرا دو سال قبل دیده نشد؛
مسئله این است که امروز دیده شد، گسترده شد، اعتراض ساخت و مطالبه آفرید.
حقوق و قانون، با دیده شدن و مطالبه عمومی وارد فاز اجرا میشود، نه با تقویم و نه با تعویض دولتها.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/7219
🔴 آهای جوانی که دلار آمریکا را با این نوشته استوری می کنید این را حتما مطالعه بفرمایید : 👇👇
جنایتهای دلارهای آمریکا در جهان :
دلار، فقط یک واحد پولی نیست؛
ابزار جنگ، غارت و سلطه سخت و نرم است.
■ با دلار آمریکا :
1_ هیروشیما و ناکازاکی به خاکستر تبدیل شد؛ اولین آزمایش بمب اتم روی انسان.
2_ ویتنام با میلیونها کشته قربانی منافع اقتصادی شد.
3_ عراق با دروغ سلاح کشتارجمعی نابود و یک ملت دههها به عقب رانده شد.
4_ افغانستان بیست سال اشغال شد و با میلیاردها دلار سلاح، ناامنتر از قبل رها گردید.
5_ فلسطین هنوز قربانی دلارهایی است که به گلوله، موشک و محاصره تبدیل میشوند.
6_ ایران، کوبا، ونزوئلا و.... با تحریمهای اقتصادی غیر انسانی مواجه اند؛ تحریم یعنی قتلِ بیصدا.
■ دلار آمریکا :
کودتا خرید؛
دیکتاتور ساخت؛
رسانه اجاره کرد؛
داعش ساخت ،
تروریسم دولتی را تأمین مالی نمود.
آمریکا پول را خدای سیاستش کرده و جنایت ها در تاریخ آفریده است. میلیون ها انسان بی گناه و دهها دانشمند طراز اول را به قتل رسانده و...
تاریخ شهادت میدهد :
هر جا دلار آمریکا رفت،
یا خون ریخته شد
یا کرامت انسان.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7220