🔴 از تحریم تا جنگ ؛ دشمن خسته شد، ایران ایستاد
در تحلیل پدیدهای به نام پایداری جمهوری اسلامی ایران باید از سطح شعار عبور کرد و به لایه های عمیق تر تاریخی، اجتماعی و اعتقادی آن نگریست. آنچه این نظام را در برابر طوفان های سهمگین حفظ کرده، صرفا ابزار نظامی یا محاسبات سیاسی نبوده، بلکه ترکیبی از هویت ایمانی ، مردم باوری و تجربه اندوزی تاریخی است.
جمهوری اسلامی از نخستین روزهای شکل گیری، در معرض فشارهای چند لایه قرار گرفت؛ از جنگ ایران و عراق که یک رویارویی تمام عیار نظامی با حمایت گسترده قدرت های جهانی از دشمن بود، تا فتنههای داخلی، تحریم های فلجکننده اقتصادی، جنگهای ترکیبی رسانهای و امنیتی. با این حال، نکته قابل تأمل این است که هر تهدید، بهجای فروپاشی، به عاملی برای بازسازی درونی و تقویت انسجام ملی تبدیل شده است.
در جنگ هشت ساله، ایران نه تنها از تمامیت ارضی خود دفاع کرد، بلکه فرهنگ مقاومت را به یک سرمایه تمدنی تبدیل نمود. در بحرانهای کوتاه مدت تر و مقطعی ، چه آنچه از آن به جنگهای محدود یا تنشهای دوازدهروزه و چهلروزه تعبیر میشود و چه ناآرامیهای داخلی ، الگوی واحدی تکرار شده است: ابتدا فشار، سپس آشکار شدن لایههای پنهان تهدید، و در نهایت، بازگشت ثبات با سطحی بالاتر از تجربه و آمادگی.
این روند را میتوان در چارچوب یک قاعده تحلیل کرد :
هرچه تهدید پیچیدهتر، پاسخ جمهوری اسلامی چندبُعدیتر .
یعنی مواجهه صرفا امنیتی یا نظامی نیست، بلکه همزمان در عرصههای فرهنگی، اجتماعی و حتی گفتمانی نیز پاسخ داده می شود.
از منظر جامعه شناختی، یکی از مهم ترین عوامل این پایداری، پیوند میان حاکمیت و بدنه مردمی همچون بعثت آنها در خیابانها است. در بزنگاهها، این پیوند فعال میشود و نوعی همگرایی ایجاد میکند که محاسبات دشمن را برهم میزند. بسیاری از پروژههای بی ثبات سازی دقیقا بر شکستن همین پیوند طراحی شدهاند، اما تجربه نشان داده که این سرمایه اجتماعی ، با وجود فراز و نشیب ها ، در لحظات حساس احیا می شود.
از منظر راهبردی نیز، جمهوری اسلامی به تدریج از یک بازیگر صرفا تدافعی، به بازیگری با قدرت بازدارندگی فعال تبدیل شده است؛ بهگونه ای که هزینه اقدام علیه آن برای دشمنان، همواره فراتر از دستاوردهای احتمالی بوده است. این تغییر، محصول همان انباشت تجربه در طول دهه هاست.
✅ راز پیروزی مستمر در این چهلوهفت سال، نه در نبود تهدید، بلکه در نحوه مواجهه با تهدید نهفته است. نظامی که توانسته از جنگی تمامعیار، تحریمهای گسترده، و فتنههای پیچیده عبور کند، در واقع به یک الگوی بقا در شرایط فشار تبدیل شده است.
این همان حقیقتی است که در ادبیات دینی از آن با تعبیر نصر الهی یاد میشود؛ نصرتی که البته از مسیر صبر، بصیرت و مجاهدت مردمی عبور میکند، نه از مسیر انفعال.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7872
🔴 به پنج دلیل مذاکره آری ، تسلیم هرگز
برای تبیین این موضوع ظریف و حساس ، لازم است از فضای احساسی و قضاوت عجولانه فاصله بگیریم و با یک نگاه راهبردی و عالمانه به مسئله بنگریم ؛ زیرا در منطق حکمرانی ، میدان و دیپلماسی نه در تقابل، بلکه در تکمیل یکدیگر تعریف می شوند.
■ نخست ، باید توجه داشت که در تجربه تاریخی ، حتی در سخت ترین جنگ ها، باب مذاکره هیچ گاه به طور کامل بسته نشده است. نمونه روشن آن جنگ ایران و عراق است که در کنار دفاع میدانی ، مسیرهای سیاسی و بینالمللی نیز دنبال می شد تا در نهایت، جنگ با حفظ اصل نظام و تمامیت ارضی پایان یابد. این نشان می دهد که مذاکره لزوما نشانه ضعف نیست، بلکه بخشی از مدیریت هوشمندانه جنگ است.
■ دوم، در منطق عقلانی جنگ، هدف پیروزی با کمترین هزینه است. اگر بتوان از طریق مذاکره در اوج درگیری و جنگ ، هزینه های انسانی، اقتصادی و امنیتی و... را کاهش داد، این نه تنها مجاز، بلکه در چارچوب تدبیر و حکمت، مطلوب است. هیچ مکتب عقلانی، ادامه بی پایان جنگ را بدون بررسی گزینه های کم هزینه تر توصیه نمی کند.
■ سوم، وقتی دشمن اعلان آتش بس کرده و درخواست مذاکره می دهد، این خود یک پیام مهم راهبردی است؛ یعنی او به نقطهای رسیده که ابزارهایش به تنهایی کافی نیست و نیازمند خروجی سیاسی است. در چنین شرایطی، ورود به مذاکره از موضع اقتدار می تواند به تثبیت دستاوردهای میدانی ، منجر شود، نه تضعیف آن ها. مذاکرهای که پشتوانهاش قدرت میدان است، در واقع امتداد همان میدان در عرصه سیاسی است.
■ چهارم، در سنت دینی نیز، مذاکره و صلح مشروط 《 مثل همین شروط دهگانه فعلی 》 ، نه تنها نفی نشده بلکه در مواردی تأیید شده است؛ مهم آن است که اصل عزت، حکمت و مصلحت ، حفظ شود. یعنی مذاکره زمانی مذموم است که از موضع ضعف و تسلیم باشد، اما اگر از موضع قدرت و برای تأمین منافع امت باشد، کاملا قابل دفاع است.
■ پنجم ، باید میان اصل مذاکره و نتیجه مذاکره تفکیک کرد. اینکه برخی ها در خیابان ها شعار می دهند و یا کاغذ نوشته می آورند که : 《 مذاکره بن بست و حرام است 》، در واقع حکم کلی درباره نتیجه است، نه اصل ابزار. در حالی که مذاکره یک ابزار است؛ ابزاری که اگر درست، با خطوط قرمز مشخص و تیمی معتمد به کار گرفته شود، می تواند بخشی از راهحل باشد، نه بن بست.
✅ پس بنابراین همان گونه که جبهه میدان بدون پشتیبانی مردم و تصمیمات کلان سیاسی به نتیجه نمی رسد، جبهه دیپلماسی نیز بدون پشتوانه قدرت میدانی و خیابانی معنا ندارد. این سه جبهه : میدان، مردم و دیپلماسی یک مثلث راهبردی هستند، نه سه مسیر متضاد.
لذا ، دفاع از مذاکره در چنین شرایطی، دفاع از عقلانیت در کنار مقاومت است ؛ نه عقب نشینی، بلکه استفاده کامل از همه ظرفیت ها برای رسیدن به نتیجهای عزتمندانه.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7873
🔴 ما از مذاکره قدرتمندانه و هوشمندانه نیز ، دفاع می کنیم، چون این مذاکره، چیزی نیست جز ادامه نبرد در سنگری بی سیم و کت و شلوار .
وقتی فرمانده این سنگر، #سردار_قالیباف باشد و نقشه عملیاتی اش نیز ده شرط عزتمندانه و کامل ، پس این جبهه نه تنها تضعیف کننده جبهه مقاومت نیست، بلکه ضربه نهایی را بر پیکر نحس و خسته تحریم و اشغالگری وارد می کند و اهل منطق و عقلانیت ایران اسلامی را به جهانیان اثبات می کند.
این، همان #جهاد_تبیین روی میز مذاکره است.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/7874
🔴 سطح عقل سلطنت طلبان :
عمامه پراکنی از سر تعدادی از روحانیون در سال ۱۴۰۱ ، اعتراض مدنی بود
اما پرتاب سس گوجه 🍅 به روی #رضا_پهلوی عملیات تروریستی هست!! 🤣🤣
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/7875
🔴 قضاوت نکنید ؛ تفاوت این مذاکره را بفهمید
برخی بزرگواران خیال کردهاند که چون بنده از مذاکره اسلام آباد دفاع می کنم، خط فکری ام تغییر کرده است و بقولشان منحرف شده ام. خیر، چنین نیست. بنده پژوهشگر هستم که میکوشم مسائل را ژرف نگرانه و عمیق بررسی کنم.
اینها دقت نمی کنند که این مذاکره با مذاکرات پیشین ، تفاوتی بنیادین و ماهوی دارد. این بار ما در میانه میدان جنگ پای میز مذاکره نشستهایم، حال آنکه در گذشته، مذاکرات پیش از ورود به میدان بود. لطفا این تمایز سرنوشت ساز را ببینید و از قضاوت شتاب زده و اتهام زنی بپرهیزید.
عزیزان، به این نکات که عرض می کنم توجه کنید؛ اینها عین باور بنده است :
تنگه هرمز، اگر آن ده شرط که قطعا بر اساس اصل ۱۷۶ قانون اساسی مورد تایید رهبری معظم هم هست ، محقق گردد و ضمانت اجرای آن نیز خود ما باشیم ـ، به گونهای که این شروط کاملا عملیاتی شوند ، دستاوردی است، اما دستاوردی راهبردی نیست. زیرا ما در این میدان ها و خیابانها گرد نیامدهایم که صرفا تنگه هرمز را تثبیت کنیم و عوارضی بکیریم. ما به خون خواهی امام شهیدمان گرد هم آمدهایم. ما از این پس با دشمن، حساب خون داریم و پدرکشتگی. این همان عبارتی است که در بیانیه پایانی رهبری معظم هم آورده اند؛ که خون خواهی آقا سر جای خود باقی است. ما برای خون خواهی آقا ایستادهایم.
✅ بنابراین، اگر به فضل الهی هر ده شرط هم به سرانجام برسد، تازه به آستانه انتقام سخت حاج قاسم سلیمانی می رسیم. انتقام سخت حاج قاسم چیست؟ آقا خود فرمودند : دو چیز.
نخست : شکست هیمنه نرمافزاری و پوچسازی آن؛
دوم: اخراج کامل آمریکا از منطقه.
این دو امر محقق شود، آنگاه انتقام سخت حاج قاسم تحقق یافته است.
حال، سؤال اینجاست : انتقام سخت حضرت آقا چه خواهد بود؟ آن نیز دو چیز است :
اول : شکست کامل و نابودی رژیم صهیونیستی ( اسرائیل )؛
دوم، نابودی نظام سلطه و فروپاشی هژمونی آمریکا. اینها که محقق شود، آنگاه می توان گفت انتقام سخت آقا را گرفتهایم.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7876
🔴 بسیج ؛ تجلی ایمان و اخلاق حسنه در عمل
بسیج، اگر درست فهمیده شود، تنها یک نهاد نیست؛ یک روحیه است، یک مکتب است، یک طرز نگاه به زندگی و مسئولیت اجتماعی است. همان جا که انسان از خود عبور می کند و به ما می رسد، از راحتی دل می کند و به رسالت می اندیشد، بسیج متولد می شود.
امام خمینی ره با آن تعبیر ژرف و ماندگار فرمودند : بسیج، لشکر مخلص خداست . این جمله، یک شعار نیست؛ یک تعریف هویتی است. یعنی بسیجی کسی است که اخلاص و اخلاق را محور عمل خود قرار می دهد؛ نه نام می خواهد، نه نان، بلکه تنها رضای الهی را مقصد می داند.
بسیج در طول ۴۷ ساله انقلاب اسلامی نشان داده که در لحظه های سخت، پیش قراول میدان است؛ از دفاع مقدس تا عرصه های خدمت رسانی از کرونا ، از سیل ، از زلزله ، از کمک به محرومان تا حضور در بحران ها و حوادث طبیعی دیگر . هرجا گرهای در کار مردم افتاده، ردّ پای بسیج دیده شده است؛ بی هیاهو، بی ادعا، اما مؤثر و ماندگار.
این نهاد، بیش از آنکه یک ساختار باشد، تجلی فرهنگ ایثار و مسئولیت پذیری است. بسیجی یعنی کسی که امنیت را فقط مطالبه نمی کند، بلکه در حد توان خود، در تأمین آن نقش می پذیرد؛ کسی که آرامش جامعه را نتیجه تلاش جمعی می داند، نه صرفا وظیفه دیگران.
در روزگاری که بسیاری به دنبال سهم خواهی اند، بسیجی به دنبال سهم دادن است؛ در روزگاری که برخی از میدان می گریزند، او قدم به میدان می گذارد؛ و در زمانی که بی تفاوتی رو به گسترش است، او مسئولیت را زندگی می کند.
در کنار این نگاه ارزشی، باید با صدای بلند گفت :
از همه عزیزانی که در قالب بسیج، در عرصه های مختلف برای امنیت، آرامش و خدمت به مردم و نظام مقدس تلاش می کنند، صمیمانه قدردانی می شود. این تلاش ها، هرچند گاه دیده نمی شود، اما آثارش در زندگی روزمره مردم جاری است؛ از امنیت محله ها تا حضور در بحران ها و یاری رسانی به نیازمندان.
قدردانی از بسیج ، قدردانی از یک روحیه است؛ روحیهای که اگر در جامعه گسترش یابد، بسیاری از مشکلات رنگ میبازد. جامعهای که در آن، انسانها خود را مسئول بدانند، نه تماشاگر، جامعهای زنده و پویاست.
✅ در پایان، میتوان گفت :
بسیج، اگر در معنای حقیقی خود باقی بماند، نه فقط یک نهاد، بلکه سرمایهای اجتماعی و معنوی برای آینده کشور است؛ سرمایهای که با اخلاص و اخلاق زیبا آغاز شد و با خدمت ادامه مییابد.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7877
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 خانم سلیمی، پرستاری که در دل بحران و خطر، با فداکاری و شجاعت، جان خود را سپر کودکان کرد، نمادی از روح ایثار و مادری است. در او نه ترس دیده میشود و نه تردید، بلکه تنها ارادهای بزرگ برای حفظ دیگران موج میزند. رفتار او فراتر از یک وظیفه شغلی، تجلی یک هویت عمیق انسانی و ملی است. او یادآور این حقیقت است که حتی در سختترین شرایط نیز میتوان با ازخود گذشتگی، در برابر دشمنان ایستاد و معنای واقعی وفاداری و انسانیت را زنده نگه داشت.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7878
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 #کلیپ
در بزنگاه خطر، آدم ها آن گونه که هستند خود را نشان می دهند ؛ یکی با شنیدن صدای تیر، غریزی به عقب میکشد و دیگری در میانهی انفجار و تهدید بر جای خود میایستد و سخنش را ادامه می دهد.
این تفاوتِ دو تیپ شخصیتی است، نه صرفا دو فرد :
تفاوتِ محاسبهی سود و زیانِ فردی با تعهد به رسالت و حقیقت.
در سنت شیعه، الگوگیری از سیرهی یعنی:
ثبات قدم در لحظهی آزمون،
تقدمِ حق بر جان،
و آرامشی که از یقین برمیخیزد، نه از نبودِ خطر.
شجاعت، نترسیدن نیست؛
ایستادنِ آگاهانه در برابر ترس است ، وقتی که پای حق در میان است.
اگر بخواهیم منصفانه داوری کنیم، معیار باید همین باشد : کدام مکتب انسان هایی میسازد که در لحظهی خطر، از خود عبور می کنند و بر عهد می مانند؟
اینجاست که تفاوت های یک شیعه امیرالمؤمنین علیهالسلام با #پدوفیل #اپستینی روشن می شود.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7879
🔴 استقلال ایران ؛ میراث دیروز، مسئولیت امروز
ایران، فقط یک جغرافیا نیست؛ ایران، یک معناست معنای ایستادگی، معنای استقلال، معنای پیوند عقل و ایمان در تاریخ یک ملت.
وقتی از ایران سخن می گوییم، از سرزمینی حرف می زنیم که قرن هاست در تلاقی تمدن ها ایستاده؛ از ملتی که بارها آزموده شده، اما هر بار از دل سختی ها، قوی تر برخاسته است. این ملت، با تکیه بر ایمان و خرد، نشان داده که می توان هم به ریشه ها وفادار بود و هم رو به آینده حرکت کرد.
ما از ایران دفاع می کنیم، نه صرفا به خاطر مرزها، بلکه به خاطر کرامت انسانی که در این مرزها پاس داشته میشود؛ به خاطر استقلالی که بهای آن را نسلها پرداختهاند؛ و به خاطر عدالتی که آرمان مشترک ماست.
در این نگاه، الگوی ما سیرهی است؛ عدالتی که در آن، حق اگر به زیان خود انسان باشد بر هر مصلحتی مقدم است؛ و شجاعتی که در آن، ترس جایی ندارد وقتی پای حقیقت در میان است.
قدرت ایران ، صرفا در ابزار نظامی یا ثروت های طبیعی خلاصه نمی شود؛ قدرت ایران در انسان ایرانی است در جوانی که میآموزد، میسازد، و می ایستد؛ در مادری که امید میکارد؛ در اندیشمندی که حقیقت را جستوجو می کند؛ و در جامعهای که می کوشد اخلاق را از شعار به عمل تبدیل کند.
اما بیایید صادق باشیم :
دفاع از ایران، فقط با شعار ممکن نیست.
اگر از عدالت می گوییم، باید در عمل به آن پایبند باشیم؛ اگر از پیشرفت سخن می گوییم، باید علم، کارآمدی و شفافیت را جدی بگیریم؛ و اگر از عزت ملی دفاع میکنیم، باید با فساد، تبعیض و ناکار آمدی بی تعارف مقابله کنیم.
ایرانِ قوی، ایرانِ درست اداره شده است؛
ایرانِ پیشرو، ایرانِ دانشبنیان است؛
و ایرانِ ماندگار، ایرانِ اخلاقمحور است.
ما به جهانیان می گوییم :
ایران، اهل گفت و گو و تعامل است، اما زیر بار تحمیل نمی رود؛ اهل صلح است، اما از حق خود کوتاه نمی آید؛ و اهل پیشرفت است، اما هویت خود را معامله نمی کند.
و به خودمان میگوییم :
راهِ عزت، از خود سازی و اصلاح درون میگذرد؛ از کارِ دقیق، از علمِ عمیق، از اخلاقِ ریشهدار.
ایران، با همهی زخم ها و امیدهایش، خانهی ماست؛ و دفاع از آن، یعنی ساختنِ آن با دست های خودمان.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7880
🔴 جهان بی توحید؛ صحنه نزاع قدرت ها و اضطراب ها
توحید در منظومه معارف اسلامی، صرفا یک گزاره اعتقادی محدود به اقرار زبانی نیست، بلکه بنیان و پایه یک جهان بینی جامع و جهت دهنده به ساحت های مختلف حیات انسانی است. در نگاه قرآن، توحید به معنای پذیرش یگانگی در خالقیت، ربوبیت و حاکمیت است؛ بدین معنا که هستی، تدبیر عالم و نظام ارزش ها، همگی به حقیقتی واحد باز می گردند و هیچ امر مستقلی در عرض اراده الهی معنا نمی یابد.
بر این اساس، توحید نهتنها ناظر به حوزه اندیشه، بلکه ناظر به نحوه زیستن و تفسیر وقایع نیز هست. انسانی که به این مرتبه از درک توحیدی دست مییابد، اسباب و علل طبیعی را انکار نمی کند، اما برای آنها استقلال قائل نیست. چنین انسانی در مواجهه با کامیابی ها دچار غرور نمی شود و در برابر ناکامی ها نیز به یأس و فروپاشی درونی تن نمیدهد، چراکه همه رخدادها را در چارچوب حکمت الهی تفسیر می کند.
بخش قابل توجهی از تنش ها و نزاع های فردی و اجتماعی را میتوان در فقدان یا ضعف این نگرش توحیدی جستوجو کرد. هنگامی که قدرت، ثروت یا نفس انسانی بهصورت مستقل و اصیل تلقی شود، زمینه شکلگیری تعارض، زیاده خواهی و بی عدالتی فراهم می گردد. این وضعیت را میتوان نوعی شرک عملی دانست که در آن، غیر خدا بهعنوان محور تصمیم گیری و دلبستگی قرار می گیرد. در مقابل، توحید عملی اقتضا میکند که هیچ عامل و انگیزهای در عرض اراده الهی منشأ اصالت نیابد و همه امور در نسبت با آن سنجیده شوند.
با این حال، تحلیل توحیدی از جهان به معنای نفی کامل رنجها و دشواری های زندگی نیست. حیات انسانی، حتی در چارچوب یک نظام توحیدی، با ابتلاء، فقدان و محدودیت همراه است. تفاوت اساسی در این است که در نگرش توحیدی، این دشواری ها فاقد معنا و جهت تلقی نمی شوند، بلکه در مسیر رشد، تعالی و آزمون انسان تفسیر میگردند. ازاینرو، توحید کارکردی بنیادین در تبدیل رنج های ویرانگر به فرصتهای سازنده دارد.
در سنت حکمی اسلامی، بهویژه در اندیشه ملاصدرا ، توحید به مرتبهای عمیق تر از فهم فلسفی ارتقا مییابد و به وحدت حقیقی وجود اشاره دارد؛ جایی که کثرتهای عالم، جلوهها و شئون حقیقت واحد تلقی میشوند. این تلقی، انسان را از دلبستگی افراطی به مظاهر ناپایدار رها ساخته و افق نگاه او را به سوی معنا و غایت نهایی هستی سوق می دهد.
برآیند آنکه، حل مسئله توحید در ساحت فکر، دل و عمل، می تواند بسیاری از بحرانهای روحی و اجتماعی انسان را تعدیل کرده و به زندگی او ثبات، معنا و جهت ببخشد. بااین حال، باید توجه داشت که توحید، حذف کننده مطلق مشکلات نیست، بلکه چارچوبی است که در آن، مشکلات به جای آنکه عامل فروپاشی باشند، به عناصر سازنده در مسیر کمال انسانی تبدیل می شوند.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7881
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 اتمام حجت پیرمرد تبریزی با رژیم صهیونسیتی، آمریکا و مزدوران داخلی
به جای عصا، مدرن ترین اسلحه را دستم خواهم گرفت
🆔https://eitaa.com/Myidea/7882
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 کارکنان فرودگاه نجف #عراق،اینگونه به استقبال #هواپیما ی ایرانی بعداز ۶۰ روز غیبت پروازی رفتند.
ایران و العراق ، لا یمکن الفراق
🆔https://eitaa.com/Myidea/7883