eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
1هزار دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
1.1هزار ویدیو
35 فایل
حمایت و ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست گرامی ، احتراما ، اینکه انسان باید اهل تفکر، پرسشگری و خردورزی باشد، سخنی پذیرفته و ارزشمند است ؛ اما مشکل از جایی آغاز می‌ شود که علم را در برابر عقل، فلسفه، تجربه تاریخی و حتی معنویت و دین الهی قرار دهیم و گمان کنیم هر چیزی که در آزمایشگاه اندازه‌ گیری نشود، فاقد اعتبار است!! اتفاقا خود علم نیز بر پایه یک باور ریشه ای شکل گرفته است؛ باور به وجود نظم در جهان، قابل فهم بودن هستی و اعتبار عقل انسان برای کشف حقیقت. اینها گزاره‌هایی نیستند که با میکروسکوپ یا سرنگ علمی اثبات شده باشند، بلکه پیش‌ فرض‌ های فلسفی علم هستند نکته دیگر اینکه علت و معلول در علم، تنها بخشی از واقعیت را توضیح می‌دهد، نه تمام آن را. علم می‌تواند سازوکار بسیاری از پدیده‌ها را بررسی کند، اما پاسخ همه پرسش‌های اساسی انسان مانند معنای زندگی ، ارزش اخلاق ، چرایی وجود هستی و غایت انسان، صرفا در چارچوب آزمایشگاه نمی‌ گنجد. تاریخ نشان داده بسیاری از نظریه‌ هایی که روزی قطعی تصور می‌شدند، با کشف‌های جدید اصلاح یا کنار گذاشته شدند. بنابراین علم واقعی، نه متکبر است و نه ادعای پاسخگویی به همه حوزه‌های هستی را دارد. عالم حقیقی کسی است که هم قدرت تجربه را می‌شناسد و هم محدودیت‌های آن را. اما درباره باورهای دینی نیز نمی‌ توان منصفانه گفت که صرفا مجموعه‌ای از تحمیل‌ ها و تعصبات بوده‌اند. بخش بزرگی از میراث فلسفی، اخلاقی و تمدنی بشر از دل همین باورها شکل گرفته است. اندیشمندانی بزرگ در طول تاریخ، هم اهل دانش تجربی بوده‌اند و هم صاحب جهان‌ بینی دینی و فلسفی. نسل جوان اگر قرار است به قله‌ های علمی برسد، اتفاقا باید از تعصب علمی نیز عبور کند؛ زیرا تعصب فقط در لباس دین یا سنت ظاهر نمی‌ شود، گاهی در لباس علم‌ گرایی افراطی هم خود را نشان می‌ دهد حقیقت ، نه با انکار علم به دست می‌آید و نه با حذف ایمان و حکمت. راه درست، گفتگوی عقلانی میان علم، فلسفه و معنویت است. انسان خردمند کسی است که نه چشم بسته چیزی را می‌پذیرد و نه چشم بسته چیزی را انکار می‌ کند ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/8613
🔴 وقتی نقد از مرز اخلاق عبور می‌ کند؛ ضرورت حفظ حرمت مسئولان و آرامش جامعه در شرایطی که کشور ما با چالش‌ های پیچیده داخلی و خارجی رو به‌ رو است، بیش از هر زمان دیگری نیازمند گفتگوی مسئولانه، نقد منصفانه و رعایت مرزهای اخلاقی هستیم. اختلاف نظر در یک جامعه زنده امری طبیعی است، اما تبدیل اختلاف دیدگاه به توهین، تخریب شخصیت و به‌ کارگیری ادبیات خارج از شأن، نه تنها مشکلی را حل نمی‌ کند، بلکه فضای عمومی جامعه را ملتهب‌ تر می‌ سازد. اظهارات اخیر آقای خرازی درباره رئیس‌ جمهور محترم، فارغ از هرگونه گرایش سیاسی، از آن جهت قابل نقد است که ادبیات به‌ کار رفته در آن با معیارهای اخلاقی، دینی و حتی اصول پذیرفته‌ شده گفتگوی اجتماعی سازگار نیست. در یک نظام سیاسی، مسئولان می‌ توانند و باید مورد نقد قرار گیرند ؛ عملکردها، تصمیم‌ ها و سیاست‌ ها باید در معرض پرسش و ارزیابی باشند، اما نقد سازنده با تخریب و هتک حرمت تفاوتی اساسی دارد. جامعه‌ای که در آن افراد به جای استدلال ، به توهین و اتهام‌ زنی روی می‌ آورند، به تدریج سرمایه اخلاقی و اعتماد عمومی خود را از دست می‌ دهد. تجربه تاریخی نشان داده است که دشمنان یک ملت بیش از هر چیز از شکاف‌های داخلی، بی‌اعتمادی و درگیری‌های فرسایشی بهره می‌برند. امروز که کشور در عرصه‌های مختلف با فشارها و تهدیدهای خارجی مواجه است، حفظ انسجام ملی یک ضرورت عقلانی و ملی است. البته دفاع از وحدت به معنای تعطیل کردن نقد نیست. هیچ مسئولی مصون از پرسش و ارزیابی نیست و مردم و نخبگان حق دارند درباره عملکرد مدیران کشور اظهار نظر کنند. اما این اظهار نظر باید در چارچوب اخلاق، قانون و انصاف باشد. همان‌گونه که بی‌ تفاوتی نسبت به خطاهای مسئولان نادرست است، عبور از مرزهای اخلاقی و قانونی نیز قابل پذیرش نیست. در فرهنگ اسلامی، زبان انسان جایگاه ویژه‌ای دارد. قرآن کریم بارها بر رعایت حرمت، پرهیز از تمسخر، تهمت و سخنان بی‌ پایه تأکید کرده است. کسی که دغدغه اصلاح جامعه دارد، باید بیش از دیگران مراقب شیوه سخن گفتن خود باشد ؛ زیرا هدف اصلاح، با روش‌ های نادرست محقق نمی‌ شود یعنی هم سخنان ناشایست آقای شهریاری در مناظره با آقای ثابتی محکوم است و هم سخنان اخیر ناسنجیده آقای خرازی. از طرف دیگر، مسئولان و نهادهای ذی‌ ربط نیز باید در برابر رفتارهایی که موجب تشویش افکار عمومی ، توهین به اشخاص یا عبور از خطوط قانونی می‌ شود ، بر اساس قانون و بدون نگاه جناحی عمل کنند. اجرای قانون زمانی اثرگذار است که هم در برابر تخلف از سوی افراد مختلف با معیار واحد برخورد شود و هم فضای جامعه از احساس تبعیض دور بماند امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند عقلانیت، آرامش و مسئولیت‌ پذیری هستیم. اختلاف سلیقه سیاسی نباید به دشمنی تبدیل شود و نقد نباید به ابزاری برای تخریب و ایجاد التهاب بدل گردد. کسانی که خود را دلسوز کشور می‌ دانند، باید بدانند که تقویت جبهه داخلی، احترام به قانون و حفظ حرمت‌ ها بخشی از دفاع از منافع ملی است. کشور با گفتگوی عالمانه پیشرفت می‌ کند، نه با فریاد و توهین. هر سخنی که به جای حل مسئله، جامعه را به سمت تنش و بی‌ اعتمادی سوق دهد، نیازمند بازنگری جدی است. امروز مسئولیت همه صاحبان تریبون و قلم، بیشتر از گذشته است؛ زیرا یک جمله نسنجیده می‌ تواند آتش اختلافی را شعله‌ ور کند که خاموش کردن آن هزینه زیادی برای جامعه داشته باشد. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/8614
طلوع فکر و اندیشه
🔴 وقتی پاسخ علمی نداریم ، سراغ تخریب می‌رویم اگر قرار باشد معیار گفتگو این باشد که چه کسی حق دارد سؤال بپرسد، چه کسی حق دارد پاسخ بدهد و چه کسی باید به خاطر سطح تحصیلات یا تخصصش سکوت کند، بهتر است اساسا نام آن را گفتگو نگذاریم. اما درباره لحن فرمایش شما جناب علیرضا نقی لو ، یک سؤال روشن دارم : آیا درست است بنده هم در جمع مردم درباره شما همان ادبیاتی را به کار ببرم که شما درباره بنده به کار برده‌اید؟ مثلا بگویم این نشریه مسخره و پر از خزعبلات شما را که چاپ می کنید ، کسی نمی‌ خواند و فقط برای خودنمایی چاپ می‌ کنید و دنبال فخر و فضل‌ فروشی هستید؟ یا بگویم این نشریه شما را حتی دانشگاهی‌ ها هم نمی‌ خوانند، چه رسد به عموم مردم؟ اگر چنین سخنانی درباره شما نادرست، توهین‌آمیز و خلاف اخلاق است، پس درباره بنده نیز نادرست و خلاف اخلاق است من اگر درباره مسائل سیاسی، اجتماعی، دینی یا عقیدتی سؤال یا نقدی مطرح می‌کنم، قرار نیست آن را امتحان گرفتن از اعضای گروه تلقی کنید. اتفاقا کسی که ادعای علم و آگاهی دارد باید از سؤال استقبال کند، نه اینکه سؤال را حمله به شخصیت خود تلقی کند اینکه برخی اعضای گروه تحصیلات دانشگاهی دارند و با مباحث حوزوی آشنایی کمتری دارند، دلیل نمی‌شود از طرح سؤال یا ورود به بحث منع شوند. اگر مطلبی علمی است، با استدلال پاسخ داده می‌شود؛ اگر اشکالی دارد، نقد می‌شود؛ اگر پاسخ آن را نمی‌ دانیم، صادقانه می‌ گوییم نمی‌ دانیم. شأن علم با همین رفتار حفظ می‌شود. بنده هم کاملا موافقم که هدف گروه باید حل مشکلات و کمک به توسعه شهر باشد. اما حل مشکلات شهر به معنای تعطیل کردن عقل، سؤال، نقد و گفتگو نیست. اتفاقاً جامعه‌ای که در آن سؤال کردن ممنوع یا تحقیر شود، دیر یا زود گرفتار تصمیم‌های غلط خواهد شد یک نکته دیگر ؛ اگر واقعا دغدغه جذب و جلوگیری از دلسردی افراد را دارید، این قاعده باید برای همه یکسان باشد. نمی‌شود از یک طرف دیگران را به رعایت اخلاق و پرهیز از دفع دعوت کنیم و از طرف دیگر، خودمان با عباراتی مانند خودنمایی، معلومات‌ فروشی و امتحان گرفتن، شخصیت و نیت طرف مقابل را زیر سؤال ببریم بنده نه ادعا کرده‌ام همه اعضای گروه باید پاسخ سؤالات بنده را بدانند و نه چنین انتظاری دارم. اما انتظار دارم اگر کسی نقدی دارد، با دلیل نقد کند، نه اینکه به جای پاسخ علمی، نیت‌خوانی کند و شخصیت طرف مقابل را زیر سؤال ببرد اگر قرار است گفتگو کنیم، بنده اهل گفت‌وگو هستم؛ اگر قرار است نقد کنیم، اهل نقد هستم ؛ اگر قرار است اختلاف نظر داشته باشیم، آن را هم می‌پذیرم. اما اگر قرار باشد برای اثبات نظر خودمان، طرف مقابل را تحقیر کنیم ، آن دیگر بحث علمی و اجتماعی نیست ؛ مجادله شخصی است پس بیایید معیار را برای خودمان و دیگران یکی قرار دهیم: نه تخریب، نه تحقیر، نه نیت‌خوانی ؛ فقط سؤال ، استدلال، نقد و پاسخ. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/8618
عزیزان التماس دعا
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انقلابی مثبت مسئول نیست، احساس مسئولیت می‌کند؛ انقلابی منفی در هر حادثه، نقش اپوزوسیون می‌گیره! 🆔https://eitaa.com/Myidea/8620
🔴 منافقین گذشته و حال ؛ از مبارزه مسلحانه تا همکاری با دشمن تاریخ معاصر ایران، صحنه ظهور و افول جریان‌ های سیاسی متعددی بوده است؛ جریان‌ هایی که برخی در مسیر رقابت سیاسی باقی ماندند و برخی دیگر، با عبور از مرزهای فعالیت سیاسی، وارد عرصه خشونت و مبارزه مسلحانه شدند. سازمان منافقین خلق ایران از جمله جریان‌هایی است که بررسی کارنامه آن، بدون توجه به تحولات سیاسی و امنیتی دهه ۱۳۶۰، امکان‌ پذیر نیست. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اختلافات سیاسی میان این سازمان و نظام جمهوری اسلامی افزایش یافت. اختلاف سیاسی در هر جامعه‌ای می‌ تواند موضوع گفتگو، نقد و رقابت باشد؛ اما نقطه عطف زمانی شکل گرفت که سازمان در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ وارد فاز مسلحانه شد. از آن پس، موجی از ترورها و عملیات خشونت‌ آمیز در کشور شکل گرفت که بخش قابل توجهی از ساختار سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی را هدف قرار داد. انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر ۱۳۶۰ و شهادت آیت‌الله سید محمد حسینی بهشتی و دهها نفر از مسئولان و اعضای حزب، یکی از مهمترین حوادث این دوره بود. تنها دو ماه بعد، در هشتم شهریور، انفجار دفتر نخست‌ وزیری به شهادت محمدعلی رجایی، رئیس‌جمهور، و محمد جواد باهنر، نخست‌ وزیر، انجامید. اهمیت این وقایع صرفا در تعداد قربانیان خلاصه نمی‌شود. هدف قرار گرفتن مراکز اصلی تصمیم‌ گیری کشور نشان می‌داد که مسئله از یک اختلاف سیاسی عبور کرده و به رویارویی خشونت‌ آمیز با ساختار سیاسی جدید ایران تبدیل شده است. در سال‌ های بعد، دامنه ترورها و عملیات مسلحانه گسترده‌ تر شد و قربانیان آن تنها مسئولان سیاسی نبودند. نیروهای نظامی و انتظامی، اعضای نهادهای انقلابی و شهروندان عادی نیز در میان قربانیان این دوره قرار داشتند. تحول مهم‌تر در سال ۱۳۶۵ اتفاق افتاد؛ زمانی که رهبری سازمان به عراق منتقل شد و سازمان در خاک عراق مستقر گردید. از این مقطع، همکاری با حکومت صدام لعنه الله به یکی از ویژگی‌ های مهم کارنامه سازمان تبدیل شد. این تحول را نمی‌توان صرفا یک جا به‌ جایی جغرافیایی دانست. ایران در آن زمان درگیر جنگی تمام‌عیار با عراق بود و هزاران نیروی ایرانی در جبهه‌ها حضور داشتند. در چنین شرایطی، سازمان منافقین خلق در کنار حکومت عراق قرار گرفت و از خاک این کشور علیه ایران عملیات نظامی انجام داد. اوج این همکاری در سال ۱۳۶۷ و در عملیات موسوم به فروغ جاویدان نمایان شد. نیروهای سازمان با پشتیبانی عراق وارد خاک ایران شدند و هدف خود را پیشروی به سمت تهران و سرنگونی جمهوری اسلامی اعلام کردند. این عملیات در برابر مقاومت نیروهای ایرانی شکست خورد و در عملیات مرصاد متوقف شد. صرف‌ نظر از اختلافات موجود درباره برخی جزئیات این دوره، یک واقعیت تاریخی قابل انکار نیست: سازمان مجاهدین خلق در سال‌ های پایانی جنگ ایران و عراق، در کنار حکومت صدام حسین علیه جمهوری اسلامی ایران وارد عملیات نظامی شد. پس از پایان جنگ نیز فعالیت سازمان علیه جمهوری اسلامی به طور کامل متوقف نشد. عملیات مسلحانه و حملات مختلف ادامه یافت و در سال ۱۹۹۲ نیز حملاتی علیه شماری از مراکز و نمایندگی‌های جمهوری اسلامی در خارج از کشور صورت گرفت. با سقوط صدام در سال ۱۳۸۲ هجری شمسی ، شرایط سازمان دگرگون شد. پایگاه نظامی آن در عراق عملا از میان رفت و سازمان به تدریج از یک نیروی نظامی مستقر در عراق به تشکیلاتی عمدتا سیاسی، رسانه‌ای و تبلیغاتی در خارج از ایران تبدیل شد. با این حال، ارزیابی تاریخی این جریان نباید تنها بر اساس شعارها و ادعاهای سیاسی آن انجام شود. هر جریان سیاسی را باید با عملکردش سنجید. مخالفت سیاسی، حق است؛ نقد حکومت، حق است؛ اعتراض قانونی و رقابت سیاسی نیز در یک جامعه سالم قابل پذیرش است. اما هنگامی که یک جریان سیاسی به ترور روی می‌ آورد، سلاح را علیه شهروندان و مسئولان به کار می‌ گیرد و در زمان جنگ در کنار ارتش دشمن قرار می‌ گیرد مثل سلطنت طلبانی که هم اکنون در کنار آمریکا و اسرائیل علیه ایران هستند ، دیگر نمی‌ توان رفتار آن را صرفا با عنوان مخالفت سیاسی توضیح داد. درس مهم این تاریخ برای نسل امروز، نه نفرت‌ پراکنی و نه باز تولید کینه‌ های تاریخی است؛ بلکه ضرورت شناخت دقیق جریان‌ های سیاسی و سنجش ادعاهای آنان با کارنامه عملی‌ شان است. تاریخ نشان می‌ دهد که فاصله میان شعار و عملکرد گاهی بسیار زیاد است. جریان‌ هایی ممکن است با شعار آزادی، عدالت یا نجات مردم وارد میدان شوند کاری در ماه سال ۱۴۰۴ انجام دادند ، اما در بزنگاه‌ های تاریخی، انتخاب‌های آنان ماهیت واقعی مسیرشان را آشکار کند از این منظر، شناخت سازمان منافقین خلق تنها مطالعه تاریخ یک گروه سیاسی نیست؛ مطالعه یکی از نمونه‌های مهم تبدیل منازعه سیاسی به خشونت سازمان‌یافته، ترور و در نهایت همکاری نظامی با دشمن در تاریخ معاصر ایران است. ادامه .... 👇👇
نسل امروز حق دارد این تاریخ را بداند؛ اما این شناخت باید بر پایه سند، تحقیق و تفکیک دقیق وقایع باشد، نه بر اساس هیجان و روایت‌ های یک‌ طرفه سلطنت طلبان. جامعه‌ای که تاریخ خود را دقیق بشناسد، در برابر تحریف تاریخ و تکرار تجربه‌های پرهزینه، هوشیارتر خواهد بود. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/8622
🔴 آرمان را به پای مصلحت شخصی قربانی نمی‌ کنم بنده مشکلات کم نداشته‌ام؛ روزهای سخت کم ندیده‌ام و چه بسیار مواقعی که در میان این همه دشواری، احساس کرده‌ام دیده نشده‌ام و حتی مورد بی‌ مهری قرار گرفته‌ام. با این حال، سختی زندگی برای من بهانه‌ای برای فروختن باورهایم نیست. ممکن است سفره‌ام کوچک باشد، ممکن است سهمم از رفاه و آسایش کمتر از آن چیزی باشد که شایسته یک زندگی آرام می‌دانم، ممکن است در حقم بی‌مهری شده باشد؛ اما قرار نیست فقر، بی‌اعتنایی یا رنج، مرا از اصولم جدا کند. آدم اگر با هر فشار زندگی، عقیده‌اش را عوض کند، در حقیقت صاحب عقیده نیست؛ صاحب مصلحت خویش است. من دینداری را تا زمانی که به نفعم باشد نمی‌ خواهم. حمایت از نظام جمهوری اسلامی را نیز به قیمت منفعت شخصی انتخاب نکرده‌ام که با اولین بی‌مهری یا بی‌ توجهی، از آن دست بکشم. اگر باور قرار است با میزان دریافتی، موقعیت اجتماعی، تشویق دیگران یا رفتار این و آن بالا و پایین شود، دیگر نامش باور نیست. البته دفاع از نظام به معنای چشم بستن بر خطاها و بی‌عدالتی‌ها نیست. اتفاقاً کسی که به آرمان‌های انقلاب باور دارد، باید در برابر فساد، تبعیض، ظلم و سوءاستفاده حساس‌تر باشد. حمایت از یک نظام، مجوز دفاع از عملکرد هر مسئول و هر صاحب منصبی نیست. نظام را نباید با عملکرد افراد یکی گرفت و خطای اشخاص را به حساب آرمان‌ ها نوشت. من اگر از نظام دفاع می‌کنم، به خاطر اشخاص نیست؛ به خاطر اعتقادی است که به اصل استقلال، حاکمیت دینی، عدالت‌خواهی و آرمان‌های انقلاب دارم. اگر کسی در این مسیر کوتاهی کرده، روزی باید پاسخگوی همان کوتاهی باشد؛ و اگر کسی حقی را نادیده گرفته، گمان نکند که چون امروز قدرت، موقعیت یا تریبون دارد، مسئله برای همیشه تمام شده است. دنیا جای عجیبی است؛ بعضی آدم‌ها خیال می‌کنند چون صدای مظلوم را نشنیده‌اند، پس مظلومی وجود نداشته است. چون حقی را نادیده گرفته‌اند، پس حقی بر گردنشان نیست. اما پرونده انسان‌ها با بی‌اعتنایی بسته نمی‌ شود. من امروز اهل گلایه‌ام، اما اهل معامله با اعتقادم نیستم. رنج کشیده‌ام، اما ایمانم را نفروخته‌ام. ممکن است از بعضی افراد دلگیر باشم، اما از آرمانم دست نمی‌کشم. میان این دو تفاوت بزرگی وجود دارد. و یک جمله را نیز با صراحت می‌ گویم : روز حساب، نه مقام‌ها به کار می‌آیند، نه عنوان‌ها، نه روابط، نه تریبون‌ها و نه توجیه‌ها. آنجا هرکس با اعمال خودش روبه‌روست. آن روز اگر حقی بر گردن کسی باشد، نه می‌توان با بی‌اعتنایی انکارش کرد و نه با قدرت از پاسخ‌ گویی گریخت. من حساب خودم را به خدا واگذار می‌ کنم؛ اما این را هم فراموش نمی‌کنم که حق‌الناس شوخی‌ بردار نیست. شاید در این دنیا صدای مظلوم به جایی نرسد، اما در دادگاه الهی هیچ حقی گم نمی‌ شود. پس اگر امروز با همه سختی‌ها همچنان ایستاده‌ام، بدانید این ایستادن از سر بی‌خبری نیست؛ از سر باور است. من ممکن است از انسان‌ها دلگیر شوم، اما قرار نیست به خاطر رفتار انسان‌ها، از خدا، دین و آرمان‌هایی که به آن‌ها ایمان دارم دست بکشم. بعضی چیزها ارزش آن را دارند که انسان برایشان هزینه بدهد؛ حتی اگر هزینه‌اش تنهایی، بی‌ مهری و سختی باشد. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/8623