طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست گرامی ، پاسخ شما بیش از آنکه استدلال باشد، یک ادعای بدون سند است.
اینکه می گویید ۹۸ درصد مردم خواهان نبودن روحانیت هستند، بر اساس کدام نظرسنجی علمی، با چه جامعه آماری و توسط کدام مرکز معتبر؟ اگر سندی وجود ندارد، این فقط یک برداشت شخصی است، نه یک واقعیت.
از طرف دیگر، محبوبیت یا عدم محبوبیت یک قشر، معیار حق و باطل نیست. اگر قرار باشد حقیقت را با رأی اکثریت بسنجیم، باید بپذیریم که بسیاری از پیامبران الهی نیز شکست خوردهاند؛ در حالی که قرآن تصریح میکند بیشتر مردم ایمان نیاوردند. آیا این یعنی رسالت آنان بیارزش بوده است؟
شما پرسیدید روحانیت چه کرده است؟
همین که امروز میلیونها نفر با قرآن، احکام، نماز، روزه، خمس، زکات، وقف، عزاداری، اعتکاف، آموزش دینی، پاسخ به شبهات و هزاران فعالیت فرهنگی آشنا هستند، بخش بزرگی از آن حاصل تلاش نسلهای مختلف روحانیان است. هزاران مدرسه دینی، مسجد، مؤسسه خیریه، مراکز مشاوره، امدادرسانی در بحرانها و تربیت نیروهای علمی و فرهنگی را نمیتوان با یک جمله نادیده گرفت.
آیا روحانیت خطا و ضعف ندارد؟ چرا، دارد و باید نقد شود. اما میان نقد عملکرد برخی افراد و نفی یک نهاد ریشهدار که قرنها در هویت دینی و فرهنگی این سرزمین نقش داشته، فاصله زیادی وجود دارد.
اگر ملاک شما وجود مشکلات است، پس باید بگویید دانشگاهها، آموزش و پرورش، رسانه ها، دستگاه قضایی، اقتصاد دانان، پزشکان و همه مدیران نیز چون مشکلات باقی مانده، رفوزهاند. هیچ انسان منصفی چنین داوری نمی کند.
قضاوت عادلانه این است که هم خدمات دیده شود، هم کاستی ها. حذف انصاف از هر بحثی، گفتوگو را به شعار تبدیل میکند، نه استدلال.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8585
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست گرامی ، به نظر می رسد باز مثل دفعات قبل میان چند مفهوم تفاوتی قائل نشدهاید
اول اینکه هیچ کس نگفت مردم با اجازه روحانیت نماز می خوانند یا روزه می گیرند. این برداشت را خودتان ساختهاید و بعد همان را نقد میکنید. سخن من این بود که روحانیت در طول تاریخ، نقش آموزش، تبیین، پاسخگویی و حفظ معارف دینی را بر عهده داشته است، نه اینکه مالک ایمان مردم باشد
دوم، اینکه شما می گویید به سخن روحانیون گوش نمی دهید، نهایتا گزارشی از انتخاب شخصی خودتان است، نه دلیلی بر اینکه دیگران نیز چنین اند. از تجربه فردی نمیتوان درباره میلیونها انسان حکم کلی صادر کرد.
سوم، اگر هیچ کس به روحانیت رجوع نمیکند، پس این همه نماز جمعه، مساجد، جلسات دینی، اعتکاف، مراسم مذهبی، کلاسهای آموزش قرآن، پرسش های شرعی و مراجعه مردم به مراکز دینی را چگونه توضیح میدهید؟ موافق یا مخالف، این واقعیت اجتماعی را نمی توان انکار کرد
چهارم، شما مرتب از عقل و تعقل سخن می گویید. بسیار خوب؛ عقل دقیقا می گوید هر ادعایی باید با دلیل همراه باشد، نه با تعمیم، احساس یا تحقیر. اینکه بگویید هیچکس به روحانیت رجوع نمیکند، همان اندازه بیدلیل است که کسی بگوید همه مردم از روحانیت پیروی میکنند. هر دو گزاره نادرست اند.
پنجم، تاریخ نشان می دهد که هیچ دانش، مکتب یا تمدنی بدون معلم، مفسر و اندیشمند باقی نمانده است. همانگونه که برای فهم حقوق به حقوقدان، برای پزشکی به پزشک و برای مهندسی به مهندس مراجعه میشود، فهم عمیق متون دینی نیز نیازمند سالها تحصیل و تخصص است. داشتن عقل، جای تخصص را پر نمیکند؛ همان طور که داشتن چشم، انسان را جراح چشم نمی کند
اگر نقدی به عملکرد برخی روحانیون دارید، بیان کنید تا درباره آن گفتگو کنیم. اما انکار اصل نقش علمی و تاریخی روحانیت، بیشتر شبیه یک پیش داوری است تا یک استدلال و بحث علمی.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8587
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست گرامی ، باز پاسخ شما بیش از آنکه نقد علمی و مطرح در فضای آکادمیکی باشد، بر احساس و ادعای شخصی استوار است
اول اینکه فرمودید از کجا معلوم روحانیت در طول تاریخ نقش آموزش و تبیین دین را داشته است؟ این دیگر ادعای شخصی نیست؛ یک واقعیت تاریخی است. اگر چنین نقشی وجود نداشت، هزاران کتاب فقه، تفسیر، حدیث، کلام، اصول، رجال و فلسفه اسلامی را چه کسانی در طول بیش از هزار سال تدوین، شرح و حفظ کردهاند؟ این میراث علمی از آسمان نازل نشده است.
دوم، اینکه می گویید من چه چیزی بیشتر از شما میدانم، پاسخ ساده است: اگر هر دو در یک موضوع به یک اندازه آگاهی داشته باشیم، دیگر تخصص معنا ندارد. همانطور که هیچ انسان عاقلی نمیگوید چون عقل دارم، دیگر نیازی به پزشک، قاضی یا مهندس ندارم، در فهم متون پیچیده دینی نیز سالها تحصیل و پژوهش جایگاه خود را دارد. عقل، انسان را به مراجعه به اهل تخصص دعوت میکند، نه به بی نیازی از تخصص.
سوم، درباره نماز جمعه، حتی اگر آمار شما را بدون بررسی بپذیریم، از یک شهر نمیتوان درباره کل جامعه نتیجهگیری کرد. این همان خطای تعمیم شتابزده است. اگر قرار باشد با یک نمونه قضاوت کنیم، هیچ پژوهش علمی اعتباری نخواهد داشت.
چهارم اینکه برخی مسئولان یا سربازان به اجبار در نماز جمعه حاضر میشوند، حتی اگر درست باشد، چه ارتباطی با اصل نقش علمی روحانیت دارد؟ این دو موضوع کاملاً متفاوتاند. نقد یک سازوکار اجرایی، دلیل بر نفی یک نهاد علمی نیست
پنجم، فرمودید خدا به من عقل داده، پس چرا از کسی سؤال کنم؟ اتفاقاً عقل نخستین چیزی است که انسان را متوجه محدودیت دانش خود میکند. اگر عقل بهتنهایی کافی بود، دیگر نه دانشگاه معنا داشت، نه حوزه، نه کتاب، نه استاد و نه هیچ مرکز علمی.
فلذا ، اگر نقد شما متوجه رفتار یا عملکرد برخی روحانیون است، درباره آن میتوان ساعت ها گفتگو کرد؛ زیرا هیچ قشری از خطا مصون نیست. اما اگر میخواهید اصل جایگاه علمی روحانیت را انکار کنید، این ادعا نیازمند سند و دلیل تاریخی است، نه صرفاً تکرار اینکه من قبول ندارم. در بحث علمی، معیار حقیقت، استدلال است؛ نه بلندتر حرف زدن و نه مطمئن تر سخن گفتن.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8590
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست گرامی
شما هم مانند آقای کامران ، به جای نقد اصل استدلال، به یک نمونه خاص پرداخته و از آن نتیجهای کلی گرفته اید که جای تعجب است.
اول ، شما نام یک فرد را مطرح کردهاید و سپس درباره کل روحانیت حکم صادر کردهاید. این دقیقا همان مغالطه تعمیم شتاب زده در دانش منطق است. حتی اگر فرض کنیم تحلیل شما درباره یک شخص درست باشد، چگونه از رفتار یا موضع احتمالی یک نفر، درباره صدها هزار روحانی در طول تاریخ نتیجه گیری می کنید؟
دوم، اختلاف در مواضع سیاسی یا تغییر تحلیل یک فرد، هیچ ارتباط منطقی با اصل نقش علمی روحانیت ندارد. آیا اگر پزشکی در طول عمرش نظرش درباره یک درمان تغییر کند، باید نتیجه گرفت اصل علم پزشکی بی اعتبار است؟ یا اگر یک حقوقدان موضع سیاسی خود را عوض کند، باید گفت دانش حقوق ارزشی ندارد؟ روشن است که چنین نتیجه ای نادرست است.
سوم، اگر ادعا می کنید فردی همانند آقای علم الهدی تماما به شیوه حکومت پهلوی پیش می رود این ادعا نیازمند سند معتبر و قابل بررسی است، نه صرفا نقل قول یا برداشت شخصی. در یک گفتگوی منطقی، بار اثبات بر عهده مدعی است.
چهارم، شما به جای پاسخ دادن به استدلال بنده درباره ضرورت تخصص در فهم متون دینی، موضوع بحث را به عملکرد یا مواضع یک شخص خاص تغییر دادهاید. این تغییر موضوع، پاسخ به استدلال نیست!!
پنجم، اگر قرار باشد اعتبار یک اندیشه را با رفتار برخی از پیروانش بسنجیم، هیچ مکتب، حزب، دانشگاه، صنف یا نهادی در جهان باقی نخواهد ماند؛ زیرا در هر مجموعهای افراد خطاکار، متناقض یا دارای تغییر موضع پیدا می شوند. معیار، استدلال و مبانی فکری است، نه عملکرد تک تک افراد.
اگر نقدی مستند به مبانی فقه، تفسیر، حدیث یا عملکرد مستند روحانیت دارید، با کمال میل درباره آن گفتگو می کنم. اما استناد به یک نمونه و سپس تعمیم آن به کل روحانیت، از نظر منطق، استدلال قابل قبول و منطقی و منصفانه نیست
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8592
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست گرامی ، باز پاسخ شما نشان داد که وقتی استدلال کم می آورید، به جای نقد دلیل، به توهین و برچسب زنی روی می آورید. عباراتی مانند سر همه را شیره مالیدید، هر کس درس نخواند آخوند شد و همه جا را گرفتهاید، نه استدلال است، نه سند، بلکه صرفا کلی گویی و نسبت دادن اتهام به یک قشر چند صد هزار نفری است.
شما مدعی هستید آمار کل کشور را در اختیار دارید. بسیار خوب؛ نام مرکز افکارسنجی، روش تحقیق، حجم نمونه و گزارش آن را ارائه کنید. در بحث علمی، ادعا بدون سند هیچ ارزشی ندارد.
گفتهاید متون پیچیده دینی وجود ندارد. آیا واقعاً هزاران جلد کتاب فقه، اصول، رجال، درایه، تفسیر، کلام، فلسفه و حدیث که قرنها موضوع تدریس و پژوهش بودهاند، از نظر شما متون سادهای هستند که هر کس بدون آموزش می تواند درباره آن ها اظهار نظر تخصصی کند؟ اگر چنین است، پس اساس همه رشته های تخصصی علوم انسانی نیز باید بی معنا باشد.
درباره نماز جمعه نیز دوباره همان مغالطه را تکرار کردید. حتی اگر فرض کنیم عدهای به اجبار در مراسمی حضور پیدا کنند، این چه ارتباط منطقی با اعتبار یا عدم اعتبار دانش دینی و جایگاه علمی روحانیت دارد؟ این دو موضوع اساسا از دو سنخ متفاوتاند.
اما بخش دیگری از سخنانتان از جنس نقد نیست، بلکه تهمت است. نوشتهاید همه روحانیون شغل دارند و زندگی شان تأمین است.
بنده اکنون برای تأمین هزینه های زندگی با اسنپ کار می کنم. با این حال شما بدون هیچ شناختی درباره زندگی من قضاوت کرده و اتهام زدهاید. این شیوه، انصاف نیست.
اتهام زدن به افراد بدون دلیل، شاید در فضای مجازی آسان باشد، اما حقیقت با فریاد تغییر نمی کند. شکر خدا دادگاهی فراتر از قضاوت های شتاب زده انسان ها وجود دارد و قیامتی در کار است که هر سخن و هر تهمت، مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت. آن روز نه هیاهو سودی دارد و نه برچسب زدن.
اگر نقد مستند و استدلال علمی دارید، با کمال میل گفتگو می کنم. اما اگر قرار باشد جای دلیل را توهین، تعمیمهای نادرست و اتهامهای بیاساس بگیرد، چنین روشی نه حقیقت را روشن می کند و نه چیزی را اثبات.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8594