🔴 هر جنگی دفاع نیست ، هر دفاعی هم جنگ طلبی نیست
امروزه کمتر کسی اصل ضرورت دفاع از یک کشور در برابر تجاوز را انکار میکند، اما پرسش اساسی این است که چه زمانی میتوان آغاز یک جنگ را از نظر اخلاقی و حقوقی موجه دانست؟ آیا صرف احساس تهدید یا برخورداری از قدرت نظامی، برای توسل به جنگ کافی است؟ تجربه تاریخ نشان میدهد که پاسخ به این پرسش منفی است.
اندیشه عدالت در آغاز جنگ دقیقاً برای پاسخ به همین مسئله شکل گرفته است. این نظریه تلاش میکند میان دفاع مشروع همانند ایران اسلامی و جنگ افروزی همانند آمریکای جنایتکار ، مرزی روشن ترسیم کند؛ مرزی که اگر نادیده گرفته شود، هر قدرتی می تواند تجاوز خود را با شعارهایی مانند امنیت، آزادی یا مبارزه با تهدید توجیه کند.
نخستین معیار، وجود هدفی عادلانه است. جنگ نباید ابزاری برای گسترش قلمرو، تحمیل اراده سیاسی یا کسب منافع اقتصادی باشد. تنها هنگامی می توان از مشروعیت سخن گفت که هدف، دفع تجاوز، دفاع از مردم یا جلوگیری از ظلمی آشکار باشد. در چنین شرایطی، جنگ دیگر یک انتخاب برای توسعه قدرت نیست، بلکه واکنشی ناگزیر در برابر بی عدالتی است.
البته هدف عادلانه به تنهایی کافی نیست. تاریخ نشان داده است که بسیاری از جنگ ها با شعارهای زیبا آغاز شدند، اما در پشت پرده، انگیزه هایی مانند انتقام، سلطه طلبی یا رقابت های اقتصادی قرار داشت. به همین دلیل، اخلاق تنها ظاهر تصمیم را ارزیابی نمی کند، بلکه نیت و انگیزه تصمیم گیران را نیز مورد توجه قرار می دهد. اگر انگیزه اصلی، کسب قدرت باشد، حتی زیباترین شعارها نیز مشروعیت اخلاقی ایجاد نخواهند کرد.
از سوی دیگر، تصمیم به آغاز جنگ نباید حاصل اراده فردی یا هیجان های زود گذر باشد. چنین تصمیمی باید از سوی مرجع قانونی و مسئول اتخاذ شود؛ نهادی که در برابر ملت پاسخگو باشد و مسئولیت پیامدهای این تصمیم را بپذیرد. این اصل، مانعی در برابر ماجرا جویی های سیاسی و اقدامات خارج از چارچوب قانون است.
اصل مهم دیگری که گاه کمتر به آن توجه میشود، آخرین راه حل بودن جنگ است. تا زمانی که امکان گفتگو، میانجیگری، مذاکره یا استفاده از سازوکارهای حقوقی وجود دارد، توسل به زور شتاب زده و غیرقابل دفاع خواهد بود. جنگ زمانی معنا پیدا میکند که همه راههای معقول برای جلوگیری از آن آزموده شده و بی نتیجه مانده باشد.
در کنار این موارد، عقلانیت نیز نقش تعیین کنندهای دارد. اگر از همان ابتدا روشن باشد که جنگ هیچ احتمال معقولی برای تحقق اهداف خود ندارد، ادامه آن چیزی جز افزایش خسارت های انسانی و اقتصادی نخواهد بود. مسئولیت اخلاقی دولتها اقتضا می کند که جان انسان ها را در مسیری قرار ندهند که پایان آن از پیش شکست خورده است.
همچنین باید میان منافع و زیان های جنگ تناسب برقرار باشد. حتی اگر دفاع مشروع باشد، نباید هزینه های آن به اندازهای سنگین شود که اصل اقدام را زیر سؤال ببرد. سیاست مدار مسئول، پیش از هر تصمیم نظامی، باید آثار آن را بر جان مردم، اقتصاد، امنیت، آینده نسل ها و ثبات منطقه با دقت بسنجد که شکر خدا سیاستمداران ما با این روند ، پیش می روند.
در نتیجه ، عدالت در آغاز جنگ تنها یک بحث نظری در کتاب های اخلاق و حقوق نیست، بلکه معیاری برای مهار قدرت سیاسی و جلوگیری از مشروع جلوه دادن خشونت است. هر اندازه دولت ها خود را به این اصول پایبند بدانند، احتمال تبدیل شدن جنگ به ابزاری برای سلطه و منفعت طلبی کاهش می یابد چیزی که در سیاست های نظام مقدس جمهوری اسلامی کاملا مشهود است . در چنین نگاهی، مشروعیت جنگ نه از قدرت سلاح، بلکه از عدالتِ هدف، سلامتِ نیت، قانون مندیِ تصمیم، پایان یافتن راههای مسالمت آمیز، احتمال عقلایی موفقیت و تناسب میان هزینه و فایده سرچشمه می گیرد. همین اصول است که مرز میان دفاع مسئولانه و تجاوز را روشن می کند و از سقوط روابط بینالملل به چرخهای پایان ناپذیر از خشونت جلوگیری خواهد کرد ، بنابراین اگر ما سراغ مذاکره هم می رویم بخاطر این رویکرد است.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8543
یک کارشناس مسائل سیاسی:
🔻امنیت اصفهان با خون حافظان رقم خورد
🔴 یک کارشناس مسائل سیاسی گفت: آرامشی که امروز در خیابانهای اصفهان جاریست، با خون پاک حافظان امنیت آبیاری شده است؛ مردانی که جان خود را در طبق اخلاص نهادند تا شهروندان با خیال راحت زندگی کنند و قانون، پاسخگوی تروریستها باشد.
لینک خبر:
https://mojerasa.ir/khabar/53203/
🆔https://eitaa.com/Myidea/8544
🔴 لینک جلسه : 👇👇
🆔https://rubika.ir/joing/BBDEDDICB0EMVFDFRDGEWVOFPTGKRMBZ
طلوع فکر و اندیشه
🆔https://eitaa.com/Myidea/8546
🔴 پاسخ معاون سیاسی سپاه به معترضانِ شبانه
سردار یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران گفته است: با جنجال برخی انسان رسانهها طی هفتههای اخیر، روایتهای نادرست با انگیزههای سیاسی نسبت به تفاهمنامه پایان جنگ چنان پررنگ شد که عدهای بدون آگاهی از مفاد آن، با تصور اینکه این متن یک سند تسلیم و خسارتبار برای کشور است، علیه آن موضعگیری کرده و حتی در برخی تجمعات شبانه به آتشزدن آن روی آورده و فیلمهای آن را در پیامرسانهای داخلی منتشر ساختند.
به گزارش تابناک به نقل از روزنامه ایران؛ سردار جوانی در ادامه اظهار داشت: این افراد آگاهانه و با انگیزههای سیاسی یا بدون فهم درست از پیام مقام معظم رهبری در این خصوص، باب هر نوع تبیین درست و دقیق در جامعه نسبت به متن تفاهمنامه را بستند.
به گفته جوانی، اینک برای کسانی که فارغ از اغراض سیاسی دنبال کسب نظر ولایت نسبت به تفاهمنامه هستند، در پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به رزمندگان حزبالله لبنان، نگاه معظمله به وضوح قابل درک است.
حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای (مدظلهالعالی) در این پیام با اشاره به مقاومت در برابر رفتارهای جنایتکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی و تأکید بر اینکه راهی جز جهاد و مقاومت پیش رو نمانده، در فرازی آوردهاند: «جمهوری اسلامی ایران نیز در راستای خط مشی رهبر معظم و شهید امام سید علی خامنهای رضوانالله تعالی، دفاع از این مجاهدان مظلوم و مقتدر را سیاست راهبردی خود تعیین کرده و حفظ تمامیت ارضی لبنان و رفع کامل و بدون قید و شرط تجاوز رژیم صهیونیستی را به عنوان شرط اول تفاهمنامه پایان جنگ تحمیلی با آمریکای متجاوز قرار داده است.
وی افزوده است: نگاه معظمله نسبت به تفاهمنامه پایان جنگ بسیار روشن است؛ این تفاهمنامه از موضع عزت و قدرت، با شروطی مشخص بوده که اولین شرط آن مربوط به لبنان است. گرچه آمریکاییها مکرر نقض تعهد کردند، جمهوری اسلامی برای تحقق اولین شرط تفاهمنامه، در حالی که ارتش صهیونیستی تهاجم سنگین به ضاحیه در جنوب لبنان را آغاز کرده بود، محکم ایستاد و با وارد کردن ضربات کوبنده موشکی به صورت پیشدستانه روی صهیونیستها، مانع استمرار آتش آنان در جنوب بیروت شد.
معاون سیاسی سپاه تأکید کرد: اهمیت این اقدام قاطع و بازدارنده برای جلوگیری از پیادهسازی نقشه دشمن صهیونیستی در جنوب بیروت به گونهای بود که پیامهای تشکر شیخ نعیم قاسم دبیر کل حزبالله لبنان از جمهوری اسلامی را در پی داشت. اهمیت این شرط اول آنچنان است که رهبر معظم انقلاب در پیام خود به آن اشاره کرده و سیاست راهبردی جمهوری اسلامی در قبال مقاومت لبنان را برجسته و مورد تأکید قرار دادند.
🆔https://eitaa.com/Myidea/8547
🔴 آهای افراطی ها با تخریب ، کشور اصلاح نمی شود
این روزها گاهی افرادی به نام مطالبه گری، چنان با ادبیاتی تند و بی ضابطه سخن می گویند که گویی هیچ نقطه مثبتی در مجموعه مسئولان کشور وجود ندارد. هر خطا یا ناکامی را به خیانت تعبیر میکنند و بدون ارائه دلیل و مستند، سنگین ترین اتهام ها را بر زبان میآورند.
برای نمونه ، امروز در یک جلسه ای دیدم که گفته می شد : آقای پزشکیان از بنی صدر هم بدتر است و حتی حمله آمریکا به ایران را نتیجه عملکرد او می دانستند!! چنین سخنانی نه تحلیل سیاسی است و نه نقد منصفانه؛ بلکه صرفا یک ادعای بزرگ و فاقد پشتوانه است.
در منطق اسلام ، عدالت اقتضا می کند که هر سخنی بر پایه دلیل باشد. قرآن کریم می فرماید : اگر خبری برای شما آورده شد، درباره آن تحقیق کنید تا مبادا از روی ناآگاهی به کسی آسیب برسانید و سپس از کرده خود پشیمان شوید.
نقد مسئولان، حق مردم است و هیچ مسئولی فراتر از نقد نیست؛ اما نقد با تخریب تفاوت دارد. منتقد، عملکرد را بررسی می کند، دلیل می آورد و راه حل ارائه می دهد. تخریب گر، شخصیت افراد را هدف می گیرد، جامعه را نسبت به همه چیز بدبین می کند و با ادبیات احساسی، فضای عقلانی را از بین می برد.
نسبت دادن حوادث پیچیده بینالمللی ، مانند حمله آمریکا برای حمله نظامی به ایران ، به دولت پزشکیان ، بدون ارائه اسناد معتبر، تحلیلی سطحی و غیر علمی است. تصمیم های راهبردی کشورها حاصل دهها عامل امنیتی، نظامی، سیاسی و بینالمللی است و نمی توان آنها را با یک جمله هیجانی توضیح داد. آمریکا خوی استکباری دارد و به دهها کشور دنیا حمله کرده است.
جامعهای که در آن همه مسئولان خائن ، نالایق یا بدتر از گذشته معرفی شوند، به تدریج سرمایه اعتماد خود را از دست می دهد. این وضعیت نه به نفع مردم است و نه به نفع کشور. اصلاح، از نقد منصفانه و مستند آغاز می شود، نه از تخریب، توهین و اتهام پراکنی.
اگر کسی سندی دارد، باید آن را ارائه کند و اگر سندی ندارد، حق ندارد آبروی افراد را با قضاوت های شتاب زده هدف قرار دهد. مطالبه گری زمانی ارزشمند است که با انصاف، عقلانیت، استدلال و رعایت اخلاق همراه باشد؛ و گرنه به جای اصلاح، تنها بر التهاب و دوگانگی جامعه می افزاید که مخالف #اتحاد_مقدس و #اعتماد_به_مسئولین است.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8549
طلوع فکر و اندیشه
🔴 سلام و احترام ، از تذکرتان ممنونم؛ اما به گمانم میان دو موضوع خلط شده است.
اول اینکه بنده نگفته ام هر نیروی انقلابی، تندرو یا افراطی است. مخاطب متن بنده کسانی هستند که با اتهام زنی، تخریب، توهین و نسبت دادن ادعاهای بدون سند، از مسیر عدالت و انصاف خارج میشوند. اگر کسی بدون دلیل بگوید فلان مسئول از بنیصدر بدتر است یا حمله آمریکا نتیجه عملکرد اوست، این دیگر مطالبهگری نیست؛ این یک ادعای بزرگ است که باید برای آن دلیل اقامه شود.
دوم اینکه صرف استفاده از واژه افراطی یا تندرو، آن را به ادبیات دشمن تبدیل نمیکند. ملاک، مفهوم و مصداق است، نه اینکه چه کسی از یک واژه استفاده کرده باشد. قرآن نیز از غلو، تجاوز از حد و خروج از اعتدال نهی کرده است. اگر رفتاری مصداق افراط باشد، آیا فقط چون دشمن هم این واژه را به کار میبرد، باید از بیان حقیقت خودداری کنیم؟
سوم، شما خودتان در همین پیام، طیف گستردهای از افراد را به فتنه، افراط و تلاش برای کنار زدن رهبری متهم کردهاید. اگر معیار، مستند سخن گفتن است، این معیار باید درباره همه یکسان اجرا شود، نه فقط درباره دیگران.
چهارم، درباره اینکه چرا متن عمومی نوشتهام؛ وقتی یک آسیب، محدود به یک فرد نیست و در فضای عمومی و رسانهای تکرار میشود، تذکر عمومی نیز کاملاً منطقی است؛ البته بدون نام بردن از اشخاص. من نه نامی بردم، نه اتهام جدیدی زدم، بلکه یک روش نادرست را نقد کردم.
رهبر شهید انقلاب و رهبر سوم انقلاب بارها بر پرهیز از بی انصافی، تهمت، دو قطبی سازی، اختلاف افکنی و رعایت اخلاق در نقد تأکید کردهاند. دفاع از انقلاب، با تخریب بیضابطه مسئولان محقق نمیشود؛ همانگونه که دفاع از مسئولان نیز به معنای مصونیت آنان از نقد نیست.
سخن اصلی بنده فقط یک جمله است: هر ادعای بزرگی، دلیل بزرگ میخواهد. اگر سند وجود دارد، ارائه شود؛ اگر سندی نیست، آبروی افراد نباید قربانی هیجانهای سیاسی شود. این همان عدالت اسلامی و مطالبهگری مسئولانه است، نه سازش است و نه انفعال.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8552
طلوع فکر و اندیشه
🔴 از دغدغهمندی شما تشکر می کنم؛ اما تصور می کنم محل اختلاف ما در اصل موضوع نیست، بلکه در تشخیص مصداق است.
اول اینکه فصل الخطاب همه ما، بیانات رهبر انقلاب است، نه برداشتهای شخصی من و شما. ایشان بارها تأکید کردهاند که هم باید روحیه انقلابی حفظ شود و هم از افراط، بیانصافی، تهمت، دو قطبی سازی و تخریب پرهیز شود. اگر کسی به نام انقلابیگری، بدون هیچ دلیل و سندی در یک جلسه عمومی اعلام کند آقای پزشکیان از بنی صدر بدتر است یا حمله آمریکا نتیجه عملکرد اوست، این دیگر نقد نیست؛ این قضاوتی شتاب زده و فاقد پشتوانه است. اگر این رفتار افراط نیست، پس افراط چیست؟
دوم، شما میفرمایید واژه افراطی را دشمن به کار می برد؛ اما معیار حق و باطل، الفاظ نیست، بلکه واقعیتهاست. دشمن از واژه انقلاب هم استفاده میکند، از واژه آزادی هم استفاده میکند؛ آیا باید این واژهها را کنار بگذاریم؟ ملاک، مصداق است. بنده هیچگاه نگفتهام تمام نیروهای انقلابی افراطی اند؛ بلکه گفتهام هر کس از مرز عدالت، انصاف و استدلال عبور کند، گرفتار افراط شده است؛ حتی اگر خود را انقلابی بداند.
سوم، انقلابی بودن، مصونیت از خطا نمی آورد. هیچ جریان، حزب یا شخصی نباید خود را فراتر از نقد بداند. اگر انقلابیها نتوانند خطاهای درون جبهه خود را اصلاح کنند، دیگران با انگیزههای دیگری این کار را خواهند کرد. امیرالمؤمنین علیهالسلام نیز از یاران خود خواستند حق را بگویند و از نقد عادلانه پرهیز نکنند.
چهارم، اینکه فرمودید آسیب های مهمتری وجود دارد، درست است؛ اما وجود یک آسیب، مجوز سکوت در برابر آسیب دیگر نیست. اتفاقاً یکی از آسیبهای جدی امروز، رواج ادبیات اتهام، هیجان و بیسندی در میان برخی نیروهای سیاسی است. این مسئله سرمایه اجتماعی جبهه انقلاب را تضعیف میکند.
پنجم، اینکه برخی چهرههای اصلاح طلب یا هر جریان دیگری رفتارهای نادرستی داشتهاند، دلیل نمی شود ما نیز از همان روش های نادرست استفاده کنیم. عدالت یعنی یک معیار برای همه؛ نه اینکه اگر رقیب خطا کرد، ما نیز همان خطا را تکرار کنیم.
بنده همچنان بر همان سخن خود ایستادهام؛ هر کس بدون سند، مسئولی را با بنیصدر مقایسه کند، یا رخدادهای پیچیده بینالمللی را با چند جمله احساسی به یک شخص نسبت دهد، از مسیر انصاف خارج شده است. این نوع ادبیات نه کمکی به انقلاب میکند و نه کمکی به کشور؛ بلکه بذر بی اعتمادی و التهاب می پاشد. به باور من، این رفتار، اگر اصلاح نشود، خود نوعی فتنه انگیزی است؛ زیرا جامعه را بر پایه اتهام و احساسات، نه بر اساس دلیل و حقیقت، دچار شکاف می کند.
حفظ انقلاب فقط با شعار ممکن نیست؛ انقلاب با عدالت، اخلاق، عقلانیت و تبعیت از رهنمودهای رهبری حفظ می شود.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8555