eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
1هزار دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
1.1هزار ویدیو
35 فایل
حمایت و ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 یادداشتی درباره یک جلسه مجازی و شیوه‌ های القای تردید امروز در یک جلسه مجازی آنلاین حضور داشتم که تعدادی از افراد منتسب به جریان اصلاحات نیز در آن شرکت کرده بودند. آنچه بیش از هر چیز جلب توجه می‌کرد، صرف اختلاف‌نظر سیاسی نبود، بلکه نوع استدلال‌ها، شیوه طرح مطالب و تلاش برای القای تردید در برخی از بدیهی‌ترین مسائل بود. یکی از افراد که نقش محوری در اداره جلسه داشت، درباره رهبر معظم انقلاب سخنانی مطرح کرد که عملا در جهت ایجاد تردید نسبت به اصالت پیام‌ها و بیانیه‌های منتشرشده به نام ایشان بود. وی مدعی شد که معلوم نیست این پیام‌ها واقعا از سوی ایشان صادر شده باشد و اصلا ایشان هستند یا نیستند!! چنین ادعایی، در حالی مطرح می‌شود که هیچ دلیل یا سند معتبری برای آن ارائه نمی‌شود و صرفا بر پایه گمانه‌ زنی استوار است. قرآن کریم نیز مؤمنان را به تحقیق درباره اخبار فرا می‌خواند و از داوری بر اساس ظن و گمان برحذر می‌ دارد آنچه این موضوع را تأمل‌ برانگیزتر می‌ کرد، آن بود که این‌ گونه تردید افکنی، در حقیقت نادیده گرفتن یکی از مهم‌ترین سازوکارهای قانونی جمهوری اسلامی نیز هست. رهبر معظم انقلاب بر اساس فرآیند تصریح‌شده در قانون اساسی و با رأی مجلس خبرگان رهبری انتخاب و به صورت رسمی معرفی شده‌اند. از این رو، القای این ذهنیت که می‌توان بدون هیچ دلیل و مستندی درباره جایگاه و وضعیت رهبری ابهام ایجاد کرد، صرفا یک اظهار نظر سیاسی نیست، بلکه زیر سؤال بردن یک فرآیند حقوقی و قانونی تثبیت‌شده است. اگر کسی مدعی موضوعی است، باید برای آن دلیل و سند ارائه کند؛ زیرا تردیدافکنی بدون پشتوانه، نه روشنگر حقیقت است و نه با اصول نقد منصفانه سازگار، بلکه تنها به گسترش بی‌اعتمادی و تشویش افکار عمومی می‌ انجامد در بخش دیگری از جلسه، رفتار دوگانه در خطاب قرار دادن شخصیت‌های سیاسی نیز کاملا مشهود بود. برای برخی افراد، پیوسته از عنوان دکتر استفاده می‌شد، اما هنگامی که نوبت به آقای دکتر سعید جلیلی می‌رسید، عنوان علمی ایشان حذف می‌شد و تنها نامشان بر زبان می‌ آمد. شاید این مسئله در نگاه نخست کوچک به نظر برسد، اما در فضای گفتگوی علمی و سیاسی، رعایت انصاف حتی در همین جزئیات نیز اهمیت دارد. اگر قرار است عنوان علمی افراد رعایت شود، این احترام باید برای همه یکسان باشد، نه اینکه تابع گرایش‌ های سیاسی باشد. از طرف دیگر، همان فرد با صراحت اعلام کرد که اساسا صدا و سیما را دنبال نمی‌کند و از محتوای آن اطلاعی ندارد، اما همزمان با قاطعیت درباره عملکرد و اعتبار آن قضاوت می‌کرد. روشن است که نقد زمانی ارزشمند و قابل اعتناست که بر پایه شناخت، آگاهی و بررسی باشد، نه بر مبنای بی‌ اطلاعی و پیش‌ داوری. بخش دیگری از مباحث جلسه نیز به این ادعا اختصاص داشت که ساختار جمهوری اسلامی ذاتا معیوب و فاسد است. این سخن، نمونه‌ای از یک تعمیم شتاب‌زده است؛ زیرا میان تخلف یا فساد احتمالی برخی افراد و کلیت ساختار نظام هیچ تفکیکی قائل نمی‌ شود. وجود فساد در برخی بخش‌ها، امری است که هیچ نظام سیاسی از آن مصون نیست، اما از این واقعیت نمی‌توان نتیجه گرفت که کل ساختار یک کشور فاسد است. چنین نتیجه‌ای نه از نظر منطقی قابل دفاع است و نه بر پایه شواهد کافی استوار است اختلاف دیدگاه در هر جامعه‌ای طبیعی است و نقد نیز حق هر شهروند به شمار می‌رود، اما نقد زمانی ارزشمند و اصلاح‌گر خواهد بود که بر پایه استدلال، انصاف، مستندات و تحلیل دقیق شکل بگیرد، نه با ایجاد تردیدهای بی‌پشتوانه، به‌کارگیری معیارهای دوگانه در مواجهه با اشخاص و تعمیم‌های کلی که فاقد مبنای منطقی هستند حاصل این جلسه برای بنده آن بود که بخش قابل توجهی از سخنان مطرح‌ شده، بیش از آنکه در پی ارائه راهکار یا اصلاح امور باشد، بر القای بی‌اعتمادی، تضعیف سرمایه اجتماعی و ترسیم تصویری کاملا منفی از ساختار کشور استوار بود. اصلاح‌گری واقعی از مسیر حقیقت‌ جویی، انصاف، استدلال، ارائه سند و گفتگوی مسئولانه می‌گذرد، نه از راه تشکیک‌ های اثبات‌ نشده، گمانه‌ زنی و تخریب اعتماد عمومی. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/8607
طلوع فکر و اندیشه
سلام علیکم دوست گرامی شما از واقع‌ بینی، ژرف‌ اندیشی و پرهیز از افراط سخن گفته‌اید ؛ سخن درستی است، اما نخستین شرط واقع‌ بینی آن است که همه واقعیت‌ ها را ببینیم، نه فقط آن بخش‌ هایی را که با پیش‌ فرض‌ های ما سازگار است. شما نوشته‌ اید که با اختراع دوربین، دنیا به آگاهی رسید. اگر چنین است، این پرسش‌های ساده اما کلیدی را چگونه پاسخ می‌دهید؟ آیا دنیا به آگاهی رسیده است که ده‌ها هزار زن و کودک بی‌گناه در آتش جنایت‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی جان می‌بازند، اما بسیاری از قدرت های مدعی حقوق بشر نه تنها مانع این جنایت‌ ها نمی‌ شوند، بلکه با ارسال سلاح، حمایت سیاسی و وتو کردن قطعنامه‌ ها، به تداوم آن کمک می‌کنند؟ آیا دنیا به آگاهی رسیده است که در روز روشن، مدرسه‌ میناب مورد هدف حمله ناجوانمردانه آمریکا قرار می‌ گیرد و ۱۶۸ دانش‌ آموز معصوم و بی‌ گناه پرپر می‌ شوند، اما بسیاری از رسانه‌ های جریان اصلی، یا سکوت می‌ کنند یا خبر را به گونه‌ای روایت می‌ کنند که حقیقت قربانی مصلحت‌ های سیاسی شود؟ آیا دنیا به آگاهی رسیده است که هر روز هزاران انسان در کشورهای آفریقایی بر اثر گرسنگی، بیماری و فقر جان می‌دهند، در حالی که ثروت جهان در دست اقلیتی محدود انباشته شده است؟ آیا این آگاهی جهانی توانسته مانع این فاجعه شود؟ آیا دنیا به آگاهی رسیده است که میلیون‌ها انسان آواره جنگ‌هایی هستند که قدرت‌های بزرگ خود آغازگر یا تشدیدکننده آن بوده‌اند؟ اگر صرف وجود دوربین و رسانه مساوی با آگاهی بشر بود، امروز نباید این حجم از جنایت، تبعیض، سانسور، تحریف و استانداردهای دوگانه را شاهد می‌ بودیم. واقعیت این است که ابزار ، تضمین‌کننده حقیقت نیست ؛ آنچه اهمیت دارد، صداقت در روایت و عدالت در قضاوت است. از طرفی دیگر ، شما از پرهیز از نگاه جناحی سخن گفته‌اید، اما در پایان، یکی از بنیادی‌ترین باورهای بیش از یک میلیارد مسلمان، یعنی معجزات پیامبران الهی را با لحنی تمسخر آمیز زیر سؤال برده‌اید. اگر قرار است فارغ از تعصب سخن بگوییم، احترام به باورهای دینی دیگران نیز بخشی از همین انصاف است معجزه در منطق دین ، یک رخداد خارق عادت است که به اذن الهی و برای اثبات نبوت پیامبران تحقق می‌یابد. این مفهوم نه با پیشرفت فناوری از میان می‌رود و نه با اختراع دوربین قابل نفی است. سنجش یک حقیقت متافیزیکی با ابزارهای مادی، اساسا قیاسی نادرست و خارج از موضوع است افزون بر این ، اگر بنا باشد هر رخداد شگفت‌آور را با معیارهای صرفا مادی بسنجیم، چگونه می‌توان ایستادگی ملت ایران در برابر فشار هم‌ زمان قدرت‌های بزرگ نظامی، اطلاعاتی و اقتصادی را تحلیل کرد؟ کشوری که سال‌ها زیر شدیدترین تحریم‌ها قرار داشته، در برابر دشمنانی مجهز به پیشرفته‌ ترین فناوری‌ های نظامی ایستاد و اجازه نداد به اهداف اعلام‌شده خود دست یابند. این مقاومت، دست‌کم برای هر ناظر منصف، پدیده‌ای کم‌ نظیر و حتی معجزه و شایسته تأمل است واقع‌ بینی یعنی همه حقیقت را دیدن ؛ هم نقاط قوت و هم ضعف، هم موفقیت‌ها و هم خطاها، هم خطاهای دوستان و هم جنایت‌ های دشمنان. بزرگوار ، اگر بناست از انصاف سخن بگوییم، نخست باید از تمسخر باورهای دینی، از استانداردهای دوگانه و از گزینشی واقعیت‌ ها فاصله بگیریم. حقیقت، زمانی آشکار می‌شود که عینک پیش‌داوری را از چشم برداریم، نه آنکه بخشی از واقعیت را برجسته کنیم و بخش دیگر را نادیده بگیریم ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/8610
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست گرامی ، احتراما ، اینکه انسان باید اهل تفکر، پرسشگری و خردورزی باشد، سخنی پذیرفته و ارزشمند است ؛ اما مشکل از جایی آغاز می‌ شود که علم را در برابر عقل، فلسفه، تجربه تاریخی و حتی معنویت و دین الهی قرار دهیم و گمان کنیم هر چیزی که در آزمایشگاه اندازه‌ گیری نشود، فاقد اعتبار است!! اتفاقا خود علم نیز بر پایه یک باور ریشه ای شکل گرفته است؛ باور به وجود نظم در جهان، قابل فهم بودن هستی و اعتبار عقل انسان برای کشف حقیقت. اینها گزاره‌هایی نیستند که با میکروسکوپ یا سرنگ علمی اثبات شده باشند، بلکه پیش‌ فرض‌ های فلسفی علم هستند نکته دیگر اینکه علت و معلول در علم، تنها بخشی از واقعیت را توضیح می‌دهد، نه تمام آن را. علم می‌تواند سازوکار بسیاری از پدیده‌ها را بررسی کند، اما پاسخ همه پرسش‌های اساسی انسان مانند معنای زندگی ، ارزش اخلاق ، چرایی وجود هستی و غایت انسان، صرفا در چارچوب آزمایشگاه نمی‌ گنجد. تاریخ نشان داده بسیاری از نظریه‌ هایی که روزی قطعی تصور می‌شدند، با کشف‌های جدید اصلاح یا کنار گذاشته شدند. بنابراین علم واقعی، نه متکبر است و نه ادعای پاسخگویی به همه حوزه‌های هستی را دارد. عالم حقیقی کسی است که هم قدرت تجربه را می‌شناسد و هم محدودیت‌های آن را. اما درباره باورهای دینی نیز نمی‌ توان منصفانه گفت که صرفا مجموعه‌ای از تحمیل‌ ها و تعصبات بوده‌اند. بخش بزرگی از میراث فلسفی، اخلاقی و تمدنی بشر از دل همین باورها شکل گرفته است. اندیشمندانی بزرگ در طول تاریخ، هم اهل دانش تجربی بوده‌اند و هم صاحب جهان‌ بینی دینی و فلسفی. نسل جوان اگر قرار است به قله‌ های علمی برسد، اتفاقا باید از تعصب علمی نیز عبور کند؛ زیرا تعصب فقط در لباس دین یا سنت ظاهر نمی‌ شود، گاهی در لباس علم‌ گرایی افراطی هم خود را نشان می‌ دهد حقیقت ، نه با انکار علم به دست می‌آید و نه با حذف ایمان و حکمت. راه درست، گفتگوی عقلانی میان علم، فلسفه و معنویت است. انسان خردمند کسی است که نه چشم بسته چیزی را می‌پذیرد و نه چشم بسته چیزی را انکار می‌ کند ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/8613
🔴 وقتی نقد از مرز اخلاق عبور می‌ کند؛ ضرورت حفظ حرمت مسئولان و آرامش جامعه در شرایطی که کشور ما با چالش‌ های پیچیده داخلی و خارجی رو به‌ رو است، بیش از هر زمان دیگری نیازمند گفتگوی مسئولانه، نقد منصفانه و رعایت مرزهای اخلاقی هستیم. اختلاف نظر در یک جامعه زنده امری طبیعی است، اما تبدیل اختلاف دیدگاه به توهین، تخریب شخصیت و به‌ کارگیری ادبیات خارج از شأن، نه تنها مشکلی را حل نمی‌ کند، بلکه فضای عمومی جامعه را ملتهب‌ تر می‌ سازد. اظهارات اخیر آقای خرازی درباره رئیس‌ جمهور محترم، فارغ از هرگونه گرایش سیاسی، از آن جهت قابل نقد است که ادبیات به‌ کار رفته در آن با معیارهای اخلاقی، دینی و حتی اصول پذیرفته‌ شده گفتگوی اجتماعی سازگار نیست. در یک نظام سیاسی، مسئولان می‌ توانند و باید مورد نقد قرار گیرند ؛ عملکردها، تصمیم‌ ها و سیاست‌ ها باید در معرض پرسش و ارزیابی باشند، اما نقد سازنده با تخریب و هتک حرمت تفاوتی اساسی دارد. جامعه‌ای که در آن افراد به جای استدلال ، به توهین و اتهام‌ زنی روی می‌ آورند، به تدریج سرمایه اخلاقی و اعتماد عمومی خود را از دست می‌ دهد. تجربه تاریخی نشان داده است که دشمنان یک ملت بیش از هر چیز از شکاف‌های داخلی، بی‌اعتمادی و درگیری‌های فرسایشی بهره می‌برند. امروز که کشور در عرصه‌های مختلف با فشارها و تهدیدهای خارجی مواجه است، حفظ انسجام ملی یک ضرورت عقلانی و ملی است. البته دفاع از وحدت به معنای تعطیل کردن نقد نیست. هیچ مسئولی مصون از پرسش و ارزیابی نیست و مردم و نخبگان حق دارند درباره عملکرد مدیران کشور اظهار نظر کنند. اما این اظهار نظر باید در چارچوب اخلاق، قانون و انصاف باشد. همان‌گونه که بی‌ تفاوتی نسبت به خطاهای مسئولان نادرست است، عبور از مرزهای اخلاقی و قانونی نیز قابل پذیرش نیست. در فرهنگ اسلامی، زبان انسان جایگاه ویژه‌ای دارد. قرآن کریم بارها بر رعایت حرمت، پرهیز از تمسخر، تهمت و سخنان بی‌ پایه تأکید کرده است. کسی که دغدغه اصلاح جامعه دارد، باید بیش از دیگران مراقب شیوه سخن گفتن خود باشد ؛ زیرا هدف اصلاح، با روش‌ های نادرست محقق نمی‌ شود یعنی هم سخنان ناشایست آقای شهریاری در مناظره با آقای ثابتی محکوم است و هم سخنان اخیر ناسنجیده آقای خرازی. از طرف دیگر، مسئولان و نهادهای ذی‌ ربط نیز باید در برابر رفتارهایی که موجب تشویش افکار عمومی ، توهین به اشخاص یا عبور از خطوط قانونی می‌ شود ، بر اساس قانون و بدون نگاه جناحی عمل کنند. اجرای قانون زمانی اثرگذار است که هم در برابر تخلف از سوی افراد مختلف با معیار واحد برخورد شود و هم فضای جامعه از احساس تبعیض دور بماند امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند عقلانیت، آرامش و مسئولیت‌ پذیری هستیم. اختلاف سلیقه سیاسی نباید به دشمنی تبدیل شود و نقد نباید به ابزاری برای تخریب و ایجاد التهاب بدل گردد. کسانی که خود را دلسوز کشور می‌ دانند، باید بدانند که تقویت جبهه داخلی، احترام به قانون و حفظ حرمت‌ ها بخشی از دفاع از منافع ملی است. کشور با گفتگوی عالمانه پیشرفت می‌ کند، نه با فریاد و توهین. هر سخنی که به جای حل مسئله، جامعه را به سمت تنش و بی‌ اعتمادی سوق دهد، نیازمند بازنگری جدی است. امروز مسئولیت همه صاحبان تریبون و قلم، بیشتر از گذشته است؛ زیرا یک جمله نسنجیده می‌ تواند آتش اختلافی را شعله‌ ور کند که خاموش کردن آن هزینه زیادی برای جامعه داشته باشد. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/8614
طلوع فکر و اندیشه
🔴 وقتی پاسخ علمی نداریم ، سراغ تخریب می‌رویم اگر قرار باشد معیار گفتگو این باشد که چه کسی حق دارد سؤال بپرسد، چه کسی حق دارد پاسخ بدهد و چه کسی باید به خاطر سطح تحصیلات یا تخصصش سکوت کند، بهتر است اساسا نام آن را گفتگو نگذاریم. اما درباره لحن فرمایش شما جناب علیرضا نقی لو ، یک سؤال روشن دارم : آیا درست است بنده هم در جمع مردم درباره شما همان ادبیاتی را به کار ببرم که شما درباره بنده به کار برده‌اید؟ مثلا بگویم این نشریه مسخره و پر از خزعبلات شما را که چاپ می کنید ، کسی نمی‌ خواند و فقط برای خودنمایی چاپ می‌ کنید و دنبال فخر و فضل‌ فروشی هستید؟ یا بگویم این نشریه شما را حتی دانشگاهی‌ ها هم نمی‌ خوانند، چه رسد به عموم مردم؟ اگر چنین سخنانی درباره شما نادرست، توهین‌آمیز و خلاف اخلاق است، پس درباره بنده نیز نادرست و خلاف اخلاق است من اگر درباره مسائل سیاسی، اجتماعی، دینی یا عقیدتی سؤال یا نقدی مطرح می‌کنم، قرار نیست آن را امتحان گرفتن از اعضای گروه تلقی کنید. اتفاقا کسی که ادعای علم و آگاهی دارد باید از سؤال استقبال کند، نه اینکه سؤال را حمله به شخصیت خود تلقی کند اینکه برخی اعضای گروه تحصیلات دانشگاهی دارند و با مباحث حوزوی آشنایی کمتری دارند، دلیل نمی‌شود از طرح سؤال یا ورود به بحث منع شوند. اگر مطلبی علمی است، با استدلال پاسخ داده می‌شود؛ اگر اشکالی دارد، نقد می‌شود؛ اگر پاسخ آن را نمی‌ دانیم، صادقانه می‌ گوییم نمی‌ دانیم. شأن علم با همین رفتار حفظ می‌شود. بنده هم کاملا موافقم که هدف گروه باید حل مشکلات و کمک به توسعه شهر باشد. اما حل مشکلات شهر به معنای تعطیل کردن عقل، سؤال، نقد و گفتگو نیست. اتفاقاً جامعه‌ای که در آن سؤال کردن ممنوع یا تحقیر شود، دیر یا زود گرفتار تصمیم‌های غلط خواهد شد یک نکته دیگر ؛ اگر واقعا دغدغه جذب و جلوگیری از دلسردی افراد را دارید، این قاعده باید برای همه یکسان باشد. نمی‌شود از یک طرف دیگران را به رعایت اخلاق و پرهیز از دفع دعوت کنیم و از طرف دیگر، خودمان با عباراتی مانند خودنمایی، معلومات‌ فروشی و امتحان گرفتن، شخصیت و نیت طرف مقابل را زیر سؤال ببریم بنده نه ادعا کرده‌ام همه اعضای گروه باید پاسخ سؤالات بنده را بدانند و نه چنین انتظاری دارم. اما انتظار دارم اگر کسی نقدی دارد، با دلیل نقد کند، نه اینکه به جای پاسخ علمی، نیت‌خوانی کند و شخصیت طرف مقابل را زیر سؤال ببرد اگر قرار است گفتگو کنیم، بنده اهل گفت‌وگو هستم؛ اگر قرار است نقد کنیم، اهل نقد هستم ؛ اگر قرار است اختلاف نظر داشته باشیم، آن را هم می‌پذیرم. اما اگر قرار باشد برای اثبات نظر خودمان، طرف مقابل را تحقیر کنیم ، آن دیگر بحث علمی و اجتماعی نیست ؛ مجادله شخصی است پس بیایید معیار را برای خودمان و دیگران یکی قرار دهیم: نه تخریب، نه تحقیر، نه نیت‌خوانی ؛ فقط سؤال ، استدلال، نقد و پاسخ. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/8618