«عزیزِ من
من رفتار و حرفهای آدمها را فراموش میکنم ، اما احساسی که در من ایجاد کردهاند را، نه»
هدایت شده از اسپرسو
به نظرم تنها قسمت خوب و واقعی که از زندگی مونده، خوابه.
وقتی با خودم خلوت میکنم، مثل اینه که بیرون رفته باشم.
تو خودم گُم میشم... گردش میکنم...
درون آدما بی نهایت بزرگه.
یک روزهایی هست ، بی محتوا و نامعلوم ، روزهایی که آدم دنبال معنایِ چیزی میگردد که به آن آویزان شود و هیچ نمییابد ، آن وقت دائم فرو میرود ، دائم.
بیاید بپذیریم طبیعیه که آدم آنلاین باشه ولی حوصله نداشته باشه جواب بده.
وسط خوندن یه سری چتای قدیمی دلم میخواد دست بندازم دور گردنم بعد خفه کنم خودمو