"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"فورنده فعلا
ولی روز باحالی بود .
و پایانش هم روز باحالی بود .
«وقتی تو کنارم هستی، کیفیتی عمیقتر از زندگی را تجربه میکنم. یک جور زیستنِ آدمگونه، در بهشت.»
صحبت کردن با او همانند باریدن باران بود ، همانقدر آرام ، زیبا و با آرامش .
خستگیِ من ناشی از زندگی است. از خودِ خود زندگی. از اینکه باید راه بروم، حرف بزنم، ارتباط برقرار کنم و یا حتی کاری نکنم. همین زنده بودن خستهام کرده است. نمیدانم این خستگی چطور میرود.
ولی باور کنید غم وزن داره ، وقتی غمگینی کندتر میشی، اگر دراز کشیده باشی نمیتونی بلند شی، راه رفتنی دوست داری پخش زمین شی. اصلا انگار دستگاه پرس داره بهت فشار وارد میکنه.