طلوع فکر و اندیشه
🔴 مشکل حرف شما خشم نیست؛
مشکل، آمیختن خشم با خطای تحلیلی است.
■ شما یک کارنامه ۴۶ ساله میسازید، بعد آن را یککاسه به دو رهبر و ذات نظام نسبت میدهید؛
این دقیقا همان سادهسازیای است که علوم سیاسی اسمش را میگذارد مغالطه تقلیل علّی.
هیچ نظامی— نه چین، نه آمریکا، نه فرانسه —با این منطق قضاوت نمیشود.
■ میگویید : نیم قرن فرصت بود، اگر عقلانیت داشتند کشور ساخته میشد.
سؤال علمی این است :
کدام کشورِ مستقلِ غیر وابسته،
با ۸ سال جنگ تمامعیار،
تحریمهای بیسابقه مالی، نفتی، بانکی، علمی،
ترور نخبگان،
و فشار مستمر امنیتی
توانسته کشور ایدهآل بسازد؟
اگر نمونه دارید، نام ببرید؛ اگر ندارید، ادعا صرفاً احساسی است.
■ شما میگویید بدترین ویژگیهای شرق و غرب را دارد.
این جمله زیباست، اما تهی از تحلیل.
کدام شاخص؟
آموزش؟ امید به زندگی؟ دسترسی عمومی به بهداشت؟ زیرساخت انرژی؟ امنیت سرزمینی؟
ایران امروز در بسیاری از این شاخصها بهمراتب بالاتر از متوسط منطقه است.
نقد بدون شاخص، اسمش نقد نیست؛ خطابه است.
■ اما مهمترین مغالطه شما اینجاست: میگویید همه تقصیرها را میاندازید گردن چند نفری که از فیلتر رد شدند.
در حالی که دقیقاً برعکس است.
بحث ما این است که :
مشکل، رأی مردم نیست؛
مشکل، تغییر محاسبات بعد از قدرت گرفتن است.
این یعنی مسئولیت، متوجه تصمیمسازان نفوذی و لیبرال منش و غرب گرا است، نه مردم.
اتفاقاً این نگاه، دفاع از مردم است، نه سرزنش آنها.
■ میگویید مسئول یا طرفدار جمهوری اسلامی باید فقط عذرخواهی کند.
برادر من ، این حرف، نه عقلانی است، نه اخلاقی.
هیچ جامعهای با توبه نامه سیاسی اداره نمیشود.
عذرخواهی بدون اصلاح ساختار تصمیمگیری،
دقیقاً همان پوپولیسمی است که کشورها را نابود میکند.
■ و یک نکتهی کلیدی : اگر جمهوری اسلامی هیچ کارنامهای ندارد،
پس این تمامیت ارضی، امنیت، استقلال تصمیم، و ایستادگی منطقهای
در کدام نظام بیکارنامهای تولید شده؟
کشوری که هیچ دستاوردی ندارد، معمولاً تجزیه میشود؛ نه اینکه مسئلهاش نوع توسعه باشد.
■ آخرش هم گفتید : چطور روتون میشه؟ چرا شرم نمیکنید؟
بزرگوار این جمله، وقتی میآید که استدلال تمام شده.
شرم، جایگزین تحلیل نیست. داد زدن، پاسخ به سؤال نیست.
ما از جمهوری اسلامی بت نساختهایم،
اما آن را هم به کاریکاتور خشم تقلیل نمیدهیم.
نقد ما، نقد درونزا و اصلاحمحور است؛
نه تخلیه روانی با برچسب ۵۰ سال سیاهی.
اگر قرار است گفتوگو ادامه پیدا کند،
باید از شعار به شاخص،
از فریاد به تحلیل،
و از نفی مطلق به فهم پیچیدگی عبور کنیم.
وگرنه، این گفتوگو نیست؛
تکرار خشم است با واژههای جدید.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/7258
طلوع فکر و اندیشه
🔴 پرسش شما درباره کدام جامعه اگر از سر دقت علمی بود، محل گفتوگو داشت؛ اما استناد به دیسلایکهای یک جمع همگن تلگرامی، نه معیار جامعهشناسی است و نه حتی دموکراسی؛ این همان سقوط از استدلال به نظرسنجیِ درونگروهی است.
اگر قرار باشد حقیقت را با تعداد دیسلایک بسنجیم، باید بپذیریم که تاریخ علم، فلسفه و سیاست چیزی جز خطای جمعیِ مکرر نبوده است. گالیله، امام حسین(ع)، امام خمینی(ره) و حتی بسیاری از نظریههای علمی در زمان خود دیسلایک اکثریت را داشتند؛ اما واقعیت، تابع پسند جمع نبود.
جامعه، یک گروه تلگرامی با ترکیب فکری همسان نیست.
جامعه یعنی: کارگر، معلم، کشاورز، کاسب، مادر، رزمنده، دانشجو، حاشیهنشین، روستا، شهر کوچک و کلانشهر؛
نه صرفاً کاربرانی که از پیش در یک روایت مشترک جمع شدهاند.
اینکه شما واکنش یک اتاق پژواک را معیار داوری میگیرید، دقیقاً همان مشکلی است که سالها گفتمان لیبرال با آن دچار خطای تحلیل شد: جایگزینی واقعیت اجتماعی با بازتاب رسانهای.
و نکته مهمتر :
من از رضایت عمومی دفاع نکردم؛ از تحلیل ساختاری دفاع کردم.
مشروعیت یک نظام یا نادرستی یک گفتمان، با کف و سوت یا دیسلایک اثبات یا ابطال نمیشود؛ با کارنامه، تابآوری، بقا، کارویژهها و نسبتش با استقلال و عدالت سنجیده میشود.
اینکه میفرمایید تا کی سر در برف؟
اتفاقاً سر در برف، آنجاست که نارضایتی واقعی مردم با پروژههای شکستخوردهی سیاسی خلط میشود و هر نقدی به اصلاحطلبی غربگرا، انکار جامعه نام میگیرد.
جامعه ایران ناراضی است، بله؛
اما ناراضی از بازگشت همان نسخهها و همان چهرههایی است که یکبار آزموده و هزینهاش را پرداخته.
این تفاوت تحلیل با هیجان جمعی است.
اگر قرار است گفتوگو کنیم، بیایید از استدلال به استدلال برویم، نه از دیسلایک به حقیقت.
و اگر معیار شما رأی جمعهای همفکر است، این دیگر نقد نیست؛ اعلان خروج از عقلانیت تحلیلی است.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/7260
🔴 پروژه براندازی نرم با امضای #مدیریت_لیبرالی کلید خورده؛ تورم افسارگسیخته، طلا و دلار سر به فلک، شایعه حذف وام ازدواج و... .
مجلس و قوه قضائیه در خواب؟؟
اگر امروز ایستادگی نشود، فردا خیلی دیر است.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/7262
2025_12_28_15_12_17_128kbs.mp3
زمان:
حجم:
9.5M
🔴 وقتی معیشت مردم گروگان لیبرالیسم میشود؛ هشدار درباره یک براندازی خاموش
#سخنرانی_کوتاه_سیاسی
🎤 موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/7263
🔴 وقتی #پزشکیان میگوید :
مردم بگویند من چهکار کنم و جعفر قائمپناه معاون اجرایی وی ، مردم را تهدید میکنند، یعنی بحران مدیریت در بدنه داریم.
نه مصاحبه بلد است، نه سخنرانی اقناعی ؛
اینها نشانه روشن فقدان کاریزمای ریاستجمهوری است.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/7264
2025_12_28_18_40_25_128kbs.mp3
زمان:
حجم:
16.3M
🔴 نظام را با خطای کارگزاران محاکمه نکنید؛ آرمانهای انقلاب هنوز زندهاند
#سخنرانی_کوتاه_سیاسی
🎤 موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/7265
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست گرامی؛ اول یک تفکیک لازم است، و اگر این تفکیک را نپذیریم، کل گفتوگو بیمعنا میشود :
خشم اجتماعی یک واقعیت است؛
اما خشم، معیار تحلیل نیست.
جامعه ممکن است خشمگین باشد ـ و در مقاطعی هم هست ـ
اما از خشم، نه نظریه توسعه درمیآید، نه داوری تاریخی، نه نسخه حکمرانی.
اگر قرار بود خشم، معیار حقیقت باشد، هیچ انقلابی در دنیا قابل نقد نبود.
■ قیاس ایران و چین؛ یک مقایسه ناقص اما رایج است.
شما و همفکرانتان میگویید سرانه ایران ۱۹۶۰ از چین بالاتر بود. درست.
اما تحلیل علمی با یک عدد شروع نمیشود و با همان عدد هم تمام نمیشود.
چین :
هیچ جنگ تمامعیار ۸ سالهای نداشت
تمامیت ارضیاش تهدید نشد
شبکه تحریم مالی، بانکی، تکنولوژیک نداشت
ترور مستمر نخبگان نداشت
و مهمتر از همه :
در نظم جهانی ادغام شد، نه در تقابل ساختاری با آن
اگر نسخه شما این است که وابستگی بهتر است،
پس بحث ما دیگر توسعه نیست؛
بحث انتخاب نوع استقلال است.
این دقیقا همان نقطهای است که باید صادق باشیم :
بله، توسعه وابسته، سریعتر است؛
اما هزینهاش، واگذاری تصمیم استراتژیک است.
این یک انتخاب تمدنی است، نه یک اشتباه حسابداری.
■ همه جای دنیا مردم آزادانه انتخاب میکنند ؛ سادهسازی لیبرالی
این گزاره شما ، از نظر علوم سیاسی، نصف حقیقت است.
در آمریکا :
رئیسجمهور با رأی مستقیم اکثریت انتخاب نمیشود
لابیهای اقتصادی، سیاست را مهندسی میکنند
سیاست خارجی، مستقل از رأی مردم، دههها ثابت میماند
آزادی انتخاب، شرط لازم است؛
اما شرط کافی برای عقلانیت حکمرانی نیست.
اگر بود،
آمریکا به عراق حمله نمیکرد،
فرانسه در آفریقا کودتا مهندسی نمیکرد،
و اسرائیل ۷۵ سال اشغالگر نمیماند.
■ تحریم، نتیجه تصمیمات اشتباه خودمان است ؛ گزاره ناقص
بله؛ بخشی از تحریمها، نتیجه تصمیمات ماست.
اما همه تحریمها؟ خیر.
آیا ملی شدن نفت تصمیم اشتباه بود؟
آیا استقلال علمی و موشکی اشتباه بود؟
آیا عدم پیوستن به نظم امنیتی آمریکا خطاست؟
اگر پاسخ شما بله است،
پس اختلاف ما ریشهای است، نه مدیریتی.
■ فساد، دروغ، ریا؛ مسئله واقعی، اما تحلیل پذیر
فساد وجود دارد. انکارش حماقت است.
اما سؤال علمی این است :
آیا فساد علت است یا عارضه؟
در نظامهای رانتی،
در اقتصادهای تحریمی،
در دولتهای بزرگ با درآمد نفتی،
فساد پدیده ساختاری است، نه صرفاً ایدئولوژیک.
اگر ایدئولوژی فساد میآورد،
چرا ترکیه، مالزی، اندونزی،
همین امروز با بحرانهای عظیم فساد دستوپنجه نرم میکنند؟
■ مقایسه با ترکیه، کره، مالزی؛ قیاس با حذف متغیرها
ترکیه :
عضو ناتو
متحد غرب
بدون تحریم
بدون جنگ داخلی فرسایشی
کره جنوبی :
تحت چتر امنیتی آمریکا
با تزریق سرمایه و تکنولوژی غرب
اینها کشورهای غیرمستقل نیستند؛
کشورهای دارای وابستگی هوشمند هستند.
بحث این نیست که آنها بدند یا خوب؛
بحث این است که مدلشان، مدل ایران نیست.
■ دخالت در همه چیز؟ بله؛ اما چرا؟
دخالت دولت در اقتصاد، فرهنگ، رسانه،
نشانه ایدئولوژی نیست؛
نشانه دولت بزرگِ در شرایط امنیتی است.
در جنگ سرد،
آمریکا هم همین بود.
سانسور، مککارتیسم، کنترل رسانه.
مسئله این نیست که دخالت هست ،
مسئله این است که چگونه اصلاح شود، نه اینکه با فریاد حذف شود.
■ یک سؤال پایانی، اما اساسی از محضر جنابتان دارم :
اگر این نظام هیچ کارنامهای ندارد ،
پس :
این امنیت نسبی منطقهای از کجا آمده؟
این تمامیت ارضی چطور حفظ شده؟
این تبدیل ایران به بازیگر مؤثر منطقهای چگونه رخ داده؟
کشور بیکارنامه،
اصلاً موضوع توسعه ندارد؛
موضوعش بقاست.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/7268