eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
1هزار دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
1.1هزار ویدیو
35 فایل
حمایت و ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست گرامی ، باز پاسخ شما بیش از آنکه نقد علمی و مطرح در فضای آکادمیکی باشد، بر احساس و ادعای شخصی استوار است اول اینکه فرمودید از کجا معلوم روحانیت در طول تاریخ نقش آموزش و تبیین دین را داشته است؟ این دیگر ادعای شخصی نیست؛ یک واقعیت تاریخی است. اگر چنین نقشی وجود نداشت، هزاران کتاب فقه، تفسیر، حدیث، کلام، اصول، رجال و فلسفه اسلامی را چه کسانی در طول بیش از هزار سال تدوین، شرح و حفظ کرده‌اند؟ این میراث علمی از آسمان نازل نشده است. دوم، اینکه می‌ گویید من چه چیزی بیشتر از شما می‌دانم، پاسخ ساده است: اگر هر دو در یک موضوع به یک اندازه آگاهی داشته باشیم، دیگر تخصص معنا ندارد. همان‌طور که هیچ انسان عاقلی نمی‌گوید چون عقل دارم، دیگر نیازی به پزشک، قاضی یا مهندس ندارم، در فهم متون پیچیده دینی نیز سال‌ها تحصیل و پژوهش جایگاه خود را دارد. عقل، انسان را به مراجعه به اهل تخصص دعوت می‌کند، نه به بی‌ نیازی از تخصص. سوم، درباره نماز جمعه، حتی اگر آمار شما را بدون بررسی بپذیریم، از یک شهر نمی‌توان درباره کل جامعه نتیجه‌گیری کرد. این همان خطای تعمیم شتاب‌زده است. اگر قرار باشد با یک نمونه قضاوت کنیم، هیچ پژوهش علمی اعتباری نخواهد داشت. چهارم اینکه برخی مسئولان یا سربازان به اجبار در نماز جمعه حاضر می‌شوند، حتی اگر درست باشد، چه ارتباطی با اصل نقش علمی روحانیت دارد؟ این دو موضوع کاملاً متفاوت‌اند. نقد یک سازوکار اجرایی، دلیل بر نفی یک نهاد علمی نیست پنجم، فرمودید خدا به من عقل داده، پس چرا از کسی سؤال کنم؟ اتفاقاً عقل نخستین چیزی است که انسان را متوجه محدودیت دانش خود می‌کند. اگر عقل به‌تنهایی کافی بود، دیگر نه دانشگاه معنا داشت، نه حوزه، نه کتاب، نه استاد و نه هیچ مرکز علمی. فلذا ، اگر نقد شما متوجه رفتار یا عملکرد برخی روحانیون است، درباره آن می‌توان ساعت‌ ها گفتگو کرد؛ زیرا هیچ قشری از خطا مصون نیست. اما اگر می‌خواهید اصل جایگاه علمی روحانیت را انکار کنید، این ادعا نیازمند سند و دلیل تاریخی است، نه صرفاً تکرار اینکه من قبول ندارم. در بحث علمی، معیار حقیقت، استدلال است؛ نه بلندتر حرف زدن و نه مطمئن‌ تر سخن گفتن. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/8590
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست گرامی شما هم مانند آقای کامران ، به جای نقد اصل استدلال، به یک نمونه خاص پرداخته و از آن نتیجه‌ای کلی گرفته اید که جای تعجب است. اول ، شما نام یک فرد را مطرح کرده‌اید و سپس درباره کل روحانیت حکم صادر کرده‌اید. این دقیقا همان مغالطه تعمیم شتاب‌ زده در دانش منطق است. حتی اگر فرض کنیم تحلیل شما درباره یک شخص درست باشد، چگونه از رفتار یا موضع احتمالی یک نفر، درباره صدها هزار روحانی در طول تاریخ نتیجه‌ گیری می‌ کنید؟ دوم، اختلاف در مواضع سیاسی یا تغییر تحلیل یک فرد، هیچ ارتباط منطقی با اصل نقش علمی روحانیت ندارد. آیا اگر پزشکی در طول عمرش نظرش درباره یک درمان تغییر کند، باید نتیجه گرفت اصل علم پزشکی بی‌ اعتبار است؟ یا اگر یک حقوقدان موضع سیاسی خود را عوض کند، باید گفت دانش حقوق ارزشی ندارد؟ روشن است که چنین نتیجه‌ ای نادرست است. سوم، اگر ادعا می‌ کنید فردی همانند آقای علم الهدی تماما به شیوه حکومت پهلوی پیش می رود این ادعا نیازمند سند معتبر و قابل بررسی است، نه صرفا نقل قول یا برداشت شخصی. در یک گفتگوی منطقی، بار اثبات بر عهده مدعی است. چهارم، شما به جای پاسخ دادن به استدلال بنده درباره ضرورت تخصص در فهم متون دینی، موضوع بحث را به عملکرد یا مواضع یک شخص خاص تغییر داده‌اید. این تغییر موضوع، پاسخ به استدلال نیست!! پنجم، اگر قرار باشد اعتبار یک اندیشه را با رفتار برخی از پیروانش بسنجیم، هیچ مکتب، حزب، دانشگاه، صنف یا نهادی در جهان باقی نخواهد ماند؛ زیرا در هر مجموعه‌ای افراد خطاکار، متناقض یا دارای تغییر موضع پیدا می‌ شوند. معیار، استدلال و مبانی فکری است، نه عملکرد تک‌ تک افراد. اگر نقدی مستند به مبانی فقه، تفسیر، حدیث یا عملکرد مستند روحانیت دارید، با کمال میل درباره آن گفتگو می‌ کنم. اما استناد به یک نمونه و سپس تعمیم آن به کل روحانیت، از نظر منطق، استدلال قابل قبول و منطقی و منصفانه نیست ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/8592
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست گرامی ، باز پاسخ شما نشان داد که وقتی استدلال کم می‌ آورید، به جای نقد دلیل، به توهین و برچسب‌ زنی روی می‌ آورید. عباراتی مانند سر همه را شیره مالیدید، هر کس درس نخواند آخوند شد و همه جا را گرفته‌اید، نه استدلال است، نه سند، بلکه صرفا کلی‌ گویی و نسبت دادن اتهام به یک قشر چند صد هزار نفری است. شما مدعی هستید آمار کل کشور را در اختیار دارید. بسیار خوب؛ نام مرکز افکارسنجی، روش تحقیق، حجم نمونه و گزارش آن را ارائه کنید. در بحث علمی، ادعا بدون سند هیچ ارزشی ندارد. گفته‌اید متون پیچیده دینی وجود ندارد. آیا واقعاً هزاران جلد کتاب فقه، اصول، رجال، درایه، تفسیر، کلام، فلسفه و حدیث که قرن‌ها موضوع تدریس و پژوهش بوده‌اند، از نظر شما متون ساده‌ای هستند که هر کس بدون آموزش می‌ تواند درباره آن‌ ها اظهار نظر تخصصی کند؟ اگر چنین است، پس اساس همه رشته‌ های تخصصی علوم انسانی نیز باید بی‌ معنا باشد. درباره نماز جمعه نیز دوباره همان مغالطه را تکرار کردید. حتی اگر فرض کنیم عده‌ای به اجبار در مراسمی حضور پیدا کنند، این چه ارتباط منطقی با اعتبار یا عدم اعتبار دانش دینی و جایگاه علمی روحانیت دارد؟ این دو موضوع اساسا از دو سنخ متفاوت‌اند. اما بخش دیگری از سخنانتان از جنس نقد نیست، بلکه تهمت است. نوشته‌اید همه روحانیون شغل دارند و زندگی‌ شان تأمین است. بنده اکنون برای تأمین هزینه‌ های زندگی با اسنپ کار می‌ کنم. با این حال شما بدون هیچ شناختی درباره زندگی من قضاوت کرده و اتهام زده‌اید. این شیوه، انصاف نیست. اتهام زدن به افراد بدون دلیل، شاید در فضای مجازی آسان باشد، اما حقیقت با فریاد تغییر نمی‌ کند. شکر خدا دادگاهی فراتر از قضاوت‌ های شتاب‌ زده انسان‌ ها وجود دارد و قیامتی در کار است که هر سخن و هر تهمت، مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت. آن روز نه هیاهو سودی دارد و نه برچسب‌ زدن. اگر نقد مستند و استدلال علمی دارید، با کمال میل گفتگو می‌ کنم. اما اگر قرار باشد جای دلیل را توهین، تعمیم‌های نادرست و اتهام‌های بی‌اساس بگیرد، چنین روشی نه حقیقت را روشن می‌ کند و نه چیزی را اثبات. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/8594
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست گرامی باز هم به جای پاسخ به استدلال ، چند نام را کنار هم قرار داده‌اید و از آن نتیجه‌ای درباره کل روحانیت گرفته‌ اید. این شیوه شما ، نه از نظر منطق و فضای علمی ، قابل دفاع است و نه از نظر انصاف و وجدان. اول، اینکه بخشی از جامعه نسبت به یک قشر حساسیت دارد، دلیل بر نادرست بودن آن قشر نیست. در طول تاریخ، بسیاری از دانشمندان، مصلحان و حتی پیامبران نیز با مخالفت و حساسیت اجتماعی روبه‌رو بوده‌اند. حق و باطل با میزان استقبال یا نارضایتی مردم سنجیده نمی‌شود، بلکه با دلیل و برهان سنجیده می‌ شود. دوم، شما موضوع را از جایگاه علمی روحانیت به بودجه، انتصاب‌ها و عملکرد برخی مسئولان تغییر داده‌اید. اگر به بودجه یا انتصاب اشخاصی مانند آقای صدیقی یا آقای جنتی نقد دارید، آن یک بحث مدیریتی و سیاسی است و می‌ توان درباره آن گفتگو کرد. اما این چه ارتباط منطقی با اصل اعتبار علوم اسلامی، فقه، تفسیر، حدیث و نقش علمی روحانیت دارد؟ این دو بحث را نباید با هم خلط کرد. مدام با ذکر چند نمونه از فضای علمی خارج و به فضای تحریک احساسات و هیجانات پناه می برید!!! سوم، اگر معتقدید بودجه‌ های کلان بدون خروجی است، لطفا بودجه دقیق، میزان آن، محل هزینه‌ کرد و گزارش کارشناسی خود را ارائه کنید. در گفتگوی علمی، ادعا جای سند را نمی‌ گیرد. چهارم ، شما بارها به افراد استناد کرده‌اید، اما هنوز حتی یک نقد مستند به مبانی فقه، اصول، تفسیر یا حدیث ارائه نکرده‌اید. اگر اشکالی به مبانی علمی روحانیت دارید، بفرمایید دقیقا کدام مبنا، کدام استدلال یا کدام قاعده علمی را نادرست می‌ دانید تا درباره همان بحث کنیم پنجم ، اگر قرار باشد اعتبار یک نهاد را با عملکرد برخی افراد آن بسنجیم، باید دانشگاه را به خاطر تخلف یک استاد، پزشکی را به خاطر خطای یک پزشک، قضاوت را به خاطر اشتباه یک قاضی و رسانه را به خاطر عملکرد یک خبرنگار کنار بگذاریم. روشن است که هیچ انسان منصفی چنین حکمی نمی‌دهد. بنده از هیچ شخصی ادعای عصمت نکرده‌ام و اگر روحانی یا مسئولی خطا کند، باید نقد و حتی در صورت تخلف، محاکمه شود. اما میان نقد افراد و تخریب یک نهاد علمی که بیش از هزار سال در تولید و حفظ میراث اسلامی نقش داشته، فاصله‌ای بسیار زیاد وجود دارد. اگر هدفتان واقعا رسیدن به حقیقت است، از کلی‌گویی فاصله بگیریم و با سند و استدلال سخن بگوییم. اما اگر قرار باشد هر بار به جای پاسخ به دلیل، چند نام، چند احساس و چند تعمیم مطرح شود، این دیگر مناظره علمی نیست؛ تکرار ادعاست ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/8596
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 کدوم حکومت ایران بیشتر از همه دوام آورد؟ هخامنشیان: حدود ۲۲۹ سال (۵۵۹ تا ۳۳۰ پیش از میلاد) اشکانیان: حدود ۴۷۱ سال (۲۴۷ پیش از میلاد تا ۲۲۴ میلادی) ساسانیان: حدود ۴۲۷ سال (۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی صفویان: حدود ۲۳۴ سال (۱۵۰۲ تا ۱۷۳۶ میلادی) افشاریان: حدود ۶۰ سال (۱۷۳۶ تا ۱۷۹۶ میلادی) زندیان: حدود ۴۴ سال (۱۷۵۱ تا ۱۷۹۴ میلادی) قاجاریان: حدود ۱۳۱ سال (۱۷۹۴ تا ۱۹۲۵ میلادی) پهلوی: ۵۴ سال (۱۹۲۵ تا ۱۹۷۹ میلادی) جمهوری اسلامی ایران : از ۱۹۷۹ تاکنون، حدود ۴۷ سال و همچنان ادامه دارد. در میان حکومت‌های بزرگ ایران، اشکانیان با نزدیک به ۵ قرن حکومت، یکی از ماندگارترین سلسله‌های تاریخ ایران بودند. پس از آن ساسانیان و صفویان قرار می‌گیرند. این یعنی ایران در طول تاریخ بارها حکومت‌های قدرتمندی را تجربه کرده که بعضی از آن‌ها چندین نسل دوام آورده‌اند. به نظر شما کدام حکومت بیشترین تأثیر را بر تاریخ ایران گذاشته است؟ 🆔https://eitaa.com/Myidea/8599
🔴 آقای پزشکیان از سفره مردم چه مانده است؟ روزی برنج ایرانی و خوش‌ عطر علی کاظمی انتخاب بسیاری از خانواده‌ ها از جمله خانواده حقیر بود؛ محصولی که طعم و کیفیتش بخشی از خاطرات سفره ایرانی بود. اما امروز بسیاری از مردم، نه از روی انتخاب، بلکه از سر ناچاری، از عنبربو به برنج خارجی و حالا به تایلندی رسیده‌ اند؛ آن هم نه به اندازه نیاز، بلکه گاهی فقط توان خرید پنج یا ده کیلو را دارند. دردناک‌ تر از تغییر نوع برنج، عمیق‌ تر شدن شکاف میان طبقات جامعه است؛ عده‌ای در رفاه‌ های روز افزون زندگی می‌ کنند و بخش دیگری از مردم برای تأمین ابتدایی‌ ترین نیازهای زندگی، هر روز حساب و کتاب می‌ کنند. اقتصاد یک کشور زمانی موفق است که سفره مردم کوچک‌ تر نشود. مسئولیت‌ پذیری، مدیریت صحیح و مبارزه واقعی با بی‌ عدالتی اقتصادی، مطالبه‌ای است که نمی‌ توان آن را نادیده گرفت. مردم شایسته زندگی آبرومندانه‌ اند؛ نه اینکه هر سال از کیفیت سفره خود کم کنند تا فقط بتوانند ادامه دهند. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/8600
🔴 دوست گرامی ، پاسخ شما به جای نقد استدلال، متوجه یک قشر شده است. این همان مغالطه حمله به گوینده است، نه پاسخ به سخن. اگر ادعا می‌ کنید روحانیون عامل مشکلات جامعه هستند، ابتدا باید نشان دهید کدام مشکل، توسط کدام فرد، با کدام تصمیم و بر اساس چه سندی ایجاد شده است. نسبت دادن همه مشکلات یک کشور به میلیون‌ ها نفر که دیدگاه‌ها، مسئولیت‌ها و عملکردهای متفاوتی دارند، نه تحلیل است و نه استدلال. از سوی دیگر، اگر صرف روحانی بودن ملاک قضاوت باشد، باید نقش هزاران روحانی که عمر خود را صرف آموزش، قضاوت، حل اختلافات، فعالیت‌ های فرهنگی، خدمات اجتماعی، دفاع از کشور و تربیت نسل‌ها کرده‌اند نیز نادیده گرفته شود؟ آیا این داوری منصفانه است؟ جامعه را سوء مدیریت، فساد، ناکار آمدی و تصمیم‌ های غلط آسیب می‌ زند؛ فرقی هم نمی‌کند این تصمیم‌ ها از سوی یک روحانی باشد یا یک دانشگاهی، نظامی، سیاستمدار یا مدیر اجرایی. معیار باید عملکرد باشد، نه لباس و عنوان. اگر نقدی نسبت به شخص، نهاد یا سیاست مشخصی دارید، با دلیل و سند مطرح کنید. اما تبدیل یک قشر به متهم همیشگی، نه کمکی به حل مسائل می‌ کند و نه با منطق سازگار است. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/8601
🔴*زبان فارسی ما دارد خفه می‌شود! ** نه با گلوله، نه با سانسور... که با واژه‌هایی که از دهان جوانان  بیرون می‌ریزد و بوی بی‌ریشگی می‌دهد. دیگر کسی نمی‌گوید «زمان»، می‌گوید «تایم.  نمی‌گوید «باشه»، می‌گوید «اوکی».  «نشانی» شده «آدرس» «فشار روانی» شده «استرس» «خطر» شده «ریسک» «شگفتی» شده «سورپرایز» «نظر» شده «کامنت» «بازخورد» شده «فیدبک» «طرح» شده «پروژه» «گروه» شده «تیم »، «طراحی» شده «دیزاین» «فراگیر» شده «ترند» «هدف» شده «تارگت» «آغاز» شده «استارت» «پایان» شده «فینیش» «رایگان» شده «فری» «ویژه» شده «پریمیوم» «مکان» شده «لوکیشن» «پوشه» شده «فولدر» «پرونده» شده «فایل» «پخش» شده «پلی» «مکث» شده «پاز» «واکنش» شده «ری‌اکشن» «متن» شده «تکست» «رنگ» شده «کالر» «قلم‌نوشت» شده «فونت» «زمینه» شده «تم» «داده» شده «دیتا» «برخط» شده «آنلاین» «خارج از خط» شده «آف‌لاین» «فشردن» شده «کلیک» «بازدید» شده «ویو» «پاسخ» شده «ریپلای» «کاوش» شده «اکسپلور» «سبک» شده «استایل» «عملکرد» شده «پرفورمنس» «حذف» شده «دلیت» «رونویسی» شده «کپی»، «نوشته» شده «پست» «پسند» شده «لایک» «داستان» شده «استوری» «جعلی» شده «فیک» «بی‌نقص» شده «پرفکت» و............................... و همه این‌ها را با افتخار می‌گویند.  با ادای «باوقار بودن».  انگار هر واژهٔ بیگانه، نشان تمدن است و هر واژهٔ فارسی، نشانهٔ عقب‌ماندگی. اما این، عقب‌ماندگی نیست.  این، خود باختگی است.  این، مرگ تدریجی عزت است. زبان، فقط ابزار حرف زدن نیست.  زبان، حافظهٔ جمعی ماست.  زبان، خاکریز فرهنگ است.  وقتی واژه‌های مان را مفت می‌فروشیم یعنی سنگرمان را واگذار کرده‌ایم.   خطاب به مدیران فرهنگی: شما که بودجه می‌گیرید برای «پاسداری از زبان فارسی»،  شما که در نشست‌های رسمی، واژه‌های بیگانه را با لبخند به کار می‌برید...   شما مسئول این مرگ هستید.  شما شریک این خودباختگی هستید. اگر نمی‌توانید واژهٔ فارسی بسازید که زنده بماند۰  دست‌کم واژهٔ بیگانه را با افتخار تکرار نکنید. خطاب به جوانان، به نسل آینده تو که گوشی هوشمند داری،   تو که در شبکه‌های اجتماعی می‌نویسی،   تو که با دوستانت حرف می‌زنی... بدان که هر واژه‌ای که به کار می‌بری، یا سنگر است، یا شکاف. اگر «شگفتی» را با «سورپرایز» عوض کنی   اگر «نشانی» را با «آدرس» عوض کنی   اگر «باشه» را با «اوکی» عوض کنی۰  داری سنگر را واگذار می‌کنی.داری به بیگانگی خوش‌آمد می‌گویی.  داری به فراموشی لبخند می‌زنی. و این، نه باکلاسی‌ است، نه جهانی شدن. این، خودکشی فرهنگی‌ است. یادآوری بزرگان ادب فارسی فردوسی، هزار سال پیش گفت:  «زنده‌ام با زبان و با سخن،  مرده‌ام بی‌زبان، بی‌وطن.» سعدی، با واژه‌های فارسی، انسان را به اخلاق رساند.  حافظ، با زبان فارسی، عشق را جاودانه کرد.  مولوی، با واژه‌های فارسی، عرفان را جهانی کرد.  خیام، با زبان فارسی، فلسفه را به کوچه‌ها آورد.  نظامی، با واژه‌های فارسی، داستان را به شعر بدل کرد... و حالا ما، وارثان این زبان ،   داریم آن را با «ری‌اکشن» و «فیدبک»  خفه می‌کنیم. زبان فارسی، مجروحی‌ است که هنوز زنده است.  اگر امروز از آن دفاع نکنیم۰   فردا دیگر چیزی برای دفاع باقی نمی‌ماند. نه شعر   نه اندیشه   نه عزت. برگردیم.  نه فقط به گذشته   به ریشه...   🆔https://eitaa.com/Myidea/8602