eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
1هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1هزار ویدیو
34 فایل
حمایت و ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
طلوع فکر و اندیشه
🔴 مطالبه‌ گری جرم نیست ؛ فرار از پاسخ‌ گویی خطرناک‌ تر است اینکه هر نقد مستند و مطالبه‌ گری اجتماعی را به شکست انتخاباتی تقلیل بدهیم، دقیقا همان نقطه‌ای است که گفتگوی عقلانی را از بین می‌ برد و مسئله اصلی مردم را به حاشیه می‌ راند. ساده‌ ترین راه فرار از پاسخ‌ گویی همین است که به جای پاسخ به پرسش‌ها، نیت‌ خوانی سیاسی صورت بگیرد اگر نقد درباره هزینه درمان، وضعیت دارو، فشار معیشتی بیماران و ناتوانی مردم در تأمین هزینه جراحی است، پاسخ آن باید آمار، عملکرد، برنامه و نتیجه باشد ؛ نه برچسب انتخاباتی. در منطق حکمرانی، مطالبه‌ گری نه جرم است و نه عقده انتخاباتی ؛ بلکه یکی از پایه‌ های سلامت مدیریت عمومی است. اتفاقا خطرناک‌ ترین وضعیت برای هر مسئول ، زمانی است که جامعه از پرسیدن خسته و ملول شود و رنج مردم عادی‌ سازی گردد نکته مهمتر این است که هیچ‌ کس نگفته هیچ اقدامی انجام نشده ، سؤال دقیق این است که نسبتِ اقدامات انجام‌ شده با عمق بحران موجود چیست؟ اگر ده‌ها جلسه، سفر، توییت، نشست و گزارش منتشر شود اما همچنان مردم برای تهیه دارو درمانده و در زجر و فشار باشند، برای جراحی به خیرین متوسل شوند و از ترس هزینه درمان مراجعه پزشکی را به تعویق بیندازند، افکار عمومی حق دارد بپرسد خروجی ملموس این حجم از فعالیت دقیقا کجاست؟ مدیریت را با حجم خبر نمی‌ سنجند؛ با اثر اجتماعی می‌ سنجند. معیار موفقیت در حوزه سلامت، تعداد تصاویر رسمی و تیتر رسانه‌ای نیست؛ بلکه کاهش رنج بیمار، کاهش پرداخت از جیب مردم، دسترسی آسان‌ تر به درمان و آرامش روانی خانواده‌هاست ضمن اینکه تبدیل هر نقدی به دعوای انتخاباتی، یک مغالطه شناخته‌ شده در ادبیات سیاسی است؛ چون به جای پاسخ به اصل استدلال، منتقد تخریب می‌ شود. این روش شاید برای فرار کوتاه‌ مدت از پاسخگویی مفید باشد، اما در بلند مدت فقط فاصله میان مردم و مسئولان را بیشتر و مردم را به نظام بد بین می‌ کند. اگر نقد مطرح‌ شده نادرست است، بهترین راه، پاسخ مستند و شفاف است : چه طرحی برای کاهش هزینه درمان ارائه شده؟ کدام مصوبه واقعا هزینه بستری و دارو را کاهش داده؟ چه میزان از فشار مالی درمان از دوش مردم برداشته شده؟ و چرا هنوز بسیاری از خانواده‌ها همچنان بین درمان و معیشت مجبور به انتخاب‌ اند؟ بردار گرامی ، پاسخ به این پرسش‌ها، با متهم کردن منتقد به ناراحتی انتخاباتی داده نمی‌ شود. درد بیماری که پشت در بیمارستان مانده، نه اصولگرا می‌ شناسد نه اصلاح‌ طلب، نه برنده انتخابات است نه بازنده انتخابات. رنج مردم، واقعیتی عینی است و هر مدیری که خود را خادم مردم می‌ داند، باید به جای واکنش احساسی یا سیاسی، با سعه‌ صدر، شفافیت و پاسخ‌ گویی به آن پاسخ دهد. فلذا ، افکار عمومی با شعار قانع نمی‌ شود؛ با نتیجه قانع می‌ شود. قضاوت نهایی را نه کانال‌ ها و نه جدال‌ های سیاسی، بلکه داروخانه‌ ها، قبض‌ های بیمارستان، سفره مردم و میزان اضطراب خانواده‌ ها انجام خواهند داد. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/8042
طلوع فکر و اندیشه
🔴 مغالطه ای به نام مقصر دانستن کامل روحانیت قیاسی که مطرح کرده‌اید ، در ظاهر جذاب است اما از نظر علمی و منطقی دچار خلطِ حوزه‌ ها و مغالطه‌ ی مقایسه نا متجانس است اول باید روشن شود که دین با دینداران و نهاد دینی با رفتار تک‌تک افراد جامعه یکی نیست اینکه در جامعه‌ای با وجود پزشکان هنوز بیماری وجود دارد، دلیل بی‌ فایده بودن علم پزشکی نیست؛ همان‌طور که وجود جرم، دلیل بی‌ فایده بودن قانون و پلیس نیست. کار پزشک، کاهش بیماری و درمان است، نه حذف کامل امکان بیماری از عالم انسان. حوزه دین نیز دقیقا همین‌گونه است ؛ دین آمده تا هدایت، تربیت، تبیین و کاهش انحراف را دنبال کند، نه اینکه اختیار انسان را سلب کند و جامعه را جبرا و قهرا و زورا یکدست نماید اساسا اگر قرار بود با حضور انبیا، اختیار و امکان خطا از بین برود ، دیگر مفهومی به نام ایمان، تقوا، امتحان و مسئولیت انسانی معنا نداشت. قرآن نیز صریحا می‌فرماید : ولو شاء ربک لآمن من فی الأرض کلهم جمیعا یعنی اگر خدا می‌ خواست، همه مردم مؤمن می‌دشدند. پس اصلِ وجود نافرمانی و تفاوت رفتاری در جامعه، لازمه اختیار انسان است، نه نشانه شکست اصل دین. نکته دوم این است که افزایش یا کاهش یک آسیب اجتماعی، فقط محصول عملکرد یک قشر نیست. مسئله حجاب، مانند بسیاری از پدیده‌ های فرهنگی، تابع مجموعه‌ای از عوامل پیچیده اجتماعی، رسانه‌ای، اقتصادی، روانی، تربیتی و جهانی است وقتی میلیاردها دلار رسانه، صنعت مد، شبکه‌ های اجتماعی، سرگرمی جهانی و جریان‌ های فرهنگی شبانه‌ روزی سبک زندگی خاصی را تبلیغ می‌ کنند، طبیعی است که جامعه تحت تأثیر قرار بگیرد. همان‌ گونه که با وجود هزاران متخصص تغذیه، فست‌ فود و چاقی در جهان بیشتر شده است؛ آیا این یعنی علم تغذیه باطل است؟ از طرف دیگر، روحانیت اساسا ابزار اجبار فراگیر در اختیار ندارد. کار اصلی عالم دینی، تبیین، اقناع، تبلیغ و تربیت است، نه کنترل مکانیکی جامعه. حتی پیامبران الهی نیز مأمور به اجبار نبودند : لست علیهم بمصیطر . تو مأمور سلطه اجباری بر مردم نیستی. بنابراین اینکه گفته شود چون هنوز بد حجابی وجود دارد پس روحانیت شکست خورده، مانند این است که بگوییم چون هنوز فساد اقتصادی وجود دارد پس تمام دانشگاههای اقتصاد بی‌ فایده‌اند؛ یا چون هنوز طلاق هست پس علم روانشناسی و علم اخلاق خانواده شکست خورده است. این نوع استدلال، ساده‌ سازی افراطی مسائل پیچیده اجتماعی است ضمن اینکه باید منصف و با وجدان بود. آیا واقعا جامعه امروز ایران از نظر دینداری، معنویت، هیئات، اعتکاف، قرآن، اربعین، کمک‌ های مردمی، فرهنگ اهل‌ بیت و حضور مذهبی، نسبت به ده‌ ها سال قبل هیچ رشدی نداشته است؟!! واقعیت اجتماعی خلاف این ادعا را نشان می‌ دهد. همان جامعه‌ای که برخی فقط آسیب‌ هایش را می‌ بینند، در بحران‌ ها بزرگترین جلوه‌های ایثار، ایمان و همبستگی را نیز نشان داده است. نکته مهمتر آن است که نقد روحانیت، اگر منصفانه و اصلاح‌ گرانه باشد، کاملا پذیرفتنی است؛ هیچ قشر انسانی معصوم نیست. اما تبدیل نقد به نفیِ اصل دین یا تمسخر تمام تلاش‌ های دینی، نه علمی است و نه عقلانی. باید میان ضعف برخی عملکردها با بطلان اصل مکتب تفاوت گذاشت. اگر کسی حقیقتا نگران وضعیت فرهنگی جامعه است، راه حلش تمسخر دین و روحانیت نیست؛ بلکه تقویت عقلانیت، خانواده، آموزش، عدالت اجتماعی، امید، گفتگوی محترمانه و اصلاح روشهای فرهنگی است. جامعه را با تحقیر و دو قطبی‌ سازی نمی‌ توان درمان کرد؛ همان‌طور که بیماری جسم را با عصبانیت درمان نمی‌ کنند، بیماری‌ های فرهنگی نیز نیازمند فهم عمیق، صبر، حکمت و کار ریشه‌ای‌ اند. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/8044
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب محترم ، بنده اساسا نگفتم که یک نماینده مجلس می‌ تواند به‌ تنهایی تمام مشکلات دارو، درمان، اقتصاد و معیشت را حل کند؛ همان‌ طور که هیچ عاقلی ادعا نمی‌ کند یک پزشک می‌ تواند تمام بیماری‌ های عالم را ریشه‌ کن نماید. محل بحث، اصل مسئولیت و میزان کارآمدی در حوزه مأموریت است، نه تحقق مدینه فاضله. اتفاقا قیاسی که حضرتعالی میان روحانیت و مسئول اجرایی یا نماینده سیاسی یعنی نماینده مجلس انجام داده‌اید، از جهتی دچار خلط مهمی است؛ زیرا میان نهاد هدایت و نهاد قدرت و تصمیم‌ سازی تفاوت بنیادین وجود دارد. روحانیت دست‌کم در تعریف نظری ، وظیفه‌اش اقناع، تبیین و دعوت است؛ اما نماینده مجلس، وزیر، مدیر و مسئول، علاوه بر سخن گفتن، اختیار قانون‌ گذاری، بودجه، نظارت، انتصاب، تصمیم‌ سازی و اعمال قدرت اجرایی دارند. بنابراین طبیعی است که سطح مطالبه از کسی که ابزار رسمی در اختیار دارد، متفاوت باشد. وقتی مردم از نماینده مجلس درباره گرانی دارو سؤال می‌کنند، به این معنا نیست که انتظار معجزه دارند؛ بلکه می‌پرسند : شما که با رأی مردم وارد ساختار قدرت شده‌اید، برای کاهش رنج مردم چه کرده‌اید؟ چه طرحی ارائه داده‌اید؟ کجا ایستاده‌اید؟ از چه حقی دفاع کرده‌اید؟ چند بار فریاد زده‌اید؟ چند انحصار را شکسته‌اید؟ چند ترک فعل را پیگیری کرده‌اید؟ این مطالبه، نه غیرعقلانی است و نه مغالطه اما نکته‌ای که در استدلال شما مغفول مانده، تفاوت میان عدم تحقق کامل و عدم مسئولیت است. هیچ‌کس نمی‌گوید چون هنوز فقر هست، پس همه مسئولان بی‌فایده‌اند؛ اما اگر فقر گسترده‌ تر شد، دارو کمیاب‌تر شد، سفره مردم کوچکتر شد و مسئول مربوطه همچنان صرفا به سخنرانی و توجیه بسنده کرد، طبیعتا مورد سؤال قرار می‌گیرد. این عین عقلانیت است، نه بی‌انصافی. شما به آیه ای از سوره مبارکه یونس استناد فرمودید؛ اما اتفاقا همان قرآن، در کنار اختیار انسان، مسئولیت اجتماعی و سیاسی را نیز تثبیت می‌کند. قرآن نمی‌گوید چون هدایت دست خداست، پس حاکم و عالم و مسئول وظیفه‌ای ندارند. اگر چنین بود، اساساً امر به معروف، عدالت، نظارت، مبارزه با ظلم و پاسخگویی معنا نداشت استناد به اختیار انسان برای رفع مسئولیت از کارگزاران، شبیه آن است که مدیری بگوید : چون مردم مختارند، پس ناکارآمدی سیستم به ما ربطی ندارد!!! خیر ؛ اختیار مردم یک حقیقت است، اما مسئولیت صاحبان قدرت نیز حقیقتی دیگر. ضمن اینکه بنده هرگز نگفتم تمام مشکلات فرهنگی فقط تقصیر یک قشر خاص از جمله روحانیت است؛ بلکه سخن این بود که وقتی ده‌ها نهاد فرهنگی، بودجه‌ های عظیم، تریبون‌ های گسترده، رسانه رسمی، آموزش رسمی و ساختارهای متعدد در اختیار یک جریان قرار دارد، دیگر نمی‌ توان تمام نتایج را صرفا به گردن فضای مجازی و تهاجم فرهنگی انداخت و خود را از ارزیابی عملکرد معاف کرد بنده متوجهم که : اگر موفقیت‌ های اجتماعی و مذهبی را به حساب مدیریت دینی می‌ نویسیم، طبیعی است که در برابر آسیبها نیز باید سهمی از مسئولیت را بپذیریم. روحانیت هم باید بداند که نمی‌ شود همه خوبی‌ ها محصول مدیریت ما باشد اما همه ناکامی‌ ها تقصیر دشمن، مردم، اینترنت و جهان خارج و امثال اینها !! این دقیقا همان نقطه‌ای است که عقلانیت انتقادی مطرح می‌ کند و حقیر نیز بدان واقف هستم نکته آخر اینکه مطالبه‌ گری درباره معیشت و درمان مردم، نه ضد دین است و نه تقابل با معنویت. اتفاقا در منطق دینی ، حاکمیت و مسئول دینی قبل از هر چیز موظف به کاهش رنج مردم است. امیرالمؤمنین علیه‌السلام نفرمودند اول مردم را به ظواهر وادار کنید و بعد به فکر نان و درمانشان باشید ؛ بلکه فرمودند : خدا را، خدا را درباره طبقات فرودست و کم در آمد. در هر حال جناب دکتر علیمردانی : جامعه‌ ای که بیمارِ هزینه درمان، شرمنده داروی کودک، گرفتار اجاره خانه و محتاج کمک خیرین برای عمل جراحی و ناتوان از تهیه تجهیزات پزشکی است، طبیعتا سؤال می‌ کند که سهم مسئولان از جمله شما نماینده مجلس ( با آن سفر خارجی اخیر ) در کاهش این درد ها چه بوده است؟!! این سؤال نه بی‌ دینی است، نه مغالطه نه دشمنی نه جناحی بلکه حداقلِ حق طبیعی مردم است ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/8048
طلوع فکر و اندیشه
🔴 تعداد بمب‌ ها معیار پیروزی نیست؛ تحقق اهداف راهبردی معیار است مشکل بحث شما این هست که بین اهداف اعلامی رسانه‌ای ، شعارهای احساسی فضای مجازی و اهداف واقعی راهبردی هیچ تفکیکی قائل نیستید. در جنگ و سیاست، معیار پیروزی این نیست که چه کسی بیشتر شعار داده؛ معیار این است که آیا طرف مقابل به اهداف اصلی‌ اش رسیده یا نه. در این جنگ اخیر : تغییر نظام؟ نشد. تجزیه ایران؟ نشد. نابودی برنامه موشکی؟ نشد. نابودی کامل هسته‌ای؟ نشد. فروپاشی ساختار حاکمیت؟ نشد. اشغال حتی یک وجب از خاک ایران؟ نشد. پس از نظر هدف راهبردی ، ادعای پیروزی کامل آمریکا بیشتر شبیه تبلیغات رسانه‌ای تا تحلیل سیاسی. اینکه می گویید ۵۰ هزار هدف زدند هم اگر درست باشد، اول باید ثابت کند آن اهداف چه بوده‌اند و چه نتیجه‌ای داده‌اند. در جنگ مدرن، تعداد حمله مساوی با موفقیت نیست. آمریکا در افغانستان و عراق هم هزاران حمله انجام داد؛ آخرش چه شد؟ بعد از ۲۰ سال با هزینه چند تریلیون دلار عقب‌نشینی کرد. قدرت آتش با موفقیت سیاسی یکی نیست. از آن طرف، شما هر نوع آتش‌ بس را تحمیل می‌ نامی؛ در حالی که تقریبا تمام جنگ‌های مدرن دنیا نهایتا با آتش‌بس یا توافق متوقف شده‌اند. حتی آمریکا در کره، ویتنام و افغانستان هم بدون رسیدن به همه اهدافش جنگ را متوقف کرد. آیا آنها هم له شدند؟ درباره ترورها و ضربات امنیتی هم کسی انکار نمی‌ کند که ضربه بوده؛ اما سؤال اصلی این است : اگر طرف مقابل آن‌ قدر که می‌ گویی کاملا پیروز شده، چرا هنوز همان ساختار سیاسی، همان توان موشکی، همان نفوذ منطقه‌ای و همان برنامه هسته‌ای پابرجاست؟ ضمنا پایگاه‌های آمریکا و رادارهایشان در منطقه منهدم شدند. گنبد آهنین رژیم صهیونیستی سوراخ سوراخ شد و.. . اتفاقا مشکل تحلیل شما این است که جنگ را مثل بازی کامپیوتری می‌بینی : هرکس انفجار بیشتری ایجاد کرد مساوی با برنده است. در حالی که در علم روابط بین‌الملل، پیروزی یعنی تحمیل اراده سیاسیِ پایدار به دشمن؛ چیزی که هنوز رخ نداده. ضمن اینکه من هم با شعارهای احساسی و اغراق‌ های فضای مجازی موافق نیستم؛ چه از این طرف چه آن طرف. نه فتح واشنگتن واقعی بود، نه نابودی کامل ایران . تحلیل عاقلانه یعنی دوری از توهم در هر دو سمت؛ نه اینکه تبلیغات رسانه‌ای را جای واقعیت جا بزنیم. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/8052