🔴 نبرد ادامه دارد ؛ این بار با سلاح تورم و عملیات روانی
دشمن آمریکایی _ صهیونی در میدان نظامی به هدف خود نرسیده، لزوما از میدان نبرد خارج نشده است؛ فقط زمین بازی را تغییر داده است.
پس از جنگ نظامی چهل روزهای که دشمن با اتکا به تمام ظرفیت های اطلاعاتی، نظامی و سیاسی خود به میدان آورد، شکست مفتضحانه در تحقق اهدافش، باید یک واقعیت مهم را برای ما روشن کرده باشد : دشمن از فشار و تقابل دست نکشیده، بلکه برای جبران ناکامی های خود به سراغ ابزارهای دیگری رفته است.
امروز فشار اقتصادی، التهاب بازار ارز و طلا، تشدید انتظارات تورمی و ایجاد ناامیدی در جامعه را باید با دقت و عقلانیت رصد کرد. البته هر افزایش قیمت را نمی توان بدون ارائه دلیل و سند به طراحی مستقیم دشمن نسبت داد؛ اقتصاد کشور مشکلات واقعی و مدیریتی نیز دارد و مسئولان باید پاسخگوی آن باشند. اما همین مشکلات واقعی می تواند به بستری برای عملیات روانی و جنگ ترکیبی تبدیل شود.
نقطه خطرناک آنجاست که فشار اقتصادی به نارضایتی اجتماعی، نارضایتی به التهاب خیابانی، و التهاب خیابانی به بیثباتی سیاسی و امنیتی تبدیل شود؛ آنگاه دشمن میتواند از شکافی که با فشار اقتصادی و عملیات رسانهای ایجاد کرده، دوباره برای اهداف سیاسی و حتی نظامی خود استفاده کند.
از این منظر، سخنان برخی سیاسیون نیز نیازمند دقت بیشتری است. اگر به جامعه چنین القا شود که تنها راه حل مشکلات اقتصادی، تسلیم شدن در برابر خواسته های دشمن یا پذیرفتن صلحی از موضع ضعف است، ناخواسته یک معادله خطرناک ساختهایم: یا تسلیم شویم تا اقتصاد درست شود، یا مقاومت کنیم و فقر و گرانی را بپذیریم.
این دوگانه، هم از نظر عقلانی نارساست و هم از نظر تاریخی قابل دفاع نیست.
صلح اگر از موضع قدرت، با حفظ منافع ملی و تضمین امنیت کشور باشد، میتواند یک انتخاب عقلانی باشد؛ اما صلحی که معنایش چشم پوشی از حقوق ملت و پذیرش خواستههای طرف مقابل برای رهایی موقت از فشار اقتصادی باشد، صلح نیست؛ خریدن آرامش با پرداختن بهای سنگین تر در آینده است.
در عین حال، مقاومت نیز نباید به معنای نادیده گرفتن مشکلات معیشتی مردم تفسیر شود. مردمی که زیر فشار تورم و کاهش قدرت خرید هستند، بیش از هر چیز به مدیریت کارآمد، مبارزه واقعی با فساد، اصلاح ساختارهای اقتصادی، حمایت از تولید و تصمیم های دقیق نیاز دارند. نمیتوان از مردم خواست هزینه ناکارآمدیها را با صبر انقلابی پرداخت کنند، اما برای اصلاح ریشههای مشکل اقدام جدی نکرد.
هوشیاری یعنی هر دو حقیقت را همزمان ببینیم: دشمنی دشمن را انکار نکنیم و مشکلات واقعی داخل کشور را نیز گردن دشمن نیندازیم.
امروز بیش از همیشه به آرامش، عقلانیت و بصیرت نیاز داریم. نه هر افزایش قیمت را باید نشانه فروپاشی دانست و نه هر اعتراض اقتصادی را توطئه. اما باید مراقب باشیم مشکلات واقعی اقتصادی به ابزار پروژههای سیاسی و امنیتی تبدیل نشود.
اگر دشمن در میدان نظامی شکست خورده است، نباید اجازه دهیم در میدان ادراک، اقتصاد و امید اجتماعی به پیروزی برسد.
جامعهای که از آینده خود ناامید شود، سرمایه اجتماعی خود را از دست میدهد؛ و جامعهای که واقعیتها را درست بفهمد، هم ضعف های خود را اصلاح می کند و هم فریب طراحی دشمن را نمی خورد.
مسئله امروز فقط قیمت دلار و طلا نیست؛ مسئله اصلی این است که چه کسی نبض امید و تصمیم جامعه را در دست خواهد داشت.
باید هم اقتصاد را اصلاح کرد، هم بازار را آرام کرد، هم با فساد و ناکارآمدی بی ملاحظه برخورد کرد و هم اجازه نداد دشمن، رنج اقتصادی مردم را به سکوی بازگشت خود به میدان تبدیل کند.
هوشیار باشیم؛ جنگ همیشه با صدای انفجار آغاز نمی شود. گاهی از صفحه تلفن همراه، از یک شایعه، از یک تحلیل ناامیدکننده و حتی از یک جمله به ظاهر دلسوزانه آغاز می شود.
ملت هوشیار، نه از فشار می ترسد و نه مشکلاتش را انکار می کند؛ مشکلات را می بیند، اصلاحشان میکند و اجازه نمی دهد دشمن نسخه نجاتش را بنویسد.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8659
طلوع فکر و اندیشه
🔴 آقای خاتمی، صلح با چه کسی؟! مسئله، دشمنشناسی است نه بازی با واژهها
جبهه اصلاحات و همفکران آن با امپراطوری رسانه و افراد حیله گرشان ، مدام از صلح با آمریکای جنایتکار سخن می گویند؛ اما یک پرسش اساسی همچنان بی پاسخ مانده است: صلح با چه کسی و بر اساس چه تضمینی؟!
آقای خاتمی؛ صلح در منطق عقل و سیاست، یک ارزش مطلق و بی قید و شرط نیست. صلح زمانی معنا دارد که طرف مقابل نیز منطق صلح، تعهد، احترام متقابل و عدم تجاوز را پذیرفته باشد. نمی شود کسی سالها تحریم کند، تهدید کند، عملیات نظامی انجام دهد، وسط مذاکرات به کشور ما حمله کند، در امور داخلی کشورها مداخله کند و سپس همان طرف، خود را مدافع صلح معرفی کند و از ملت قربانی بخواهد گذشته را فراموش کند. آقای خاتمی، اندکی شرم باید.
اگر سخن از صلح است، اول باید درباره کارنامه سیاه و ننگین دشمن سخن گفت.
آیا می توان با آمریکایی که سابقه کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را در پرونده خود دارد، بدون هیچ توضیح و تضمینی سخن از اعتماد و صلح گفت؟!
آیا می توان تحریم های چند دههای آمریکا علیه ملت ایران را نادیده گرفت و همه این سابقه را با یک واژه زیبا به نام صلح پوشاند؟!
آیا میتوان جنایت ها و اقدامات نظامی آمریکا و متحدانش در منطقه را براحتی فراموش کرد و سپس تصور کرد مسئله فقط یک اختلاف سیاسی ساده است؟!
آیا می توان شهادت فرماندهان و شخصیتهای برجسته جمهوری اسلامی از جمله رهبر عزیز و عالم مجاهدمان ، در عملیات آمریکا را نادیده گرفت و از ملت ایران انتظار داشت بدون مطالبه حق ، به همان طرف اعتماد کند؟!
و اگر مقصود از صلح، کنار گذاشتن دشمنی و جلوگیری از جنگ است، چه کسی عاقل با اصل جلوگیری از جنگ مخالفت میکند؟
آقای خاتمی که آغازگر بی حجابی در کشور شدید و دهها خسارت به کشورمان وارد کردید، بحث بر سر این نیست که جنگ مطلوب است؛ بحث بر سر این است که آیا برای جلوگیری از جنگ باید تسلیم خواستههای اهالی اپستین شد؟!
این دو را نباید با هم اشتباه گرفت.
ملت ایران صلح طلب است، اما صلح طلبی با ساده لوحی تفاوت دارد. مذاکره با دشمن نیز فی نفسه نه مقدس است و نه ممنوع؛ مذاکره هنگامی عاقلانه است که قدرت چانه زنی، شناخت دشمن، حفظ منافع ملی و تضمین های واقعی پشت آن باشد. اگر مذاکره قرار باشد به ابزاری برای گرفتن امتیاز از ایران و باز تولید فشار تبدیل شود، دیگر نام آن را نمی توان صرفا صلح گذاشت
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8661
واقعیت این بود که شاهنامه هم انقد قهرمان نداشت
🆔https://eitaa.com/Myidea/8662
🔴 جنگِ اقتصادی را دشمن طراحی کرده، نه مردمِ مبعوث شده ؛ چشمها را باز کنید.
بگذارید رک و روان بگویم: گرانی دلار تقصیر مردم کوچه و خیابان نیست. آن مردمی که الان در گرما و سرما، پایِ جان ایستادهاند تا امنیتِ این کشور را حفظ کنند، نه تنها مقصر نیستند، بلکه قهرمان اند.
شما از پشتِ گوشیِ خود، هر روز پستهای ضدّ انقلابی را بازنشر میکنید، بدون اینکه یک لحظه فکر کنید که این محتواها دقیقاً برای همین ساخته شدهاند: برای اینکه شما را بترسانند، ناامید کنند و به جانِ همدیگر بیندازند. اما مردمِ مبعوثشده، همانهایی که به آنها توهین میکنید، بارها در خیابان ها فریاد زدهاند، اعتراض کردهاند، اما نه برای خراب کردن، برای ساختن.
شما نمی بینید، چون در میدان نیستید. آنها هستند که شب ها نمی خوابند تا شما راحت بخوابید. آنها هستند که جان میدهند تا شما زنده بمانید. حالا شما به جای قدردانی، به آنها میخندید؟ به جای همدلی، توهین میکنید؟
این جنگ اقتصادی را دشمن طراحی کرده، نه مردمِ وسطِ خیابان. پس خواهشاً چشم هایتان را باز کنید و فریبِ این روایت های دروغین را نخورید. اگر غیرت دارید، به جای بازنشرِ محتوایِ دشمن، یک بار پایِ حرفِ مردمِ خودتان در خیابان بنشینید.
مردمِ مبعوث شده ، مغزهای کوچک و زنگ زده نیستند؛ آنها دل های بزرگ و آتشینی دارند که این سرزمین را دوست دارند. شما هم اگر دوست دارید، جایِ توهین، قدرشناس باشید.
این را از تهِ دل گفتم ، نه برای جنگ، برای بیداری.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8663
🔴 آری در ذات اصلاح طلبی ، جز افساد چیزی دیگری نیست
در ذات اصلاح طلبی اصلاح نیست ، اصلاح باید در کارنامه دیده شود، نه در شعارهای انتخاباتی . آنچه مردم امروز می بینند، اما فاصلهای جدی میان وعدههای انتخاباتی پزشکیان و واقعیت اقتصادی کشور است.
جناب پزشکیان با شعار اصلاح امور و بهبود معیشت مردم بر سر کار آمد؛ اما اگر شاخص قضاوت را سفره مردم و ارزش پول ملی بدانیم، رسیدن دلار به ۲۰۰ هزار تومان، زنگ هشدار جدی است. نمی توان همه ناکارآمدی ها را به گردن دشمن انداخت و هم زمان از پاسخگویی درباره عملکرد دولت شانه خالی کرد.
ملت ایران در برابر فشار و تهدید آمریکا و رژیم صهیونیستی ایستاده و هزینه های سنگینی نیز پرداخته است؛ اما یک خطر، گاهی از بیرون کمتر و از درون بیشتر آسیب میزند: سوء مدیریت، تصمیمهای ضعیف و سیاستهای اقتصادی نادرست.
مجلس محترم نباید تماشاگر این روند باشد. وظیفه مجلس، تعارف با دولت نیست؛ نظارت، مطالبهگری و دفاع از منافع مردم است. اگر دولت در مسیر اقتصاد، معیشت و حفظ ارزش پول ملی دچار کجروی شده، مجلس باید شجاعانه و بدون ملاحظات جناحی وارد میدان شود.
مردم دیگر با شعار قانع نمی شوند؛ آنچه می خواهند، نتیجه است. اصلاح اگر قرار است اصلاح باشد، باید اثرش را در سفره مردم، قدرت خرید و ثبات اقتصادی نشان دهد؛ وگرنه تغییر شعارها، هیچ دردی از کشور دوا نمی کند.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8664
16.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 این هم یک نمونه دیگر از اصلاح طلبی که در ذاتش جز ، افساد طلبی و بردن کشور به سمت آشوب و اغتشاش نیست.
همتی حیا کن
نمی تونی رها کن
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8665
🔴 #شبهه
اگر زمین میلیاردها سال پیش شکل گرفته است ، چگونه آفرینش جهان در شش روز که در قرآن آمده ، با یافته های علمی سازگار است؟
✅ پاسخ :
این شبهه از یک پیش فرض نادرست آغاز می شود : اینکه واژه روز و یوم در قرآن حتما به معنای ۲۴ ساعت زمینی است. در حالی که قرآن کریم چنین چیزی نگفته است. قرآن می فرماید :
وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِنْ لُغُوبٍ.
سوره ق، آیه ۳۸
خود قرآن در جای دیگر می فرماید :
وَإِنَّ يَوْمًا عِندَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ
سوره حج، آیه ۴۷
و در آیهای دیگر از روزی سخن می گوید که مقدار آن پنجاه هزار سال است. بنابراین روشن است که یوم در زبان قرآن همیشه به معنای یک شبانه روز زمینی نیست و می تواند به معنای یک دوره و مرحله زمانی باشد
از طرف دیگر، قرآن اصلا درصدد ارائه یک کتاب زمین شناسی یا کیهان شناسی نیست. هدف قرآن بیان حقیقت آفرینش، توحید و وابستگی جهان به خالق حکیم است. اینکه علم امروز درباره عمر زمین، شکل گیری منظومه شمسی و مراحل تحول آن سخن می گوید، نه تنها با اصل آفرینش الهی منافاتی ندارد، بلکه صرفا درباره چگونگی و مراحل طبیعی این فرایند بحث می کند
اینجا یک مغالطه اساسی رخ داده است : توضیح علمیِ چگونگی شکل گیری یک پدیده، به معنای نفی علت الهی آن نیست. اگر زمین شناس بگوید زمین طی میلیاردها سال و در اثر فرایندهای طبیعی شکل گرفته، در واقع درباره سازوکار سخن گفته است، نه اینکه ثابت کرده باشد این جهان خالقی ندارد
مثلا اگر کسی مراحل رشد یک درخت را از دانه تا درخت تنومند توضیح دهد، آیا دیگر می توان گفت پس هیچ علتی برای وجود آن درخت وجود ندارد؟ توضیح فرایند رشد، جای علت و مبدأ هستی را نمی گیرد.
حتی اگر تمام نظریه های علمی درباره عمر زمین و مراحل شکل گیری آن را بپذیریم، یک سؤال اساسی همچنان پا برجاست : خود این جهان، قوانین حاکم بر آن، ماده، انرژی، زمان و نظم شگفت انگیز آن از کجا آمدهاند؟
علم می تواند بگوید جهان چگونه از یک مرحله به مرحله دیگر رسیده است؛ اما اینکه چرا اساسا چیزی به جای هیچ و عدم ، وجود دارد و منشأ اصل هستی و قوانین طبیعت چیست، پرسشی فلسفی و الهیاتی است و با چند عدد درباره عمر زمین پاسخ داده نمی شود.
از این گذشته ، تعبیر شش روز در قرآن را نباید بدون توجه به زبان و سیاق قرآن، به شش شبانه روز زمینی تقلیل داد. بنابراین قرار دادن میلیاردها سال عمر زمین در مقابل شش یوم قرآنی، زمانی یک تعارض واقعی بود که قرآن صراحتا گفته بود خداوند جهان را در شش شبانه روز ۲۴ ساعته زمینی آفریده است ؛ در حالی که چنین تصریحی وجود ندارد.
پس نه علم با اصل آفرینش الهی در تعارض است و نه میلیاردها سال عمر زمین، قرآن را نقض می کند. اشکال از جایی آغاز می شود که یک معنای خاص و اثبات نشده از واژه شش روز را به قرآن تحمیل کنیم و سپس همان برداشت تحمیلی را با یافته های علمی به جنگ قرآن ببریم
قرآن نگفته است خداوند برای آفرینش جهان خسته شده یا به استراحت نیاز داشته است ؛ اتفاقا بلافاصله پس از بیان آفرینش در شش یوم می فرماید :
وَمَا مَسَّنَا مِنْ لُغُوبٍ ؛ هیچ خستگی و درماندگی به ما نرسید.
یعنی قرآن از همان ابتدا راه این برداشت نادرست را بسته است. خالق هستی برای آفرینش، نیازمند استراحت نیست ؛ زمان و فرایند نیز برای او از سنخ نیاز و ناتوانی نیستند.
بنابراین، اگر کسی بخواهد با استناد به عمر میلیارد ساله زمین، قرآن را به چالش بکشد، ابتدا باید ثابت کند که شش یوم قرآن دقیقا به معنای شش روز ۲۴ ساعته است. و این همان حلقه مفقوده استدلال اوست.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8666
زمان:
حجم:
911.2K
🔴 دیشب در برنامه آنلاین ، فردی به نام مسعود مویدی با ادبیاتی هتاکانه در حال طرح ادعاها، تشویش اذهان عمومی و بیان اتهاماتی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی بود.
نکته قابل تأمل اینجاست که ایشان حتی حاضر به شنیدن پاسخ طرف مقابل یعنی بنده نبود؛ چرا که اصلا دعوت نشدم و ایشان یک طرفه مطالب خود را مطرح کرد و به دروغ می گفت : دعوت کردم!! و تا توانست علیه نظام و نیروهای اطلاعاتی ما خزعبلات گفت.
آقای هتاک ، اگر واقعا به دنبال حقیقت و گفتگو بودید، چرا فرصت پاسخ را فراهم نکردید؟ نقد منصفانه با بیان یک طرفه و اتهام زنی تفاوت دارد. کسی که ادعا مطرح می کند، باید شجاعت شنیدن پاسخ و پذیرش گفتگو را هم داشته باشد. بیان مطالب خلاف واقع و فرار از گفتگوی منطقی، با شأن انسان بودن سازگار نیست.
ضمنا این شما بودید که قبلا هم چندین بار بدلیل درماندگی از پاسخگویی و مناظره ، بنده را از استیج تان حذف کردید!!
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8667
🔴 لعنت بر گرانی ، لعنت بر نداری
گرانی فقط بالا رفتن عددها در بازار نیست؛ وقتی سفره کوچک تر می شود، وقتی پدری شرمنده خانوادهاش می شود، وقتی جوانی به خاطر هزینه های سنگین زندگی از ازدواج و آینده سازی باز می ماند، یعنی یک درد اجتماعی شکل گرفته است
مردم از مسئولان انتظار دارند با شعار و وعده، مشکلات را پنهان نکنند؛ بلکه با برنامه، نظارت دقیق و مدیریت درست، برای کاهش فشار اقتصادی قدم بر دارند. اقتصاد باید به گونهای اداره شود که کرامت مردم حفظ شود و تلاش یک انسان برای تأمین زندگی، نتیجهای شایسته داشته باشد.
مردم صبورند ، اما فشار معیشتی هم حد و اندازهای دارد. امروز صحنه ای دیدم که واقعا دلم به درد آمد ؛ فردی بی بضاعت را دیدم که با سختی روزگار می گذراند، و در همان محل فردی را دیدم که فقط ارزش خودروی او چند ده میلیارد تومان بود.
این فاصله های سنگین اجتماعی ، زنگ خطری است که نباید نادیده گرفته شود. صدای سفره های کوچک شده و مشکلات معیشتی مردم باید شنیده شود، پیش از آنکه گلایه ها به نارضایتی های عمیقتر تبدیل شود.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8668
🔴 علم میگوید چگونه ؛ دین میگوید برای چه؟
گاهی اوقات می شنویم که می گویند ما در قرن ۲۱ زندگی میکنیم؛ دیگر نباید از دین و آموزههای هزار و چهارصد سال پیش سخن گفت. باید به سمت علم، فناوری و پیشرفت حرکت کنیم و الگوی خود را کشورهایی مانند آمریکا و کشورهای اروپایی قرار دهیم. به زعم این افراد، علم می تواند مشکلات بشر را حل کند و دین دیگر جایگاه چندانی در جهان جدید ندارد.
اما در این نگاه، یک مسئله اساسی نادیده گرفته می شود : آیا علم به تنهایی می تواند انسان را نجات دهد؟
تردیدی نیست که علم یکی از بزرگترین دستاوردهای بشر است. پزشکی، ارتباطات، حمل و نقل، فناوری و بسیاری از امکاناتی که زندگی امروز را آسانتر کردهاند، محصول پیشرفت علمی هستند. اسلام نیز نه تنها با علم مخالف نیست، بلکه انسان را به تفکر، تعقل، شناخت جهان و طلب دانش دعوت کرده است.
مسئله، مخالفت با علم نیست؛ مسئله، علمِ جدا شده از اخلاق و ایمان است.
علم به انسان قدرت میدهد، اما به تنهایی تعیین نمیکند که این قدرت باید در چه مسیری به کار گرفته شود. علم می تواند دارو تولید کند و جان انسانها را نجات دهد، اما همان علم می تواند بمب اتم و سلاحهای ویرانگر نیز بسازد. فناوری می تواند ارتباط میان ملت ها را آسان کند، اما میتواند به ابزار جاسوسی، جنگ روانی و سلطه بر ملت ها نیز تبدیل شود.
بنابراین سؤال اساسی این نیست که انسان چقدر علم دارد؛ بلکه باید پرسید این علم در خدمت چه هدفی قرار گرفته است؟
اگر علم با اخلاق همراه نباشد، ممکن است انسان را قدرتمندتر کند، اما الزاما او را انسان تر نمی کند.
تاریخ معاصر شواهد فراوانی برای این واقعیت دارد. قدرتهای بزرگ جهان، به ویژه در دوره استعمار و پس از آن، از پیشرفته ترین فناوری های نظامی برای جنگ، مداخله و تأمین منافع سیاسی و اقتصادی خود استفاده کردهاند. در تاریخ ایران نیز کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یکی از نمونه های مهم مداخله قدرت های استبکاری در سرنوشت سیاسی کشور است.
در دهه های بعد نیز جنگها و مداخلات نظامی در منطقه غرب آسیا و دیگر نقاط جهان، بارها نشان دادهاند که فناوری پیشرفته الزاما به معنای صلح و عدالت نیست. هواپیماهای مدرن، موشک های دقیق، ماهوارهها و سامانه های پیشرفته نظامی، هنگامی که در چارچوب اخلاق و عدالت مهار نشوند، میتوانند به ابزار ویرانی تبدیل شوند.
حادثه تلخ سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران در سال ۱۳۶۷ نیز نمونهای دردناک از همین واقعیت است؛ حادثهای که به کشته شدن ۲۹۰ انسان انجامید و یا جنایت بزرگ مدرسه میناب که ۱۶۸ دانش آموز معصوم را پرپر کردند. اینجا دیگر نمی توان گفت مشکل بشر، نداشتن علم و فناوری است. فناوری وجود داشت؛ اما آنچه اهمیت داشت، مسئولیت اخلاقی انسانِ برخوردار از قدرت بود.
حتی امروز نیز کافی است به جنگ ها و بحران های مختلف جهان نگاه کنیم تا ببینیم پیشرفت تکنولوژیک چگونه می تواند در خدمت قدرت های استکباری قرار گیرد. ابزارهای مدرن جنگی، بدون یک چارچوب اخلاقی و انسانی، نه تنها صلح را تضمین نمی کنند، بلکه می توانند دامنه ویرانی را گسترده تر کنند.
از همین جا تفاوت میان علم و هدایت روشن می شود.
علم به ما می آموزد که چگونه می توانیم کاری را انجام دهیم؛ اما این اخلاق و جهان بینی است که باید به ما بگوید آیا انجام آن کار درست است یا نادرست.
علم میتواند امکان ساخت سلاحی بسیار قدرتمند را فراهم کند، اما به تنهایی نمیتواند پاسخ دهد که استفاده از آن علیه انسان بی گناه چه حکمی دارد. علم میتواند امکان دستکاری ژنتیکی انسان را فراهم کند، اما اینکه مرز اخلاقی این کار کجاست، صرفا با فرمول های علمی تعیین نمی شود.
اینجاست که دین و ایمان، رقیب علم نیستند؛ بلکه میتوانند جهت و غایت استفاده از علم را مشخص کنند.
اسلام نمی گوید علم را کنار بگذارید و به گذشته بازگردید. اسلام می گوید علم را در خدمت حقیقت، عدالت و کرامت انسان قرار دهید. از نگاه قرآن، انسان موجودی صاحب عقل، اختیار و مسئولیت است و قدرت او باید با تقوا و عدالت همراه باشد.
پیشرفت واقعی فقط این نیست که انسان بتواند سریع تر حرکت کند، بیشتر تولید کند یا سلاح های دقیق تری بسازد. پیشرفت واقعی آن است که هر چه قدرت انسان بیشتر میشود ، مسئولیت اخلاقی او نیز بیشتر شود.
چه فایدهای دارد انسانی به پیشرفتهترین فناوریها دست پیدا کند، اما هنوز نتواند جلوی ظلم به انسانهای بی گناه را بگیرد؟
چه فایدهای دارد کشوری به قله فناوری برسد، اما فناوری خود را در خدمت جنگ، سلطه و منافع نامشروع قرار دهد؟
مشکل بشر امروز کمبود علم نیست. بشر امروز بیش از هر زمان دیگری دانش و فناوری در اختیار دارد؛ اما پرسش بزرگ همچنان باقی است: این قدرت عظیم را چگونه باید مهار کرد؟
ادامه .... 👇