🔴 دوست گرامی ، پاسخ شما به جای نقد استدلال، متوجه یک قشر شده است. این همان مغالطه حمله به گوینده است، نه پاسخ به سخن.
اگر ادعا می کنید روحانیون عامل مشکلات جامعه هستند، ابتدا باید نشان دهید کدام مشکل، توسط کدام فرد، با کدام تصمیم و بر اساس چه سندی ایجاد شده است. نسبت دادن همه مشکلات یک کشور به میلیون ها نفر که دیدگاهها، مسئولیتها و عملکردهای متفاوتی دارند، نه تحلیل است و نه استدلال.
از سوی دیگر، اگر صرف روحانی بودن ملاک قضاوت باشد، باید نقش هزاران روحانی که عمر خود را صرف آموزش، قضاوت، حل اختلافات، فعالیت های فرهنگی، خدمات اجتماعی، دفاع از کشور و تربیت نسلها کردهاند نیز نادیده گرفته شود؟ آیا این داوری منصفانه است؟
جامعه را سوء مدیریت، فساد، ناکار آمدی و تصمیم های غلط آسیب می زند؛ فرقی هم نمیکند این تصمیم ها از سوی یک روحانی باشد یا یک دانشگاهی، نظامی، سیاستمدار یا مدیر اجرایی. معیار باید عملکرد باشد، نه لباس و عنوان.
اگر نقدی نسبت به شخص، نهاد یا سیاست مشخصی دارید، با دلیل و سند مطرح کنید. اما تبدیل یک قشر به متهم همیشگی، نه کمکی به حل مسائل می کند و نه با منطق سازگار است.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8601
🔴*زبان فارسی ما دارد خفه میشود! **
نه با گلوله، نه با سانسور... که با واژههایی که از دهان جوانان بیرون میریزد و بوی بیریشگی میدهد.
دیگر کسی نمیگوید «زمان»، میگوید «تایم.
نمیگوید «باشه»، میگوید «اوکی».
«نشانی» شده «آدرس»
«فشار روانی» شده «استرس»
«خطر» شده «ریسک»
«شگفتی» شده «سورپرایز»
«نظر» شده «کامنت»
«بازخورد» شده «فیدبک»
«طرح» شده «پروژه»
«گروه» شده «تیم
»، «طراحی» شده «دیزاین»
«فراگیر» شده «ترند»
«هدف» شده «تارگت»
«آغاز» شده «استارت»
«پایان» شده «فینیش»
«رایگان» شده «فری»
«ویژه» شده «پریمیوم»
«مکان» شده «لوکیشن»
«پوشه» شده «فولدر»
«پرونده» شده «فایل»
«پخش» شده «پلی»
«مکث» شده «پاز»
«واکنش» شده «ریاکشن»
«متن» شده «تکست»
«رنگ» شده «کالر»
«قلمنوشت» شده «فونت»
«زمینه» شده «تم»
«داده» شده «دیتا»
«برخط» شده «آنلاین»
«خارج از خط» شده «آفلاین»
«فشردن» شده «کلیک»
«بازدید» شده «ویو»
«پاسخ» شده «ریپلای»
«کاوش» شده «اکسپلور»
«سبک» شده «استایل»
«عملکرد» شده «پرفورمنس»
«حذف» شده «دلیت»
«رونویسی» شده «کپی»،
«نوشته» شده «پست»
«پسند» شده «لایک»
«داستان» شده «استوری»
«جعلی» شده «فیک»
«بینقص» شده «پرفکت»
و...............................
و همه اینها را با افتخار میگویند. با ادای «باوقار بودن».
انگار هر واژهٔ بیگانه، نشان تمدن است و هر واژهٔ فارسی، نشانهٔ عقبماندگی.
اما این، عقبماندگی نیست. این، خود باختگی است.
این، مرگ تدریجی عزت است.
زبان، فقط ابزار حرف زدن نیست. زبان، حافظهٔ جمعی ماست.
زبان، خاکریز فرهنگ است. وقتی واژههای مان را مفت میفروشیم
یعنی سنگرمان را واگذار کردهایم.
خطاب به مدیران فرهنگی:
شما که بودجه میگیرید برای «پاسداری از زبان فارسی»،
شما که در نشستهای رسمی، واژههای بیگانه را با لبخند به کار میبرید...
شما مسئول این مرگ هستید. شما شریک این خودباختگی هستید.
اگر نمیتوانید واژهٔ فارسی بسازید که زنده بماند۰ دستکم واژهٔ بیگانه را با افتخار تکرار نکنید.
خطاب به جوانان، به نسل آینده
تو که گوشی هوشمند داری، تو که در شبکههای اجتماعی مینویسی، تو که با دوستانت حرف میزنی...
بدان که هر واژهای که به کار میبری، یا سنگر است، یا شکاف.
اگر «شگفتی» را با «سورپرایز» عوض کنی
اگر «نشانی» را با «آدرس» عوض کنی
اگر «باشه» را با «اوکی» عوض کنی۰
داری سنگر را واگذار میکنی.داری به بیگانگی خوشآمد میگویی.
داری به فراموشی لبخند میزنی.
و این، نه باکلاسی است، نه جهانی شدن.
این، خودکشی فرهنگی است.
یادآوری بزرگان ادب فارسی
فردوسی، هزار سال پیش گفت:
«زندهام با زبان و با سخن،
مردهام بیزبان، بیوطن.»
سعدی، با واژههای فارسی، انسان را به اخلاق رساند.
حافظ، با زبان فارسی، عشق را جاودانه کرد.
مولوی، با واژههای فارسی، عرفان را جهانی کرد.
خیام، با زبان فارسی، فلسفه را به کوچهها آورد.
نظامی، با واژههای فارسی، داستان را به شعر بدل کرد...
و حالا ما، وارثان این زبان ، داریم آن را با «ریاکشن» و «فیدبک» خفه میکنیم.
زبان فارسی، مجروحی است که هنوز زنده است. اگر امروز از آن دفاع نکنیم۰ فردا دیگر چیزی برای دفاع باقی نمیماند.
نه شعر
نه اندیشه
نه عزت.
برگردیم.
نه فقط به گذشته
به ریشه...
🆔https://eitaa.com/Myidea/8602
طلوع فکر و اندیشه
🔴 ( ناصر هادیان؛ استاد دانشگاه تهران :
با گرفتن عوارض از عبور و مرور در تنگه هرمز، دنیا بر علیه ما ائتلاف تشکیل خواهد داد.)
🔺 نقد سخنان عجیب ناصر هادیان :
چند روزی است به سبب مشکلات اقتصادی و گرانی، درس و بحث، پاسخ به شبهات و فعالیتهای تبیینی را تا حدی کنار گذاشته و مشغول کار بودم و کمتر فرصت می کردم چیزی بنویسم. اما امروز اتفاقی این سخن یکی از چهرههای جریان اصلاحات را دیدم؛ دیگر نتوانستم بی تفاوت از کنار آن بگذرم و قلم را زمین بگذارم
این دقیقا همان ادبیاتی است که سال هاست از جریان اصلاحات شنیده می شود؛ ادبیاتی که پیش از آنکه به ظرفیت های قدرت ملی بیندیشد، نگران واکنش دشمن و تسلیم طلبانه خودشان هست.
اگر قرار باشد هر ابزار بازدارندهای همچون تنگه هرمز را فقط به این دلیل کنار بگذاریم که ممکن است غرب یا برخی دولتهای استکباری ناراضی شوند، اساسا داشتن قدرت چه معنایی دارد؟ مگر قدرت ملی برای روزهای عادی ساخته می شود؟ قدرت زمانی معنا پیدا می کند که در شرایط حساس بتواند هزینه تعرض و تجاوز دشمن را بالا ببرد.
جالب آنکه همین جریان، سال ها مردم را با این گزارهها سرگرم کرد که اگر کوتاه بیاییم، اگر امتیاز بدهیم، اگر از مواضع خود عقب نشینی کنیم، اگر بدیم بره ، دنیا با ما همراه خواهد شد، تحریم ها برداشته می شود و سرمایه گذاران صف خواهند کشید. نتیجه چه شد؟ نه دشمنی آمریکا پایان یافت، نه فشارها کم شد و نه عهد شکنی غرب متوقف گردید و نه مذاکره فایده داد که در وسط دو تا مذاکره به کشور ما حمله نیز کردند!!
توجه کنیم که، تاریخ روابط بینالملل را نه ترسوها نوشتهاند و نه ملت هایی که از ترس واکنش دیگران، ابزارهای اقتدار خود را کنار گذاشتند. جهان با قدرت سخن می گوید و به قدرت احترام میگذارد، نه به ضعف و انفعال.
البته هر اقدامی در حوزه تنگه هرمز باید بر پایه منافع ملی، تصمیم نهادهای مسئول کشور باشد، اما تبدیل کردن هر ابزار اقتدار به یک عامل ترس و القای این ذهنیت که هر حرکت مقتدرانه مساوی با انزوای ایران است، همان خط فکری ای است که بارها هزینه های سنگینی بر کشور تحمیل کرده است.
مشکل اصلی این نوع نگاه، اختلاف سلیقه سیاسی نیست؛ مشکل، فرهنگی است که به جامعه القا می کند برای حفظ آرامش باید از مؤلفههای قدرت صرف نظر کرد. چنین فرهنگی، به جای تقویت اعتماد به نفس ملی، روحیه خود کم بینی و وابستگی را باز تولید می کند.
ملتی که به توان خود ایمان داشته باشد، از تهدیدها هراس ندارد؛ بلکه با عقلانیت، تدبیر و اقتدار از منافع خود دفاع می کند. اما ملتی که دائما با این گزاره تربیت شود که هر اقدام مقتدرانه دنیا را علیه ما متحد می کند، پیش از آنکه در میدان شکست بخورد، در ذهن خود شکست را پذیرفته است.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8604
طلوع فکر و اندیشه
🔴 ببینید بزرگوار ، شما با نگاه به نتیجه امروز، همه وقایع بیست سال گذشته را بی فایده می دانید؛ در حالی که در تحلیل سیاسی، باید دید اگر آن حضور نبود، چه اتفاقی می افتاد.
سالها لبنان و سوریه خط مقدم مقابله با گروه های مسلح و تهدیدهایی بودند که بسیاری از تحلیلگران معتقد بودند می توانستند امنیت ایران را نیز تحت تأثیر قرار دهند. در همان سالها، بارها گفته می شد که اگر این تهدیدها مهار نشوند، اگر جلوی اسرائیل و داعش گرفته نشود، دامنه درگیری به مرزها و حتی داخل ایران نزدیکتر خواهد شد. موافقان حضور منطقهای، سیاست آن دوره را با همین منطق دفاع می کردند.
از سوی دیگر، فراموش نکنید که همین جریان فکری غربگرا که امروز حضور منطقهای را کاملا بی فایده می خواند، سالها با شعارهایی مانند نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران، مرتب اصل حمایت از جبهه مقاومت را زیر سؤال برد، آن را هزینه اضافی معرفی کرد و خواستار کاهش یا قطع آن شد. طبیعی است که هرگاه پشتوانه سیاسی، رسانهای و افکار عمومی یک محور تضعیف شود، قدرت بازدارندگی آن نیز قطعا آسیب می بیند.
و لذا در این سالها نیز بسیاری از فرماندهان و نیروهای مؤثر جبهه مقاومت، از جمله سید حسن نصرالله و دیگر فرماندهان، به شهادت رسیدند و توازن قدرت منطقه دستخوش تغییر شد.
اما از این رخدادها به تنهایی نمی توان نتیجه گرفت که اصل آن راهبرد از ابتدا نادرست بوده است؛ همان طور که موفق نشدن یک عملیات، لزوما به معنای اشتباه بودن اصل دفاع نیست.
اینکه امروز منطقه با بحرانهای پیچیده رو به روست، دلیل نمی شود همه دستاوردهای گذشته جبهه مقاومت را نادیده بگیریم. در مسائل راهبردی، باید هم هزینه ها را دید و هم منافع، و از نتیجه یک مقطع زمانی، درباره کل یک راهبرد حکم قطعی صادر نکرد. چنین قضاوتی بیش از آنکه تحلیل باشد، ساده سازی یک مسئله پیچیده است
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8606
🔴 یادداشتی درباره یک جلسه مجازی و شیوه های القای تردید
امروز در یک جلسه مجازی آنلاین حضور داشتم که تعدادی از افراد منتسب به جریان اصلاحات نیز در آن شرکت کرده بودند. آنچه بیش از هر چیز جلب توجه میکرد، صرف اختلافنظر سیاسی نبود، بلکه نوع استدلالها، شیوه طرح مطالب و تلاش برای القای تردید در برخی از بدیهیترین مسائل بود.
یکی از افراد که نقش محوری در اداره جلسه داشت، درباره رهبر معظم انقلاب سخنانی مطرح کرد که عملا در جهت ایجاد تردید نسبت به اصالت پیامها و بیانیههای منتشرشده به نام ایشان بود. وی مدعی شد که معلوم نیست این پیامها واقعا از سوی ایشان صادر شده باشد و اصلا ایشان هستند یا نیستند!! چنین ادعایی، در حالی مطرح میشود که هیچ دلیل یا سند معتبری برای آن ارائه نمیشود و صرفا بر پایه گمانه زنی استوار است. قرآن کریم نیز مؤمنان را به تحقیق درباره اخبار فرا میخواند و از داوری بر اساس ظن و گمان برحذر می دارد
آنچه این موضوع را تأمل برانگیزتر می کرد، آن بود که این گونه تردید افکنی، در حقیقت نادیده گرفتن یکی از مهمترین سازوکارهای قانونی جمهوری اسلامی نیز هست. رهبر معظم انقلاب بر اساس فرآیند تصریحشده در قانون اساسی و با رأی مجلس خبرگان رهبری انتخاب و به صورت رسمی معرفی شدهاند. از این رو، القای این ذهنیت که میتوان بدون هیچ دلیل و مستندی درباره جایگاه و وضعیت رهبری ابهام ایجاد کرد، صرفا یک اظهار نظر سیاسی نیست، بلکه زیر سؤال بردن یک فرآیند حقوقی و قانونی تثبیتشده است. اگر کسی مدعی موضوعی است، باید برای آن دلیل و سند ارائه کند؛ زیرا تردیدافکنی بدون پشتوانه، نه روشنگر حقیقت است و نه با اصول نقد منصفانه سازگار، بلکه تنها به گسترش بیاعتمادی و تشویش افکار عمومی می انجامد
در بخش دیگری از جلسه، رفتار دوگانه در خطاب قرار دادن شخصیتهای سیاسی نیز کاملا مشهود بود. برای برخی افراد، پیوسته از عنوان دکتر استفاده میشد، اما هنگامی که نوبت به آقای دکتر سعید جلیلی میرسید، عنوان علمی ایشان حذف میشد و تنها نامشان بر زبان می آمد. شاید این مسئله در نگاه نخست کوچک به نظر برسد، اما در فضای گفتگوی علمی و سیاسی، رعایت انصاف حتی در همین جزئیات نیز اهمیت دارد. اگر قرار است عنوان علمی افراد رعایت شود، این احترام باید برای همه یکسان باشد، نه اینکه تابع گرایش های سیاسی باشد.
از طرف دیگر، همان فرد با صراحت اعلام کرد که اساسا صدا و سیما را دنبال نمیکند و از محتوای آن اطلاعی ندارد، اما همزمان با قاطعیت درباره عملکرد و اعتبار آن قضاوت میکرد. روشن است که نقد زمانی ارزشمند و قابل اعتناست که بر پایه شناخت، آگاهی و بررسی باشد، نه بر مبنای بی اطلاعی و پیش داوری.
بخش دیگری از مباحث جلسه نیز به این ادعا اختصاص داشت که ساختار جمهوری اسلامی ذاتا معیوب و فاسد است. این سخن، نمونهای از یک تعمیم شتابزده است؛ زیرا میان تخلف یا فساد احتمالی برخی افراد و کلیت ساختار نظام هیچ تفکیکی قائل نمی شود. وجود فساد در برخی بخشها، امری است که هیچ نظام سیاسی از آن مصون نیست، اما از این واقعیت نمیتوان نتیجه گرفت که کل ساختار یک کشور فاسد است. چنین نتیجهای نه از نظر منطقی قابل دفاع است و نه بر پایه شواهد کافی استوار است
اختلاف دیدگاه در هر جامعهای طبیعی است و نقد نیز حق هر شهروند به شمار میرود، اما نقد زمانی ارزشمند و اصلاحگر خواهد بود که بر پایه استدلال، انصاف، مستندات و تحلیل دقیق شکل بگیرد، نه با ایجاد تردیدهای بیپشتوانه، بهکارگیری معیارهای دوگانه در مواجهه با اشخاص و تعمیمهای کلی که فاقد مبنای منطقی هستند
حاصل این جلسه برای بنده آن بود که بخش قابل توجهی از سخنان مطرح شده، بیش از آنکه در پی ارائه راهکار یا اصلاح امور باشد، بر القای بیاعتمادی، تضعیف سرمایه اجتماعی و ترسیم تصویری کاملا منفی از ساختار کشور استوار بود. اصلاحگری واقعی از مسیر حقیقت جویی، انصاف، استدلال، ارائه سند و گفتگوی مسئولانه میگذرد، نه از راه تشکیک های اثبات نشده، گمانه زنی و تخریب اعتماد عمومی.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8607
طلوع فکر و اندیشه
سلام علیکم دوست گرامی
شما از واقع بینی، ژرف اندیشی و پرهیز از افراط سخن گفتهاید ؛ سخن درستی است، اما نخستین شرط واقع بینی آن است که همه واقعیت ها را ببینیم، نه فقط آن بخش هایی را که با پیش فرض های ما سازگار است.
شما نوشته اید که با اختراع دوربین، دنیا به آگاهی رسید. اگر چنین است، این پرسشهای ساده اما کلیدی را چگونه پاسخ میدهید؟
آیا دنیا به آگاهی رسیده است که دهها هزار زن و کودک بیگناه در آتش جنایتهای آمریکا و رژیم صهیونیستی جان میبازند، اما بسیاری از قدرت های مدعی حقوق بشر نه تنها مانع این جنایت ها نمی شوند، بلکه با ارسال سلاح، حمایت سیاسی و وتو کردن قطعنامه ها، به تداوم آن کمک میکنند؟
آیا دنیا به آگاهی رسیده است که در روز روشن، مدرسه میناب مورد هدف حمله ناجوانمردانه آمریکا قرار می گیرد و ۱۶۸ دانش آموز معصوم و بی گناه پرپر می شوند، اما بسیاری از رسانه های جریان اصلی، یا سکوت می کنند یا خبر را به گونهای روایت می کنند که حقیقت قربانی مصلحت های سیاسی شود؟
آیا دنیا به آگاهی رسیده است که هر روز هزاران انسان در کشورهای آفریقایی بر اثر گرسنگی، بیماری و فقر جان میدهند، در حالی که ثروت جهان در دست اقلیتی محدود انباشته شده است؟ آیا این آگاهی جهانی توانسته مانع این فاجعه شود؟
آیا دنیا به آگاهی رسیده است که میلیونها انسان آواره جنگهایی هستند که قدرتهای بزرگ خود آغازگر یا تشدیدکننده آن بودهاند؟
اگر صرف وجود دوربین و رسانه مساوی با آگاهی بشر بود، امروز نباید این حجم از جنایت، تبعیض، سانسور، تحریف و استانداردهای دوگانه را شاهد می بودیم. واقعیت این است که ابزار ، تضمینکننده حقیقت نیست ؛ آنچه اهمیت دارد، صداقت در روایت و عدالت در قضاوت است.
از طرفی دیگر ، شما از پرهیز از نگاه جناحی سخن گفتهاید، اما در پایان، یکی از بنیادیترین باورهای بیش از یک میلیارد مسلمان، یعنی معجزات پیامبران الهی را با لحنی تمسخر آمیز زیر سؤال بردهاید. اگر قرار است فارغ از تعصب سخن بگوییم، احترام به باورهای دینی دیگران نیز بخشی از همین انصاف است
معجزه در منطق دین ، یک رخداد خارق عادت است که به اذن الهی و برای اثبات نبوت پیامبران تحقق مییابد. این مفهوم نه با پیشرفت فناوری از میان میرود و نه با اختراع دوربین قابل نفی است. سنجش یک حقیقت متافیزیکی با ابزارهای مادی، اساسا قیاسی نادرست و خارج از موضوع است
افزون بر این ، اگر بنا باشد هر رخداد شگفتآور را با معیارهای صرفا مادی بسنجیم، چگونه میتوان ایستادگی ملت ایران در برابر فشار هم زمان قدرتهای بزرگ نظامی، اطلاعاتی و اقتصادی را تحلیل کرد؟ کشوری که سالها زیر شدیدترین تحریمها قرار داشته، در برابر دشمنانی مجهز به پیشرفته ترین فناوری های نظامی ایستاد و اجازه نداد به اهداف اعلامشده خود دست یابند. این مقاومت، دستکم برای هر ناظر منصف، پدیدهای کم نظیر و حتی معجزه و شایسته تأمل است
واقع بینی یعنی همه حقیقت را دیدن ؛ هم نقاط قوت و هم ضعف، هم موفقیتها و هم خطاها، هم خطاهای دوستان و هم جنایت های دشمنان.
بزرگوار ، اگر بناست از انصاف سخن بگوییم، نخست باید از تمسخر باورهای دینی، از استانداردهای دوگانه و از گزینشی واقعیت ها فاصله بگیریم. حقیقت، زمانی آشکار میشود که عینک پیشداوری را از چشم برداریم، نه آنکه بخشی از واقعیت را برجسته کنیم و بخش دیگر را نادیده بگیریم
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8610