eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
958 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
893 ویدیو
23 فایل
ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 وقتی خطای داخلی، مرگبارتر از جنگ خارجی می‌شود. تحلیلی بر دو حادثه بزرگ امسال آنچه در سال جاری بر کشور ما تا این زمان گذشت، اگر با عقل سرد و نگاه تحلیلی دیده شود، تصویری به‌مراتب عمیق‌تر از صرف درگیری امنیتی یا ناآرامی اجتماعی پیش روی ما می‌گذارد. اسرائیل و آمریکا در جنگ دوازده‌ روزه امسال، مستقیما به کشور ما حمله کردند؛ خسارات مادی گسترده‌ای وارد شد و ۱۲۰۰ نفر از هم‌ میهنان ما به شهادت رسیدند. با این‌همه، به هدف راهبردی خود نرسیدند؛ نه نظام فروپاشید و نه رؤیای سوریه‌ سازی ایران محقق شد. این یعنی جامعه ما ، علی‌رغم فشار خارجی، از یک حداقل انسجام و تاب‌آوری برخوردار بود که مانع تحقق سناریوی دشمن شد. اما تنها چند ماه بعد، در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، ما با صحنه‌ای به‌مراتب تلخ‌تر مواجه شدیم. اعتراض به گرانی ( که در ذات خود می‌تواند یک مطالبه اجتماعی مشروع باشد ) در اثر ترکیبی از فریب‌ خوردگی بخشی از معترضان، هیجان‌زدگی، فقدان سواد رسانه‌ای و نقش‌آفرینی شبکه‌های مجازی، به اغتشاشی افسارگسیخته تبدیل شد. نتیجه چه بود؟ خسارات مالی بسیار سنگین و شهادت ۲۴۲۷ نفر از مردم عزیز کشور، آن هم نه با موشک و بمباران دشمن خارجی، بلکه با چاقو، قمه، آتش و خشونت خیابانی. این مقایسه، صرف‌نظر از هر بحث آماری، ما را ناگزیر به مکث و تأمل می‌کند. مسئله اصلی دقیقا همین‌جاست : چرا ضربه‌های مهلک‌تر را از درون می‌خوریم؟ این واقعیت، اگرچه تلخ و تکان‌دهنده است، اما دریچه‌ای به یک حقیقت عمیق‌تر می‌گشاید؛ اینکه ما بیش از آنکه قربانی دشمن خارجی باشیم، قربانی اختلالات درونی، خطاهای انباشته، سوءمدیریت‌ها و بی‌عدالتی‌هایی هستیم که جامعه را مستعد انفجار می‌کند. این گزاره نه احساساتی است و نه سیاه‌ نمایی؛ بلکه طبق مطالعات بنده با بدیهیات علم سیاست، جامعه‌ شناسی و اقتصاد هم‌خوانی دارد. در اندیشه سیاسی، از ابن‌خلدون گرفته تا متفکران مدرن، یک قاعده بارها تکرار شده است : هیچ جامعه‌ای از بیرون فرو نمی‌ریزد، مگر آنکه از درون ترک برداشته باشد. دشمن خارجی ذاتا فرصت‌طلب است؛ بحران را تشدید می‌کند، اما آن را خلق نمی‌کند. بحران واقعی زمانی شکل می‌گیرد که تصمیم‌سازی‌ها غیرشفاف شود، شایسته‌ سالاری تضعیف گردد، مسئولیت‌پذیری جای خود را به توجیه‌گری بدهد و جان انسان، عملا ارزان‌تر از حفظ آبروی مدیر یا نهاد تلقی شود. در چنین شرایطی، دشمن خارجی فقط ماشه را می‌کشد؛ اما تفنگ از مدت‌ها قبل، در داخل، مسلح شده است. وقتی از اسرائیل درونی سخن گفته می‌شود، منظور یک شعار یا برچسب سیاسی نیست، بلکه یک استعاره تحلیلی است. اسرائیل درونی یعنی مجموعه‌ای از مدیریت های ناکارآمد و غیرپاسخگو، امنیتِ فاقد عقلانیت اجتماعی، اقتصادِ جداشده از عدالت، قدرتِ بی‌نظارت و قانونی که برای همه به‌طور برابر اجرا نمی‌شود. چنین رویه ای ، حتی اگر نیت خیانت نداشته باشد، در عمل همان کاری را می‌کند که دشمن می‌خواهد : فرسایش سرمایه انسانی، گسترش بی‌اعتمادی عمومی و افزایش تلفات بی‌دلیل. در این میان، اقتصاد بیش از هر حوزه دیگری از درون ضربه می‌خورد. تحریم‌های خارجی مهم‌اند، اما خود تحریمی ها و سوءمدیریت داخلی دولت و مجلس به‌مراتب ویرانگرتر است. تحریم خارجی فشار ایجاد می‌کند، اما این سوءتدبیر داخلی است که می‌تواند به فروپاشی منجر شود. اقتصادی که تصمیماتش غیرقابل پیش‌بینی است، قوانینش سلیقه‌ای اجرا می‌شود، رانت در آن از تولید سودآورتر است و خطای مدیر هزینه‌ای ندارد، حتی بدون تحریم هم می‌لنگد. به بیان دقیق‌تر، ضریب تخریب یک تصمیم غلط داخلی، چند برابر فشار دشمن خارجی است. مقایسه میان دشمن بیرونی و خطای درونی، هرچند تلخ، اما ضروری است. دشمن خارجی گاهی حمله می‌کند، هزینه دارد، قابل شناسایی است و معمولاً مردم را در برابر خود متحد می‌سازد. اما خطای داخلی دائمی است، فرسایشی است، به‌تدریج عادی می‌شود و جامعه را از درون تهی می‌کند. به همین دلیل است که مرگ ناشی از بی‌کفایتی، بی‌عدالتی یا سوءتدبیر، کم‌صداتر اما عمیق‌تر و گسترده‌تر از مرگ در جنگ است. این نقد، نفی دشمن خارجی نیست و تضعیف امنیت یا هم‌صدایی با دشمن هم محسوب نمی‌شود. برعکس، شرط اصلی پیروزی بر دشمن خارجی، اصلاح شجاعانه و عاقلانه درون است. هیچ ملتی با بستن دهان منتقد، حذف عقلانیت یا تقدیس خطا قوی نشده است. قدرت واقعی در توان اصلاح، شجاعت اعتراف به اشتباه و تقدم جان و کرامت مردم بر مصلحت‌ سازی‌های کوتاه‌ مدت بی پایه ، شکل می‌گیرد. اگر اسرائیل بیرونی دشمن ماست، اسرائیل درونی خطرناک‌تر است؛ چون درواقع اولی می‌کُشد، اما دومی ریشه را می‌زند. و ملتی که ریشه‌اش آسیب ببیند، حتی اگر در جنگ پیروز شود، در صلح خواهد باخت. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/7359
🔴 ۱۹ دی ۱۴۰۴ قزوین همانند ۱۹ دی ۱۳۵۶ ؛ روزی که مردم، امنیت و پیروزی را امضا کردند بسم‌الله الرحمن الرحیم در پی دعوت روشنگرانه و مسئولانه امام جمعه محبوب و مردمی قزوین، مردم مؤمن و بصیر استان در نوزدهم دی‌ماه امسال با حضوری آگاهانه و به‌ موقع، برای مقابله با اغتشاشگران و برهم‌ زنندگان امنیت عمومی به میدان آمدند ؛ حضوری که نه از سر هیجان، بلکه برخاسته از عقلانیت اجتماعی، غیرت دینی و احساس مسئولیت ملی بود. در همان شب، با حضور پرشمار و مقتدر مردم، کاسه و کوزه اغتشاشگران کوردل برچیده شد و قزوین شاهد خاموش شدن فتنه‌ای بود که می‌کوشید آرامش و امنیت شهر را هدف قرار دهد. بدین‌ سان، ۱۹ دی‌ماه به روزی تاریخی در حافظه اجتماعی قزوین بدل شد؛ روزی که مردم، خود پاسدار امنیت و ثبات شهرشان شدند. این حضور آگاهانه، تنها به آن شب ختم نشد. در ۲۲ دی‌ماه و در آیین باشکوه تشییع پیکر شهدای والامقام مدافع امنیت، خیابان‌های قزوین صحنه جلوه‌ای کم‌ نظیر از همبستگی، وفاداری و قدرشناسی مردمی بود؛ به‌گونه‌ای که جای سوزن انداختن نبود و حضور گسترده و بی‌سابقه مردم، پیام روشنی به دوست و دشمن مخابره کرد : امنیت این سرزمین، خط قرمز مردمی است که قدر فداکاری فرزندان خود را می‌دانند. آنچه این روزها در سپهر اجتماعی و معنوی استان قزوین رقم خورد، صرفا مجموعه‌ای از رویدادهای مقطعی نبود؛ بلکه تجلی روشن پیوند عمیق مردم با عقلانیت دینی، ولایت‌ مداری آگاهانه و تاریخ زنده انقلاب اسلامی بود. مردم مؤمن قزوین در شب مبارک میلاد حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام با بشارتی دل‌نشین همراه شد و نشان داد که این ملت، مسیر خود را نه بر مدار غوغا، بلکه بر پایه بصیرت، ایمان و تشخیص درست حق از باطل انتخاب کرده است. قدردانی دفتر مقام معظم رهبری از مردم شریف قزوین، نشانه‌ای روشن از ارزش و جایگاه این سرمایه عظیم اجتماعی است؛ سرمایه‌ای که باید آن را حفظ و تقویت کرد. در همین چارچوب، سخنان سنجیده و راهبردی حضرت آیت‌الله مظفری، امام جمعه محترم و محبوب قزوین، و طرح درخواست حضور مردم این استان در کنار مردم قم در دیدار تاریخی نوزدهم دی، یادآور امتداد یک حقیقت بزرگ تاریخی است؛ حقیقتی که از قیام ۱۹ دی قم در سال ۱۳۵۶ آغاز شد و در قیام آگاهانه و بصیرت‌ محور مردم قزوین در ۱۹ دی ۱۴۰۴ جلوه‌ای تازه یافت. نوزدهم دی ۱۴۰۴ اثبات کرد که جامعه‌ای زنده و آگاه، نه‌تنها فریب فتنه‌ها را نمی‌خورد، بلکه با حضور عقلانی و وحدت‌ محور، خود به عامل خنثی‌ سازی توطئه‌ها تبدیل می‌شود. قزوین در این آزمون، نشان داد که امنیت، عزت و پیشرفت، محصول همراهی مردم با مرجعیت دینی و رهبری حکیمانه است، نه نتیجه تسلیم در برابر آشوب و التهاب‌ آفرینی. اینجانب به عنوان طلبه ناچیز ، بر این باورم که آینده روشن ایران اسلامی، در گرو تقویت همین روحیه است؛ روحیه‌ای که در آن عقلانیت بر احساسات زودگذر، بصیرت بر فریب رسانه‌ای، و وحدت ملی بر تفرقه‌افکنی غلبه دارد. قزوین، در این مسیر، بار دیگر ثابت کرد که نه حاشیه‌نشین تاریخ، بلکه از سازندگان اصلی آن است. ✅ امید آن دارم که با استمرار این هوشمندی اجتماعی و تعمیق پیوند مردم و رهبری، گام‌های استوارتری در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی برداشته شود و ایران عزیز، با تکیه بر مردم مؤمن و آگاه خود، از همه گردنه‌های پیش‌رو با عزت و سلامتی عبور کند. ضمنا بر خود لازم می‌دانم از حضرت آیت‌الله مظفری، امام جمعه محبوب و بصیر قزوین، که با هدایت عالمانه و دعوت مسئولانه خویش نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری این حضور تاریخی و حفظ امنیت شهر ایفا کردند، صمیمانه قدردانی کنم و السلام علیکم و رحمه‌الله ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/7360
🔴 اغتشاشات اخیر ، فقط محصول دستِ آتش زنان نبود؛ بلکه محصول چشمِ تماشاگران هم بود در بررسی اغتشاشات اخیر، ساده‌ سازیِ ماجرا بزرگ‌ترین خطاست. این‌که همه تقصیرها را تنها بر گردن اغتشاشگرانِ آتش‌زن بیندازیم، گرچه بخشی از حقیقت را می‌گوید، اما همه حقیقت نیست. تاریخ، جامعه‌شناسی و حتی معارف دینی و قرآنی به ما می‌آموزند که هیچ فاجعه‌ای تنها با یک عامل شکل نمی‌گیرد؛ فاجعه زمانی متولد می‌شود که فاعلِ شر در کنار تماشاگرِ خاموش قرار بگیرد. در این حوادث، میلیاردها تومان از اموال عمومی و خصوصی به آتش کشیده شد؛ حوزه‌های علمیه‌ای که مأمن علم و اخلاق بودند، سوختند؛ خانه‌هایی که حاصل یک عمر رنج و کار مردم بود، ویران شد. اما پرسش کلیدی این است که : آیا همه این‌ها فقط کار چند اغتشاشگر بود؟ پاسخ صادقانه این است : نه. سکوت، همیشه بی‌طرفی نیست در هر جامعه‌ای، وقتی ظلم، تخریب و جنایت در برابر چشم‌ها رخ می‌دهد، سه گروه شکل می‌گیرند : 1_ عاملان مستقیم (اغتشاشگران) 2_ مدافعان و مانعان (کسانی که ایستادند، روشنگری کردند یا هزینه دادند) 3_ تماشاگران خاموش تجربه‌های تلخ تاریخی نشان می‌دهد که اگر گروه سوم نبود، گروه اول هرگز تا این اندازه پیش نمی‌رفت. اغتشاشگر، وقتی جسور می‌شود که ببیند جمعیت کثیری نگاه می‌کند اما واکنش ندارد؛ فیلم می‌گیرد اما فریاد نمی‌زند؛ تحلیل می‌خواند اما موضع نمی‌گیرد. در منطق قرآن، سکوت در برابر منکر نوعی مشارکت غیرمستقیم در آن است؛ نه به اندازه عامل، اما به اندازه‌ای که وجدان را مسئول می‌کند. آن‌جا که می‌فرماید چرا عالمان بنی‌اسرائیل مردم را از منکر بازنمی‌داشتند، دقیقا انگشت اتهام را به سوی سکوت نخبگانی و اجتماعی می‌گیرد، نه فقط فاعلان گناه. ■ تماشاگران چگونه مقصر می‌شوند؟ نه با بنزین، نه با کبریت؛ بلکه با بی‌تفاوتی. کسی که تخریب را دید و گفت : به من چه . کسی که آتش‌زدن خانه‌ها و... و.... را دید و گفت : بگذار هرچه می‌خواهد بشود. کسی که هتک حرمت قرآن و مساجد و حوزه‌های علمیه را دید و گفت : حالا یک عده طلبه‌ آخوند اند دیگر. این‌ها شاید آتش نزدند، اما فضای آتش‌زدن را امن کردند. اغتشاش، بدون پشت‌ صحنه روانیِ بی‌تفاوتی عمومی ، دوام نمی‌آورد. ■ سهم خواصِ ساکت، سنگین‌تر است. در این میان، مسئولیت خواص اهل رسانه، اهل قلم، اهل منبر، اهل دانشگاه و اهل کانالهای مجازی محلی و.... سنگین‌تر است. وقتی کسی که قدرت تبیین دارد، ابهام را انتخاب می‌کند؛ وقتی کسی که می‌تواند مرز اعتراض و اغتشاش را روشن کند، عامدانه همه چیز را خاکستری نشان می‌دهد؛ وقتی کسی که باید جلوی دروغ بایستد، برای محبوبیت، سکوت می‌کند؛ او فقط تماشاگر نیست؛ او تسهیل‌کننده اغتشاش است. ■ جامعه‌ای که مسئولیت جمعی را فراموش کند ، به عبارتی جامعه‌ای که هر کس فقط به نجات خود فکر کند، دیر یا زود همه‌چیزش می‌سوزد؛ امروز خانه همسایه، فردا خانه خودت؛ امروز حوزه علمیه، فردا مدرسه فرزندت؛ امروز اموال عمومی، فردا امنیت شخصی. اغتشاش، اگر مهار نشود، مرز نمی‌شناسد؛ و سکوت، بدترین نوع مهار نشدن است. ✅ در اغتشاشات اخیر، اغتشاشگران مجرم‌اند و باید پاسخگو باشند؛ این تردیدی ندارد. اما جامعه‌ای که تماشاگر بودن و بدتر محافظه کاری را فضیلت بداند، جامعه‌ای که بی‌طرفی در برابر ظلم را عقلانیت جا بزند، جامعه‌ای که از هزینه دادن برای حق و حقیقت بترسد، دوباره و دوباره، همین صحنه‌ها را خواهد دید. درس بزرگ این حوادث آن است که : شر، فقط با دستِ بدکاران پیش نمی‌رود؛ با سکوتِ خوبان هم رشد می‌کند. اگر این درس را نیاموزیم، خسارت‌های بعدی، دیگر فقط مالی نخواهد بود؛ خسارتِ وجدان، خسارتِ اعتماد و خسارتِ آینده خواهد بود. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/7363
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 غمنامه سترگ هجده روز است که در بی‌خبریِ مطلق می‌سوزیم؛ هجده روزِ سنگین، کش‌دار و فرساینده. اغتشاشات آمد، خانه‌هایمان آسیب دید، سقف امن‌مان فرو ریخت و ما ماندیم و آوارگی؛ ماندیم و خانواده‌هایی که شب را با اضطراب صبح می‌کنند و صبح را با ترسِ شب. در این روزها، آن‌که رفیق نامیده می‌شد، آن‌که دم از همراهی می‌زد، آن‌که در روزهای آرامش با لبخند و تعارف چاکرم، بله قربان می‌گفت، ناگهان ناپدید شد. مسئولین دولتی و حوزوی هم، گویا در تقویم‌شان جایی برای رنج ما ندارند؛ انگار مصیبت، اگر رسانه‌ای نشود، اگر پر سر و صدا نباشد، اصلاً وجود خارجی ندارد. در روزهای خوشی، همه بلدند بیایند، عکس بگیرند، وعده بدهند، اظهار همدردیِ تشریفاتی کنند؛ اما در سختی‌ها، در بی‌خانمانی، در زمانی که توان‌مان تحلیل رفته و امیدمان لب پرتگاه است، هیچ خبرِ استعجالی نیست، هیچ پیگیری فوری نیست، هیچ دستی برای گرفتن نیست. ما آواره شدیم، اما انگار درد آوارگی فقط برای خودمان واقعی است. سکوت‌ها بلندتر از هر فریادی ما را خفه می‌کند. این غمنامه نه از سر گلایه شخصی، که فریاد یک واقعیت تلخ است: وفاداری‌ها موسمی است، همراهی‌ها تا روز راحتی دوام دارد، و وقتی نوبت امتحان می‌رسد، بسیاری غایب‌اند. هجده روز گذشته است؛ اما برای ما، هر روزش به اندازه یک سال گذشته….. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/7364