کنارش اصراری به قوی بودن نداشتم؛ شاید بتوان گفت این بالاترین مرحله دلدادگی در دنیای من بود.
آخر شبا دلم میخواد برم بغل مامانم گریه کنم بگم من هنوز بزرگ نشدم تو درسام کمکم کن، اجازمو بگیر نرم کلاس، مواظب باش بقیه اذیتم نکنن، بهم محبت کن.
شما رو نمیدونم؛ ولی من نیاز دارم یه روزایی از ماه رو اختصاص بدم به هیچ کاری نکردن، هیچ کسی رو ندیدن، هیچ چیزی نشنیدن و هیچ حرفی نزدن.