9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 ترویج بی حیایی و اختلاط نامحرم با مجوز جمهوری اسلامی
به خدا سکوت ما در مقابل این تهاجم فرهنگی تاوان دارد . قشنگ معلومه با برنامه دارن کار میکنن
بی شرفی وبی حیائی وبی ناموسی..بی غیرتی..
🆔https://eitaa.com/Myidea/8652
🔴 ثروت اگر شعور نیاورد ، فقط فاصله طبقاتی را به رخ می کشد
ثروت اساسا برای خریدن شعور ساخته نشده است. پول میتواند خانه بخرد، خودرو بخرد، سفر و آسایش فراهم کند و حتی برای انسان قدرت و نفوذ اجتماعی به همراه بیاورد؛ اما عقل، شخصیت، وقار، فهم اجتماعی و احساس مسئولیت را نمیتوان با کارت بانکی خرید.
در خبرهای منتشر شده، تصویری از هدیه دادن یک خودروی چند ده میلیاردی یکی از بازیکنان قدیمی به دختر بدحجابش منتشر شده و آنچه بیش از اصل این هدیه محل تأمل است، نمایش عمومی چنین سطحی از تجمل در شرایطی است که بخش قابل توجهی از مردم برای تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی خود با مشکلات جدی اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند.
بحث بر سر این نیست که کسی حق ندارد با مال مشروع خود خودروی گرانقیمت بخرد. اگر مالی از راه حلال و قانونی به دست آمده باشد، اصل برخورداری از آن نه جرم است و نه به خودی خود مذموم.
مسئله جای دیگری است : آیا هر چیزی را که توان خریدنش را داریم، باید به رخ جامعهای بکشیم که بسیاری از خانوادههای آن برای مسکن، درمان، ازدواج، تحصیل فرزندان و حتی هزینههای روزمره زندگی گرفتارند؟
اینجاست که تفاوت میان ثروتمند بودن و ثروتزده بودن آشکار میشود.
انسان ثروتمند ممکن است میلیاردها تومان دارایی داشته باشد، اما بداند که داراییاش تمام هویت او نیست. میفهمد که ارزش انسان را مدل خودرو، قیمت ساعت، متراژ خانه یا تعداد حسابهای بانکی تعیین نمیکند.
اما انسان ثروت زده، آرامآرام دچار یک اشتباه خطرناک میشود: تصور میکند قیمت داراییهایش، قیمت شخصیت خودش را هم تعیین میکند.
اگر قرار باشد شعور را با قیمت خودرو اندازه بگیریم، باید بپذیریم هرکس خودروی گرانتری دارد، عاقل تر است و هرکس خودروی ارزانتری دارد، فهم کمتری دارد!
این منطق آن قدر سست و سطحی است که نیازی به پاسخ پیچیده ندارد.
شعور واقعی آنجاست که انسان بتواند میان حق شخصی و مسئولیت اجتماعی تفاوت بگذارد.
ممکن است کسی توان خرید یک خودروی چند ده میلیاردی را داشته باشد؛ اما پرسش مهمتر این است که آیا در کنار توان خرید چنین خودرویی، توان دیدن رنج مردمی را هم دارد که برای تأمین نیازهای ابتدایی زندگی خود درماندهاند؟
ممکن است کسی ثروت فراوان داشته باشد؛ اما آیا به اندازه ثروتش فهمیده است که شهرت و موقعیت اجتماعی فقط امتیاز نیست، بلکه مسئولیت هم میآورد؟
کسی که سال ها از محبوبیت، شهرت و سرمایه اجتماعی و بیت المال جامعه بهره برده، نمی تواند نسبت به حساسیت های اخلاقی و اجتماعی جامعه کاملا بی تفاوت باشد. شهرت، انسان را از مردم جدا نمی کند؛ اگر درست فهمیده شود، مسئولیت او را در برابر مردم بیشتر میکند.
قرآن نیز مسئله ثروت را بسیار عمیقتر از این دیده است.
قارون فقیر نبود؛ بسیار ثروتمند بود.
مشکل قرآن با اصل ثروتمند بودن قارون نبود. مسئله آن نگرشی بود که ثروت را نشانه برتری و خودبسندگی میدانست. آنجا که انسان ثروت را از وسیلهای برای زندگی به معیاری برای ارزشگذاری انسانها تبدیل کند، انحراف آغاز میشود.
ثروت اگر در خدمت عقل باشد، نعمت است؛ اگر جای عقل بنشیند، امتحان است.
شعور، محصول میزان دارایی انسان نیست؛ محصول تربیت، عقل، تجربه، اخلاق، خویشتنداری و نحوه مواجهه او با دیگران است.
ممکن است انسانی خودرویی چند ده میلیاردی داشته باشد و در عین حال متواضع، خیرخواه و مسئولیت پذیر باشد.
و ممکن است انسانی هیچ ثروت قابل توجهی نداشته باشد، اما گرفتار حسادت، تحقیر دیگران و عقده طبقاتی باشد.
پس نه فقر به تنهایی دلیل فضیلت است و نه ثروت به خودی خود دلیل بی فضیلتی.
معیار، نسبت انسان با ثروت است؛ نه مقدار ثروت او.
اگر ثروت داری و با آن زندگی انسانی را آباد میکنی، ثروتت وسیله خدمت است.
اگر ثروت داری و با آن فاصله خودت از مردم را به رخ میکشی، دستکم باید بدانی که داشتن پول، هنوز به معنای داشتن شعور اجتماعی نیست.
پول، قدرت خرید میدهد؛
شعور، قدرت تشخیص میدهد.
پول میتواند خودرو بخرد؛ شعور می فهمد چه چیزی را، کجا و چگونه باید به نمایش گذاشت.
پول میتواند برای انسان جایگاه اجتماعی بسازد؛ شعور به انسان میآموزد که چگونه در همان جایگاه، حرمت مردم را حفظ کند.
و شاید مهمترین نکته همین باشد :
مشکل جامعه با ثروتمند بودن افراد نیست؛ مشکل آنجاست که تجمل، تبدیل به نمایش قدرت و تحقیر نادیده مردم شود.
جامعهای که میلیون ها نفر در آن با فشار اقتصادی زندگی میکنند، بیش از هر چیز به همدلی، مسئولیت اجتماعی و عقلانیت نیاز دارد، نه مسابقه نمایش تجمل.
ثروت را نمیتوان به خاطر ثروت بودن محکوم کرد؛ اما تجمل نمایی را هم نمیتوان به نام آزادی فردی از نقد اجتماعی معاف کرد.
ثروت، وقتی با عقل و اخلاق همراه شود، میتواند منشأ خیر باشد؛
اما وقتی به ابزار خودنمایی تبدیل شود، حتی گرانترین خودرو هم نمیتواند فقرِ فهم اجتماعی را پنهان کند.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8654
🔴 دادستان مشهد دستور برخورد قاطع با مروجین فساد و برهنگی را صادر کرد
حسن همتیفر، دادستان مشهد، از ابلاغ دستور ویژه برای شناسایی و برخورد با مروجان فساد و برهنگی در فضای حقیقی و مجازی خبر داد:
🔹شعب ویژهای برای رسیدگی به این پروندهها تشکیل شده و ۱۱۰ پرونده قضایی در یک ماه گذشته در این زمینه تشکیل شده است.
🔹وی همچنین بر حمایت قضایی از آمران به معروف و ناهیان از منکر تأکید کرد.
🆔https://eitaa.com/Myidea/8656
سخنگوی سپاه: جنگ اقتصادی دشمن یک فریب ادراکی است
🔹سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: این جنگ اقتصادی ۴۷ سال است با آن دستوپنج نرم میکنیم چراکه این فقط یک فریب ادراکی است تا مردم را ناامید کنند.
🔹وقتی رئیسجمهور آمریکا از تشدید جنگ اقتصادی سخن میگوید، قبل از هر چیز، این یک «اعتراف ضمنی به شکست مفتضحانه در عرصه نظامی» است.
🆔 https://eitaa.com/Myidea/8657
🔴 نبرد ادامه دارد ؛ این بار با سلاح تورم و عملیات روانی
دشمن آمریکایی _ صهیونی در میدان نظامی به هدف خود نرسیده، لزوما از میدان نبرد خارج نشده است؛ فقط زمین بازی را تغییر داده است.
پس از جنگ نظامی چهل روزهای که دشمن با اتکا به تمام ظرفیت های اطلاعاتی، نظامی و سیاسی خود به میدان آورد، شکست مفتضحانه در تحقق اهدافش، باید یک واقعیت مهم را برای ما روشن کرده باشد : دشمن از فشار و تقابل دست نکشیده، بلکه برای جبران ناکامی های خود به سراغ ابزارهای دیگری رفته است.
امروز فشار اقتصادی، التهاب بازار ارز و طلا، تشدید انتظارات تورمی و ایجاد ناامیدی در جامعه را باید با دقت و عقلانیت رصد کرد. البته هر افزایش قیمت را نمی توان بدون ارائه دلیل و سند به طراحی مستقیم دشمن نسبت داد؛ اقتصاد کشور مشکلات واقعی و مدیریتی نیز دارد و مسئولان باید پاسخگوی آن باشند. اما همین مشکلات واقعی می تواند به بستری برای عملیات روانی و جنگ ترکیبی تبدیل شود.
نقطه خطرناک آنجاست که فشار اقتصادی به نارضایتی اجتماعی، نارضایتی به التهاب خیابانی، و التهاب خیابانی به بیثباتی سیاسی و امنیتی تبدیل شود؛ آنگاه دشمن میتواند از شکافی که با فشار اقتصادی و عملیات رسانهای ایجاد کرده، دوباره برای اهداف سیاسی و حتی نظامی خود استفاده کند.
از این منظر، سخنان برخی سیاسیون نیز نیازمند دقت بیشتری است. اگر به جامعه چنین القا شود که تنها راه حل مشکلات اقتصادی، تسلیم شدن در برابر خواسته های دشمن یا پذیرفتن صلحی از موضع ضعف است، ناخواسته یک معادله خطرناک ساختهایم: یا تسلیم شویم تا اقتصاد درست شود، یا مقاومت کنیم و فقر و گرانی را بپذیریم.
این دوگانه، هم از نظر عقلانی نارساست و هم از نظر تاریخی قابل دفاع نیست.
صلح اگر از موضع قدرت، با حفظ منافع ملی و تضمین امنیت کشور باشد، میتواند یک انتخاب عقلانی باشد؛ اما صلحی که معنایش چشم پوشی از حقوق ملت و پذیرش خواستههای طرف مقابل برای رهایی موقت از فشار اقتصادی باشد، صلح نیست؛ خریدن آرامش با پرداختن بهای سنگین تر در آینده است.
در عین حال، مقاومت نیز نباید به معنای نادیده گرفتن مشکلات معیشتی مردم تفسیر شود. مردمی که زیر فشار تورم و کاهش قدرت خرید هستند، بیش از هر چیز به مدیریت کارآمد، مبارزه واقعی با فساد، اصلاح ساختارهای اقتصادی، حمایت از تولید و تصمیم های دقیق نیاز دارند. نمیتوان از مردم خواست هزینه ناکارآمدیها را با صبر انقلابی پرداخت کنند، اما برای اصلاح ریشههای مشکل اقدام جدی نکرد.
هوشیاری یعنی هر دو حقیقت را همزمان ببینیم: دشمنی دشمن را انکار نکنیم و مشکلات واقعی داخل کشور را نیز گردن دشمن نیندازیم.
امروز بیش از همیشه به آرامش، عقلانیت و بصیرت نیاز داریم. نه هر افزایش قیمت را باید نشانه فروپاشی دانست و نه هر اعتراض اقتصادی را توطئه. اما باید مراقب باشیم مشکلات واقعی اقتصادی به ابزار پروژههای سیاسی و امنیتی تبدیل نشود.
اگر دشمن در میدان نظامی شکست خورده است، نباید اجازه دهیم در میدان ادراک، اقتصاد و امید اجتماعی به پیروزی برسد.
جامعهای که از آینده خود ناامید شود، سرمایه اجتماعی خود را از دست میدهد؛ و جامعهای که واقعیتها را درست بفهمد، هم ضعف های خود را اصلاح می کند و هم فریب طراحی دشمن را نمی خورد.
مسئله امروز فقط قیمت دلار و طلا نیست؛ مسئله اصلی این است که چه کسی نبض امید و تصمیم جامعه را در دست خواهد داشت.
باید هم اقتصاد را اصلاح کرد، هم بازار را آرام کرد، هم با فساد و ناکارآمدی بی ملاحظه برخورد کرد و هم اجازه نداد دشمن، رنج اقتصادی مردم را به سکوی بازگشت خود به میدان تبدیل کند.
هوشیار باشیم؛ جنگ همیشه با صدای انفجار آغاز نمی شود. گاهی از صفحه تلفن همراه، از یک شایعه، از یک تحلیل ناامیدکننده و حتی از یک جمله به ظاهر دلسوزانه آغاز می شود.
ملت هوشیار، نه از فشار می ترسد و نه مشکلاتش را انکار می کند؛ مشکلات را می بیند، اصلاحشان میکند و اجازه نمی دهد دشمن نسخه نجاتش را بنویسد.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8659
طلوع فکر و اندیشه
🔴 آقای خاتمی، صلح با چه کسی؟! مسئله، دشمنشناسی است نه بازی با واژهها
جبهه اصلاحات و همفکران آن با امپراطوری رسانه و افراد حیله گرشان ، مدام از صلح با آمریکای جنایتکار سخن می گویند؛ اما یک پرسش اساسی همچنان بی پاسخ مانده است: صلح با چه کسی و بر اساس چه تضمینی؟!
آقای خاتمی؛ صلح در منطق عقل و سیاست، یک ارزش مطلق و بی قید و شرط نیست. صلح زمانی معنا دارد که طرف مقابل نیز منطق صلح، تعهد، احترام متقابل و عدم تجاوز را پذیرفته باشد. نمی شود کسی سالها تحریم کند، تهدید کند، عملیات نظامی انجام دهد، وسط مذاکرات به کشور ما حمله کند، در امور داخلی کشورها مداخله کند و سپس همان طرف، خود را مدافع صلح معرفی کند و از ملت قربانی بخواهد گذشته را فراموش کند. آقای خاتمی، اندکی شرم باید.
اگر سخن از صلح است، اول باید درباره کارنامه سیاه و ننگین دشمن سخن گفت.
آیا می توان با آمریکایی که سابقه کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را در پرونده خود دارد، بدون هیچ توضیح و تضمینی سخن از اعتماد و صلح گفت؟!
آیا می توان تحریم های چند دههای آمریکا علیه ملت ایران را نادیده گرفت و همه این سابقه را با یک واژه زیبا به نام صلح پوشاند؟!
آیا میتوان جنایت ها و اقدامات نظامی آمریکا و متحدانش در منطقه را براحتی فراموش کرد و سپس تصور کرد مسئله فقط یک اختلاف سیاسی ساده است؟!
آیا می توان شهادت فرماندهان و شخصیتهای برجسته جمهوری اسلامی از جمله رهبر عزیز و عالم مجاهدمان ، در عملیات آمریکا را نادیده گرفت و از ملت ایران انتظار داشت بدون مطالبه حق ، به همان طرف اعتماد کند؟!
و اگر مقصود از صلح، کنار گذاشتن دشمنی و جلوگیری از جنگ است، چه کسی عاقل با اصل جلوگیری از جنگ مخالفت میکند؟
آقای خاتمی که آغازگر بی حجابی در کشور شدید و دهها خسارت به کشورمان وارد کردید، بحث بر سر این نیست که جنگ مطلوب است؛ بحث بر سر این است که آیا برای جلوگیری از جنگ باید تسلیم خواستههای اهالی اپستین شد؟!
این دو را نباید با هم اشتباه گرفت.
ملت ایران صلح طلب است، اما صلح طلبی با ساده لوحی تفاوت دارد. مذاکره با دشمن نیز فی نفسه نه مقدس است و نه ممنوع؛ مذاکره هنگامی عاقلانه است که قدرت چانه زنی، شناخت دشمن، حفظ منافع ملی و تضمین های واقعی پشت آن باشد. اگر مذاکره قرار باشد به ابزاری برای گرفتن امتیاز از ایران و باز تولید فشار تبدیل شود، دیگر نام آن را نمی توان صرفا صلح گذاشت
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8661
واقعیت این بود که شاهنامه هم انقد قهرمان نداشت
🆔https://eitaa.com/Myidea/8662