eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
1هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1هزار ویدیو
34 فایل
حمایت و ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب محترم ، بنده اساسا نگفتم که یک نماینده مجلس می‌ تواند به‌ تنهایی تمام مشکلات دارو، درمان، اقتصاد و معیشت را حل کند؛ همان‌ طور که هیچ عاقلی ادعا نمی‌ کند یک پزشک می‌ تواند تمام بیماری‌ های عالم را ریشه‌ کن نماید. محل بحث، اصل مسئولیت و میزان کارآمدی در حوزه مأموریت است، نه تحقق مدینه فاضله. اتفاقا قیاسی که حضرتعالی میان روحانیت و مسئول اجرایی یا نماینده سیاسی یعنی نماینده مجلس انجام داده‌اید، از جهتی دچار خلط مهمی است؛ زیرا میان نهاد هدایت و نهاد قدرت و تصمیم‌ سازی تفاوت بنیادین وجود دارد. روحانیت دست‌کم در تعریف نظری ، وظیفه‌اش اقناع، تبیین و دعوت است؛ اما نماینده مجلس، وزیر، مدیر و مسئول، علاوه بر سخن گفتن، اختیار قانون‌ گذاری، بودجه، نظارت، انتصاب، تصمیم‌ سازی و اعمال قدرت اجرایی دارند. بنابراین طبیعی است که سطح مطالبه از کسی که ابزار رسمی در اختیار دارد، متفاوت باشد. وقتی مردم از نماینده مجلس درباره گرانی دارو سؤال می‌کنند، به این معنا نیست که انتظار معجزه دارند؛ بلکه می‌پرسند : شما که با رأی مردم وارد ساختار قدرت شده‌اید، برای کاهش رنج مردم چه کرده‌اید؟ چه طرحی ارائه داده‌اید؟ کجا ایستاده‌اید؟ از چه حقی دفاع کرده‌اید؟ چند بار فریاد زده‌اید؟ چند انحصار را شکسته‌اید؟ چند ترک فعل را پیگیری کرده‌اید؟ این مطالبه، نه غیرعقلانی است و نه مغالطه اما نکته‌ای که در استدلال شما مغفول مانده، تفاوت میان عدم تحقق کامل و عدم مسئولیت است. هیچ‌کس نمی‌گوید چون هنوز فقر هست، پس همه مسئولان بی‌فایده‌اند؛ اما اگر فقر گسترده‌ تر شد، دارو کمیاب‌تر شد، سفره مردم کوچکتر شد و مسئول مربوطه همچنان صرفا به سخنرانی و توجیه بسنده کرد، طبیعتا مورد سؤال قرار می‌گیرد. این عین عقلانیت است، نه بی‌انصافی. شما به آیه ای از سوره مبارکه یونس استناد فرمودید؛ اما اتفاقا همان قرآن، در کنار اختیار انسان، مسئولیت اجتماعی و سیاسی را نیز تثبیت می‌کند. قرآن نمی‌گوید چون هدایت دست خداست، پس حاکم و عالم و مسئول وظیفه‌ای ندارند. اگر چنین بود، اساساً امر به معروف، عدالت، نظارت، مبارزه با ظلم و پاسخگویی معنا نداشت استناد به اختیار انسان برای رفع مسئولیت از کارگزاران، شبیه آن است که مدیری بگوید : چون مردم مختارند، پس ناکارآمدی سیستم به ما ربطی ندارد!!! خیر ؛ اختیار مردم یک حقیقت است، اما مسئولیت صاحبان قدرت نیز حقیقتی دیگر. ضمن اینکه بنده هرگز نگفتم تمام مشکلات فرهنگی فقط تقصیر یک قشر خاص از جمله روحانیت است؛ بلکه سخن این بود که وقتی ده‌ها نهاد فرهنگی، بودجه‌ های عظیم، تریبون‌ های گسترده، رسانه رسمی، آموزش رسمی و ساختارهای متعدد در اختیار یک جریان قرار دارد، دیگر نمی‌ توان تمام نتایج را صرفا به گردن فضای مجازی و تهاجم فرهنگی انداخت و خود را از ارزیابی عملکرد معاف کرد بنده متوجهم که : اگر موفقیت‌ های اجتماعی و مذهبی را به حساب مدیریت دینی می‌ نویسیم، طبیعی است که در برابر آسیبها نیز باید سهمی از مسئولیت را بپذیریم. روحانیت هم باید بداند که نمی‌ شود همه خوبی‌ ها محصول مدیریت ما باشد اما همه ناکامی‌ ها تقصیر دشمن، مردم، اینترنت و جهان خارج و امثال اینها !! این دقیقا همان نقطه‌ای است که عقلانیت انتقادی مطرح می‌ کند و حقیر نیز بدان واقف هستم نکته آخر اینکه مطالبه‌ گری درباره معیشت و درمان مردم، نه ضد دین است و نه تقابل با معنویت. اتفاقا در منطق دینی ، حاکمیت و مسئول دینی قبل از هر چیز موظف به کاهش رنج مردم است. امیرالمؤمنین علیه‌السلام نفرمودند اول مردم را به ظواهر وادار کنید و بعد به فکر نان و درمانشان باشید ؛ بلکه فرمودند : خدا را، خدا را درباره طبقات فرودست و کم در آمد. در هر حال جناب دکتر علیمردانی : جامعه‌ ای که بیمارِ هزینه درمان، شرمنده داروی کودک، گرفتار اجاره خانه و محتاج کمک خیرین برای عمل جراحی و ناتوان از تهیه تجهیزات پزشکی است، طبیعتا سؤال می‌ کند که سهم مسئولان از جمله شما نماینده مجلس ( با آن سفر خارجی اخیر ) در کاهش این درد ها چه بوده است؟!! این سؤال نه بی‌ دینی است، نه مغالطه نه دشمنی نه جناحی بلکه حداقلِ حق طبیعی مردم است ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/8048
طلوع فکر و اندیشه
🔴 تعداد بمب‌ ها معیار پیروزی نیست؛ تحقق اهداف راهبردی معیار است مشکل بحث شما این هست که بین اهداف اعلامی رسانه‌ای ، شعارهای احساسی فضای مجازی و اهداف واقعی راهبردی هیچ تفکیکی قائل نیستید. در جنگ و سیاست، معیار پیروزی این نیست که چه کسی بیشتر شعار داده؛ معیار این است که آیا طرف مقابل به اهداف اصلی‌ اش رسیده یا نه. در این جنگ اخیر : تغییر نظام؟ نشد. تجزیه ایران؟ نشد. نابودی برنامه موشکی؟ نشد. نابودی کامل هسته‌ای؟ نشد. فروپاشی ساختار حاکمیت؟ نشد. اشغال حتی یک وجب از خاک ایران؟ نشد. پس از نظر هدف راهبردی ، ادعای پیروزی کامل آمریکا بیشتر شبیه تبلیغات رسانه‌ای تا تحلیل سیاسی. اینکه می گویید ۵۰ هزار هدف زدند هم اگر درست باشد، اول باید ثابت کند آن اهداف چه بوده‌اند و چه نتیجه‌ای داده‌اند. در جنگ مدرن، تعداد حمله مساوی با موفقیت نیست. آمریکا در افغانستان و عراق هم هزاران حمله انجام داد؛ آخرش چه شد؟ بعد از ۲۰ سال با هزینه چند تریلیون دلار عقب‌نشینی کرد. قدرت آتش با موفقیت سیاسی یکی نیست. از آن طرف، شما هر نوع آتش‌ بس را تحمیل می‌ نامی؛ در حالی که تقریبا تمام جنگ‌های مدرن دنیا نهایتا با آتش‌بس یا توافق متوقف شده‌اند. حتی آمریکا در کره، ویتنام و افغانستان هم بدون رسیدن به همه اهدافش جنگ را متوقف کرد. آیا آنها هم له شدند؟ درباره ترورها و ضربات امنیتی هم کسی انکار نمی‌ کند که ضربه بوده؛ اما سؤال اصلی این است : اگر طرف مقابل آن‌ قدر که می‌ گویی کاملا پیروز شده، چرا هنوز همان ساختار سیاسی، همان توان موشکی، همان نفوذ منطقه‌ای و همان برنامه هسته‌ای پابرجاست؟ ضمنا پایگاه‌های آمریکا و رادارهایشان در منطقه منهدم شدند. گنبد آهنین رژیم صهیونیستی سوراخ سوراخ شد و.. . اتفاقا مشکل تحلیل شما این است که جنگ را مثل بازی کامپیوتری می‌بینی : هرکس انفجار بیشتری ایجاد کرد مساوی با برنده است. در حالی که در علم روابط بین‌الملل، پیروزی یعنی تحمیل اراده سیاسیِ پایدار به دشمن؛ چیزی که هنوز رخ نداده. ضمن اینکه من هم با شعارهای احساسی و اغراق‌ های فضای مجازی موافق نیستم؛ چه از این طرف چه آن طرف. نه فتح واشنگتن واقعی بود، نه نابودی کامل ایران . تحلیل عاقلانه یعنی دوری از توهم در هر دو سمت؛ نه اینکه تبلیغات رسانه‌ای را جای واقعیت جا بزنیم. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/8052
🔴 گلایه‌ای دلسوزانه اما صریح سالهاست که از جهاد تبیین امام شهیدمان سخن گفته می‌ شود؛ از ضرورت حضور نیروهای مؤمن، انقلابی، صاحب‌ فکر و میدانی در متن جامعه؛ از این‌ که نباید میدان روایت را به دشمن واگذار کرد. اما متأسفانه در عمل، بخشی از دست‌ اندرکاران اجتماعات و راهپیمایی‌ های عظیم مردمی، آرام‌ آرام به سمت نوعی تریبون‌ سالاریِ عنوان‌ محور حرکت کرده‌اند ؛ گویی دیگر معیار اثرگذاری، فهم، اخلاص، قدرت اقناع و توان تبیین نیست، بلکه صرفا داشتنِ عنوان اداری، جایگاه رسمی، کارت سازمانی یا وابستگی به ساختارهای خاص است. امروز اگر کسی سال‌ها در میدان فکری و فرهنگی جنگیده باشد، اگر قدرت تحلیل، زبان مردم، فهم اجتماعی و توان اقناع نسل جوان را داشته باشد، اما عنوان نداشته باشد، عملا از دایره تبیین رسمی حذف می‌شود؛ نه تریبونی، نه فرصتی، نه میدان حضوری. گویی به نیروهای مؤمنِ بی‌ عنوان ، چنین القا می‌شود : شما فقط در فضای مجازی فعالیت کنید ؛ میدان حقیقی و مواجهه مستقیم با مردم، مخصوص صاحبانِ سمت‌ هاست. این نگاه، هم از حیث عقلانیت اجتماعی آسیب‌ زاست و هم از حیث مبانی انقلاب اسلامی محل تأمل جدی است انقلاب اسلامی اساسا انقلابِ شکستن انحصارها بود؛ انقلابی که یک طلبه بی‌عنوان، یک دانشجوی گمنام، یک معلم ساده، یک کارگر مؤمن و یک جوان پرشور را به بازیگر میدان تاریخ تبدیل کرد. اگر قرار بود فقط صاحبان مناصب سخن بگویند، اساسا نهضت مردمی شکل نمی‌ گرفت. مسئله این نیست که مسئولان یا صاحبان جایگاه سخن نگویند ؛ مسئله این است که چرا دایره تریبون تا این اندازه در راهپیمایی های شبانه محدود و مضیق شده است؟ چرا میدان‌ های مردمی، کم‌ کم شبیه مراسم‌ های اداری می‌ شوند؟ چرا نیروهای مستقلِ انقلابی فقط تا زمانی محترم‌ اند که در صف جمعیت باشند، اما وقتی نوبت به بیان می‌ رسد، ناگهان فاقد صلاحیت تلقی می‌ شوند؟ آیا حقیقتا همه ظرفیت اقناعی انقلاب در چند چهره تکراری و رسمی خلاصه شده است؟ آیا نسل جوان فقط با ادبیات سازمانی ارتباط برقرار می‌کند؟ آیا حذف نیروهای مردمیِ خوش‌ فکر از عرصه حضوری، عملا واگذاری بخشی از جامعه به روایت رقیب نیست؟ واقعیت این است که مردم بیش از آن‌که تشنه القاب باشند، تشنه صداقت، فهم، شجاعت و سخن زنده‌اند. بسیاری از چهره‌ های بی‌ عنوان، به‌ مراتب نافذتر، مردمی‌ تر و اثر گذارتر از برخی صاحبان تریبون‌ های رسمی‌ اند؛ اما ساختارهای بسته، آن‌ها را صرفا به‌ دلیل نداشتن عنوان کنار می‌زنند. این روند ، اگر اصلاح نشود ، به تدریج میان بدنه مؤمن و ساختارهای رسمی شکاف ایجاد می‌کند؛ زیرا نیروهای میدانی احساس می‌ کنند فقط برای پر کردن جمعیت لازم‌اند، نه برای مشارکت واقعی در تبیین و هدایت افکار عمومی. جهاد تبیین با بروکراسیِ تریبون‌ داری پیش نمی‌ رود. اقناع اجتماعی با انحصار تولید نمی‌شود. انقلاب زنده، انقلابِ میدان دادن به استعدادهای مؤمن است، نه حبس‌کردن صداها در حصار عناوین. اگر واقعا به مردم اعتماد داریم ، باید به نیروهای برخاسته از متن مردم نیز اعتماد کنیم ؛ حتی اگر کارت اداری، عنوان رسمی یا جایگاه سازمانی نداشته باشند. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/8053
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 عبرتها ▫️ کَمْ مِنْ مَوْعِظَةٍ بَلِيغَةٍ وَ عِبْرَةٍ جَلِيَّةٍ بَيْنَ أَيْدِيكُمْ قَدْ أَخَذَ اللّهُ عَلَيْكُمْ بِهَا وَ مَا أَنْتُمْ مِنْهَا فِي رَاحَةٍ. (حکمت ۳۵۴ نهج البلاغه) چه بسیار پندهای رسا و عبرتهای آشکارا که در برابر شماست و خداوند از شما درباره آنها پیمان گرفته، ولی شما از آنها آسوده خاطرید. 🔹 أَكْثَرُ النَّاسِ عِبَراً أَقَلُّهُم اعْتِبَاراً (غررالحکم، ح ۲۹۲۴) بیشتر مردم عبرت می بینند، اما کمترینشان عبرت می گیرند. عبرتها بسیارند، عبرت گیرندگان اندک 🆔 https://eitaa.com/Myidea/8054
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 سختی های تجمعات خارج کشور در حمایت از ایران اسلامی طیف سلطنت طلب از حیث پایبندی به اصول اخلاقی و منزلت ملی ، نامطلوبترین و کثیف ترین عملکرد را دارند. اینها در اغتشاشات دی‌ ماه سال گذشته در داخل ایران نقش لیدری داشته و بستر را برای مداخله نظامی ائتلاف آمریکایی - صهیونیستی فراهم ساختند. لعنت بر وطن فروش خبیث. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/8055
طلوع فکر و اندیشه
🔴 خشم اگر جای عقل بنشیند ، هر مخالفی فرعون دیده می‌ شود مشکل دقیقا همین‌جاست که شما به‌ جای نقدِ مستندِ یک ساختار سیاسی، همه‌ چیز را با اغراق، احساسات و تشبیه‌ های هیجانی قاطی می‌ کنید؛ و وقتی استدلال ضعیف باشد، طبیعی است که پای فرعون و نمرود وسط کشیده شود. فرعون می‌ گفت : أنا ربکم الأعلی ؛ یعنی خود را منشأ حق و حقیقت می‌دانست و هیچ قانون و مرجع بالاتری را قبول نداشت. اما حتی در نظریه‌ ی ولایت فقیه چه موافقش باشیم چه مخالف ، مشروعیت حاکم مشروط به قانون، عدالت، نظارت و پذیرش اجتماعی تعریف می‌ شود. این دو از ریشه متفاوت‌ اند. نقد عملکرد سیاسی، یک بحث است؛ تحریف مفاهیم تاریخی و الهیاتی، بحثی دیگر. اگر وجود فساد، تبعیض یا رنج مردم مساوی با فرعون بودن باشد، پس تمام حکومت‌های تاریخ ، از شرق و غرب ، باید فرعونی نامیده شوند ؛ چون هیچ نظام سیاسیِ بی‌خطا وجود نداشته است. تفاوتِ انسان عاقل با انسان خشمگین این است که اولی تفکیک می‌ کند و دومی تعمیم. درباره‌ی مقبره گفتید؛ مگر آرامگاه‌های باشکوه فقط در ایران وجود دارد؟ از مقبره‌ی لنین در روسیه تا مقبره‌ی آتاتورک در ترکیه و صدها رهبر دیگر در جهان. آیا همه ادعای خدایی داشتند؟ یا این صرفا بخشی از فرهنگ سیاسی و نماد سازی حکومت‌ هاست؟ درباره‌ی اینترنت شرایط جنگی یا فساد یا رانت هم اگر نقد دارید، باید دقیق، مستند و عقلانی بحث شود؛ نه اینکه هر نارضایتی‌ ای را تبدیل به الهیاتِ فرعون و نمرود کنید. چون این روش، بیشتر شبیه تخلیه‌ ی خشم است تا تحلیل. و اما بحث رهبری موروثی ؛ تا وقتی چیزی رسما محقق نشده، تبدیل احتمال و شایعه به حکم قطعی، خلاف انصاف و عقل است. رهبری در ایران بر اساس شرایط قانون اساسی و با انتخاب مجلس خبرگان با یک سازوکار خاصی هست مثلا رهبر سوم انقلاب اگر بالفرض موروثی بود باید فرزند ارشد رهبر دوم انتخاب می شد نه فرزند دوم ایشان . لذا عقلانیت یعنی فرق میان گمانه‌ زنی سیاسی و واقعیت اثبات‌ شده را بفهمیم. اتفاقا خطرناکترین استبداد، جایی شروع می‌ شود که انسان آن‌ قدر از خشم پُر شود که قدرت تشخیصش را از دست بدهد؛ به‌گونه‌ای که دیگر میان نقدِ یک مسئول، نفیِ یک مکتب، و تحریفِ تاریخ فرقی نگذارد. فریاد ممکن است بلند باشد؛ اما حقیقت را همیشه با حجم صدا نمی‌ سنجند، با وزن استدلال می‌ سنجند. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/8057
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 حال روز خائنین وطن ☝️ در خارج کشور آنهایی که برای فشار بیشتر بر مردم ایران کف زدند و برای تحریم، ناامنی و آشوب خیابانی دی ماه سال گذشته و تشویق ترامپ و نتانیاهو برای حمله به ایران ، نسخه پیچیدند، امروز خودشان گرفتار همان سیاهی‌ ای شده‌اند که برای این ملت غیور آرزو می‌ کردند. خیانت به وطن شاید مدتی با دلارهای رسانه‌ای و تشویق بیگانگان پنهان بماند، اما عاقبتِ آن چیزی جز حقارت، تنهایی و فروپاشی روحی نیست. کسی که عزت ملت خود را به لبخند دشمنان ایران بفروشد، دیر یا زود می‌ فهمد که برای اربابانش هرگز شریک نبوده؛ فقط ابزاری موقت و دستمال کاغذی بوده است. سرنوشت محتوم خائنان، فراموش‌ شدن، بی‌ اعتباری و پوسیدن در غربتی‌ است که نه به آن تعلق دارند و نه راه بازگشتی برایشان باقی مانده است. ✅ ایران اما می‌ماند؛ با همه زخم هایش، با همه سختی‌هایش؛ و تاریخ، نام خائنان را نه با افتخار، بلکه با نفرت و شرمساری ثبت خواهد کرد. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/8058
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 همین کلیپ به‌تنهایی کافی‌ست تا نشان دهد میان جمهوری اسلامی و ایران جدایی و انفکاکی وجود ندارد؛ برخلاف چیزی که معاندین القا می‌کنند.